
علیرضا سبطاحمدی، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه، سینما قادر است، کارکرد حافظه جمعی داشته باشد، اظهار کرد: سینما در دوران بحران، بیش از هر زمان دیگری میتواند نقش حافظ حافظه جمعی و روایتگر ریشههای فرهنگی یک ملت را ایفا کند. وقتی جامعه با فشارهای اقتصادی، اجتماعی یا روانی روبهرو است، تصویر و روایت میتواند به مردم یادآوری کند که هویت ملی تنها در رفاه خلاصه نمیشود، بلکه در تاریخ، باورها، زبان، خانواده و شیوه زیستن معنا پیدا میکند. سینما با بازنمایی درست این مؤلفهها، نوعی پناه فرهنگی برای مخاطب ایجاد میکند. از سوی دیگر، روایت صحیح تاریخ در سینما اهمیت ویژهای دارد. تاریخ اگر تحریف یا سادهسازی شود، کارکرد تربیتی و هویتی خود را از دست میدهد. سینما میتواند با پرهیز از شعارزدگی و اغراق، گذشته را بهگونهای روایت کند که مخاطب امروز با آن ارتباط برقرار کند و از آن الهام بگیرد. این ارتباط، نوعی پیوند میان نسلها ایجاد میکند. در چنین شرایطی،
فیلمساز مسئولیت دارد به عمق برود، نه سطح. دفاع از فرهنگ و هویت ملی لزوماً با صحنههای پرهیجان یا روایتهای بزرگ اتفاق نمیافتد، بلکه گاهی در روایت یک خانواده، یک انتخاب اخلاقی یا یک زیست ساده و صادقانه معنا پیدا میکند. این نوع نگاه، ماندگارتر و اثرگذارتر است.
وی افزود: سینما زبان مشترک اقشار مختلف جامعه است و همین ویژگی آن را به ابزاری مؤثر برای تقویت همبستگی ملی تبدیل میکند. وقتی فیلمی بتواند تجربههای مشترک انسانی مانند خانواده، رنج، امید، فداکاری و همدلی را روایت کند، مخاطبان با پیشینهها و دیدگاههای مختلف میتوانند خود را در آن شریک ببینند. این اشتراک احساسی، پایه اتحاد اجتماعی است.
همبستگی ملی زمانی تقویت میشود که سینما از کلیشهسازی فاصله بگیرد و به تنوع فرهنگی، قومی و زیستی کشور احترام بگذارد. نمایش این تنوع نهتنها تهدید نیست، بلکه میتواند نشان دهد که وحدت ملی از دل تفاوتها شکل میگیرد. سینما با چنین نگاهی، آینهای از جامعه واقعی خواهد بود. از طرفی، هنر زمانی به اتحاد کمک میکند که صادق باشد. مخاطب امروز نسبت به پیامهای تحمیلی حساس است و بهسرعت فاصله میگیرد. اگر فیلمساز با صداقت و احترام به شعور مخاطب روایت کند، اثرش بهطور طبیعی در ایجاد حس همدلی و تعلق جمعی نقش خواهد داشت.
جشنواره زمانی پویا و اثرگذار است که امکان طرح نگاههای متفاوت را فراهم کند. نگاه انتقادی، اگر از سر دلسوزی و شناخت باشد، میتواند به رشد فرهنگی جامعه کمک کند
این تهیهکننده در پاسخ به این سؤال که آیا سینما میتواند در برابر فشارها و تهدیدات، روحیه جامعه را تقویت کند؟ گفت: انتظار میرود بدون نادیده گرفتن مشکلات، امید را زنده نگه دارد. امید در سینما به معنای نادیده گرفتن واقعیت نیست، بلکه به معنای نشان دادن امکان عبور، مقاومت و رشد در دل سختیها است. وقتی مخاطب میبیند شخصیتهای یک فیلم با وجود محدودیتها همچنان انتخاب اخلاقی میکنند، این حس به زندگی واقعی او نیز منتقل میشود.
روحیه ملی زمانی تقویت میشود که سینما بر کرامت انسانی تأکید کند. فیلمهایی که انسان را صرفاً قربانی شرایط نشان میدهند، ناخواسته حس ناتوانی را تقویت میکنند. در مقابل، آثاری که بر توان تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و ایستادگی فردی تمرکز دارند، حس قدرت درونی را به مخاطب منتقل میکنند. در این مسیر، پرداخت هنرمندانه اهمیت زیادی دارد. پیام اگر در دل داستان و شخصیتها جاری شود، اثرگذاریاش چند برابر خواهد بود. سینما با روایتهای انسانی و ملموس میتواند روحیهای آرام اما پایدار در جامعه ایجاد کند.
وی ادامه داد: فیلمهایی که به مفهوم دفاع از میهن میپردازند، زمانی میتوانند پاسخگوی نیاز اجتماعی باشند که این مفهوم را صرفاً در قالبهای کلیشهای ارائه نکنند. امروز مخاطب بهدنبال فهم عمیقتری از معنای تعلق، مسئولیت و فداکاری است؛ مفاهیمی که میتوانند در بستر زندگی روزمره نیز روایت شوند. اگر این آثار بتوانند ارتباط میان گذشته و حال را بهدرستی برقرار کنند، تأثیرگذاری بیشتری خواهند داشت. دفاع از میهن فقط به لحظات بحرانی محدود نمیشود، بلکه در انتخابهای اخلاقی، حفظ خانواده و تعهد اجتماعی نیز معنا پیدا میکند. سینما میتواند این پیوستگی را نشان دهد. در این صورت، چنین فیلمهایی نهتنها پاسخگوی نیاز امروز هستند، بلکه به بازتعریف مفهوم میهندوستی کمک میکنند؛ تعریفی که بر پایه آگاهی، مسئولیت و همدلی شکل گرفته است.
