کد خبر: 4016640
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۲
حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی، پژوهشگر و مدرس اقتصاد اسلامی در حوزه و دانشگاه در کرسی علمی ترویجی «تعریف و روش کشف مذهب اقتصادی اسلام» گفت: اخلاق باید زیربنای تولید اصول در مذهب اقتصادی اسلام باشد که البته در نظریه شهید صدر مغفول است، اما حجج اسلام مصباحی مقدم و رضایی به عنوان ناقدان این کرسی معتقدند که شهید صدر آن را لحاظ کرده است و با وجود فقه چه ضرورتی برای اخلاق وجود دارد؟

نشست تعریف ور وش کشف مذهب اقتصادی اسلام به گزارش ایکنا، کرسی علمی ترویجی «تعریف و روش کشف مذهب اقتصادی اسلام» ششم آذرماه با حضور حجج اسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی به عنوان ارائه‌دهنده و نیز سخنرانی غلامرضا مصباحی‌مقدم و مجتبی رضایی از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین میرمعزی، پژوهشگر و استاد اقتصاد اسلامی گفت: براساس تعابیری که شهید صدر از مذهب اقتصادی اسلام داشته و بنده جمع‌آوری کردم، به این نتیجه رسیده‌ام که ایشان در تعریف مذهب اقتصادی اسلام معتقد است مذهب اقتصادی اسلام عبارت از اصول روش تنظیم حیات اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی از دیدگاه اسلام است که باید در ارتباط با عدالت باشند و این اصول هم از منابع کشف می‌شوند و ثابت و متغیر دارند. بنده این تعریف را نقد کرده‌ام و معتقدم چند اشکال دارد؛ اول اینکه فرمودند مذهب باید در ارتباط با عدالت اجتماعی باشد، این تعریف عام است و مخصوص اقتصاد اسلامی نیست. 

وی افزود: اشکال دیگر این است که منحصر کردن اصول اقتصادی اسلام به عدالت اجتماعی جای بحث دارد؛ البته ممکن است کسی بگوید مراد وی از عدالت، عام است، اما عدالت مدنظر ایشان توزیعی است که به چند دسته توزیع حین تولید، بعد از تولید و ... قابل تقسیم است.

میرمعزی بیان کرد: اشکال دیگر ایشان این است که تصریح کرده اصول مذهب برای رفع مشکلات اقتصادی است و ظلم و کفران نعمت را مشکل می‌داند؛ ظلم را در سوء توزیع و کفران را به سوء تدبیر در بهره‌برداری از طبیعت منحصر کرده است که نشان می‌دهد ایشان به بخش مصرف بی‌توجه بوده است، در حالی که درست مصرف نکردن یکی از مصادیق اصلی کفران نعمت است و مشکلات عمده اقتصادی اسراف و تبذیر است و در اسلام بسیار مذموم شمرده شده است.

استاد حوزه علمیه گفت: ایشان مذهب را شامل دو بخش ثابت و متغیر می‌داند که این همه جای بحث دارد، زیرا مذهب اگر روش کشف است، قابل تقسیم به دوبخش نیست و مشکل دیگر نظر ایشان هم این است که ایشان مذهب اقتصادی را زیربنای حقوق اقتصادی و مالی می‌داند و اصولی را که استخراج کرده، از احکام مالی اسلام است؛ اینجا این بحث مطرح می‌شود که مگر اخلاق مستقیماً در حل مشکلات اقتصادی نقشی ندارد؟ چطور است که ایشان فقط احکام فقهی مالی را ملاک برای استخراج اصول مالی قرار داده‌اند؛ اگر اخلاق در رفع مشکلات مهمتر از فقه نباشد، کمتر از فقه نیست.

میرمعزی تصریح کرد: ممکن است کسی بگوید فقه اعم از احکام الزامی و کراهت و مستحبات است و اخلاق در قالب مکروهات و مستحبات دیده شده است، اما اخلاق در تعریف تفاوت دارد و در زمره این موارد نیست. همچنین احکام مستحب را اصلاً شهید صدر در منطقة‌الفراغ دیده و وی اصول مذهب اقتصادی را از احکام وضعیه استخراج کرده است.

وی افزود: از کلمات شهید صدر به دست می‌آید که احساس و عاطفه که نزدیک اخلاق است، زیربنای احکام فقهی هستند و به واسطه احکام فقهی در حل مشکلات مؤثر هستند، در حالی که جای سؤال وجود دارد که آیا ساماندهی عواطف و ملکات مستقیماً در ساماندهی و رفع مشکلات نظام اقتصادی مؤثر نیست؟ ما معتقدیم که اگر تأثیر آن بیشتر نباشد، کمتر نیست.

