گروه اجتماعی ـ مادامی که شوق ذاتی در دل معلم وجود عینی نداشته باشد، ایجاد تصنعی این شوق و انتقال آن به جامعه هدف، دشوار و اثربخشی و کارآیی و بهره وری لازم را نخواهد داشت. شایسته است که حرمت برباد رفته معلم در امور معیشتی در جامعه احیا شود.
به گزارش ایکنا از کهگیلویه و بویراحمد، معلم مستقیما با قشر وسیعی از جامعه در مقاطع سنی خردسالی، نونهالی، نوجوانی و جوانی ارتباط دارد.
ارتباط معلم با این اقشار نه تنها فیزیکی و گذرا است، بلکه در بهترین بازه سنی مستعد برای یادگیری، مستقیما با دل، مغز و روح این طیف بزرگ از جامعه مواجه اند.
در این شرایط با پتانسیل یادگیری بالا، پرورش و شکلگیری خمیرمایه شخصیت وراث آینده و جگرگوشههای خانوادهها و آینده سازان مملکت، در دستان معلم قرار دارد.
مسئولیت عمده آموزش و پرورش، تعامل هنجاری و ساختاری و شکوفایی همه استعدادهای موجود در مسیر صحیح این اقشار است. بنابراین نباید در محیط آموزش و پرورش کمترین استعداد هم هدر رود.
تحقق این موضوع، بکارگیری علم، تعهد، تدین، تقید به انجام تکالیف و همه ذخیرههای حقیقی و مؤلفههای مثبت شخصیت و از همه مهم تر انگیزه معلم را میطلبد.
در چنین روز رویایی، معلم در دل خانوادهها و آحاد مردم و به ویژه جوانان جامعه از محبوبیت، کرامت و ارزش بایسته، برخوردار است.
معلم زبردست و آگاه به شیوه تعلیم و تربیت، کرامت و حرمت پیدا میکند و این تنها نیمی از نماد حرمت بایسته معلم را به نمایش میگذارد، زیرا در شرایطی که نوکیسههای بی رحمی بر گوشه و کنار نظام اقتصادی کشور مسلط شده و زندگی را بر مردم دشوار ساخته و بر فرار مغزها تاثیرگذاشته و استفاده حداکثری از منابع کشور به خصوص از منابع انسانی دلسوز و توانمندی که در کشور میمانند، صورت نمیپذیرد.
نباید رنج فقر، تنگناهای معیشتی و دغدغه اداره امور زندگی، موجبات سلب انگیزه را از وجود این سرمایه های معنوی اجتماع فراهم سازد.
معلم در پردازش ساختاری ذهن و تحریک انگیزه شوق در دل فراگیران خود، نقش انکار ناپذیر دارد.
مادامی که شوق ذاتی در دل معلم وجود عینی نداشته باشد، ایجاد تصنعی این شوق و انتقال آن به جامعه هدف، دشوار و اثربخشی و کارآیی و بهره وری لازم را نخواهد داشت. شایسته است که حرمت برباد رفته معلم در امور معیشتی در جامعه احیا شود، چرا که باید شوق و ذوق و عشق مقدس در اساس فرایند یادگیری ـ یاددهی از سوی معلم، در دل فراگیران القا و ایجاد گردد.
چنین به نظر میرسد، آنان که در ادوار مختلف در موضع قانونگذار و یا عامل اجرائی، تولید را عامل و پارامتر مؤثر در افزایش حقوقی میدانند و در تصمیم گیریها و تصمیم سازیهای خود بر آن اصرار دارند غافل از این اصل مهم هستند که تولید خدمت در بسیاری از موارد ارزش بالاتر و والاتری در مقایسه با تولید کالا دارد.
گویا نمیدانند برونداد تربیت و پرورش جامعه تعلیم و تربیت و دست پروردگان معلمین هستند که چرخش امور مملکت را در فردا و فرداها عهده دار خواهند بود و یا شاید از قدر و عظمت و اندازه سنگینی بار روحی زحمات یک معلم بی خبرند و بر اندازه و میزان اثر بخشی زحمت آنان واقف نیستند.
یقینا دلواپسی، استرس، شک و تردید معلم در حوزه امور معیشتی ناخواسته بر مخاطب اوتاثیرگذاشته و القاء تاثیرات منفی این ناهنجاریها به دانش آموزان و انتقال آن به خانوادهها، از جامعهای پژمرده، کم امید، بی انگیزه و ... برای بلند مدت این کشور خبر میدهد.
بهتر است تا دیر نشده، مسئولین هم در عرصه قانونگذاری و هم در حوزه اجرایی، کمی کاربردیتر، به صورت علمی و پژوهشی به این تهدید بزرگ بنگرند و نسخه ای عملیاتی با قابلیت اجرا در کوتاه مدت و تعمیم آن به بلند مدت پیچیده و در عرصه عمل به نمایش بگذارند و یکبار برای همیشه این مشکل مرتفع و جامعه و اقتصاد از عوارض سالیانه ناشی از این بحران رهایی یابند.
منبع: صبح زاگرس
انتهای پیام