
علی عبدالعلیزاده، کارگردان سینما در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه افول سینمای کودک ارتباط مستقیمی با کیفیت تولیدات این حوزه دارد تصریح کرد: وقتی این ژانر را ارزیابی میکنیم، شاهد اظهارنظرهای متفاوتی هستیم، برخی شرایط اکران و برخی دیگر عدم سیاستهای حمایتی یا فراگیر شدن ماهوارهها را علت این امر میدانند، البته همه این موارد در این موضوع دخیلاند، اما به اعتقاد من کیفیت آثار مهمترین دلیل این امر است.
کیفیت آثار عامل تضمین فروش
وی افزود: فیلم کودک یا هر اثر دیگری اگر کیفیت لازم را داشته باشد، قطعاً فروش مطلوبی هم خواهد داشت، اما وقتی اثر کیفیت و محتوای خوبی نداشته باشد، دیگر نمیتوان در این زمینه متوقع بود. نکته مهمی که در آثار کودک باید در نظر گرفت به ارتقای سواد رسانهای مربوط میشود، اولین قدم در بحث سواد رسانهای به فیلمنامه باز میگردد. وضعیت فعلی آثار حاکی از آن است که سازندگان این تولیدات در این حوزه دانش و آگاهی کافی ندارند.
کارگردان فیلم «تارزن و تارزان» گفت: خلق موقعیت فانتزی گام بسیار مهمی در فیلمسازی برای کودکان است. کودکان دوست دارد، آنچه را در کتابهای قصه میخوانند در قالب فیلم هم مشاهده کنند و من همواره تلاش کردم این موضوع را در آثارم لحاظ کنم. البته به دلیل برخی محدودیتها شاید نتوان تمام فانتزیهای کودکان را تصویرسازی کرد، اما تکنیکهای جدید تا حدی به ما در این زمینه کمک کرده است.
نبود امکانات به معنای انفعال سینمای ایران نیست
وی در پاسخ به این سؤال که آیا فیلمهایی که در سینمای کودک تولید میشوند، توان رقابت با محصولات مشابه خارجی را دارند گفت: برخیها تصور میکنند، نبود امکانات لازم در سینمای ایران سبب انفعال آن در برابر سایر محصولات شده است. این نگرش درست نیست زیرا حاکی از تأثیرپذیری و تسلیم فرهنگی است. مخاطب در قدم اول دوست دارد فیلمی را که میبیند، متناسب با فرهنگ بومیاش باشد، به همین جهت با وجود تمام محدودیتها باز محصول داخلی را ترجیح میدهد. مثلاً فیلم «شاهزاده روم» شاید در ظاهر قابل مقایسه با انیمیشنهای خارجی نباشد، اما، موضوعش برای تماشاگران بسیار جذاب است و از آن استقبال خوبی صورت گرفته است. این اتفاق برای «فیلشاه» هم رخ داد.
وی متذکر شد: سینمای کودک قابلیت فرامرزی دارد و کشورهای فارسی زبان میتوانند مخاطب فیلمهای کودک ایران باشند، اما به دلیل عدم حمایتهای لازم در این زمینه محصولات ایرانی فروش بینالمللی ندارد. در حالیکه در بسیاری از کشورها در این زمینه تلاشهای فراوانی صورت میگیرد تا آثارشان را به سایر کشورها عرضه کنند و ما در این زمینه کاملاً کم کاریم.
وی با اشاره به اینکه برای ساخت هر ژانری نیاز به متخصصان امر به عنوان کارشناس است اظهار کرد: در آثار تاریخی و علمی همواره کارشناسان گوناگون گروه تولید را همراهی میکنند و در حوزه سینمای کودک هم باید از کارشناسان تربیتی و روانشناسان کودک دعوت کرد تا بتوان در زمینه افزایش سواد رسانهای در کودکان گامی مؤثر برداشت. قطعاً حضور کارشناسان باید کاربردی باشد و کارگردان حتماً پیشنهادات آنها را لحاظ کند و اینگونه نباشد که فیلمساز پس از مشاوره همچنان کارش خودش را انجام دهد.
این فیلمساز یادآور شد: برای افزایش سواد رسانهای در جامعه ابتدا باید مدیرانی را برگزید که خود با این مقوله آشنا باشند زیرا مدیری که سینما را نمیشناسد در نتیجه سلیقه کودک را هم نخواهد شناخت و برایش اهمیتی ندارد که در این زمینه چه رویکردی باید داشت، به همین جهت سیاستگذاری بر هنر هفتم امر خطیری است.
مردم و رسانه دو عنصر اثرگذار
وی با تأکید بر اینکه بخشی از سواد رسانهای در سینمای کودک مربوط به رسانهها و مردم است بیان کرد: معمولاً در ارزیابیهایمان تنها به سینماگران و مسئولان میپردازیم، اما بخشی از سواد رسانهای مربوط به اهالی رسانه و مردم است. ابتدا باید به رسانهها پرداخت. وقتی به مطبوعات سینمایی نگاه میکنید کمتر در آنها به حوزه سینمای کودک پرداخته میشود و آثار کودکان در این نشریهها نقد نمیشوند و نکته بعدی هم به مخاطبان مربوط میشود. مردم به دلایل مختلف گرایش عجیبی به فیلمهای کمدی دارند، به همین جهت فیلمهای کودک کمتر مورد توجه قرار میگیرد درصورتیکه اگر جامعه آگاه شود و دانش سینمایی مخاطبان افزایش یابد سینمای کودک هم جایگاه خودش را خواهد یافت.
عبدالعلی زاده در پایان تأکید کرد: قطعاً مباحث دیگری در مقوله سواد رسانهای دخیلاند اما باید بر این موضوع تأکید کرد که سینمای کودک پایه و اساس سینماست و اگر رونق نداشته باشد سینمای ایران به فروغ نخواهد رسید.
گفتوگو از داوود کنشلو
انتهای پیام