یک روانشناس بالینی گفت: ما انسانهای دلبسته حمایت شدن با هر باور معنوی، دین و آئینی با دعا کردن بهدنبال این موضوع هستیم که آن نیروی حامی و تکیهگاه همواره مراقبمان باشد و امنیتبخشی و بخشش و حفاظت را در قبال ما داشته باشد. 
مژده ارشادی، دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه در چهارمحالوبختیاری در گفتوگو با ایکنا با اشاره به آیه ۱۸۶ سوره مبارکه «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ»، اظهار کرد: آنچه از این آیه میتوان فهمید باور داشتن و نیاز انسانها به نیرویی پرقدرتتر و حامیتر و مهربانتر از خود بر خویشتن است؛ لذا وقتی انسان لحظهای به عظمت هستی میاندیشد خود را ذرهای کوچک در برابر گستردگی نظام هستی، دیگرگونی موجودات و عالم و... مییابد و زمانی که گوشه قلبش خالی است، اعتقاد و باور به بودن تکیهگاه و حامی او را دلگرم میکند. درست مانند نیاز دلبستگی طفلی که هرجا اذیت و ناراحت شود و نیاز به امنیت داشته باشد به دامان پدر و مادر باز میگردد.
وی ادامه داد: ما انسانهای دلبسته حمایت شدن با هر باور معنوی و دین و آیینی با دعا کردن بهدنبال این موضوع هستیم که آن نیروی حامی و تکیهگاه همواره مراقبمان باشد و امنیتبخشی و بخشش و حفاظت را در قبال ما داشته باشد و ما را از شرایط ناگوار و نامطلوب نجات دهد. این نیاز به نیروی حمایتگر که در دین ما خداوند متعال است، یک اصل است چه انسان آنرا بپذیرد و چه قبول نداشته باشند.
ارشادی با اشاره به ورود معنویت به حیطه کاری رواندرمانی، بیان کرد: در علم روانشناسی بیش از ۳۰ سال قبل، معنویتگرایی بهگونه رسمی وارد کار روانشناسی شده و بهعنوان چهارمین بُعد این علم در کنار سه بُعد زیستی، علمی و اجتماعی مورد توجه است چرا که اختلالات روانی و خلقی دنیای امروز نیازمند یک سیستم دفاعی قوی از حیث روانی هم هست تا از تبعات این دست اختلالات بکاهد و فرد از بیانگیزگی و مرگ و نیستی نجات یابد.
عضو انجمن روانشناسی اجتماعی ایران با ذکر اینکه گسیختگیهای معنوی تبعات سنگینی را بر جوامع بشری حاکم کرده است، ادامه داد: شرایط پرتنش و اتفاقات ناگوار زندگی انسان و پدیدههای امروزین نظیر همهگیری کرونا انسانها را به سمت اضطراب، اختلالات خلقی و روانی و افسردگی سوق میدهد؛ این فجایع ناگوار سبب میشود که جامعه از شادی دور و ترسان و نگران شود و در چنین شرایطی انسان نیازمند معنویت و دعا و نیایش و توسل به خداوند بهعنوان نیروی برتر و حامی است.
آنچه که امروزه در روانشناسی با عنوان معنویتگرایی مطرح است دقیقا پرداختن به این مقوله از دعا و نیایش است که معنویت و دعا و نیایش باید انسان را به تلاش و کار بیشتر با امیدواری و اعتماد به نفس سوق دهد تا انسان مانع را اگر نه یکباره اما چندباره از پیش رو بردارد و حتی اگر برداشته نشد بعدها فرصتی پیش خواهد آمد که مانع با روشی تازهتر رفع شود.
ارشادی تأکید کرد: گره زدن شرایط نامطلوب و تلخ جامعه به معنویت و رنگ باختن الگوهای دینی در جامعه سبب میشود که افراد جامعه این نگرانیها و تنشها را درونی کنند و ناکامیها و محرومیتها انسان را به سمت پرخاشگری سوق میدهد که تبعات ناگوار و جبرانناپذیری بر جامعه خواهد داشت؛ امروز گسیختگی معنوی افراد سبب شده که در کف جامعه شاهد ناهنجاریها و آسیبهایی نظیر خودکشی، دیگرکشی، دعواهای خانوادگی، نزاع و درگیری، دزدی و... باشیم و در چنین جامعهای نیاز به معنویت بیش از پیش هویداست.
