مفهوم مهدویت و آموزه انتظار یکی از محورهای اساسی اندیشه اسلامی و انسانی است که میتواند نقش مؤثری در هدایت جامعه بشری و مقابله با بحرانهای اخلاقی، اجتماعی و جهانی ایفا کند. این آموزه فراتر از یک مذهب یا یک دین خاص قابلیت ایجاد زبانی مشترک برای همه انسانها را دارد و میتواند جوامع مختلف با پیشینههای فرهنگی، دینی و فلسفی متفاوت را به سمت ارزشهای عدالتمحور و اخلاقی هدایت کند.
در جهان معاصر بشر با چالشهای متعددی مواجه است؛ از یک سو بحرانهای روانی و ناامیدی ناشی از بیعدالتی و ضعف حکومتها و از سوی دیگر پیامدهای عملی این ناامیدی که در قالب فساد، فحشا و رفتارهای ضد اخلاقی نمایان میشود. آموزه انتظار با تبیین عملی مفاهیمی همچون پرهیز از ظلم، مقابله با ستم و تحقق عدالت در حد توان میتواند مسیر امید و حرکت سازنده را برای جوامع انسانی فراهم کند.
همچنین، این آموزه ظرفیت ایجاد اتحاد میان انسانها فارغ از دین و ملیت را داراست. تجربههای اخیر جهانی نشان داده است که حتی در کشورهای غربی و جوامعی که اکثریت آنها مسلمان نیستند، انسانها در واکنش به ظلم و ستم با مفاهیم عدالتخواهانه و انتظار عدالتگستر همراه شده و با اقدامات عملی خود بستر تحقق اهداف عدالت و اخلاق را تقویت میکنند.
بنابراین، آموزه مهدویت و انتظار، نهتنها یک باور دینی، بلکه یک راهبرد اجتماعی و اخلاقی فعال است که میتواند به بشریت نشان دهد نجات واقعی نه در تکیه بر قدرتهای مادی و گذرا، بلکه در حرکت مسئولانه و هدفمند در انتظار عدالتگستر نهایی تحقق مییابد. این مقدمه نقطه شروعی است برای بررسی نقش مهدویت در هدایت جوامع انسانی و تأثیر آن بر شکلدهی به رفتارهای اخلاقی و عدالتمحور در سطح جهانی.
ایکنا برای واکاوی مفهوم انتظار در تفکر شیعی و بررسی آموزههای مهدویت برای بشر امروزی به گفتوگو با حجتالاسلام محمدرضا دهدست، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
در نگاه اسلام مفهوم انتظار هم یک اعتقاد به شمار میآید و هم یک راهبرد اجتماعی فعال. دلیل این امر آن است که اعتقادات ماهیتی قلبی دارند و زمانی که انسان باورهای درونی خود را به عرصه عمل وارد میکند، این اعتقادات به یک راهبرد فعال تبدیل میشوند. از اینرو، هنگامی که از انتظار به معنای واقعی آن سخن گفته میشود، منظور نشستن منفعلانه و چشم بهراه بودن نیست.
اعتقاد قلبی بر این اساس است که انتظار به معنای زندگی هدفمند است. این نکتهای بسیار مهم است؛ بدین معنا که انسان برای زندگی خود هدفگذاری میکند و در صحنه حیات نیز نگاه او معطوف به آن هدف است. بنابراین، اگر انتظار به معنای زندگی هدفمند تلقی شود، به یک راهبرد اجتماعی فعال تبدیل خواهد شد. با این تفسیر میتوان دو نتیجه اساسی را مطرح کرد. نخست آنکه انتظار صحیح، زندگی را سرشار از امید میسازد و انسان را از بنبست ناامیدی خارج میکند. دوم آنکه انتظار در عرصه جهانی موجب میشود جامعه منتظر خود را بهعنوان سربازی آماده ظهور تعریف کند؛ چراکه همگان میدانند مسلمان شیعه به یاری منجی عدالتگستر اعتقاد دارد.
جامعه مسلمان ایرانی هنگامی که از انتظار عدالتگستر سخن میگوید، از سوی دیگران بهعنوان جامعهای با آمادگی دفاعی تلقی میشود. بدین معنا که فرد منتظر زندگی خود را هدفمند تعریف کرده و آماده است از اعتقادات خویش در مسیر دفاع از عدالت و منجی عدالتگستر دفاع کند
بر این اساس، هر مسلمان شیعه سربازی آماده و مهیای دفاع از اعتقادات خود به شمار میآید. این موضوع سخنی بسیار مهم است. در جهان امروز بیش از پنجاه کشور اسلامی عضو سازمان ملل متحد هستند و تقریبا بهجز چند مورد همگی خود را اسلامی معرفی میکنند؛ اما جهان آنان را بهعنوان سربازانی آماده تلقی نمیکند. دلیل این امر آن است که این کشورها بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم پذیرای نفوذ و سلطه استعمار در جوامع خود هستند و در برابر استعمارگران چه بهطور آشکار و چه پنهان تسلیم میشوند، در حالی که همچنان بر اسلامی بودن خود تأکید دارند.
