
در روزهای پرالتهاب اخیر، موجی از اندوه و خشم میان مسلمانان بهویژه ایرانیان به دلیل هتک حرمت ساحت قرآن و برخی مساجد کشور و حسینیهها، پدید آمد و واکنشها و تحلیلهای متعددی از سوی علما، اندیشمندان و فعالان قرآنی کشور مطرح شد. در این میان، پرسشی جدیتر از محکومیت، ذهن بسیاری از دلسوزان را به خود مشغول کرد و آن این بود که جامعه قرآنی کشور، شامل قاریان، حافظان، مدرسان و مروجان قرآن، در قبال چنین حوادثی چه مسئولیتی داشته و دارد؟
برای پی به پاسخ این پرسش، به سراغ احمد ابوالقاسمی، قاری بینالمللی و از چهرههای شناختهشده عرصه تلاوت قرآن کریم رفتیم. او در این گفتوگو، از زوایای کمتر دیدهشده وظیفه قرآنیان سخن گفت و در چارچوب رسالت آگاهیبخشی و واکاوی نقش نهادهای دینی در بحرانهای اعتقادی جامعه مواردی را مطرح کرد.
ابوالقاسمی با تأکید بر لزوم حرکت پیشدستانه و تحول در نگرش جامعه قرآنی، خواستار خروج از انفعال و تبدیل شدن هر قاری و حافظ به یک مبلغ فعال و آموزشدیده در عرصه تبیین معارف قرآن شد. در ادامه متن این گفتوگو را میخوانید.
آنچه اتفاق افتاد، بسیار تلخ و دردناک بود. اما اگر بخواهیم ریشهیابی کنیم، باید به یک دلیل اصلی توجه کنیم: دشمن از قرآن میترسد. بله، دقیقاً از محتوای قرآن احساس خطر میکند. چرا؟ برای اینکه پیام اصلی قرآن، پیامی انقلابی، هویتساز و متحولکننده است؛ پیامی که در تقابل مستقیم با منافع استکبار جهانی و نظامهای سلطهگر قرار دارد. متأسفانه حتی برخی از خود ما نیز به این بعد قرآن کمتوجهی کردهایم. بسیاری فکر میکنند قرآن فقط کتاب اخلاق و عبادت فردی است، در حالی که کل قرآن، یک کتاب عمیقاً سیاسی و اجتماعی است. منظورم از سیاسی، سیاست روزمره نیست، بلکه آن نگاه کلانی است که به اداره جامعه و تقابل تاریخی «حق» و «باطل» میپردازد.
این سؤال بسیار مهمی است. من بارها شنیدهام که میگویند: «شما قاری قرآن هستید، چرا درباره سیاست اظهارنظر میکنید؟» پاسخ من این است: اگر سیاست را به معنای صحیح آن، یعنی اداره جامعه و تعیین خطمشی زندگی جمعی بدانیم، پس تمام انبیای الهی بزرگترین سیاستمداران تاریخ بودهاند. قرآن، صحنهگردان اصلی این عرصه است. تمام قرآن، روایت یک دوگانه بزرگ است: از یک سو مؤمنان، مستضعفان و صاحبان حق، و از سوی دیگر طاغوت، فرعون، مستکبران و منافقان. نزاع موسی و فرعون، تنها یک داستان تاریخی نیست؛ یک الگوی همیشگی است. گفتوگوی ابراهیم با قوم بتپرست، یک نمونه است. مقاومت پیامبر اکرم(ص) در مقابل مشرکان و منافقان، عین سیاست است.
وظیفه اصلی ما پیشگیری است، نه واکنش. جامعه قرآنی قبل از وقوع حادثه باید وارد میدان شود
اگر ما این گفتمان را برای نسل جوان، برای مردم جهان تبیین نکنیم، پس وظیفه خود را انجام ندادهایم. تبیین این گفتمان باعث میشود که فرد منافق در جامعه شناخته شود. خودم خاطرهای دارم؛ روزی به یکی از دوستان درباره ویژگیهای منافقان از منظر قرآن گفتم. او با تعجب گفت: «این توصیفات دقیقاً فلان شخص است!» و من گفتم: «خب، این را قرآن گفته.» او پاسخ داد: «پس از امروز دیگر درباره این موضوع سخن نمیگویم.» این یعنی روشنگری.
وظیفه اصلی ما پیشگیری است، نه واکنش. جامعه قرآنی قبل از وقوع حادثه باید وارد میدان شود. وظیفه ما فقط این نیست که بعد از شنیدن خبر قرآنسوزی، در مراسمی شرکت کنیم و شعار دهیم. وظیفه اصلی، تبیین چهره واقعی قرآن برای جهانیان است. قسم میخورم آنهایی که دست به چنین کارهایی میزنند، حتی یک صفحه از قرآن را با تدبر نخواندهاند. اگر میدانستند در این کتاب چه گنجینهای از عدالت، کرامت انسانی، مبارزه با استکبار و علماندوزی وجود دارد، هرگز به سمت آن سنگ پرتاب نمیکردند. مشکل اینجاست که ما نتوانستهایم این گنج را به دنیا نشان دهیم. متأسفانه در جامعه قرآنی خودمان نیز با یک نوع رخوت مواجهیم. بسیاری از برادران و خواهران قرآنی ما، فقط در حوزه تلاوت یا حفظ فعال هستند که البته خودش ارزشمند است، اما کافی نیست. بسیاری پس از یک تلاوت در مراسم، به خانه بازمیگردند و هیچ حرکت آموزشی، تبلیغی یا راهنمایی برای جوانان انجام نمیدهند.
باید پیام قرآن را با منطق، استدلال و زیبایی بیان کنیم. باید نشان دهیم که قرآن کتاب خشونت نیست، کتاب مبارزه با ظلم است. کتاب جهل نیست، کتاب علم است. علاوه بر این، نهادهای قرآنی باید دورههای آموزشی ویژه «تبیین معارف قرآن» برای قاریان و حافظان برگزار کنند
هر فرد قرآنی، حداقل باید دو نفر را با معارف ناب قرآن آشنا کند و آن دو نفر نیز به نوبه خود ادامه دهند. اگر این زنجیره ایجاد شود، آنگاه جامعه در امان میماند. بله، این حادثه میتواند یک زنگ بیداری و یک موتور محرک باشد. امیدوارم این اتفاق دردناک، باعث شود تکتک بچههای جامعه قرآنی، احساس وظیفه بیشتری کنند و فکر نکنند که همین تلاوت یا حفظ کردن، تمام مأموریت آنهاست.
مأموریت اصلی، تبیین و انتقال پیام قرآن است. پیامبر اکرم (ص) مبعوث شدند تا «يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ». تلاوت، مقدمه بود برای تزکیه و تعلیم. ما نیز باید از الگوی پیامبر پیروی کنیم. تنها داشتن صوت خوش یا حافظه قوی، کفایت نمیکند. باید محتوا را بدانیم و بتوانیم آن را به زبان روز و برای نسل جوان بیان کنیم. پیشنهاد عملی من این است: هر قاری و حافظ قرآن، خود را یک «مبلغ» و «معلم» بداند. این مأموریت، محدود به مسجد نیست. در محیط دانشگاه، در جمع خانواده، در فضای مجازی، در ارتباط با دوستان غیرمسلمان، باید پیام قرآن را با منطق، استدلال و زیبایی بیان کنیم. باید نشان دهیم که قرآن کتاب خشونت نیست، کتاب مبارزه با ظلم است. کتاب جهل نیست، کتاب علم است. علاوه بر این، نهادهای قرآنی باید دورههای آموزشی ویژه «تبیین معارف قرآن» برای قاریان و حافظان برگزار کنند. باید به آنها آموزش داده شود که چگونه به شبهات پاسخ دهند، چگونه مفاهیم را توضیح دهند. ما نیاز به یک نهضت گسترده تبیین داریم. اگر دشمن با هزینههای گزاف، شبکههای رسانهای خود را به میدان میآورد تا چهرهای تحریفشده از اسلام و قرآن نشان دهد، ما با سرمایه انسانی عظیم خود، هزاران قاری و حافظ، باید پاسخی متقابل و اثرگذار بدهیم. این کار، نیازمند برنامهریزی، همت و خروج از منطقه امن است.
عزیزان! عمر گرانبها را دریابید. پیامبران و ائمه ما، تمام عمرشان را در این راه گذاشتند و در همین مسیر نیز به شهادت رسیدند. ما نیز اگر بخواهیم پیرو واقعی آنان باشیم، باید در همین مسیر گام برداریم. مسیر، فقط خواندن قرآن در محافل نیست؛ مسیر، «زندگی کردن قرآن» و «به زندگی دیگران بردن قرآن» است. بیاییم از امروز عهد ببندیم که حداقل یک نفر را با مفاهیم ناب قرآن آشنا کنیم. بیاییم در شبکههای اجتماعی، نه برای خودنمایی، که برای معرفی قرآن، محتوا تولید کنیم. بیاییم به جوانان مشتاق، نه فقط قرائت را بیاموزیم، که معنا و مفهوم آیات را نیز آموزش دهیم. اگر جامعه قرآنی با تمام قوا وارد این عرصه شود، آن وقت است که دشمن هرگز جرأت نخواهد کرد به سمت قرآن بیاید. زیرا جهان، چهره نورانی قرآن را دیده و شیفته آن شده است. این، بزرگترین وظیفه و عزت ماست. انشاءالله.
انتهای پیام