وی دعا و نیایش را مداخلهای سنتی که از دیرباز بهصورت فراگیر وجود داشته خواند و ادامه داد: ما دعا را بهعنوان تسکیندهنده آلام و دردها و پیشبرد سلامتی فردی و جمعی مدنظر قرار دادهایم و مفهومی با نام دعای واسطهای یا دعا در حق دیگران همواره مورد توجه بوده است و در تمام این نیایشها بهدنبال برآورده شدن خواسته قلبی هستیم.
ارشادی در تشریح اثرات فیزیولوژیک معنویت و دعا و نیایش، بیان کرد: مطالعات طب و دین نشان میدهد که معنویتگرایی و توسل به دعا و نیایش در بهبود و تسریع درمان بیماری و افزایش ترمیم در بیماریهایی نظیر سرطان، عفونتهای مزمن، زخمها، بیماریهای ریوی و استخوانی مؤثر است.
عضو انجمن خانواده درمانی ایران بیان کرد: بر اساس این مطالعات میتوان چندین دلیل را در ترسیم اثرات مداخلات معنویتگرایانه و دعا و نیایش در بهبود بیماریها ترسیم کرد از جمله کاهش نبض، فشار خون، آهسته و منظم کردن تنفس، کاهش فعالیتهای پرتنش مغزی، کاهش متابولیک، آرامش جسمانی و روانی، از بین رفتن بیخوابی و بدخوابی، کاهش ناباروری، افزایش ۳۵ درصدی علاقهمندی افراد برای درمان نازایی، کاهش نیاز به مسکنها را میتوان اسم برد.
ارشادی تصریح کرد: این دست مطالعات گویای آن است که گرایش انسان به معنویت و بهرهگیری از دعا و نیایش سبب کاهش یا قطع فعالیت آمیگدال در مغز و کاهش بروز اضطراب و هیجان میشود و در مقابل، بخشی از مغز فعال میشود که آرامش، رضایت و خوشحالی را ترغیب میکند. با قرارگیری فرد در فرآیند دعا، هورمونهای کورتیزول، اپینفرین و نوراپی نفرین که در واکنش به اضطراب ترشح میشوند، کاهش مییابند و اضطراب و گریز و فرار تقلیل مییابد و به تعادل میرسد، همچنین سیستم دفاعی و ایمنی بدن قویتر میشود.
وی دعا را پلاسیبو یا دارونما خواند و توضیح داد: مطالعات نشان داده که اثر درمانی دعا مانند اثر دارونما است که با تلقین بهبودی از حیث روحی سبب کنترل ذهن بهبود بیمار میشود، دکتر بنین در کتاب «درمان بیزمان» اشاره دارد که اعتقاد به درمان سبب درمان میشود، انتظار برای اثر کردن دارو سبب پذیرش اثرپذیری آن میشود و باور داشتن به مثابه نیرویی روانی است که در ما ذخیره میشود و بسیار مهم است.
ارشادی با اشاره به فعالیت هیپوتالاموس و هیپوفیز مغزی در بدن، گفت: این اجزا افکار و احساسات ما را به یکدیگر مرتبط و پیامها را رد و بدل میکنند و هورمونها را بهگونهای تنظیم میکنند که سبب ایجاد تغییرات مثبت در بدن ما میشوند. دعا و نیایش سبب بروز احساسات و عواطف مثبت و انتقال آن به یکدیگر میشود.
وی با اشاره به بُعد ماوراءالطبیعه دعا و نیایش، بیان کرد: از حیث روانشناسی، دعا علاوه بر درمان شناختی، یک درمان فراشناختی است و مداخله احساسات و هیجانها را در پی دارد و در این دست مباحث همواره دلبستگیها و توقعات معنوی مطرح هستند. مشاهده میشود که دعا و نیایش سبب بهبود و ارتقای سلامت در انواع بیماریها اعم از بیماریهای جسمانی و روانی شده و تأثیرات مثبتی داشته است.
ارشادی تأثیر معنویتگرایی در خانواده و میزان اعتقادات زوجین را یادآور شد و بیان کرد: طلاق حاصل عدم داشتن مهارتهای لازم زندگی و نداشتن توانایی در یافتن ساز و کار هویتیابی است، یکی از این مهارتها که در ارتباطات مقابلهای بهویژه در خانواده بسیار کاربرد دارد، بخشایشگری است. بخشایش و بخشودگی سبب احیای روابط و ترمیم جراحتهای عاطفی میشود و رضایت از زندگی و بالندگی را ارتقا میدهد. اگر اعضای خانواده گذشت و ایثار و بخشایشگری را فرا نگیرند روابط قرینه جایگزین روابط مکمل میشوند که بخشی از علت این امر کاهش پایبندی مذهبی و معنوی است حال آنکه معنویتگرایی یکی از نیازهای ضروری انسان است و فقدان آن سبب طیف وسیعی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب، خودبیمار انگاری، واکنشهای نمایشی، عدم تعادل، اختلالات خلقی و... میشود.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: مطالعات نشان داده که افزایش معنویت که از جمله از طریق دعا و نیایش تحقق مییابد سبب ارتقای کیفیت زندگی و افزایش اعتماد به نفس شده و بسیاری از اختلالات روانی را تقلیل میدهد یا از بین میبرد چرا که در دعا کردن نوعی حس سپاسگزاری و درخواست کمک وجود دارد که بهعنوان ارزش محسوب میشوند.
