به گزارش ایکنا، وحید سهرابیفرد، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در نشست علمی «ملاحظاتی در باب الگوی عملی معنویت اسلامی» که اول بهمنماه توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، با اشاره به وضعیت فعلی معنویتپژوهی در کشور، بیان کرد: ثقل معنویتپژوهی در کشور عمدتاً انتقادی است؛ یعنی آثار و کتبی که منتشر میشوند و حتی سخنرانیها، بیشتر به بررسی کاستیها و نقصهای معنویات ناصحیح، شبهمعنویتها و... میپردازند و عواقب ناخوشایند آنها را بیان میکنند. به عبارت دیگر، رویکرد غالب، رویکرد سلبی است که هرچند ارزشمند است، اما به نظر من باید به اقدامات ایجابی نیز توجه شود.
وی در ادامه تأکید کرد که این رویکرد سلبی صرفاً مربوط به جریانهای معنوی بیرونی نیست و شامل جریانهای معنویت درونی، مانند صوفیه نیز میشود.
سهرابیفرد افزود: این رویکرد غالباً بدبینانه و منفی بوده است و اگر پژوهشهای دیگری انجام شود، میتوان نکات مثبت بسیاری از این جریانها استخراج کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب درباره رویکرد ایجابی گفت: ابتدا این رویکرد باید بر اساس چارچوب دینی و اسلامی ما شکل گیرد. بسیاری از معنویاتی که نقد میکنیم، محصول دوران جدید هستند، بنابراین شناخت زمانه اهمیت زیادی دارد. این شناخت به فهم بهتر مبانی نظری مانند هستیشناسی، انسانشناسی و معرفتشناسی کمک میکند. تلقی ما از این مبانی نظری نقش بسیار مهمی در فهم آموزههای دینی، قرآنی، ادعیه و روایات دارد و به ما کمک میکند تا با چالشهای بزرگ، مانند تقابل طبیعتگرایی و فراطبیعتگرایی، مواجه شویم.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با بیان اینکه اگر چند قرن اخیر را به عنوان آغاز تجربه تجدد در نظر بگیریم، تحولات و پیشرفتهای علمی زیادی رخ داده و جهان را دیگر مانند افراد چند قرن پیش نمیبینیم، اظهار کرد: امروز پدیدههای طبیعی برای ما معنای متفاوتی دارند و ممکن است برخی رئالیست انتقادی باشند، چرا که رئالیست خام وجود ندارد.
سهرابیفرد ادامه داد: پیشرفتهای علمی و نظریات جدید فلسفی و الهیاتی طی چند قرن اخیر ما را به جهانی جدید رسانده است که آن را جهان مدرن مینامیم و چالش مهم آن طبیعتگرایی است. در میان معنویتها نیز حرکت از معنویتهای آسمانی به معنویتهای کاملاً مادی و زمینی مشاهده میشود؛ مدیتیشن و ریلکسیشن نمونههای بارز این جریان هستند. این گرایش به طبیعتگرایی باید برای ما مهم تلقی شود.
وی افزود: با توسعه انکار ماوراء و رشد معنویتهای زمینی، از ادیان آسمانی به معنویتهای نوظهور رسیدهایم. در معنویت جدید، هم علم جدید و هم فضای طبیعتگرایی حضور دارد. این طبیعتگرایی که روزبهروز شدت مییابد، قابل تفسیر به روشهای مختلف است؛ گاهی به صورت طبیعتگرایی بسته است که معتقد است جهان همین طبیعت است و هیچ چیز فراتر ندارد، و گاهی به صورت طبیعتگرایی گشوده که انکار ماوراء ندارد.
سهرابیفرد با بیان اینکه برخی از متفکران ما از همین نقطه شروع کردهاند، ادامه داد: این متفکران بر این عقیدهاند که اگر زندگی انسان را بهخوبی بررسی کنیم، به وضعیت فرازمینی نیز بهطور خودبهخود دست خواهیم یافت. به عبارت دیگر، نیازهای زمینی انسان با مباحث فرازمینی در تضاد نیست و بنابراین آغاز نقطه عزیمت ما در کلام باید از انسان باشد.
وی افزود: به جای اینکه از مبدأ هستی، خدا، توحید و دلایل اثبات خدا شروع کنیم تا به انسان برسیم، در نگاه جدید از خود انسان و نیازها و دغدغههای او آغاز میکنیم. در این صورت هیچ انسانی نخواهد گفت که نیاز فرامادی ندارد یا دغدغه معنویت در خود احساس نمیکند. حتی کسانی که گاه درباره فلسفه زندگی سؤال میکنند و اهمیت نمیدهند از کجا آمده و به کجا خواهند رفت، در این نقطه اشتراک با معنویات آسمانی و غیرآسمانی قرار دارند.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با تأکید بر اینکه کار باید با طبیعتگرایی گشوده آغاز شود، گفت: در صدر اسلام نیز دعوت پیامبر(ص) با همین رویکرد بوده و ایشان با زیبایی، جذابیت و پاسخ به سؤالات مردم شروع کردند. در جهان جدید نیز باید توجه داشته باشیم که کفه طبیعتگرایی سنگینتر شده و نقطه آغاز ما باید طبیعتگرایی گشوده باشد.
سهرابیفرد در ادامه تصریح کرد: نکته دیگر توجه به تجربه انسانهاست. ارشاد و راهنمایی از بیرون مهم است، اما آنچه اساسی است، تحولات درونی فرد معنوی است و در این زمینه نیاز به تأمل بیشتری داریم. بسط تجربیات دینی افراد باید مورد توجه قرار گیرد، همانطور که عارفان ما به این نکته توجه داشتهاند. متأسفانه در جامعه امروز، به تجربیات فردی افراد اعتبار داده نمیشود و حتی بزرگان عرفان نیز مفاهیم کلامی را با حالت عرفانی بیان کردهاند.
وی با بیان اینکه دوره معاصر، به تعبیر برخی، عصر اصالت است، افزود: انسان امروز دچار نوعی افراطی از فردگرایی شده و میخواهد زندگیاش را بر اساس ایدهآلها، فهم و آرزوهای خودش شکل دهد. در این شرایط، باید پرسید آیا برای این نیازها و تجربههای فردی وزن و ارزش قائل هستیم یا خیر؟ آیا منبع معنوی ما صرفاً چیزی است که از بیرون به فرد داده میشود یا به درونیات او نیز اهمیت میدهیم؟
سهرابیفرد تصریح کرد: به نظر من، در جامعه ما چندان به این موضوع بها داده نمیشود، در حالی که ظرفیتهای خوبی وجود دارد. پیامبر(ص) در پاسخ به پرسشی درباره بر و نیکی فرمودند: ببین وقتی کاری انجام میدهی، آیا از انجام آن حس خوبی داری یا خیر؟ اگر خوشحال شدی، آن کار نیک است و اگر ناراضی و پشیمان شدی، بد بوده است.
وی ادامه داد: ارجاع به فهم و تجربه خود فرد معمولاً پذیرفته نمیشود و ما ترجیح میدهیم همه چیز را به عنوان منبع بیرونی تعیین کنیم؛ یعنی فهرستی از خوبی و بدی آماده کنیم و اگر کسی سؤال کند، به او ارائه دهیم.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با تأکید بر اینکه در الگوی جدید معنویت اسلامی باید به تجربیات فردی بها داده شود، گفت: مسئله دیگر، تکنیکال بودن معنویات است. معنویات نوظهور به دلیل ارائه تکنیکهای عملی — فارغ از مبانی نظری مفصل— فراگیر شدهاند. افراد با استفاده از تکنیکهایی مانند مدیتیشن و یوگا به آرامش دست مییابند. در سنت اسلامی نیز بسیاری از آموزهها قابلیت تکنیکال شدن دارند و میتوانند به آرامش فرد کمک کنند.
وی افزود: هنگامی که از عرفان سخن میگوییم، معمولاً سریع سراغ ابن عربی میرویم، در حالی که عرفان او نخبگانی است و برای عموم مردم مناسب نیست. برای توده، باید جنبه تکنیکال داشته باشد تا حس اضطراب و تنهایی کاهش یابد و اطمینان قلبی ایجاد شود. مؤمن در بالا و پایین زندگی آرامشی دارد که غیرمؤمن به آن غبطه میخورد.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با بیان اینکه در ترسیم این الگو نیازمند توجه به سبک زندگیهای جدید هستیم، افزود: یعنی باید صورتبندی جدیدی از معنویت ارائه شود، زیرا دستورالعملها و سنتهای گذشته مربوط به زیست جهان سنتی است و بسیاری از آنها با جهان امروز مطابقت ندارد. بنابراین باید نسخههایی طراحی کنیم که با زندگی مدرن سازگار باشد. برای مثال، در سبک زندگی امروز هر دو زوج شاغل هستند، در حالی که در گذشته زنان عمدتاً در خانه حضور داشتند؛ بنابراین تربیت فرزند، نقش بانوان و دیگر امور زندگی خانوادگی متفاوت شده است.
سهرابیفرد تصریح کرد: مسئله طبیعت در سبک زندگی امروز بسیار اهمیت دارد و انسان جدید به عنوان منبعی از الهام، به محیط زیست خود مینگرد. چند سال پیش با چند شیعه ساکن کانادا صحبت میکردم که گلایه داشتند آموزههای شیعی ارائهشده با نیازهای روز ما مطابقت ندارد و مراکزی که در این حوزه فعالیت میکنند باید الگوهای جدیدی سازگار با زندگی امروز طراحی کنند.
وی در پایان افزود: البته ما باید از شاخههای مختلف علوم نیز بهره ببریم، زیرا پژوهشها امروزه بینرشتهای شدهاند. روانشناسی، جامعهشناسی، علوم شناختی و مباحث نورولوژی میتوانند در فهم دین و معنویت به ما کمک کنند. چنین الگویی باید فراتر از تکبعدی باشد و به صورت روزآمد و برگرفته از علوم مختلف طراحی شود.