میرمعزی اظهار کرد: تعریف بنده این است که مذهب، قواعد کلی و ثابتی است که از منابع، استنباط شده و زیربنای فقه و اخلاق اقتصادی اسلام بوده و به تنظیم روابط در سه حوزه تولید، توزیع و مصرف و برای مشکلات اقتصادی وضع شده است. شهید صدر راه اصلی را از روبنا به زیربنا یعنی از احکام به اصول می‌‌داند و معتقد به بحث اجتهاد است، اما خطر دخالت ویژگی ذاتی مجتهد در روش استنباط را گوشزد می‌کند و می‌فرماید باید اصول مذهب را از اصول کشف کنیم.

خطای مجتهد

استاد اقتصاد اسلامی حوزه گفت: ایشان می‌فرمایند چون اجتهاد خطاپذیر است، ممکن است مجتهدین در استنباط اول از منابع خطا کنند، بنابراین مجموعه احکامی که یک مجتهد به آن می‌رسد با مجموعه‌ای که دیگری به آن می‌رسد، تفاوت دارد، بنابراین اصول مذهبی هم که استخراج می‌کنند با هم تفاوت خواهند داشت، لذا در مرحله اثبات و کشف با مذاهب مختلف اقتصادی روبرو هستیم، وی می‌فزاید این اشکالی ندارد چون دست کسی که می‌خواهد آن را اجرا کند، باز می‌گذارد.

میرمعزی افزود: از منظر صدر، واقع در بین این اجتهادها پخش است و همه هم چون روش اجتهاد را رعایت کرده‌اند، حجت هستند. بنده این مطلب را می‌پذیرم، اما ایشان مطلب دیگری دارند که بر آن نقد دارم؛ وی فرموده است یک مجتهد با استناد به فتاوای خودش نمی‌تواند اصول مذهب منسجمی را استنباط کند، چون در اصل استنباط دچار خطا خواهد شد، بنابراین در درصدی از احکام باید به فتاوی مجتهد دیگر رجوع کند؛ یعنی او باید یک حکم را از 80 درصد فتاوای خود و 20 درصد را از فتاوای مجتهد دیگری به دست آورد.

وی اضافه کرد: به نظر بنده اشکال در اینجا وجود دارد، زیرا این 20 درصد تأثیری در اصول به دست آمده از 80 درصد فتاوای خود مجتهد ندارد، زیرا ابتدا مجتهد اصل را به دست آورده و بعد سراغ فتاوای دیگران می‌رود. مشکل دیگر این است که در اینجا دو احتمال برخلاف نظر صدر وجود ندارد، بلکه سه احتمال وجود دارد؛ احتمال اول اینکه اصول مستخرجه از 20 درصد، اشتباه است؛ احتمال دوم اینکه اصول استنباط شده از 80 درصد غلط است و احتمال سوم اینکه هر دو اصول درست باشد. 

وی تأکید کرد: نوآوری بنده در این است که مذهب اقتصادی شامل اخلاق و اصول اخلاقی می‌شود و باید در رفع مشکلات اقتصادی دیده و بر این اساس نظام‌سازی شود؛ اگر اصول اخلاق در لایه زیزین اصول مذهب برود، نظام‌سازی دور از اخلاق شکل می‌گیرد، اما اگر به هم پیوست شوند، مکمل هم خواهند بود و جایگاه خود را در نظام به دست می‌آورد و نوآوری دیگر در روش است و آن اینکه اشکال حجیت روش را با این دیدگاه حل کردم.

در ادامه، حجت‌الاسلام مصباحی مقدم گفت: اینکه گفته شد شهیدصدر گفته است مذهب سرمایه‌داری پایبند به عدالت نیست و عدالت برای آنها دغدغه نیست، جای تأمل دارد. صدر معقتد است که مباحث ارزشی و هنجاری در مذهب راه دارد، اما در علم راه ندارد و مباحث علمی ارتباطی با مسائل ارزشی و هنجاری ندارند و دیدگاه صدر در مورد عدالت این نیست که عدالت یک محور و رشد و امنیت در کنار آن باشد.

وی افزود: شهیدصدر معتقد است که مذهب دنبال مفاهیمی هستند که به هنجارها باز می‌گردد و سمبل این هنجارها را عدالت قرار داده است، لذا از این جهت مناقشه ایشان بر نظر شهید صدر وارد نیست.

نقش اخلاق در اقتصاد از منظر صدر

مصباحی مقدم گفت: در موضوع نقش اخلاق در اقتصاد هم، تا جایی که بنده استنباط دارم، شهید صدر اخلاق را در مفاهیمی مانند استخلاف و مالیکت و ... وارد کرده است، وی بر بینش فرد مسلمان که حاکی از تربیت اسلامی تأکید دارد و می‌فهماند مالکیت نوعی مسئولیت برای تقسیم منابع جهت خدمت به تولید، توزیع و مصرف است.