ارشادی با طرح این پرسش که چرا افراد جامعه خود را از ارزش و فرصت دعا و عبادت محروم میکنند و گسیختگیهای معنوی ایجاد میشوند؟، گفت: اشکال کار اینجاست که به جای پرداختن به باورها، الگوها را مد نظر قرار میدهیم. زمانی که فردی در جامعه نماینده و نشانگر یک باور به مردم و جایگاه و اعتبارش مرهون این باور است طبعاً مسئولیت سنگینتری نیز دارد و هر کمکاری و تعارض و استفاده ابزاری در نظر همگان کاملاً به چشم میآید، در اینجا عامه افراد بهجای پس زدن آن فرد، باورها را زیر سؤال میبرند و اعتقادسوزی در کنار الگو سوزی اتفاق میافتد که بسیار آسیبزاست. برای چنین افرادی که باور مردم را در جایگاه رفیعی هدایت میکنند، رها و ناامید کردن مردم از باورشان نیز مستوجب عقوبتی سخت از جانب خداست.
عضو سازمان نظام مشاوره و روانشناسی ایران نوع اشتباه دعا و نیایش را نیز متأثر از فضای سخت جامعه و ناامید شدن از باورها دانست و توضیح داد: همچنان که در قرآن نیز از جمله در سوره مبارکه یونس آمده، غالب ما یاد خدا و دعا و نیایش را درست در لحظات سختی و اضطراب مورد توجه قرار میدهیم و با رد شدن سختیها از یاد خدا غافل میشویم و این نگاه طلبکارانه و معاملهگرانه به دعا پسندیده نیست؛ در واقع، در مقوله دعا و نیایش مبحث حرکت و عمل مغفول انسانهاست و افراد صرف دعا کردن را برای رسیدن به خواستهها کافی میدانند.
ارشادی بُعد رضایت و شکرگزاری دعا و نیایش را یادآور شد و بیان کرد: دعا و نیایش همچنین از حیث روانی سبب افزایش تابآوری و صبر میشود، تحمل ما را نسبت به خودمان و دیگران افزایش میدهد، دعا و نیایش چاشنی آخر کار است اما سبب سلب مسئولیت و بازماندن از کار و عمل نمیشود. دعا اثر تربیتی و بازدارنده دارد و باید انسان را با امیدبخشی و اعتماد به نفس به سوی عمل و کار و تلاش بیشتر سوق دهد. برای نمونه دعا میکنیم برق قطع نشود حال آنکه تلاشی برای صرفهجویی و قطع نشدن برق انجام نمیدهیم بنابراین دعا باید سبب افزایش همدردی و همبستگی شود نه آنکه عامل نفاق و طلبکاری باشد.
روانشناس بالینی در دانشگاه شهرکرد نگاه ابزاری به دعا را عامل ایجاد خرافه دانست و ادامه داد: جامعه امروز با مقوله فالگیری و دعانویسی درگیر است افراد به جای اینکه خودشان در درگاه الهی حاضر شوند و برای رفع نیاز و مشکلشان دعا کنند به دعانویس متوسل میشوند و این اعتقادات ظاهری ناهنجاریهای متعددی در این مسیر در جامعه ایجاد میشود که صورت خوشی ندارند.
ارشادی با ذکر اینکه کرونا رنجهای فراوانی بر انسان تحمیل کرده است، اضافه کرد: در این رنجها انسان بهشدت به پالایش درونی و شفاف بودن با خودش نیازمند است، انسانها برای رهایی از رنج و درد بیماری در خود و رفع اضطراب و نگرانی دیگران نباید تنها به دعا و نیایش اکتفا کنند بلکه در کنار دعا برای بهبودی باید برای مراقبت از خود و دیگران تلاش کنند و زندگی را قویتر از گذشته ادامه دهند؛ دست بالا بردن برای دعا و نیایش نباید از روی طلبکاری باشد و این بخش فرهنگی و معنوی ما نیاز به اصلاح دارد.
انتهای پیام