در مقابل، جامعه مسلمان ایرانی هنگامی که از انتظار عدالتگستر سخن میگوید، از سوی دیگران بهعنوان جامعهای با آمادگی دفاعی تلقی میشود. بدین معنا که فرد منتظر زندگی خود را هدفمند تعریف کرده و آماده است از اعتقادات خویش در مسیر دفاع از عدالت و منجی عدالتگستر دفاع کند. این رویکرد موجب ایجاد هراس در دشمنان جامعه منتظر میشود. از مهمترین ثمرات جامعه منتظر آن است که در عرصه جهانی حضوری فعال داشته و همچون سربازی آماده و مجهز ظاهر شود. البته چنین جامعهای آغازگر جنگ نیست، اما در صورت قرار گرفتن در معرض تجاوز بهمنظور تحقق عدالتگستری آمادگی دفاع از خود را دارد.
آموزه انتظار اگر بهدرستی معنا شود، میتواند از فروپاشی اخلاقی یک جامعه انسانی حتی در سطح جهانی جلوگیری کند. دلیل این امر آن است که انتظار دارای دو گونه متفاوت است. نوع نخست انتظار منفی است؛ انتظاری که به معنای عزلتگزینی، کنارهگیری از جامعه، گوشهنشینی و بسنده کردن به ذکر و دعا برای آمدن منجی و واگذار کردن اصلاح امور به آینده است. این نوع انتظار انتظاری منفعل و نادرست تلقی میشود.
در مقابل، انتظار مثبت قرار دارد. انتظار مثبت به این معناست که انسان در عین چشمبهراه بودن برای ظهور منجی خود نیز در جهت آمادهسازی بستر ظهور اقدام کند. فراهم ساختن بستر ظهور همانند رفتار فردی است که در انتظار ورود یک میهمان خانه را نظافت میکند، غبارروبی انجام میدهد، مقدمات پذیرایی را فراهم میسازد و شرایطی ایجاد میکند تا میهمان هنگام ورود آن فضا را بپسندد. از اینرو، اهمیت دارد که انتظار به معنای مثبت آن درک شود؛ چرا که انتظار مثبت موجب بروز کنشهای فعال و سازنده در جامعه میشود.
چنین الگویی میتواند موجب گرایش مردم جهان به مفهوم مهدویت شود. عناصری که به آنها اشاره شد این قابلیت را دارند که حتی جوامع غیر مسلمان نیز چنین جامعهای را بپذیرند، تحلیل کنند و به آن گرایش پیدا کنند
این کنشهای مثبت در جوامع انسانی شامل چند محور اساسی است. نخست، آمادگی مداوم؛ دوم، نپذیرفتن ظلم و ستم؛ سوم، ارائه تعریفی جامع از عدالت و تلاش برای تحقق آن در حد توان نه در مقیاس جهانی، چراکه منجی نهایی هنوز ظهور نکرده است، اما اجرای عدالت در قالب یک جامعه نمونه پیش از ظهور، خود عنصری مهم و اخلاقی به شمار میآید. عنصر دیگر نمایان ساختن نمونهای از جامعه مهدوی در سطح جهانی است؛ به این معنا که جامعه مسلمانان بتواند در حد توان خود الگویی از جامعه مهدوی را به جهانیان ارائه دهد تا بهعنوان نمونهای عینی مورد مشاهده و ارزیابی قرار گیرد.
چنین الگویی میتواند موجب گرایش مردم جهان به مفهوم مهدویت شود. عناصری که به آنها اشاره شد این قابلیت را دارند که حتی جوامع غیر مسلمان نیز چنین جامعهای را بپذیرند، تحلیل کنند و به آن گرایش پیدا کنند. بر همین اساس، روایاتی که بیان میکنند با ظهور منجی مردم جهان حتی غیر مسلمانان به او ایمان میآورند، ناظر بر همین حقیقت است؛ زیرا بستر ظهور بهگونهای فراهم شده که نمونهای از جامعه عدالتگستر پیشاپیش به جهانیان معرفی شده و آنان با این الگو آشنا شدهاند و خود را برای پذیرش منجی نهایی و جهانی آماده کردهاند.

در شرایط کنونی جوامع بشری در جهان، بشر با دو واقعیت اساسی مواجه است. نخست، وضعیت روانی و روحی ناشی از ناامیدی و احساس بنبست و دوم، پیامدهای این ناامیدی که خود را در قالب کنشهای منفی، غیر اخلاقی و گرایش به ناهنجاریهایی چون فحشا، ابتذال و رفتارهای خلاف ارزشهای اخلاقی نشان میدهد. این دو مؤلفه امروز بهعنوان چالشهای جدی پیشروی جوامع انسانی مطرح هستند. در چنین شرایطی اگر بتوان با عزمی جدی و تلاشی فراگیر مفهوم انتظار را بهدرستی برای مردم جهان تبیین کرد، میتوان راهی برای برونرفت از این بحرانها ارائه داد.
بدین معنا که اعلام شود ما امتی هستیم که در انتظار منجی به سر میبریم؛ منجی که برای ریشهکن کردن ستم و بیعدالتی خواهد آمد. با این حال، انتظار ما به معنای انفعال نیست، بلکه بر پایه یک مبنای روشن و الهی استوار است؛ مبنایی که قرآن کریم آن را چنین بیان میکند: «نه ستم کنید و نه ستم بپذیرید». این آموزه قرآنی راهکار عملی روشنی را نهتنها برای جامعه اسلامی، بلکه برای بشریت ارائه میدهد. هنگامی که گفته میشود ما از منتظران هستیم، به این معناست که برای خود تکلیفی مشخص قائل شدهایم؛ تکلیفی مبتنی بر پرهیز از ظلم و مقابله با پذیرش ظلم. اگر این معنا بهدرستی برای جهان تبیین شود، روشن خواهد شد که انتظار صرفا یک باور ذهنی نیست، بلکه یک مسئولیت عملی و اجتماعی به شمار میآید.
امت الگو میتواند با صداقت و شفافیت به بشریت اعلام کند که آموزه انتظار راهی برای عبور از ناامیدیها و گشودن بنبستهاست
میتوان با اطمینان اظهار داشت که اگر جامعهای موفق به تحقق عملی این اصل شود،امری که تاکنون نیز تا حد زیادی محقق شده است، انسانهایی که از فطرتی سالم برخوردارند این پیام را درک خواهند کرد. آنان خواهند فهمید که انتظار مثبت به معنای کنشگری فعال، اخلاقمدار و امیدآفرین است. چنین انتظاری قادر است بحرانهای عمیق انسانی را کاهش داده و حتی از میان بردارد، چرا که بشر امروز بهخوبی آگاه است که در دل بحرانهای گوناگون گرفتار شده و برای رهایی نیازمند افقی روشن است.
نکتهای ظریف اما اساسی در این میان وجود دارد و آن این است که بشر معاصر علیرغم زندگی در ظاهری مرفه از آرامش و آسایش حقیقی برخوردار نیست. هرچند پیشرفتهای صنعتی، علمی و تجربی بهسرعت در حال گسترش است و جوامع سنتی با شتابی فزاینده بهسوی مدرنیزاسیون حرکت میکنند، اما انسان امروز در سطح جهانی این پرسش بنیادین را از خود میپرسد که چرا با وجود این همه پیشرفت، آرامش و آسایش واقعی در زندگی او تحقق نیافته است.
در چنین وضعیتی، امت الگو میتواند با صداقت و شفافیت به بشریت اعلام کند که آموزه انتظار راهی برای عبور از ناامیدیها و گشودن بنبستهاست. این پیام میتواند چنین باشد که انتظار انسان را به سوی امید، مسئولیتپذیری و اصلاح سوق میدهد و اگر ملتها و انسانها این رویکرد را بپسندند و بپذیرند، آنان نیز میتوانند در زمره منتظران واقعی قرار گیرند.
به نظر میرسد آموزه انتظار در شرایط امروز قابلیت طرح و تبیین در میان ادیان بزرگ جهان را داراست. در این زمینه میتوان اندیشههای موجود را به دو دسته کلی تقسیم کرد. نخست، ادیان الهی که در اصطلاح از آنها با عنوان «ملل» یاد میشود و دوم، اندیشهها و مکاتب بشریِ ساخته ذهن انسان که در اصطلاح «نِحَل» یا نحلهها نامیده میشوند. امروز با بهرهگیری از اندیشه انتظار میتوان هر دو گروه را با زبانی مشترک گردهم آورد و بر سر یک میز فکری و مفهومی جمع کرد. این امر از آن رو امکانپذیر است که انتظار را میتوان فراتر از یک مذهب یا یک دین خاص تعریف و به بشریت معرفی کرد.
در این معنا انتظار به انسان میآموزد که ستم نکند، ستم را نپذیرد و هر جا که مورد ظلم قرار گرفت به آن رضایت ندهد و تمامی توان خود را برای مقابله با ستم به کار گیرد. این معنا برگرفته از آموزههای قرآنی است؛ جایی که خطاب به مؤمنان آمده است که تا آنجا که در توان دارند، نیرو و قدرت خود را برای تحقق اهداف بزرگ به میدان آورند. اگر این پیام با چنین ادبیاتی در سطح جامعه جهانی مطرح شود، میتواند به نتایج ملموس و قابل مشاهدهای منجر شود؛ نتایجی که نشانههای آن هماکنون نیز قابل مشاهده است.
میتوان به بشریت آموخت که نجات نزدیک است و تجربه تاریخی هزار سال اخیر نشان داده که انسان هر بار به قدرتهای مختلف چه شرقی و چه غربی پناه برده، نهتنها نجات نیافته، بلکه آسیبهای بیشتری نیز متحمل شده است
برای نمونه، در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم که در دانشگاههای ایالات متحده آمریکا، دانشجویان و حتی اساتید دانشگاه علیه نسلکشی صهیونیستها در غزه به پا میخیزند، شعار میدهند و از مردم فلسطین حمایت میکنند. این تحرکات نشاندهنده شکلگیری تدریجی یک زبان مشترک انسانی در سطح جهانی است. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این افراد چه در میان اساتید و چه در میان دانشجویان آمریکایی و اروپایی مسلمان نیستند و بهظاهر اعتقادی به مهدویت اسلامی ندارند. با این حال، آنان در عمل اهداف کلان مهدویت را که بر قلههای عدالتخواهی و مقابله با ظلم استوار است، درک میکنند، آن را میپذیرند و قادر به تحلیل و هضم آن هستند. این امر نشان میدهد که مفاهیم بنیادین مهدویت، واجد ظرفیتی فرادینی و انسانی است.
در نهایت، میتوان به بشریت آموخت که نجات نزدیک است و تجربه تاریخی هزار سال اخیر نشان داده که انسان هر بار به قدرتهای مختلف چه شرقی و چه غربی پناه برده، نهتنها نجات نیافته، بلکه آسیبهای بیشتری نیز متحمل شده است. در مقابل، اندیشه مهدویت از قدرتی سخن میگوید که قادر است انسان را به سرمنزل مقصود برساند. از اینرو، هنگامی که بشریت با زبانی مشترک به این جمعبندی برسد که تکیه بر قدرتهای بشری راهگشا نبوده و عدالت حقیقی محقق نشده است، میتواند دریابد که آموزه مهدویت ظرفیتی واقعی برای هدایت انسان و رساندن او به مقصد نهایی دارد.
به نظر بسیاری از صاحبنظران و مولدان فکری بشری اگر جوامع جهانی معنای درست و مسئولانهای از انتظار و مهدویت را درک کنند، این آموزهها میتوانند به اندازهای که بشر از ستمگران خسته و ناامید شده است، راه آنان را مسدود سازند و از استمرار ظلم جلوگیری کنند. امروز شاهد جوامعی چون ونزوئلا، لبنان، عراق، سوریه و دیگر کشورهای آمریکای لاتین و نیز بخشهایی از افکار علمی اروپا از جمله دانشگاهها و اندیشکدهها هستیم که موجی از گرایش به انتظار و عدالتخواهی در آنها مشاهده میشود. بشر معاصر از وعدهها و وعیدهای بیثمر خسته شده است؛ کسانی که ادعا میکردند قادر به نجات او هستند، نهتنها در تحقق این وعدهها موفق نبودهاند، بلکه بسیاری از آنها با وعده نجات انسان را تحت سلطه و استثمار خود قرار دادهاند.
امید میرود که صاحب اصلی این مسیر بهزودی ظهور کند و همه بشریت را در یک مسیر متحد و عدالتخواهانه مجتمع سازد. وظیفه ما نیز در این مسیر تبیین و تبلیغ آموزههای انتظار و مهدویت بهعنوان راهکاری مؤثر برای ایجاد عدالت و مقابله با ستم است
اکنون مردم جهان به این واقعیت پی بردهاند که این قدرتها در عمل نتوانستهاند بشریت را به آرامش و عدالت برسانند و در مقابل با سوءاستفاده و تحمیل سلطه، انسان را به بردگی میکشند. با این درک بشریت امروز قادر است با محوریت آموزه انتظار و مهدویت مسیری مشترک با مسلمانان در مقابله با بحرانها و ستمها ایجاد کند. این مسیر اگرچه بهصورت رسمی و سازمانیافته شکل نگرفته، اما عملا تولید و تثبیت شده است. خیزشهای بشری اخیر حتی در قلب اروپا و ایالات متحده آمریکا نشانههایی از این بیداری جهانی است؛ بیداری برای رهایی از ظلم، تعرض و تجاوز که در حال شکلگیری است.
امید میرود که صاحب اصلی این مسیر بهزودی ظهور کند و همه بشریت را در یک مسیر متحد و عدالتخواهانه مجتمع سازد. وظیفه ما نیز در این مسیر تبیین و تبلیغ آموزههای انتظار و مهدویت بهعنوان راهکاری مؤثر برای ایجاد عدالت و مقابله با ستم است.
انتهای پیام