این تهیهکننده اعلام کرد: تأثیر سینما اغلب تدریجی و عمیق است، نه فوری و سطحی. فیلمها شاید مستقیماً موجب تغییرات اجتماعی نشوند، اما میتوانند بذر پرسش، تأمل و گفتوگو را در ذهن مخاطب بکارند. همین فرآیند آرام، زمینهساز تحولات فرهنگی در بلندمدت است. مخاطب جشنواره فجر معمولاً طیف متنوعی از علاقهمندان جدی سینماست. اگر این مخاطب با اثری مواجه شود که او را به فکر وادارد، این تأثیر به لایههای دیگر جامعه نیز منتقل میشود. سینما از این طریق میتواند در شکلدهی به گفتمانهای اجتماعی نقش داشته باشد. البته این امر مستلزم آن است که فیلمها از شعار فاصله بگیرند و به تجربه زیسته انسانها نزدیک شوند. تحول اجتماعی از دل همذاتپنداری شکل میگیرد، نه از پیامهای مستقیم.
سبطاحمدی در بخش دیگری از سخنان خود اذعان کرد: حمایت از سینما تنها به تأمین مالی محدود نمیشود. ایجاد فضای امن برای تولید، توزیع و نمایش آثار نیز بخش مهمی از این حمایت است. سینماگران زمانی میتوانند آثار ماندگار خلق کنند که دغدغههای معیشتی و محدودیتهای اجرایی، خلاقیت آنها را تحتالشعاع قرار ندهد. حمایت مؤثر، حمایتی است که استقلال هنرمند را حفظ کند. وقتی فیلمساز احساس کند میتواند روایت خود را با صداقت بیان کند، نتیجه کار طبیعیتر و باورپذیرتر خواهد بود. این اعتماد دوطرفه، به نفع سینما و مخاطب است. در کنار این موارد، توجه به آموزش، پژوهش و توسعه زیرساختها نیز اهمیت دارد. سینمای قدرتمند، محصول یک نگاه بلندمدت است.
تهیهکننده فیلم «سنگ اول» با تأکید بر اینکه جشنواره باید فضای انتقادی داشته باشد، گفت: جشنواره زمانی پویا و اثرگذار است که امکان طرح نگاههای متفاوت را فراهم کند. نگاه انتقادی، اگر از سر دلسوزی و شناخت باشد، میتواند به رشد فرهنگی جامعه کمک کند. سینما بدون پرسشگری، به رسانهای خنثی تبدیل میشود. پذیرش این نگاهها نیازمند سعهصدر و اعتماد به مخاطب است. مخاطب امروز توان تشخیص و تحلیل دارد و از مواجهه با روایتهای چندلایه استقبال میکند. جشنواره میتواند بستری برای این گفتوگوی فرهنگی باشد. در چنین فضایی، سینماگران نیز احساس میکنند میتوانند به لایههای عمیقتر مسائل اجتماعی بپردازند، بدون آنکه نگران سوءبرداشت باشند.
حمایت از سینما تنها به تأمین مالی محدود نمیشود. ایجاد فضای امن برای تولید، توزیع و نمایش آثار نیز بخش مهمی از این حمایت است
وی درباره کیفیت کلی آثار در جشنوارههای فیلم فجر چنین توضیح داد:
هر جشنوارهای ترکیبی از آثار متفاوت است و وجود آثار ضعیف اجتنابناپذیر است. اما آنچه اهمیت دارد، جهتگیری کلی جشنواره است. اگر در کنار آثار متوسط، فیلمهای عمیق و خلاق نیز دیده شوند، میتوان به مسیر کلی امیدوار بود. نقدهای وارد شده میتواند فرصتی برای بازنگری باشد. سینما زنده است و با گفتوگو رشد میکند. جشنواره میتواند با تقویت فرآیند انتخاب و حمایت از فیلمنامههای قوی، سطح کیفی آثار را ارتقا دهد. در نهایت، کیفیت زمانی بالا میرود که محتوا و فرم همزمان جدی گرفته شوند.
سبطاحمدی در پایان اظهار کرد: جشنواره فیلم فجر ویترین مهمی برای سینمای ایران است و میتواند نقش مؤثری در معرفی جریانهای فکری و هنری کشور ایفا کند. حضور آثار شاخص در این رویداد، مسیر دیدهشدن آنها در جشنوارههای بینالمللی را هموار میکند. سینمای ایران زمانی در سطح جهانی موفقتر عمل میکند که بر روایتهای بومی با زبان جهانی تمرکز داشته باشد. جشنواره فجر میتواند این مسیر را تقویت کند و به شناسایی استعدادهای تازه کمک کند. در مجموع، اگر جشنواره به کیفیت، تنوع و صداقت هنری پایبند بماند، سهم مهمی در ارتقای جایگاه سینمای ایران در جهان خواهد داشت.
انتهای پیام