کد خبر: 4335039
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۴۲
مجتبی اسدی‌پور:

آموزش دینی در درام با موعظه جواب نمی‌دهد

یک کارگردان در تحلیل کارکرد آموزشی آثار نمایشی اظهار کرد: مخاطب از طریق تجربه زیسته شخصیت‌ها با مفاهیم دینی همراه می‌شود، نه با دیالوگ‌های شعاری؛ مسئله‌ای که در بسیاری از تولیدات رمضانی نادیده گرفته شده است.

ایکنا پیرامون وضعیت آثار نمایشی ماه مبارک رمضان، ویژگی‌های یک اثر رمضانی موفق، آسیب‌شناسی تولیدات موجود و نقش مدیران رسانه، با مجتبی اسدی‌پور کارگردان سینما و تلویزیون گفت‌وگویی انجام داده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا ـ به‌عنوان فیلم‌سازی که سال‌ها در حوزه سینما و تلویزیون فعالیت داشته‌اید و با تولیدات مناسبتی نیز از نزدیک مواجه بوده‌اید، اگر بخواهیم مشخصاً درباره آثار نمایشی ویژه ماه مبارک رمضان صحبت کنیم، به نظر شما مهم‌ترین ویژگی‌ که یک سریال یا فیلم را برای این ایام متمایز و اثرگذار می‌کند چیست؟

اولین و بنیادی‌ترین ویژگی یک اثر نمایشی مناسب ماه مبارک رمضان این است که خودِ ماه رمضان در تار و پود قصه تنیده شده باشد. نباید با اثری مواجه باشیم که اگر ماه رمضان را از آن حذف کنیم، هیچ خللی در روایت وارد نشود. متأسفانه بسیاری از تولیدات ما دقیقاً دچار همین آسیب هستند؛ یعنی صرفاً چند سکانس افطار و سحر یا چند دیالوگ کلیشه‌ای درباره روزه‌داری به داستان اضافه می‌شود، بدون اینکه این مناسبت نقشی در سیر دراماتیک قصه داشته باشد. چنین آثاری عملاً ماه رمضان را به یک دکور تقلیل می‌دهند.

ماه رمضان فقط یک بازه زمانی برای نخوردن و نیاشامیدن نیست، بلکه یک موقعیت وجودی و زیستی خاص برای انسان است. این ماه می‌تواند بر روابط انسانی، تصمیم‌ها، بحران‌ها، انتخاب‌های اخلاقی و حتی مسیر تحول شخصیت‌ها تأثیر بگذارد. اگر این ظرفیت را نشناسیم و آن را وارد روایت نکنیم، طبیعی است که اثر ما فاقد هویت رمضانی باشد. در حالی که یک اثر درست می‌تواند نشان دهد روزه‌داری چگونه به انسان کمک می‌کند با بحران‌های روحی، اخلاقی یا اجتماعی خود مواجه شود.

اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، اثر رمضانی باید به مخاطب این احساس را منتقل کند که این ماه می‌تواند در زندگی واقعی او هم کارکرد داشته باشد. یعنی مخاطب پس از دیدن اثر به این فکر بیفتد که شاید روزه گرفتن، امساک، توجه به درون و کنترل نفس بتواند بخشی از گره‌های زندگی‌اش را باز کند. هنوز چنین تجربه‌ای را به‌صورت جدی در آثار نمایشی‌مان ندیده‌ایم و این نشان می‌دهد که نگاه ما به رمضان بیشتر سطحی بوده تا ماهوی.

ایکنا ـ یک اثر نمایشی چگونه می‌تواند در کنار جذابیت دراماتیک، کارکرد آموزشی هم داشته باشد، بدون آنکه به دام شعارزدگی یا مستقیم‌گویی بیفتد؟

آموزش در اثر نمایشی به معنای موعظه یا انتقال مستقیم پیام نیست. اتفاقاً هر جا که اثر نمایشی به سمت نصیحت‌کردن و بیان صریح پیام می‌رود، از کارکرد آموزشی واقعی فاصله می‌گیرد. آموزش زمانی اتفاق می‌افتد که مخاطب در مسیر همراهی با شخصیت‌ها، به کشف برسد. یعنی تحول شخصیت، تجربه زیسته او و نتایج انتخاب‌هایش، به‌طور غیرمستقیم آموزه‌ای را به مخاطب منتقل کند.

از کودکی با آموزه‌های دینی مختلفی مواجه بوده‌ایم؛ از فلسفه روزه گرفته تا آثار جسمی و روحی آن؛ اما این آموزه‌ها کمتر وارد روایت نمایشی شده‌اند. مثلاً اینکه روزه‌داری چگونه می‌تواند به پالایش روح، کنترل خشم، تقویت همدلی اجتماعی یا حتی نظم ذهنی انسان کمک کند، ظرفیت‌های دراماتیک فوق‌العاده‌ای دارند. اگر شخصیت داستان در بستر ماه رمضان دچار بحران شود و این ماه به او امکان سلوک و بازاندیشی بدهد، آموزش به شکلی طبیعی رخ می‌دهد.

