به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کهگیلویه و بویراحمد، به نقل از وب سایت شخصی حجتالاسلام امرالله اندرزیان، حجتالاسلام امرالله اندرزیان، عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج در یادداشتی نوشت: یکی از اهداف اصلی و اساسی انبیاء عظام، سفیران الهی و حکومت مهدوی، ایجاد قسط و عدالت در میان مردم بود (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.سوره حدید آیه 25). بنابراین درباره عدالت و رابطه عدالت اخلاقی و اجتماعی نکاتی را به عرض میرسانم:
برقراری قسط و عدالت در میان جوامع انسانی از اهداف مهم انبیاء و یکی از مهمترین وظایف آنها برای ایجاد برابری و برادری، برای احقاق حقوق آنها، برای رفع تبعیض و نابرابری، برای ایجاد بستری جهت فلاح و رستگاری و سعادت انسانها بوده است.
خدای متعال با بیان مراتب قسط و عدل وظایف همگان را مبرهن و مشخص کرده که چگونه از ابتدا تا انتهای راه را ببیند و بروند، اول همگان را به عدل و احسان امر می کند (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ–سوره نحل آیه 90) در مرتبه دوم وظیفه همگان را قیام به قسط و عدل میداند که یعنی نه تنها خود عادل باشد و عدالت را رعایت کند بلکه دیگران را به انسجام قسط و عدل وادار نماید (.لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.سوره حدید آیه 25) و در مرتبه سوم وظیفه و تکلیف همگان را قوّام به قسط و عدل میداند (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ...آیه 135 سوره نساء) قوّامین جمع قوّام صیغه مبالغه به معنی بسیار قیام کننده است یعنی باید در هر حال و در هر کار و در هر عصر و زمان قیام به عدالت کنید که این عمل خلق و خوی شما شود و کمترین انحرافی به هیچ طرف پیدا نشود. (تفسیر نمونه ج4 ص16)
برای آمادگی در اجرای مراحل قسط و عدالت در عرصه اجتماعی باید عدالت اخلاقی را در روح و جان خود پیاده و به صورت خلق و خو و ملکه در بیاوریم تا بتوانیم عدالت اجتماعی را در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، بینالمللی و ... پیاده کنیم.
حکما و فلاسفه الهی میگویند عدالت اجتماعی تابع عدالت اخلاقی است تا عدالت اخلاقی در فرد و افراد ایجاد نشود عدالت اجتماعی تحقق پیدا نمیکند، چراکه عدالت نه با خرید و فروش و معامله و معاهده و داد و ستد حاصل میشود و نه با قرارداد بستن، وقت و زمان تعیین کردن و نه با آرزوی بدون عمل و یا آه و افسوس نسبت به گذشته بلکه باید کمر همّت بست و عدالت اخلاقی را به عنوان یک فضیلت اخلاقی در درون خویش با جهاد و فداکاری و تزکیه نفس و مبارزه با شیاطین و حبّ دنیا بدست آورد.
حکمای الهی برای تحقق عدالت اخلاقی نسخهای ارائه میدهند که بدون عنایت و توجه و عمل به آن دست یابی به اهداف مورد نظر امکانپذیر نیست. میگویند عدالت اخلاقی یعنی تسلّط عقل نظری بر قوای ادراکی که شامل (وهم، خیال، حس، شک، ظن و...) و تسلّط عقل عملی بر قوای تحریکی که شامل (شهوت، غضب و غرائز دیگر همانند حبّ ذات، حبّ شهرت و ظهور، حبّ ریاست و...) میشود. وقتی عقل نظری و عملی بر قوای ادراکی و تحریکی تسلّط پیدا کردند و آنها را تعدیل و به حدّ وسط که وظیفه اصلی آنهاست آوردند عدالت اخلاقی در روح و جان این شخص ایجاد و به تبع آن عدالت اجتماعی در سطح خانواده و جامعه و روابط بینالملل تحقق پیدا میکند.
تا عدالت اخلاقی در درون انسانها ایجاد نشود (که از لوازم اصلی آن نیز معرفت و شناخت کامل نسبت به داشتهها و سرمایههای خویش میباشد) باید شاهد پیمان شکنیها و نقض عهدها، شاهد تبعیض و رانت خواریها، شاهد اختلاس و ویژه خواریها، شاهد فرار مالیاتی و حرام خواریها، شاهد فاصله طبقاتی و اشرافیگریها، شاهد میل به دنیا و تجمّل پرستیها، شاهد خیانت به مردم و جاسوسی برای دشمنان، شاهد آمار بالای طلاق و فروپاشی خانوادهها، شاهد هجوم جاه طلبان و شیفتگان قدرت، شاهد خیانت در امانت و بی توجّهی به ارزشهای اسلامی و انقلابی و... باشیم.
برای تعدیل قوای درون نیازمند شکوفایی عقل و حاکمیت او بر این قوا هستیم و شکوفایی عقل بدون ارتباط و عمل به وحی و معارف قرآن و عترت (آنگونه که در خطبه اول نهج البلاغه آمده: لیثیروا لهم دفائن العقول) امکانپذیر نیست که در نتیجه هیچ فرد و افرادی از مسئولین و مدیران تا افراد عادی بدون توجه و رعایت این نکته نمیتوانند بوی عطر عدالت اخلاقی را از درون جان خود استشمام کنند بلکه بوی کنیف فسق و فجور، تبعیض و رانت و پارتی، طغیان و تعدّی شهوت و غضب یا وهم و خیال و... را متوجه خواهند شد.
ریشه تمام نابسامانیها و آسیبهای اجتماعی بخاطر فقدان عدالت اجتماعی و در اساس، نبود عدالت اخلاقی است کسانی که میخواهند با آسیبهای اجتماعی با گستره عظیم آن مبارزه کنند راهی جز هدایت مردم و بویژه مدیران و مسئولین بسوی کسب عدالت اخلاقی ندارند چون فساد مالی و اخلاقی با همه ابعادشان خبر از غلبه شهوت بر عقل میدهد و هرگونه فساد فکری، علمی و عملی خبر از کودتای وهم و خیال بر عقل میدهند و هر گونه جنایت و آدم کشی خبر از حاکمیت غضب بر عقل میدهد و... بنابراین برای مبارزه با آسیبهای اجتماعی راهی جز آراستگی به زیور عدالت اخلاقی و اجتماعی و آزادی عقل از اسارت قوای درون همانند شهوت و غضب وجود ندارد.
سیستم آموزشی ما از مدرسه تا دانشگاه این آمادگی را ندارد که بتواند نیروهای خود را مزیّن به مراتب عدالت کند و زمینه ساز حکومت مهدوی باشد، چراکه بدون تزکیه و تهذیب (که مقدّم بر آموزش است و آموزش مقدّمه آن است و در مدارس و دانشگاههای ما به عکس آنچه قرآن فرموده عمل میشود) عدالت اخلاقی و به تبع آن عدالت اجتماعی تحقّق پیدا نمیکند و بدون اینها کودتاها در درون انسان و بعد در بیرون صورت میپذیرد که به تبع آن آسیبها، معضلات و مشکلات فراوان بوجود میآید که یکی از نمونههایش اختلاسهای میلیاردی است که از رسانهها به گوش میرسد.
قابل توجّه تصمیمسازان، تصمیمگیران، احزاب، جناحها، اقوام و طوایف با رفتن جناحی و آمدن جناحی دیگر یا رفتن مسئولی و انتخاب دیگری مشکل مردم حل نمیشود مگر حرکت در مسیر قرآن و عترت و تحصیل عدالت اخلاقی و عدالت اجتماعی وگرنه هر روز شاهد افزایش پروندهها در محاکم کیفری و گسترش آسیبهای اجتماعی هستیم.
وقتی عدالت اجتماعی در خانواده، اجتماع، محیط کار و تلاش، محیط تعلیم و تربیت و... رعایت نشود حاکی از فقدان عدالت اخلاقی در این عرصهها است و نبود عدالت اخلاقی موجب سربرآوردن شرک خفیّ و کفر عملی، در رفتار و عملکرد انسانها میشود و همین علت قاطع بر نهادینه نشدن معارف عمیق الهی در درون جان و فقدان اخلاص و قرب الهی است که اینها دلیل واضح و روشن بر عدم شکوفایی عقل و حکمت نظری و عملی و افسار گسیختگی قوای درون و تعدّی و تجاوز آنها با حمایت نفس و شیطان و شکستن حریمها و حلال و حرامهای الهی و به تبع آن گسترش آسیبهای مضرّ و مخرّب در سطح خانواده و جامعه و کمک به جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن است. بنابراین با عدالت اخلاقی و اجتماعی میتوان جلوی هرگونه آسیب، هرگونه ظلم و بیدادگری، هرگونه فساد و تبعیض، هرگونه اختلاف و دشمنی و هرگونه ... را گرفت چراکه این افراد مزیّن به معرفت و علم نافع، عقل شکوفا و بندگی خدا هستند.