وی اظهار کرد: اگر نقش اخلاق را در حد مفاهیم بدانیم، کما اینکه در مفهوم مبادله همین سخن را دارند و فرموده است کالاهایی تولید شده و باید به مصرف برسد و خود این نوعی تولید، خدمت است لذا سهم تاجر در مبادله را توجیه می‌کند، به این طریق نقش اخلاق را در مفاهیم بیان و بحث حرمت ربا را در قالب مفاهیم طرح کرده است، لذا جای تأمل دارد که آیا صدر اخلاق را نادیده گرفته یا در این شکل دنبال کرده است.

مصباحی مقدم گفت: در روش کشف مذهب اقتصادی، هم صدر با طرح نظریه روبنا و زیربنا، آنچه من فهمیدم چند پایه در نظر گرفته که یکی از آنها احکام حقوقی مسائل اقتصادی است، یکی نظام مالی مانند خمس و زکات است و پایه دیگر مفاهیم و پایه بعدی هم منطقة‌الفراغ است؛ پس این‌طور نیست که بگوییم شهید صدر به صورت محض خواسته اصول مذهب اقتصادی را از رابطه زیربنا و روبنای صرفا احکام اقتصادی به دست آورد، بلکه او یک مکتب اسلام طراحی کرده که از آن باور و مذهب و ... به دست می‌آید و از روبنا و زیربنا رابطه کل مجموعه با اصول مکتب اقتصادی اسلام به دست می‌آید.

وی با بیان اینکه در مورد پیدایش مذاهب متفاوت براساس فتاوای مختلف بیان کرد: صدر می‌گوید ما در استنباط اول باید خودمان احکامی را استخراج کنیم، اما معلوم نیست واقعاً به واقع برسیم، زیرا مجتهد خطاکار است، بنابراین به کمک فتاوای دیگران می‌تواند استنباط خود را کامل کند، بنابراین مطلب شما در مورد نظر شهید صدر درست نیست.

مصباحی مقدم گفت: فرمایش صدر در مقام کشف از نظر حجیت، متفاوت می‌شود تا در مقام حجیت احکام اولیه، در استنباط احکام اولیه حجیت لازم بود، چون می‌خواهد در عمل و رفتار از آن تبعیت کند و در مقام کشف مذهب، اصلا مذهب اقتصادی حکمی ندارد که بخواهید آن را اجرایی کند که حجیت در آن مطرح باشد.

وی افزود: به نظر بنده شهیدصدر در اختلاف آراء فقها خود را به زحمت انداخته، زیرا فقها در اصول با هم اختلافی ندارند، بنابراین موضوع اختلاف آراء فقها در فروع است و نه اصول؛ الان در کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی، اصول سرمایه‌داری را پذیرفته‌اند، اما همه این کشورها وضعیت متفاوت اقتصادی دارند و هیچ کسی نمی‌گوید کشورهای اسکاندیناوی، سوسیالیستی شده است.

وی اظهار کرد: در مکتب اقتصادی اسلام نباید این قدر خرد شده و اختلاف فتاوا را مبنا قرار دهیم، حتی امکان ارائه یک مکتب واحد اقتصادی از سوی فقهای شیعه و سنی بر اساس اصول کلی اسلام وجود دارد.

توجیه ضرورت مکتب اقتصادی اسلام با وجود فقه

در ادامه حجت‌الاسلام رضایی به عنوان ناقد دیگر گفت: ما باید این مسئله را حل کنیم که مکتب اقتصادی با وجود فقه و اخلاق و تفسیر و ... چه ضرورتی دارد؟ مکتب اقتصادی شهید صدر چه فایده‌ای داشته است، جز اینکه ما تمایز خود را با اقتصاد سرمایه‌داری و ... را مشخص می‌کنیم.

وی اضافه کرد: اخلاق و فقه از قرآن، سنت پیامبر(ص) استفاده کرده و آیا ما این وسط چیزی کم داشتیم که بحثی بیان کنیم که خود آن مشکل برای ما شده است. صدر عمدتاً خواسته در برابر اصول مکتب سرمایه‌داری و سوسیالیستی مباحثی را مطرح کند وگرنه شاید مکتب هم لازم نباشد.

رضایی بیان کرد: موضع دیگر اینکه بحث مکتب اقتصادی باید عملیاتی شود و اسلام وقتی بخواهد عملیاتی شود می‌شود فقه، در فقه آمده کذب حرام است و در اخلاق هم کذب حرام است، چون به تعالی و رشد ما اثر منفی گذاشته و روح را تیره می‌کند.

وی افزود: هر مسئله اخلاقی مانند دروغ و غیبت و ... حتماً حکم فقهی هم دارد و بررسی شده و اگر هم بحث نشد، به کتب اخلاقی ارجاع داده‌اند؛ یعنی اگر فقه بما هو انه فقه مورد توجه باشد، اخلاق در آن گم نیست.

رضایی تأکید کرد: از لابلای فرمایش صدر عدالت اجتماعی بزرگتر دیده شده تا توزیع، مارکسیست با سرمایه‌داری دعوا داشت که چرا فقرا از ثروتی که در کشورها تولید می‌شود بهره ندارند.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: