کد خبر: 4042171
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ - ۰۰:۱۴
ایکنا گزارش می‌دهد؛

مجموع تعداد سوره‌ها و آیات استنادی در سخنرانی‌ها و پیام‌های رهبر معظم انقلاب طی سال 1400، به ترتیب 44 سوره و 106 آیه بود که در این میان سوره‌ مبارکه «احزاب» با 9 مرتبه و آیات «23» سوره مبارکه «احزاب»، «42» سوره مبارکه «طور» و «25» سوره مبارکه «حدید» با 3 تکرار بیش از سایر سوره‌ها و آیه‌ها مورد استناد ایشان قرار گرفتند.

آیت‌الله خامنه‌ای

به گزارش ایکنا، سخنرانی‌های رهبر معظم انقلاب در سال 1400 به دلیل ادامه شرایط کرونایی در کشور باز هم بیشتر به صورت غیرحضوری و پخش زنده تلویزیونی بود اما به مانند سال‌های پیش ایشان در پیام‌ها و بیانات‌شان به آیات متعددی از قرآن استناد کردند که در گزارشی به بررسی این استنادات قرآنی پرداخته شده است.

بیشترین استنادات قرآنی رهبر معظم انقلاب، به ترتیب به لحاظ تعداد سوره و آیه، مربوط به سخنرانی در محفل انس با قرآن کریم مورخ 25 فروردین با 16 سوره و سخنرانی در دیدار مهمانان کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی مورخ 2 آبان با 28 آیه بود.

مجموع تعداد سوره‌ها و آیات استنادی نیز به ترتیب 44 سوره و 106 آیه بود که در این میان سوره‌ «احزاب» با 9 مرتبه و آیات «23» سوره مبارکه «احزاب»، «42» سوره مبارکه «طور» و «25» سوره مبارکه «حدید» با 3 تکرار بیش از سایر سوره‌ها و آیه‌ها مورد استناد ایشان قرار گرفتند.

تعداد سوره‌های استنادی تعداد آیه‌های استنادی تعداد سوره‌های مکی تعداد سوره‌های مدنی بیشترین سوره استنادی بیشترین آیه استنادی
44 106 27 17  سوره احزاب؛ 9 مرتبه آیه 23 احزاب، آیه 42 طور و آیه 25 حدید

 مضمون سوره احزاب

درباره مضمون سوره احزاب باید گفت که این سوره سی‌و‌سومین سوره و از سوره‌های مدنی قرآن است که در جزء ۲۱ و ۲۲ جای دارد و دارای 73 آیه است.

پرداختن به داستان جنگ احزاب یا خندق در بخش مهمی از این سوره دلیل نام‌گذاری آن به نام احزاب است. سوره احزاب همچنین درباره پیروی‌نکردن از کافران و اطاعت از خداوند، برخی از قانون‌های دوره جاهلیت، وظایف همسران پیامبر، داستان ازدواج پیامبر با زینب بنت جحش و مسئله حجاب سخن می‌گوید.

همچنین آیات اولوالارحام، تاسی، تطهیر، خاتمیت، صلوات، امانت و آیه‌ای که زنان پیامبر(ص) را اُمَّهات المؤمنین می‌خواند، از آیات مشهور و نامدار سوره احزاب است.

متن و ترجمه پرتکرارترین آیات نیز به شرح ذیل است:

آیه 23 سوره احزاب: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»

ترجمه آیه: «از ميان مؤمنان مردانى‌اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين‌] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.»

آیه 42 سوره طور: «أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا ۖ فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ»

ترجمه آیه: «يا مى‌خواهند نيرنگى بزنند؟ و [لى‌] آنان كه كافر شده‌اند، خود دچار نيرنگ شده‌اند.»

آیه 25 سوره حدید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ»

ترجمه آیه: «به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى‌كند. آرى، خدا نيرومند شكست ناپذير است.»

آیه 23 سوره «احزاب» 3 مرتبه در سخنان رهبر معظم انقلاب مورخ 30 آبان در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ شهدای استان ایلام، 11 دی در دیدار خانواده و ستاد سالگرد شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و 5 بهمن در دیدار اعضای همایش بین‌المللی حضرت حمزه سیّد‌الشّهدا(ع) مورد استناد قرار گرفت.

آیه 42 سوره مبارکه «طور» 3 مرتبه در بیانات معظم له مورخ 17 اردیبهشت به مناسبت روز جهانی قدس، 19 دی در ارتباط تصویری با مردم قم و 19 بهمن در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش به کار برده شد.

در نهایت آیه 25 سوره مبارکه «حدید» نیز 3 مرتبه در سخنان ایشان به تاریخ 6 شهریور در نخستین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم و 2 آبان (دو مرتبه) در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى‌ و جمعی از مسئولان نظام مطرح شد.

اینفوگرافیک استنادات قرآنی بیانات رهبری در سال 1400

محتوا و نکات آیه 23 سوره «احزاب»:

در خصوص این آیه «شیخ طوسی» بیان کرده که «چنین روایت شده که این آیه درباره حمزة بن عبدالمطلب و جعفر بن ابى‌طالب و على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل شده و منظور از این قسمت آیه «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ» حمزه و جعفر است و مقصود از «وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ» در آیه على بن ابى‌طالب علیه‌السلام مى باشد.»

نکات:

ـ همه‌ اصحاب پيامبر و مؤمنان در يك درجه نيستند.

ـ نقل كمالات ديگران يكى از راه‌هاى تربيت است.

ـ دفاع از حقّ تا مرز شهادت، نشانه‌ صداقت در ايمان است.

ـ تعهّد، لازم‌الاجرا و عمل به آن نشانه صداقت است.

ـ بزرگداشت شهدا، پيام و درسى قرآنى است.

ـ انتظار شهادت نيز يك ارزش است.

ـ باب شهادت باز است.

ـ شهادت برخى مؤمنان، عامل عقب نشينى يا دلسردى ديگر مؤمنان نمى‌شود.

ـ مؤمنان واقعى پايبند عهد و پيمان خود با خدا هستند و هيچ چيز حتّى شهادت دوستان و عزيزان، روحيه آنان را تغيير نمى‌دهد.

محتوا و نکات آیه 42 سوره «طور»:

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پیرامون این آیه آورده است که «مراد از کید مکذبین، مکرى است که با رسول خدا (ص) مى‏‌کردند و نسبت‏‌هایى است که به آن جناب مى‏‌دادند، از قبیل: کهانت، جنون، شاعر بودن، تا به این وسیله مردم را از روى آوردن به وى روگردان کنند و از او دور سازند، و به این وسیله دعوتش باطل و بى‏‌اثر و نورش خاموش شود و این کید (با همه ماهرانه بودنش) کید به خودشان بود، چون در مرحله اول خود را از سعادت ابدى و از افتادن به راه حق محروم مى‏‌سازند، بلکه مى‏‌توان گفت: هر چند پیش خود خیال مى‏‌کنند که علیه آن جناب نقشه مى‏‌ریزند ولى خبر ندارند که این خداست که به دست خودشان توفیق را از ایشان سلب نموده، دارد مهر بر دل‌هایشان مى‏‌زند.

نکات:

ـ كيد و نيرنگ دشمنان مقطعى نيست، بلكه دائمى است.

ـ نتيجه‌ نيرنگ، به خود افراد باز مى‌گردد.

محتوا و نکات آیه 25 سوره «حدید»:

در خصوص این آیه باید گفت از آنجا كه سبقت به سوى رحمت و مغفرت و بهشت پروردگار كه در آيات قبل به آن اشاره شده بود نياز به رهبرى رهبران الهى دارد در آيه مورد بحث كه از پرمحتواترين آيات قرآن است به اين معنى اشاره كرده و هدف ارسال انبياء و برنامه آنها را دقيقا بيان مى‏‌كند و مى‏‌فرمايد : ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم و با آنها كتاب آسمانى و ميزان فرستاديم تا مردم به عدل و داد قيام كنند.

بينات (دلایل روشن) معنى گسترده‏‌اى دارد كه شامل معجزات و دلایل عقلى مى‏‌شود كه انبيا و رسولان الهى با آن مجهز بودند. منظور از كتاب همان كتب آسمانى است و از آنجا كه روح و حقيقت همه يک چيز است تعبير به كتاب به صورت مفرد مى‏‌كند، هر چند با گذشت زمان و تكامل انسان‌ها، محتواى آن كامل‌تر مى‏‌شود.

ميزان به معنى وسيله وزن كردن و سنجش است كه مصداق حسى آن ترازوهایى است كه وزن اجناس را با آن مى‏سنجند، ولى مسلما در اينجا منظور مصداق معنوى آن است، يعنى چيزى كه تمام اعمال انسان‌ها را مى‏‌توان با آن سنجيد وآن احكام و قوانين الهى است که معيار سنجش نيكی‌ها و بدی‌ها است.

به اين ترتيب پيامبران به سه وسيله مجهز بودند: دلایل روشن، كتب آسمانى و معيار سنجش حق از باطل و خوب از بد و مانعى ندارد كه فى المثل قرآن مجيد هم بينه (معجزه) باشد هم كتاب آسمانى و هم بيان‌كننده احكام و قوانين، يعنى سه بعد در يك محتوا. به هر حال هدف از اعزام اين مردان بزرگ با اين تجهيزات كامل همان اجراى قسط و عدل است. در حقيقت اين آيه به يكى از اهداف متعدد ارسال پيامبران اشاره مى‌‏كند، زيرا مى‏‌دانيم انبيا اهداف متعددى را پيگيرى مى‏‌كردند.

ـ در مديريّت به هر كس مسئوليّت مى‌دهيم بايد ابزار كار او را در اختيارش قرار دهيم.

ـ در مديريّت صحيح، راهنمايى از مدير، و عمل از مردم است.

ـ عدالت واقعى در سايه قانون و رهبر الهى است.

ـ فلسفه نبوّت، ايجاد عدالت است.

ـ بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند، مسئوليّت با مردم است كه براى عمل و اجرا بپاخيزند.

ـ عدالت در تمام ابعاد مطلوب است و «بِالْقِسْطِ» مطلق آمده كه شامل همه چيز مى‌شود.

ـ تمام انبيا، يك هدف دارند.

ـ مردم بايد حكومت و تشكيلات داشته باشند تا بتوانند براى قسط بپاخيزند و جلو طغيانگران را بگيرند.

ـ اول كار فرهنگى و تربيتى، بعد اعمال قدرت و تنبيه.

ـ جامعه به سه قوه نياز دارد: مقنّنه، «الْكِتابَ»، قضائيّه‌ «الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» و مجريّه. «أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ».

ـ با موانع گسترش عدالت، بايد برخورد شديد كرد.

ـ پذيرش دعوت انبيا در حقيقت نصرت خداست.

ـ حمايت از دين و اولياى خدا، زمانى ارزش دارد كه از باطن دل و طيب نفس باشد.

ـ گمان نكنيم خداوند به نصرت ما محتاج است.

در ادامه استنادات قرآنی بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب در سال 1400 به شرح ذیل است:

فروردین:

اول فروردین، بیانات در محفل انس با قرآن کریم:

ـ در مورد قرآن هم که هزاران برجستگی در قرآن وجود دارد و خیلی بیش از اینها که عقل ما و فهم ما قادر به درک آنها نیست، در میان همه‌ی اینها هدایت قرآنی را مطرح می‌کند: شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرءانُ هُدًی لِلنّاسِ وَ بَیِّنٰتٍ مِنَ الهُدیٰ وَ الفُرقان. (بقره، 185)

ـ خود قرآن مجید هم با مسئله‌ی هدایت آغاز میشود؛ هم در سوره‌ حمد این [مطلب] هست: اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم -که به تعبیر مرحوم علّامه‌ طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه)‌ سوره‌ی حمد از اوّل تا آخر، ادب سخن گفتن با خدا را به ما تعلیم می‌دهد، یعنی خود خدای متعال به ما تعلیم میدهد که چه جوری باید با او صحبت کنیم؛ از آغاز «بِسمِ الله» تا آخرِ هدایت‌خواهی؛ که «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم، صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم» (حمد، 6 و 7) که راه مستقیم، راه آن کسانی است که خدای متعال به آنها اِنعام کرده است؛ آن هم آن اِنعام‌شدگانی که گمراه نشدند و مورد غضب قرار نگرفتند- هم در اوّل سوره‌ بقره: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، الࣤمࣤ، ذٰلِکَ الکِتٰبُ لارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقین. (بقره، 1 و 2) بنابراین آغاز قرآن هم با ذکر هدایت قرآنی آغاز شده است.

ـ ادّعای قرآن این است که می‌خواهد همه‌ی بشریّت را هدایت کند به صراط مستقیم، به راه درستِ زندگیِ انسان که به مقصد صحیح منتهی خواهد شد: اِن هُوَ اِلّا ذِکرٌ لِلعٰلَمین.(ص، 87)

ـ ...تا مسئله‌ جوامع بشری و اداره‌ جوامع انسانی و بشری و اقامه‌ی عدل و رفتارهای مدیریّتی برای اداره‌ جوامع انسانی، و دفع دشمنان گوناگون -دشمنان باطنی و دشمنان ظاهری، دشمنان اِنسی و دشمنان جنّی- با مجاهدت و با جهاد، یا رفع دشمنی‌ها -که «فَاِذَا الَّذی بَینُکَ وَ بَینَه‌ عَداوَةٌ کَاَنَّه‌ وَلِیٌّ حَمیم»(فصلت، 34)- همه‌ این میدانها مورد هدایت قرآنی است؛ تا اخلاق، تا خانواده، [مثل] «رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ ذُرِّیَّٰتِنا ‌قُرَّةَ اَعیُن»(فرقان، 74) یا «وَ اَنکِحُوا الاَیٰمیٰ مِنکُم وَ الصّٰلِحینَ مِن عِبادِکُم وَ اِمائِکُم اِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه»،(نور، 32) یا تربیت فرزند و امثال اینها، تا مسئله آرامش و سکون روحی، سکینه و آرامش روانی انسان که یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان است، «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَه عَلیٰ رَسولِه؛ وَ عَلَی المُؤمِنین»،(فتح، 26) و فرو نشاندن تلاطم‌های درونی‌ای که انسان در حوادث زندگی با آنها مواجه میشود، و تا توصیه‌ به علم و شناخت طبیعت، «وَ استَعمَرَکُم فیها»(هود، 61) که انسان بایستی به سمت علم، به سمت دانایی، به سمت کشف حقایق طبیعت و حقایق عالم وجود حرکت بکند، و تا رفتارهای فردی انسان، «وَ لا تُصَعِّر خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمشِ فِی الاَرضِ مَرَحًا»(لقمان، 18) یا «وَ اقصِد فی مَشیِکَ وَ اغضُض مِن صَوتِک»(لقمان، 19) و از این قبیل، همه‌ عرصه‌های زندگی، در قرآن درس و هدایت دارد.

ـ فرض بفرمایید که در ضمن یک حکایتی که قرآن دارد بیان میک‌ند، کوتاه یا بلند، راجع به پیغمبران یا غیر پیغمبران -که در قرآن داستان‌های فراوانی وجود دارد از گذشتگان-در خلال آن، یک مطلبی را به ما تعلیم می‌دهد و ما از آن استفاده می‌کنیم، مثلاً فرض کنید در خلال گفتگوی دو نفر. یا یک حادثه‌ معیّنی اتّفاق افتاده، یک بیانی نسبت به آن حادثه در قرآن هست، امّا این بیان اگر چه مربوط به یک حادثه است، امّا مخصوص به آن حادثه نیست؛ این بیان کلّیّت دارد که حالا مثلاً یک مثال [اگر] من بزنم، این آیه‌ شریفه‌ سوره‌ آل‌عمران است: الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل.(آل عمران، 173) خب این مربوط به ماجرای بعد از جنگ اُحُد است؛ بعد از آنکه مسلمانها از جنگ اُحُد، ناموفّق، مجروح، خسته، کوفته، شهیدداده، و مصیبت‌زده برگشتند، یک عدّه از منافقین افتادند بین مردم که شما اینجا نشسته‌اید، امّا دشمنها آنجا حاضرند، نزدیک مدینه یک جایی اجتماع کرده‌اند و بزودی حمله می‌کنند پدر شما را درمی‌آوردند؛ پیغمبر فرمود فقط آن کسانی که امروز در این حادثه در اُحُد مجروح شدند بیایند؛ شب بلند شدند رفتند آن مجموعه را شکست دادند و برگشتند. اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم؛ منافقین شایعه درست می‌کردند که بله، پدرتان درآمد، علیه شما دارند چنین می‌کنند، چنان می‌کنند، اینها رفتند و غائله را ختم کردند و برگشتند: فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوء.(آل عمران، 174) خب این یک «قضیّه» است، این قضیّه مال یک حادثه‌ خاص است امّا مخصوص آن زمان نیست؛ امروز هم هست، در همه ی دورانها هم بوده است.

ـ امروز هم ممکن است بعضی‌ها بیایند بین ما شایعه درست کنند که مثلاً «فلان دولت، فلان گروه، فلان ابرقدرت، فلان مجموعه دارند علیه شما توطئه میکنند، خلاصه بیچاره شُدید» و مانند اینها ؛ اینجا هم همان است: فَزادَهُم ایمانًا وَقالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل (آل عمران، 173) البتّه «حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل» با نشستن گوشه‌ خانه جور در نمی‌آید؛ بایستی آمد وسط میدان، کما اینکه آنها رفتند وسط میدان. درس این است: بروید وسط میدان، کاری را که لازم است انجام بدهید و بگویید «حَسبُنَا اللهُ وَنِعمَ الوَکیل».

ـ قرآن درس را در اختیار ما گذاشته، هدایت را به ما عرضه کرده، امّا ما کِی می‌توانیم از این هدایت قرآنی استفاده کنیم؟ هُدًی لِلمُتَّقین (بقره، 2) وقتی تقوا وجود داشته باشد. وقتی تقوا وجود داشت، این هدایت به معنای واقعی کلمه و به تمام معنی‌الکلمه در اختیار ما خواهد بود. البتّه تعبیرات در قرآن مختلف است لکن مرجع همه‌ آنها یکی است؛ اینجا در اوّل قرآن «هُدًی لِلمُتَّقین» است، در یک جا «هُدًی وَ بُشریٰ لِلمُؤمِنینَ» (بقره، 97) است، در یک جا «هُدًی وَ رَحمَةً لِقَومٍ یُؤمِنون» (اعراف، 52) است، در یک جا «هُدًی وَ بُشریٰ لِلمُسلِمین» (نحل، 102) است، در یک جا «هُدًی لِلنّاس» است؛ این مراتبِ مختلفِ هدایت است.

ـ در آیات دیگری، «خشیت» ملاک قرار گرفته است که حالا عرض می‌کنم مرجع آن هم باز به تقوا است: «اِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَ خَشِیَ الرَّحمٰنَ بِالغَیبِ فَبَشِّرهُ بِمَغفِرَةٍ وَ اَجرٍ کَریم»(یس، 11) -در سوره‌ مبارکه‌ یاسین- آن کسی می‌تواند از اِنذار قرآنی استفاده بکند و در جان او اثر بگذارد و دست او را بگیرد و پیش ببرد که دارای خشیت باشد. یا در سوره‌ مبارکه طٰه: طٰه، ماٰ اَنزَلنا عَلَیکَ القُرءانَ لِتَشقیٰ، اِلّا تَذکِرَةً لِمَن یَخشیٰ.(طه، 1 تا 3) در قرآن چندین آیه‌ دیگر هم هست که مربوط به همین خشیت است. خشیت هم صفت اهل تقوا است؛ یعنی وقتی ما تقوا داشته باشیم، خشیت هم به سراغ ما می‌آید که حالا اینجا این آیه‌ شریفه را من بخوانم: وَ لَقَد ءاتَینا موسیٰ وَ هٰرونَ الفُرقانَ وَ ضِیاٰءً وَ ذِکرًا لِلمُتَّقین؛(انبیا، 48) آنچه به هارون و موسیٰ (علیهما السّلام) داده شد، هدایت و ذکر بود برای متّقین؛ متّقین چه کسانی هستند؟ متّقین را قرآن معنا می‌کند: الَّذینَ یَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَیب.(انبیا، 49) پس بنابر‌این، تقوا و خشیت هم یا همراهند یا اساساً جدا از هم نیستند و تحت یک مفهوم قرار می‌گیرند.

ـ خشیت در مقابل پروردگار عالم ناشی از درک عظمت حضرت حق (جلّ و علا) است که «اِنَّما یَخشَی اللهَ مِن عِبادِهِ العُلَمَاءُ» (فاطر، 28) آن کسانی که معرفتشان بیشتر است، دانایی‌شان بیشتر است، خشیت از پروردگار مال آنها است.

اردیبهشت:

12 اردیبهشت، سخنرانی تلویزیونی با ملت ایران:

ـ امامت نه به معنای ریاست دین و دنیا و این حرفهایی که ما در باب امامت می‌زنیم؛ اینها مورد نظر نیست؛ بلکه آن امامتی که خدای متعال به حضرت ابراهیم فرمود: اِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ ‌اِماما (بقره، 124) خب این چه زمانی به ابراهیم گفته شده است؟ این بدون شک در زمان سالخوردگی حضرت ابراهیم است؛ چون حضرت در پاسخ پروردگار عرض می‌کند: وَ مِن ذُرِّیَّتی (همان) پیدا است ذرّیّه داشته؛ و ذرّیّه‌ی حضرت ابراهیم مال پیرمردی او است. اَّلحَمدُلله الَّذی وَهَبَ لی عَلَی الکِبَرِ اِسمٰعیلَ وَ اِسحٰق. (ابراهیم، 39).

ـ‌ چون روز نوزدهم و روز ضربت خوردن این بزرگوار است، یک جمله‌ای را من در باب فداکاری این حضرت و شوق ایشان به شهادت عرض می‌کنم؛ این در نهج‌البلاغه است؛ خطبه‌ی ۱۵۶ نهج‌البلاغه. حضرت می‌فرماید وقتی که آیه‌ «اَحَسِبَ النّاسُ اَن یُترَکوِّا اَن یَقولوِّا ءامَنّا وَ هُم لا یُفتَنون» (عنکبوت، 2) وارد شد و بحث فتنه مطرح شد، من فهمیدم که تا پیغمبر در میان ما هست، این فتنه رخ نخواهد داد، این فتنه مال بعد از پیغمبر است.

17 اردیبهشت، سخنرانی تلویزیونی به مناسبت روز جهانی قدس:

ـ همه -دولتمردان، روشنفکران، عالمان دینی، احزاب و گروه‌ها، جوانان غیور و دیگر قشرها- باید جایگاه خود در این حرکت سراسری را بیابیم و نقش ایفا کنیم. این است آن چیزی که کید دشمن را باطل می‌کند و برای این وعده‌ الهی: اَم یُریدونَ کَیدًا فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون (طور، 42)، مصداقی آخرالزّمانی به وجود می‌آورد؛ وَ اللهُ غالِبٌ عَلی اَمرِه؛ وَلٰکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمونَ (یوسف، 21).

ـ‌ فلسطین و قدس در قرآن مجید، «سرزمین مقدّس» (مائده، 21) نامیده شده است؛ دَه‌ها سال است که این سرزمین پاک در اشغال ناپاک‌ترین و خبیث‌ترین آحاد بشر است؛ شیاطینی که انسانهای شریف را به خاک و خون می‌کشند و آنگاه با وقاحت به آن اعتراف می‌کنند. نژادپرستانی که در بیش از هفتاد سال، صاحبان سرزمین را با قتل و غارت و حبس و شکنجه معذّب ساخته‌اند، ولی بحمدالله نتوانسته‌اند اراده‌ی آنها را مقهور کنند.

ـ فلسطین زنده است و به جهاد ادامه میدهد و به کمک خدا سرانجام خواهد توانست بر دشمن خبیث فائق آید. قدس شریف و همه‌ فلسطین متعلّق به مردم آن است و به آنان بر خواهد گشت، ان‌شاءالله «وَ ما ذلِکَ عَلَى اللهِ بِعَزیز» (ابراهیم؛ 20 و فاطر؛ 17).

ـ به نام خدا به جلو حرکت کنید و بدانید که «وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه» (حج، 40).

21 اردیبهشت، بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی:

ـ اگر ایمان باشد، تقوا باشد، دیگر واقعاً مشکلی وجود نخواهد داشت، یعنی دانشجو به سراغ مخالفین انقلاب و دشمنان انقلاب نخواهد رفت؛ لذا خداوند متعال در قرآن به پیغمبرش امر میکند: فَاستَقِم کما اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک (هود، 112) هم تو ایستادگی کن و استقامت کن، هم آن کسانی که با تو هستند ایستادگی کنند؛ این خیلی مهم است. و اگر این ایستادگی بود، تشکّل و افراد آن تشکّل عاقبت‌به‌خیر می‌شوند.

خرداد:

6 خرداد، بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی:

ـ خدای متعال در قرآن می‌فرماید: اِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلٰئِکَة (فصلت، 30) تنزّل ملائکه رحمت الهی مال آن کسانی است که می‌ایستند پای این حرف: ثُمَّ استَقاموا؛ استقامت می‌کنند، می‌ایستند. بِایستید پای این ویژگی‌های خوب. خب حالا برای اینکه بتوانیم خودمان را انقلابی نگه داریم باید چه کار کنیم؟ توصیه‌ی بنده این است که باید مراقبه کنیم، باید حساب‌کشی کنیم از خودمان. مراقبه‌ دائمی لازم است. ما انسانها ضعیفیم، در معرض خطریم، در معرض لغزشیم؛ مراقب باشیم، مراقب خودمان باشیم. این مراقبت، در اصطلاح قرآنی و اسلامی، اسمش تقوا است؛ تقوا یعنی همین مراقبت دائمی از خود که دامن انسان گیر نکند به این خارهای دُور و بَر.

ـ میدان انتخابات، میدان مسابقه خدمت است. قرآن به ما دستور می‌دهد: فَاستَبِقُوا الخَیرٰت (مائده، 48) دنباله‌ کار نیک با هم مسابقه بدهید و پیش بروید؛ با این نگاه بایستی به انتخابات نگاه کنند. نفرت‌پراکنی و اتّهامات چنین و چنان [نباشد].

14 خرداد، سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سی‌ودومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره):

ـ حاکمیّت دین را قرآن به صورت روشن بیان کرده؛ واقعاً اگر کسی این را انکار کند، حاکی از این است که در قرآن تدبّر درست نکرده. از طرفی قرآن اعلام می‌کند، آیه‌ شریفه‌ سوره‌ نساء است که «مٰا اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله» (نساء، 64) پیغمبران را فرستادیم برای اینکه مردم از اینها اطاعت کنند؛ خب در چه چیزی اطاعت کنند؟ موضوع اطاعت پیغمبران چه چیز‌هایی است؟ صدها آیه‌ قرآن این موضوع را بیان میکند؛ مثلاً آیات جهاد؛ آیات مربوط به اقامه‌ قسط، آیات مربوط به حدود و مجازات‌ها، آیات مربوط به معاملات و قراردادها، آیات مربوط به قراردادهای بین‌المللی -وَ اِن نَکَثوا اَیمٰنَهُم (توبه، 12)- تا آخر؛ اینها یعنی حکومت؛ این آیات نشان می‌دهد که در این موارد بایستی از رسول اطاعت بشود؛ در مسئله‌ دفاع از کشور، در مسئله‌ی اجرای حدود، در مسئله‌ی معاملات و قراردادهای اجتماعی، در مسئله‌ قرارداد با کشورهای دیگر، در مسئله‌ی اقامه‌ی قسط و اقامه‌ی عدل، ایجاد عدل در جامعه؛ در اینها باید از پیغمبر اطاعت بشود؛ این یعنی حکومت؛ معنای حکومت غیر از این نیست. حاکمیّت اسلام با این وضوح در قرآن منعکس و روشن است.

ـ همه‌ی آحاد مردم، تک‌تک آحاد مردم خودشان را موظّف بدانند که علاوه بر اینکه در انتخابات شرکت میکنند دیگران را هم به شرکت در انتخابات دعوت کنند؛ این، تواصی به حق است: «وَ تَواصَوا بِالحَق» (عصر، 3) که در قرآن کریم هست؛ این، توصیه کردن به حق است؛ این وظیفه است و این کار را انجام بدهند.

26 خرداد، سخنرانی تلویزیونی در آستانه برگزاری انتخابات:

ـ می‌بینید که دشمنان دین، دشمنان اسلام، دشمنان ایران با انتخابات شما بشدّت مخالفند، بنابراین اقدام به انتخابات یک عمل صالح است. همه‌ی کسانی که دنبال عمل صالحند -اِلَّا الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحٰت (شعرا، 227) می‌خواهند عمل صالح انجام بدهند، بدانند حضور در انتخابات یک عمل صالح از طرف اینها است.

تیر:

28 تیر، پیام به مناسبت فرارسیدن ایام حج:

ـ وعده‌ صادق الهی، نصرت مجاهدان راه خدا است: اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم (محمد(ص)، 7) نخستین اثر این مجاهدت، بازداشتن آمریکا و دیگر زورگویان بین‌المللی از دخالت و شرارت در کشورهای اسلامی است، ان‌شاءالله.

مرداد:

12 مرداد، بیانات در مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران:

ـ از خداوند متعال متضرّعانه مسئلت می‌کنیم که این سرآغاز را برای مردم، برای کشور مبارک بفرماید؛ بخصوص که در روزهایی هستیم که متعلّق به اهل‌بیت (علیهم السّلام) است؛ چند روز پیش عید غدیر بود، فردا روز مباهله است، روز نزول آیه‌ ولایت -«اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسولُه» (مائده، 55)- است، روز نزول آیه‌ ‌تطهیر است؛ این ایّام متعلّق به ائمّه (علیهم السّلام) است که ان‌شاءالله به برکت همراهی آنها، دعای آنها، و شفاعت آنها این روز برای ملّت ایران مبارک باشد.

شهریور:

6 شهریور، بیانات در نخستین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم:

ـ اساس حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی بر اقامه‌ی عدل است، کما اینکه اساس همه‌ ادیان بر اقامه‌ی عدل است. خدای متعال میفرماید که ما پیغمبران را فرستادیم، کتاب‌های آسمانی را فرستادیم، لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط (حدید، 25) اصلاً برای اینکه مردم قیام به قسط کنند و جامعه، جامعه‌ عدالت‌آمیز باشد.

مهر:

24 مهر، بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان زنجان:

ـ شهیدان برگزیدگانند؛ برگزیدگان خدای متعالند. شهیدان راه درست را انتخاب کرده‌اند، خدا هم آنها را برای رسیدن به مقصد انتخاب کرد. ارزش شهیدان با محاسبات مادّی ما ارزش غیر قابل محاسبه‌ای است. شهیدان در برترین تجارت عالم برنده شده‌اند: «یٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکُم عَلیٰ تِجارَةٍ تُنجیکُم مِن عَذابٍ اَلیمٍ * تُؤمِنونَ بِاللهِ وَ رَسولِه؛ وَتُجٰهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ بِاَموالِکُم وَ اَنفُسِکُم» (صف، 10 و 11) تا آخر؛ برنده‌ بزرگ در این تجارت، شهدای ما هستند. یا «اِنَّ اللهَ اشتَریٰ مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة» (توبه، 111) دیگر بالاتر از این چه می‌شود؟

آبان:

2 آبان، بیانات در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى‌ و جمعی از مسئولان نظام:

ـ عظمت حادثه‌ ولادت پیغمبر به قدر علوّ مرتبه‌ی پیغمبر است؛ همان رتبه‌ عظیمی که در عالم وجود، از اوّل خلقت تا آخر، خدای متعال موجودی با این عظمت نیافریده است؛ و عظمت امانتی که خداوند بر دوش او گذاشته است؛ که به خاطر این امانت بزرگ، خدای متعال می‌فرماید: لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم (آل عمران، 164).

ـ در قرآن، یک جا می‌گوید: یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اذکُرُوا اللهَ ذِکرًا کَثیرًا، وَ سَبِّحوهُ بُکرَةً وَ اَصیلًا (احزاب، 41 و 42) که مطلب یک مطلب قلبی و مربوط به دل انسان است، امّا یک جا هم میگوید: اَلَّذینَ ءامَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا اَولِیاءَ الشَّیطن (نساء، 76) این هم هست؛ یعنی از آن «اُذکُرُوا الله» تا «فَقاتِلوا اَولِیاءَ الشَّیط‌ـٰن»، همه‌ این عرصه‌ عظیم در حوزه‌ تصرّف دین است.

ـ یک جا خطاب به پیغمبر می‌فرماید که «قُمِ الَّیلَ اِلّا قَلیلًا، نِصفَه اَوِ انقُص مِنهُ قَلیلًا، اَو زِد عَلَیهِ وَ رَتِّلِ القُرءانَ تَرتیلًا»(مزمل، 2 تا 4) یک جا هم باز خطاب به پیغمبر می‌فرماید که «فَقاتِل فى سَبیلِ اللهِ لا تُکَلَّفُ اِلّا نَفسَکَ وَ حَرِّضِ المُؤمِنین‌» (نساء، 84) یعنی همه‌ این عرصه‌های عظیم زندگی: از بیداری نیمه‌ شب و تضرّع و توسّل و دعا و گریه و نماز، تا مقاتله و حضور در میدان جنگ، که زندگی پیغمبر هم همین را نشان می‌دهد.

ـ در احکام مالی، یک جا می‌فرماید: وَ یُؤثِرونَ عَلیٰ اَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَة (حشر، 9) که یک امر شخصی [است]، و یک جای دیگر می‌فرماید: کَی لا یَکونَ دولَةً بَینَ الاَغنِیاءِ مِنکُم (حشر، 7) [یعنی] تقسیم درست ثروت که مسئله‌ صد درصد اجتماعی [است]؛ یا می‌فرماید که «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط» (حدید، 25) اصلاً انبیا و اولیا و همه آمده‌اند برای اقامه‌ قسط، برای اقامه‌ عدل. یک جا می‌فرماید: وَلا تُؤتُوا السُّفَهاءَ اَموالَکمُ الَّتی جَعَلَ اللهُ لَکُم قِیٰما (نساء، 5) یک جا میفرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمها (توبه، 103) یعنی همه گوشه و کنارهای مسائل مالی را به شکل آن فکر کلّی و نظر کلّی و هدایت کلّی [بیان می‌کند؛] که البتّه اینها باید برنامه‌ریزی بشود در عمل؛ امّا کلّیّات و جهت‌گیری، اینهایی است که بیان می‌کند. یعنی اسلام در همه‌ این مسائل دارای نظر است.

ـ در مسائل امنیّتی و مسئله‌ امنیّت داخلی جامعه: لَئِن لَم یَنتَهِ المُنٰفِقونَ وَ الَّذینَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ وَ المُرجِفونَ فِی المَدینَةِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم (احزاب، 60) مسئله‌ امنیّت. یا «وَ اِذا جاءَهُم اَمرٌ مِنَ الاَمنِ اَوِ الخَوفِ اَذاعوا بِه؛ وَلَو رَدّوهُ اِلَی الرَّسول» (نساء، 83) تا آخر آیه؛ یعنی اسلام در همه‌ ابعاد مهمّ زندگی اجتماعی بشر حرف دارد.

ـ لذا [اگر] در قرآن ملاحظه کنید، حدّاقل در دو جا از پیامبران به عنوان امام نام آورده شده: یک جا «وَجَعَلنٰهُم اَئِمَّةً یَهدونَ بِاَمرِنا وَ اَوحَینا اِلَیهِم فِعلَ الخَیرٰتِ وَ اِقامَ الصَّلوٰة» (انبیا، 73) یک جا هم «وَجَعَلنا مِنهُم اَئِمَّةً یَهدونَ بِاَمرِنا لَمّا صَبَروا» (سجده، 24) یعنی پیغمبر، امام است، امام جامعه است، رهبر جامعه است، فرمانده جامعه است.

ـ‌ اتّحاد مسلمانان یک فریضه‌ قطعیِ قرآنی است؛ این یک چیز دلبخواه نیست؛ این را به عنوان یک وظیفه باید نگاه کنیم. قرآن دستور داده: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا (آل عمران، 103) یعنی حتّی در اعتصام به حبل‌الله هم با اجتماع باید این کار را انجام بدهید. وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا؛ این «امر» است دیگر؛ چرا ما این را به یک امر اخلاقی تبدیل میکنیم؟ این یک دستور است، یک حکم است که باید بر طبق این عمل کرد؛ و همچنین آیات متعدّد دیگری که در قرآن هست؛ [مثل آیه‌] «وَ لا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم» (انفال، 46) تا آخر.

ـ اگر چه مخالفین، دشمنان دین و پیروان آمریکا سال‌های سال در این کشور حکومت می‌کردند امّا مردم همیشه مؤمن بوده‌اند؛ ملّت ایران بحمدالله از قدیم هم این ‌جور بوده است، امروز هم از همیشه بیشتر و بهتر خودمان را پیرو پیغمبر می‌دانیم. خب پیروی چه‌ جوری است؟ کلمه‌ی «پیروی» را هم دقّت کنید؛ یعنی در پی او روان شدن، در پی او حرکت کردن. چه ‌جوری حرکت کنیم؟ قرآن هم این را از ما خواسته: لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن کانَ یَرجُوا اللهَ وَ الیَومَ الأخِر (احزاب، 21) اسوه یعنی الگو؛ خب ما بایستی دنبال این الگو حرکت کنیم و خصوصیّاتی که او در عمل داشت، آن خصوصیّات را در عملمان ایجاد کنیم.

ـ آن صبری هم که مربوط به پیغمبر است زیاد است؛ بیش از ده مورد ــ شاید حدود بیست مورد ــ خطاب به پیغمبر در مورد صبر هست. مهم این است که از اوّل بعثت، خدای متعال دستور صبر به پیغمبر داده است؛ در سوره‌ مدّثّر: وَ لِرَبِّکَ فَاصبِر (مدثر، 7) در سوره مزّمّل: وَاصبِر عَلیٰ ما یَقولون (مزمل، 10) ــ و سوره‌ی مدّثّر و مزّمّل جزو اوّلین سوره‌هایی است که بر پیغمبر نازل شده ــ از همان قدم اوّل، خدای متعال به پیغمبر می‌گوید باید صبر داشته باشی. بله، من اینجا یادداشت کرده‌ام که قریب به بیست جا خطاب به پیغمبر، امر به صبر شده: «فَاصبِر لِحُکمِ رَبِّک» (قلم، 48) تا موارد متعدّد دیگر.

ـ لازمه‌ی صبر و پایداری برای من و شما که مسئولیم در این کشور، این است که متوقّف نشویم؛ حرکت نباید توقّف پیدا کند، باید ادامه پیدا کند؛ این صبر است. لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَة (احزاب، 21) این میشود پیروی از پیغمبر.

ـ یکی از مهم‌ترین و شاید بشود گفت مهم‌ترین هدف میانیِ بعثت پیغمبران، عدالت است. لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنٰتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکـِتٰبَ وَ المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط (حدید، 25) اصلاً هدف ارسال رسل و انزال کتب این بود که قیام به قسط بشود، جامعه قائم به عدل و قسط باشد. در قرآن کریم از قول پیغمبر [می‌فرماید]: وَ اُمِرتُ لِاَعدِلَ بَینَکُم (شورا، 15) این هم امر خدا است که بایستی عدالت انجام بگیرد. همه‌ عقلای عالم هم البتّه این را قبول دارند؛ یعنی حتّی ظالم‌ترین قدرتهای عالم و عناصر شریر عالم نمیتوانند منکر حُسن عدالت بشوند؛ حتّی بعضی‌ها با وقاحت تمام، ادّعای عدالت هم می‌کنند، در حالی که ظالمند! قرآن کریم عدالت را حتّی در مورد دشمنان لازم میداند؛ این کسی که دشمن ما است، در مورد او بی‌عدالتی نباید بکنیم. وَ لا یَجرِمَنَّکُم شَنَئانُ قَومٍ عَلیٰ اَلّا تَعدِلُوا اِعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقویٰ (مائده، 8) با دشمن هم حتّی بایستی شما با عدالت رفتار بکنید. پس بنابراین، این هم یک وظیفه‌ی دیگر است و [مخاطب] این هم باز در درجه‌ اوّل ما مسئولین هستیم.

ـ پیروی از پیغمبر در اخلاق که خدای متعال فرمود: «وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ‌ عَظیم» (قلم، 35) چیزی را که خدای خالق عظمت عظیم بداند، این دیگر از لحاظ عظمت فوق‌العاده است: وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ‌ عَظیم. این اخلاق بایستی برای ما به عنوان یک دستورالعمل همواره مورد نظر قرار داده بشود. اخلاق اسلامی [داشته باشیم]: تواضع داشته باشیم، گذشت داشته باشیم ــ اینها اخلاق اسلامی است ــ سهل‌گیری در مسائل شخصی داشته باشیم. در مسائل عمومی و آنچه به حقوق مردم و حقوق عمومی و حقوق دیگران مربوط است، نه، سهل‌انگاری جایز نیست امّا در مسائل شخصی سهل‌انگاری داشته باشیم، سهل‌گیری داشته باشیم؛ احسان، پرهیز از دروغ، پرهیز از تهمت، پرهیز از سوءظنّ به مؤمن، گذشت از مؤمنین.

26 آبان،‌ بیانات در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور:

ـ نخبگی یک نعمت الهی است، یک موهبت خدایی است و نعمت الهی را باید شکر کرد؛ اوّل‌چیزی که در ذهن شما قرار می‌گیرد این باشد که این نعمت را شکرگزاری کنید. «وَ اشکُروا نِعمَتَ اللهِ اِن کُنتُم اِیّاهُ تَعبُدون» (نحل، 114) در سوره نحل است؛ چند جای دیگر قرآن هم این «وَ اشکُروا نِعمَتَ الله» هست؛ این وظیفه‌ همیشگی است.

ـ در قرآن، بحث غفلت چیز جالبی است؛ کاملاً صریح مسئله‌ غفلت مطرح شده. در این مسئله‌ی صلاة خوف [آمده که] «وَدَّ الَّذینَ کَفَروا لَو تَغفُلونَ عَن اَسلِحَتِکُم وَ اَمتِعَتِکُم فَیَمیلونَ عَلَیکُم مَیلَةً واحِدَة» (نسا، 102) دشمن می‌خواهد شما غافل بشوید از سلاحتان و از دارایی‌هایتان. بحث پهپاد و موشک و مانند اینها را که می‌بینید این روزها چطور در دنیا به عنوان یک مسئله‌ اساسی و مهم مطرح می‌شود؛ [دشمن] می‌خواهد شما از اینها غفلت کنید، از این توانایی چشم بپوشید تا بتواند راحت به شما حمله کند.

30 آبان، بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ شهدای استان ایلام:

ـ شهید ما در واقع مصداق و مظهرِ «اِنَّ اللهَ اشتَریٰ مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة» (توبه، 111) است؛ یعنی جان خودش را دارد با خدا معامله میکند؛ شهید این است. یا آن آیه‌ شریفه «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضیٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِر» (احزاب، 23) اینها با عهد خود، پیمان خود، با خدای متعال صادقانه رفتار کردند؛ شهید این است؛ یعنی [این] پیمان بستن با خدا است، معامله کردن با خدا است؛ لذا شما می‌بینید که رزمنده‌ در میدان جهاد فی‌سبیل‌الله با رزمنده‌های متعارف دنیا فرق دارد.

ـ شهیدان به ما می‌گویند: وَیَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون (آل عمران، 170) این راه، راهی است که خوف و حزن ندارد، ترس و اندوه ندارد؛ راه خدا است دیگر؛ در این راه بایستی ثابت‌قدم بود، در این راه بایستی با قدرت حرکت کرد، در این راه باید با وسوسه‌های دشمنان متزلزل نشد.

آذر:

21 آذر، بیانات در دیدار پرستاران و خانواده شهدای سلامت:

ـ در همه‌ امور کشور، در همه‌ی امور زندگی باید از خدا مطالبه کرد، درخواست کرد، تضرّع کرد و به خدا توکّل کرد؛ وَمَن یَتَوَکَّل عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسبُه (طلاق، 3) هر کسی به خدا توکّل کند، خدا او را کفایت میکند؛ این را بدانید. [البتّه] معنای توکّل به خدا این نیست که کار نکنیم؛ واضح است؛ یعنی با اعتماد به وعده‌ الهی که فرموده اگر کار کنید برکت می‌دهم، کار کنیم؛ اعتماد کنیم به وعده‌ الهی.

دی:

11 دی، بیانات در دیدار خانواده و ستاد سالگرد شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی:

ـ اگر بخواهیم آن چیزی را که اسمش را می‌گذاریم «مکتب سلیمانی»، در یکی دو جمله‌ کوتاه تبیین کنیم، باید بگوییم این مکتب عبارت است از «صدق» و «اخلاص». این دو کلمه در واقع عنوان و نماد و نمایه‌ مکتب سلیمانی است. «صدق» یعنی همان چیزی که در آیه‌ شریفه‌ «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیه» (احزاب، 23) است که حالا مختصری توضیح عرض میکنم. «اخلاص» هم همین است که در آیات متعدّد قرآن از جمله این آیه‌ شریفه «قُل اِنّی اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللهَ مُخلِصًا لَهُ الدّین» [آمده] (زمر، 11) این دو عنوانِ قرآنی، تشکیل‌دهنده‌ حرکت شهید سلیمانی بود.

ـ خدای متعال به ما وعده‌ی پیروزی داده: اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا (حج، 38) وعده‌ دفاع داده. خب ما داریم در راه اراده‌ الهی و اهداف الهی حرکت میکنیم و ملّت برای اسلام کار میکند؛ این دفاع، بعد هم نصرت: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه (حج، 40) اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم (محمد(ص)، 7).

19 دی، بیانات در ارتباط تصویری با مردم قم:

ـ مردم قم این محاسبه را به هم زدند؛ یعنی در واقع این کار مردم قم محاسبه‌ دشمن را به هم زد؛ فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون (طور، 42) آنها توطئه چیدند امّا این توطئه علیه خودشان تمام شد؛ یعنی می‌خواستند امام را بشکنند، [امّا] موجب شد که امام مستحکم‌تر، پُرفروغ‌تر در صحنه ظاهر شد؛ می‌خواستند رابطه‌ی مردم را با امام ضعیف کنند، این رابطه مستحکم‌تر شد؛ میخواستند نهضت را تضعیف کنند، این نهضت قوی‌تر شد؛ در واقع حرکت مردم متضمّن یک چنین محاسبه‌ای بود.

بهمن:

3 بهمن، بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت (ع):

ـ بنا به نقل قرآن، جبرئیل یک بار در طول تاریخ بر غیر پیغمبری نازل شده: اَرسَلنا اِلَیها روحَنا ‌فَتَمَثَّلَ‌ لَها بَشَراً سَوِیّا (مریم، 17) اگر مراد از روح -که البتّه این هم محلّ اختلاف است- در ماجرای حضرت مریم، جناب جبرئیل (علیه ‌السّلام) باشد، خدای متعال [فقط] یک بار بر [کسی] غیر پیغمبر جبرئیل را فرستاده؛ بقیّه‌ی ملائکه نازل شده‌اند و مکرّر اتّفاق افتاده که ملائکه آمده‌اند؛ [امّا] جبرئیل فقط یک بار؛ امّا برای حضرت زهرا: وَ کانَ یَأتیها جَبرَئیل؛ بحث یک بار و دو بار نیست، [بلکه] جبرئیل مرتّب می‌آمد و شرفیاب می‌شد خدمت حضرت زهرا (سلام ‌الله ‌علیها).

ـ (مدح حضرت) در قرآن، در سوره‌ی «هل أتیٰ» هست، در آیه‌ی تطهیر هست، در آیه‌ مباهله هست. اینهایی که حالا تقریباً صریح است درباره‌ حضرت زهرا (سلام ‌الله ‌علیها) این آیات است، وَالّا آیات دیگری هم هست که اشاره دارد به آن بزرگوار. اینکه در سوره‌ی «هل أتیٰ» خدای متعال می‌پردازد به کار فاطمه‌ی زهرا (سلام ‌الله‌ علیها) و خانواده‌اش، خیلی چیز مهمّی است؛ این یک پرچمی است که قرآن بر‌می‌افرازد، برافراشته میکند بر سر درِ خانه‌ فاطمه‌ زهرا (سلام‌ الله ‌علیها): اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللَهِ لا نُرِیدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکورا (انسان، 9) کار برای خدا، اخلاص،‌ خدمت بی‌منّت؛ به چه کسی؟ به یتیم و فقیر و اسیر؛ این اسیر، یعنی اسیر مسلمان بوده؟ بعید است آن وقت اسیر مسلمان [بوده باشد]. خدمت بی‌منّت؛ این درس است، پرچم فاطمه‌ زهرا این است؛ یعنی قرآن این را بزرگ می‌کند. یا در آیه‌ مباهله: وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُم (آل عمران، 61) در حالی که اطراف پیغمبر زنان زیادی بودند -همسران پیغمبر بودند، نزدیکان دیگر پیغمبر بودند، شاید آن وقت بعضی از دختران دیگر پیغمبر [هم] بودند- امّا «نِساءنا» فقط فاطمه‌ی زهرا (سلام ‌الله‌ علیها) است؛ برای چه؟ برای مواجهه‌ جبهه‌ حق با جبهه‌ باطل.

5 بهمن، بیانات در دیدار اعضای همایش بین‌المللی حضرت حمزه سیّد‌الشّهدا(ع):

ـ یاد بدهیم خودمان را و مردممان را به اینکه روی مسائل درست فکر کنیم و درست تشخیص بدهیم. وَ قالوا لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ ما کُنّا فی اَصحابِ السَّعیرِ* فَاعتَرَفوا بِذَنبِهِم (ملک، 10 و 11) اینکه نشنویم، فکر نکنیم، تأمّل نکنیم، گناه است؛ قرآن این جوری با صراحت این را بیان میکند. و خب حالا این بزرگوار بنا به فرمایش امیرالمؤمنین، به نقل امام باقر (علیه ‌الصّلاة و السّلام) مصداق «صَدَقوا ما عاهَدُوا اللّه» (احزاب، 23) است؛ آن وقت این «صَدَقوا ما عاهَدُوا اللّه» ــ یعنی صادقانه با معاهده‌ الهی رفتار کردن ــ چه‌ جوری است؟ شکل تمام و کاملش عبارت از این است که شخص از خودش مصداقی بسازد برای معارف الهی و برای دستورات الهی و برای راهی که خدا معیّن کرده و پیش پا گذاشته؛ یعنی خودش را مصداق آن قرار بدهد؛ این را ان‌شاءاللّه یاد بگیریم.

19 بهمن، بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش:

ـ در این حرکت نیروی هوایی، رژیم طاغوت از جایی ضربه خورد که گمانش را نداشت، محاسبه نمیکرد که از اینجا ضربه بخورد. مثل همان که در قرآن و در سوره‌ حشر در مورد قبایل یهود [آمده]: «فَاَتاهُمُ اللهُ مِن حَیثُ لَم یَحتَسِبوا» (حشر، 2) از جایی که خیال نمی‌کردند، خدای متعال به اینها ضربه را وارد کرد؛ این جوری بود. از دستگاه رژیم طاغوت، کسی خیال نمی‌کرد که از ارتش، آن هم از نیروی هوایی ارتش ضربه بخورند.

ـ این هایزر در خاطراتش می‌نویسد - من البتّه خودم ندیدم این کتاب را، برای من نقل کردند- که نیروی هوایی جایی بود که ما حتّی انتظار کمترین ناآرامی را در آن نداشتیم؛ زیرا از نظر فرماندهی و آموزش با آمریکا ارتباط نزدیکی داشت. شاید خیلی از همان کسانی که آن روز در آن جریان عظیم تاریخی شرکت کردند، عمدتاً کسانی بودند که تحصیلاتشان در آمریکا انجام گرفته بود و آنجا با فرهنگ آمریکایی آشنا بودند؛ امّا اینها از آنجا ضربه خوردند. خب این نشانه‌ این است که وعده‌ الهی صادق است؛ خداوند فرمود: اِنَّهُم یَکیدونَ کَیدًا. وَ اَکیدُ کَیدًا (طارق، 15 و 16) دشمنان ترفند میزنند، و من هم در مقابلشان به آنها ترفند می‌زنم. در یک جای دیگر [میفرماید]: فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون‌ (طور، 42) در قضیّه‌ جبهه‌ حقّ و باطل، جبهه‌ی باطل است که ضربه می‌خورد؛ و همیشه همین ‌جور است؛ یعنی در این قضیّه، محاسبات آمریکایی‌ها غلط از آب در آمد؛ یعنی آنها روی نیروی هوایی ارتش طاغوت یک محاسبه‌ای کرده بودند، این محاسبه غلط از آب در‌ آمد؛ فکرش را نمی‌کردند که این جوری [از آب] در بیاید.

اسفند:

10 اسفند، بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت عید مبعث:

ـ در مورد گسترش مفاهیم اخلاقی و پرورش اخلاقی هم همین بس که در چند جای قرآن در صدر اهداف بعثت، اخلاق و تزکیه را ذکر کرده: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِّیّینَ رَسولاً مِنهُم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم (جمعه، 2) اوّل، تزکیه است؛ هم چنین در آیات دیگر: لَقَد مَنَّ اللَهُ عَلَى المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم (آل عمران، 164) چند جای دیگر هم در قرآن هست که هدف بعثت را «تزکیه» معیّن کرده است؛ در رأس اهداف [بعثت ]، تزکیه است.

ـ یکی از مهم‌ترین شعارها و جهت‌گیری‌های پیامبر اکرم در بعثت، مقابله‌ با جاهلیّت بود. در قرآن بارها جاهلیّت تقبیح شده. تعبیر جاهلیّت -که حالا توضیح میدهم که مراد از جاهلیّت چیست- بارها در قرآن تقبیح شده. در سوره‌ مائده: اَفَحُکمَ الجاهِلیَّةِ یَبغون (مائده، 50) در سوره‌ احزاب: وَ لاتَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلَیَّة الاولیٰ (احزاب، 33) در سوره‌ انّا فتحنا: اِذ جَعَلَ الّذینَ کَفَروا فی قُلوبِهِمُ الحَمیَّةَ حَمیَّةَ الجاهِلیَّة (فتح، 26) و در چند جای دیگر قرآن.

19 اسفند، بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری:

ـ به همین دلیل که چون حضور مردم بسیار مهم است و حضور مردم هم وابسته‌ی به این چیزها است، شما می‌بینید که شیاطین کوچک و بزرگ در صدد اغوای مردمند؛ [همان جور] که رئیسشان گفت «لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعین» (ص، 82) دائم مشغول اغواء [هستند]؛ به وسیله‌ی این رسانه‌هایی که امروز دیگر خیلی آسان کرده رساندن هر حرفی را، هر دروغی را و تزیین کردن و توجیه کردن هر حرف غلطی را، دائم به اعماق ذهنیّات جامعه چیزهایی را میرسانند. اغواء می‌کنند دیگر؛ لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعین؛ برای اینکه بتوانند مردم را از آن ایمان، از آن اعتماد، از آن امید، از آن اعتماد به نفْس، از این چیزهایی که گفتیم منصرف کنند و آنها را مأیوس کنند، اعتماد به نفْس آنها را سلب کنند، اعتماد به مسئولین را از آنها سلب کنند، اتّحاد ملّی را تضعیف کنند؛ دائم در حال یک چنین کارهایی هستند؛ و این کاری است که دشمن می‌کند.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: