
دهه فجر، یادآور خیزش تاریخی ملت ایران برای تحقق آرمانهای استقلال، آزادی و عدالت در پرتو تعالیم اسلامی است؛ ایامی که خاطره مجاهدت فجرآفرینانی را زنده میکند که برای پایاندادن به استبداد و مداخله بیگانگان به پا خاستند و پیام حقطلبی خود را در جهان طنینانداز کردند. اکنون چهلوهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت مناسبی برای بازخوانی مسیر طیشده و مرور دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران به رغم مجموعه فشارها، تحریمها و توطئههای نظام سلطه است.
در عین حال، رخدادهای اخیر در ایران عزیز؛ جنگ تحمیلی 12 روزه و آشوب و فتنه آمریکایی ـ صهیونیستی و تلاش رسانههای معاند برای تحریف واقعیتها، بیش از پیش ضرورت تبیین و روشنگری را برای مقابله با این فتنهها آشکار کرده است. با وجود مشکلات و کاستیها، بازگو کردن مستند پیشرفتها و تقویت امید در میان نسل جوان، ضرورتی انکارناپذیر است؛ ضرورتی که رهبر معظم انقلاب نیز با تأکید بر تقویت بنیه دینی و انقلابی، گفتمان عدالت، اقتصاد دانشبنیان و امیدآفرینی، بر آن تصریح کردهاند و آن را وظیفهای مهم برای اصحاب فکر، فرهنگ و رسانه در کنار سایر مسئولان دانستهاند.
بیشتر بخوانید:
در این راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین احمد سالک، عضو جامعه روحانیت مبارز گفتوگو کرده که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ اقدامات اخیر جریانهای وابسته به صهیونیسم و آمریکا در ایران، تا چه اندازه بازتابنده چهره واقعی رژیم پهلوی و سلطنتطلبانی است که همواره برای پیشبرد اهداف خود به حمایت خارجی متوسل شدهاند و پروژه سالهای اخیر رسانههای معاند برای تطهیر چهره رژیم پهلوی را ناکام گذاشت؟
ابتدا باید توجه داشت که فتنه هیچگاه بهطور کامل پایان نمییابد؛ بلکه مانند آتش زیر خاکستر است. از سال ۱۳۷۸ تاکنون، کشور با شش فتنه مواجه بوده و فتنه اخیر در سال ۱۴۰۴، به تعبیر من «فتنه کور» بود؛ یعنی شدیدترین شکل عملیات تخریبی، حرکتهای جمعی سازمانیافته و حتی جنگ مسلحانه شهری در آن مشاهده شد.
در این حوادث، شاهد جنایات گستردهای بودیم؛ حمله به مساجد، قرآنسوزی، آتش زدن حوزههای علمیه و کتابخانهها، اقدامی شبیه آنچه مغولها انجام دادند. همچنین تعدادی از روحانیون و جوانان بسیجی به شهادت رسیدند. یکی از اهداف اصلی این جریان، «کشتهسازی» برای بهرهبرداری رسانهای بود.
نکته مهم دیگر، حمله مستقیم به هویت ملی و همبستگی ملت ایران بود؛ همان اتحاد و انسجام مقدسی که پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت و رهبر معظم انقلاب بر حفظ آن تأکید کردند. هدف فتنهگران این بود که این وحدت را به اختلافات قومیتی، مذهبی و اجتماعی تبدیل کنند که در این زمینه ناکام ماندند.
حمله به نمادهای ملی از دیگر ابعاد این فتنه بود؛ از جمله آتش زدن پرچم، اهانت به تصاویر رهبری و تخریب نشانههای هویتی کشور. این اقدامات نشاندهنده تلاش سازمانیافته برای ضربه زدن به هویت ملی ایرانیان بود.
مسئله دیگر، حمله به هویت خودکفایی ملت ایران بود. امروز بیش از هشت هزار شرکت دانشبنیان در کشور فعالاند و ایران در حوزههایی مانند فناوری هستهای به دستاوردهای مهمی رسیده است به گونهای که امروز مسئله هستهای بیش از 70 مورد از مسائل بهداشتی و سلامت مردم، پزشکی، کشاورزی و صنایع پیشرفته را تأمین میکند. همچنین در یک روز سه ماهواره به فضا پرتاب میشود. تمام این اقدامات در سایه فکر نسلهای جوان کشور شکل گرفته است و این خودکفایی است. این پیشرفتها برای آمریکا و اروپا که ایران را بازار مصرف خود میخواستند، قابل تحمل نیست.
آتش زدن خودروها، بانکها، مراکز دولتی و اموال عمومی با هدف ایجاد آشوب داخلی، نارضایتی عمومی و زمینهسازی برای تجزیه و اختلافات داخلی صورت گرفت. در چنین فضایی تلاش شد چهره ناپاک و فاسدی مانند رضا پهلوی بهعنوان آلترناتیو مطرح شود. فردی که نوکر اسرائیل است و پای دیوار ندبه اسرائیل قرار میگیرد و از آنها مدد میخواهد.
سلطنتطلبان و رسانههای معاند طی سالهای اخیر در تلاش بودند چهرهای تطهیرشده از رژیم پهلوی و محمدرضا شاه ارائه دهند؛ در حالی که مردم ایران سابقه جنایات رضاخان در کشف حجاب، کشتار مسجد گوهرشاد، سرکوب علما و زندانی کردن بزرگان دین در دوره پدر و سپس محمدرضا پهلوی را فراموش نکردهاند. مردم سابقه سیاه پهلوی را به خاطر داشتند بنابراین زیر بار آدمی که عمری را در دامن آمریکا و سازمان سیا و موساد تربیت شده، نخواهند رفت.
امروز نیز وابستگی این جریان به بیگانگان آشکار است و پیوند آنان با سرویسهای اطلاعاتی خارجی برای مردم روشن است؛ بنابراین جامعه ایران هرگز زیر بار بازگشت چنین جریانی نخواهد رفت.
ایکنا ـ با توجه به تفاوت الگوی فتنه ۱۴۰۴ با فتنههای پیشین، تا چه اندازه لازم است در ایام دهه فجر از این تجربهها برای آگاهیبخشی به نسل جوان و خنثیسازی پروژه تطهیر پهلوی استفاده شود؟
اگر اهداف فتنه ۱۴۰۴ را بررسی کنیم، متوجه میشویم طرح عملیاتی آن تفاوت اساسی با فتنههای ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ داشت. در فتنههای قبلی معمولاً بدنههای اجرایی وزارت خارجه و وزارت جنگ آمریکا و عناصر پایین آمریکا و به تعبیر مقام معظم رهبری عناصر دسته چندم آنها و رژیم صهیونیستی نقشآفرینی میکردند اما در این فتنه، ورود مستقیم و علنی مقامات ارشد مانند ترامپ و نتانیاهو به صحنه و فرماندهی آن از اتاقی که 10 سال برای آن برنامهریزی و شبکه نفوذ ایجاد کردند که نشاندهنده سطح جدیدی از مداخله بود.
این مسئله از منظر حقوق بینالملل، مصداق دخالت مستقیم در امور داخلی یک کشور است اما قدرتهای سلطهگر و این درندهخوها اساساً اعتقادی به قواعد بینالمللی ندارند و به دنبال حاکمیت «قانون جنگل» و گسترش سرزمینی و امثالهم هستند. با این حال، محاسبات آنان درباره مردم ایران نادرست بود و بار دیگر شکست خوردند. دشمنان در طول 47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی انواع فتنهها را بر ملت ایران تحمیل کردند اما راه به جایی نبردند.
در این فتنه، مجموعهای از گروهکها و جریانهای معاند از منافقین و سلطنتطلبان گرفته تا گروههای تجزیهطلب، به میدان آمدند؛ مشابه آنچه در سالهای ابتدایی انقلاب و اقدامات تروریستی دهه ۶۰ شاهد بودیم. این همافزایی جریانهای ضدانقلاب، نشاندهنده طراحی پیچیده و هماهنگ برای بیثباتسازی کشور بود.
ایکنا ـ نسل جوان که قطعا در آن زمان حضور نداشتند برای آگاهی آنها چه میزان لازم است تا به تبیین هوشمندانه این فتنهها و اقدامات آنها و واقعیتهای تاریخی و معاصر نه تنها صرفا علیه نظام بلکه ملت ایران، بپردازیم تا در برابر این عملیات روانی مصون بمانند؟
امروز میدان اصلی جنگ، فضای مجازی و ارتباطات جهانی است. ما باید به ابزارهای نوین ارتباطی مسلط باشیم و با استفاده از کارشناسان متعهد و متخصص، مدیریت و رصد مؤثری بر این فضا داشته باشیم تا از تأثیرگذاری مخرب رسانههای معاند جلوگیری شود و در عین حال از ظرفیتهای آن برای آگاهیبخشی استفاده کنیم.
نکته مهم دیگر، توجه به نظام آموزشی کشور و اصلاح ساختاری نظام آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش و همچنین دانشگاهها نقش تعیینکنندهای در شکلگیری نگرش نسل جوان دارند. باید بتوانیم اساتید و معلمانی به کلاسها بیایند که اندیشه دانشآموزان و دانشجویان را در مسیر مسائل دینی قرار دهند نه مسائل ضد دینی. اگر دانشآموزان و دانشجویان با مبانی انقلاب اسلامی، تاریخ معاصر و واقعیتهای کشور آشنا نشوند، بهراحتی در معرض تأثیرگذاری جریانهای معاند و استعمار قرار خواهند گرفت.
بنابراین، اصلاحات ساختاری در حوزه آموزش و بهرهگیری از معلمان و اساتید آگاه و متعهد، از الزامات مصونسازی فکری نسل جوان است.
ایکنا ـ در شرایطی که دشمن تلاش میکند نظام را فاقد دستاورد نشان دهد و از مشکلات اقتصادی برای ناامیدسازی مردم بهره ببرد، مسئولان، نخبگان و صاحبان تریبون در دهه فجر چه نقشی در امیدآفرینی و تبیین دستاوردهای انقلاب دارند؟
امروز همه کسانی که تریبون در اختیار دارند؛ چه در مساجد، چه در حوزههای علمیه، چه در دانشگاهها و مراکز آموزشی، وظیفه دارند بهصورت فعال وارد میدان تبیین پیشرفتها و دستاوردهای انقلاب اسلامی شوند. کانونهای قرآنی، اساتید، معلمان و نخبگان نباید صرفاً به فعالیتهای محدود و درونگروهی اکتفا کنند، بلکه باید با رویکردی بهروز و فعال، نسل جوان و حتی قشر خاکستری جامعه را مخاطب قرار دهند و آنان را با مفاهیم قرآنی، اصول انقلاب اسلامی و واقعیتهای کشور آشنا کنند.
دهه فجر بهترین فرصت برای بیان مستند دستاوردهای انقلاب اسلامی است. باید پیشرفتها، فعالیتها و تحولات صورتگرفته پس از پیروزی انقلاب، با استناد و منطق روشن برای مردم بهویژه جوانان تبیین شود؛ در مراکزی که جوانان حضور دارند، مانند دانشگاهها، مدارس، مساجد و فضاهای فرهنگی.
با وجود مشکلات و فشارهای اقتصادی، مسئولان در هر ردهای باید نقش فعالی در امیدآفرینی ایفا کنند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتهاند، امید اجتماعی یکی از ارکان مهم پایداری جامعه است. این امید با بیان صادقانه پیشرفتها و تلاشهای انجامشده تقویت میشود و میتواند اثرگذاری روایتهای رسانههای معاند را کاهش دهد.
یکی از مشکلات، حضور افرادی در مسئولیتهاست که اعتقاد عمیقی به مبانی انقلاب ندارند و در میدان تبیین نیز فعال نیستند. در حالی که مسئولان باید خود، پیشگام معرفی دستاوردهای حوزه مسئولیتشان باشند و برای جامعه روشنگری کنند.
از دیگر محورهای مهم در تبیین دستاوردهای انقلاب، پرداختن به نقش محوری ولایت فقیه و مدیریت رهبر معظم انقلاب در عبور کشور از بحرانها و تکریم از مقام ولایت که مدیریت حفظ این مملکت را به عنایات خاص امام زمان (عج) برعهدهدارند، است. همچنین برای گویندگان، نخبگان و صاحبان تریبون باید درباره تدابیر، هدایتها و نقش راهبردی رهبری در حفظ و پیشرفت کشور برای مردم سخن بگویند.
انتهای پیام