کد خبر: 3669875
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۵

رحمتی به گستره انسانیت در منش رسول مهربانی‌ها

گروه معارف: رحمت و مهربانی رسول الله(ص) همه مرزها را درنوردید، فقط اهل فامیل و قوم و خویش را فرا نمی‌گرفت و حتی سلمان غیر عرب را نیز شامل می‌شد، تهی دستان نیز در زیر چتر این مهربانی بودند و کارگران بوسه پیامبر(ص) بر دستانشان را تجربه کرده بودند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان‎جنوبی، وقتی خداوند محمد امین(ص) را به بشریت هدیه داد مهربانی و رحمت معنای دیگری گرفت. مهربانی به فراتر از مرزهای خانوادگی و قوم و خویشی گسترش پیدا کرد و وسعتی به گستره انسانیت به خود گرفت.
این سخن اغراق نیست، مگر نه اینکه رحمتش سلمان فارسی را که نه عرب بود و نه قریشی فراگرفت و او را با مهربانانه ترین الفاظ خطاب کرد و گفت سلمان از اهل بیت من است و شاید عرب متعصب آن روز از خود می‌پرسد این هم محبت به یک عجم غریبه چه معنا دارد.
رحمت او فقط دختر خودش را در بر نگرفت و فقط نسبت به خانواده خودش این مهر را نداشت. گاه این رأفتش شامل حال دختر کنیزی که پول اربابش را گم کرده بود می‌شد و مهربانانه پولی به او داد و گفت دیگر اربابت با تو کاری ندارد.
و گاه این رحمت شامل حال دختری می‌شد که می‌خواستند به رسم عرب جاهلی به زور به ازدواج پسرعمویش دربیاورند و او تنها پناه را رسول خدا(ص) دید که این ماجرا را شاگرد مکتب محمد امین(ص) شهید مطهری در کتاب داستان راستانش نقل کرده است.
محبتش نه فقط بزرگان و پیران جمع را فرا می‌گرفت بلکه جوانان و روحیات آنان را می‌شناحت. مگر نه اینکه بارها شنیده‌ایم در روزهای آخر اسامه جوان را علی‌رغم اعتراض فرمانده سپاهش کرد و بارها و بارها نیز به علی(ع) جوان مأموریت‌های مهم داد و این یعنی من به شما جوانان اعتماد دارم.
محبت او نه فقط مردان جامعه بلکه زنان جامعه را نیز فرا گرفته بود و نیازهای آنان را مد نظر داشت. مگر نه اینکه نقل است روزی زن وارد مسجد شد و به رسول خدا(ص) گفت من نیاز به همسر دارم و حضرت در همان مسجد شرایطی را فراهم کرد که او همسر خود را انتخاب کند.
او بارها و بارها می‌گفت زنان را جز بزرگواران گرامی نمی‌دارند و جز افراد پست کوچک نمی‌شمارند. آنقدر به همسر خودش خدیجه(س) حتی بعد از فوت وی مهر می‌ورزید و یادش را گرامی می داشت که برای بسیاری از افراد سؤال شده بود.
برای عرب جاهلی که زن را اهل کرامت فرض نمی‌کردند باعث تعجب بود که او هر وقت گوسفندی را قربانی می‌کرد مقداری را برای افرادی می‌فرستاد که دوستان حضرت خدیجه بودند و افرادی را به واسطه آشنایی با خدیجه(س) گرامی می‌داشت.
رحمت او فقط طبقات بالای اجتماعی را فرا نگرفته بود. دست کارگر را می‌بوسید. جویبر را که هیچ نداشت را تکریم کرد و زمینه ازدواج او زلفا دختر یکی از سرشناسان عرب را فراهم کرد و می‌گفت هر کس ثروتمندی را برای ثروتش تعظیم کند، دو سوم دینش را از بین برده است.
و در نهایت محبتش فقط انسان را فرا نمی‌گرفت. بارها می‌گفت هر کس شاخ درختی را بشکند گویا بال فرشته‌ای را کنده است. فردی که گوش چهارپایش را داغ کرده بود را مذمت کرد و زنی را که گربه‌ای را در زیر زمین خانه‌ اش محبوس کرد تا بمیرد از بهشت دور خواند.
آری او واقعا رحمت للعالمین بود.
حکیمه بهمن زاده

captcha