مشکل اینجاست که بسیاری از تولیدات ما حتی زحمت این لایه‌سازی را به خود نمی‌دهند. شخصیت‌ها قبل و بعد از ماه رمضان هیچ تفاوتی با هم ندارند. در حالی که اگر رمضان واقعاً در قصه نقش داشته باشد، باید تغییری هرچند تدریجی در شخصیت‌ها ببینیم. این تغییر همان نقطه‌ای است که آموزش در آن نهفته است، بی‌آنکه نیازی به بیان مستقیم یا شعارگونه باشد.

ایکنا ـ به آسیب‌های تولید آثار نمایشی با محوریت مناسبت‌های دینی اشاره کردید. از نگاه شما مهم‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند باعث شود یک اثر نه‌تنها کارکرد دینی نداشته باشد، بلکه حتی اثر معکوس بر مخاطب بگذارد چیست و این خطر چگونه در روایت نمایشی شکل می‌گیرد؟

خطرناک‌ترین آسیبی که در این حوزه وجود دارد، تولید آثار ضدباور و ضد دین است؛ آن هم نه به‌صورت آشکار، بلکه در لایه‌های پنهان روایت. گاهی با آثاری مواجه می‌شویم که در ظاهر کاملاً مذهبی‌اند؛ شخصیت‌ها اهل دعا، نذر، توسل و مناسک دینی هستند، اما در پایان داستان، نتیجه‌ای که گرفته می‌شود عملاً نفی همان باورهاست. این تناقض به‌شدت برای مخاطب مخرب است.

فرض کنید شخصیتی در طول داستان بارها متوسل می‌شود، به آستان امامزاده می‌رود، دعا می‌کند و به اعتقاداتش پایبند است، اما در نهایت نه‌تنها مشکلش حل نمی‌شود، بلکه وضعیت او بدتر هم می‌شود و همه‌چیز با یک جمله کلی مثل «مصلحت نبود» جمع‌بندی می‌شود. این نوع روایت در ناخودآگاه مخاطب این پیام را القا می‌کند که این مسیر بی‌فایده است و نتیجه‌ آن تضعیف باور دینی است، نه تقویت آن.

این آسیب دقیقاً زمانی شکل می‌گیرد که سازندگان خودشان به عمق باورها اشراف ندارند. وقتی نویسنده یا کارگردان صرفاً ظاهر مناسک را می‌شناسد و نه فلسفه و کارکرد آن را، طبیعی است که روایت او دچار این تناقض می‌شود. اثر دینی اگر قرار است ساخته شود، باید از درون باورمند باشد، نه اینکه صرفاً پوسته‌ای مذهبی داشته باشد.

ایکنا ـ معمولاً گفته می‌شود که اگر یک اثر نمایشی به‌درستی به موضوعات دینی بپردازد، میزان تأثیرگذاری آن در ماه مبارک رمضان بر مخاطب بیشتر است. به نظر شما این مسئله ریشه در چه شرایطی دارد و مخاطب در این ماه چه ویژگی‌هایی پیدا می‌کند که اثرپذیری‌اش افزایش می‌یابد؟

ماه مبارک رمضان شرایط ذهنی و روانی خاصی برای بخش بزرگی از جامعه ایجاد می‌کند. مخاطبی که روزه می‌گیرد، به‌طور طبیعی در وضعیت توجه و تمرکز متفاوتی قرار دارد. او آمادگی بیشتری برای شنیدن، دیدن و تأمل‌کردن دارد، چون خودش در حال تجربه یک زیست متفاوت است. این آمادگی می‌تواند بستر مناسبی برای اثرگذاری یک اثر نمایشی باشد، به شرطی که اثر درست ساخته شده باشد.

البته این تأثیرگذاری مطلق نیست. مخاطبی که اساساً اعتقادی به روزه‌داری ندارد یا این ماه را جدی نمی‌گیرد، طبیعتاً کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اما حتی برای این دسته از مخاطبان هم، اثر نمایشی می‌تواند یک درِ ورود باشد. یعنی ابتدا باید او را با داستان، شخصیت‌پردازی و جذابیت دراماتیک جذب کرد و سپس به‌تدریج مفاهیم را در دل روایت گنجاند.

برای مخاطب معتقد، اثر خوب می‌تواند نقش تثبیت‌کننده و تعمیق‌کننده داشته باشد. یعنی اعتقادی که از قبل وجود داشته، با دیدن یک روایت درست، عمیق‌تر و ملموس‌تر شود. این همان جایی است که اثر نمایشی می‌تواند کارکردی فراتر از سرگرمی پیدا کند و به بخشی از تجربه زیسته مخاطب در ماه رمضان تبدیل شود.

ایکنا ـ به ویژگی‌های فردی فیلم‌سازی که قصد ورود به این حوزه را دارد اشاره کردید. از نگاه شما یک کارگردان، نویسنده یا حتی بازیگر برای فعالیت مؤثر در آثار دینی و مناسبتی، به‌ویژه ماه رمضان، چه خصایصی باید داشته باشد؟

مهم‌ترین ویژگی، اعتقاد است. منظورم اعتقاد شعاری یا ظاهری نیست، بلکه باور درونی و زیست‌شده. کسی که خودش تجربه زیست در مناسبت‌های دینی را نداشته باشد، نمی‌تواند ظرایف و پیچیدگی‌های آن را درست بازنمایی کند. این مسئله ناخودآگاه در قلم نویسنده، میزانسن کارگردان و حتی بازی بازیگر خودش را نشان می‌دهد.

در کنار اعتقاد، دانش و تجربه هم بسیار مهم است. فیلم‌سازی یک کار تخصصی است و صرف نیت خوب کافی نیست. اما اگر دانش بدون باور باشد، مسیر کار به‌سمت دیگری می‌رود. در چنین شرایطی، اثر ممکن است از نظر فنی قابل قبول باشد، اما روح دینی در آن جریان نداشته باشد. این همان چیزی است که مخاطب هم حس می‌کند، حتی اگر نتواند آن را دقیقاً توضیح دهد.

وقتی فیلم‌ساز زیر و بم مناسبت را بشناسد، می‌تواند این شناخت را در جزئیات اثر لحاظ کند؛ از دیالوگ‌ها گرفته تا رفتار شخصیت‌ها و حتی ریتم روایت. این ظرایف هستند که یک اثر را باورپذیر می‌کنند و باعث می‌شوند مخاطب احساس کند با یک تجربه واقعی مواجه است، نه با یک بازنمایی تصنعی.

ایکنا ـ خلق یک فیلمنامه مناسب برای آثار رمضانی چگونه شکل می‌گیرد و چه عواملی بیشترین ضربه را به کیفیت متن می‌زنند؟

مشکل اصلی از جایی شروع می‌شود که برنامه‌ریزی وجود ندارد. همیشه این را می‌گویم که انگار در تلویزیون تقویمی وجود ندارد. همه می‌دانند ماه رمضان یا محرم چه زمانی شروع می‌شود، اما تصمیم‌گیری‌ها معمولاً یکی دو ماه قبل انجام می‌شود. در این شرایط از نویسنده انتظار دارند که در زمانی بسیار کوتاه، متنی عمیق، دقیق و متناسب با مناسبت بنویسد. این عملاً غیرممکن است.

شتاب‌زدگی فقط به زمان نگارش محدود نمی‌شود. در ادامه، ممیزی‌های متعدد، دستورالعمل‌های متناقض و تغییرات سلیقه‌ای هم اضافه می‌شود. نویسنده مجبور می‌شود بخش‌هایی از متن را حذف کند و با وصله‌های ناهمگون جایگزین کند. این روند خلاقیت را کور می‌کند. بسیاری از نویسندگان مستعد یا از این فضا کنار می‌کشند یا به‌مرور توان خلاقه خود را از دست می‌دهند.

اگر قرار است فیلمنامه رمضانی موفقی نوشته شود، باید حداقل یک سال قبل برنامه‌ریزی صورت گیرد. طرح‌ها خوانده شوند، فرصت بازنویسی داده شود و نویسنده احساس امنیت خلاقه داشته باشد. بدون این شرایط، حتی بهترین نویسندگان هم نمی‌توانند اثری ماندگار خلق کنند.

ایکنا ـ نقش مدیران رسانه، به‌ویژه در رسانه ملی‌را در شکل‌گیری یا افول تولیدات نمایشی مناسبتی چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید تصمیم‌گیران اصلی تا چه اندازه در وضعیت فعلی این آثار تأثیرگذارند؟

مدیران مهم‌ترین نقش را دارند. آن‌ها هستند که سیاست‌گذاری می‌کنند، بودجه اختصاص می‌دهند و تصمیم می‌گیرند چه چیزی تولید شود و چه چیزی نه. اگر مدیری شناخت درستی از اثر نمایشی نداشته باشد، طبیعی است که تصمیم‌های اشتباه گیرد. این تصمیم‌ها مستقیماً بر کیفیت خروجی تأثیر می‌گذارند. در حال حاضر احساس می‌کنم وضعیت دقیقاً برعکس حالت مطلوب است. نه مدیران آگاه کافی داریم، نه مدیران دلسوز و نه مدیرانی که جسارت حمایت از تولیدات کیفی را داشته باشند. نتیجه این شده که تولیدات نمایشی کاهش یافته و جای آن‌ها را برنامه‌های گفت‌وگومحور گرفته‌اند؛ برنامه‌هایی که تأثیرگذاری‌شان به‌مراتب کمتر است.

در یک دوره به این نتیجه رسیده بودیم که آثار نمایشی قدرت نفوذ بیشتری دارند و به همین دلیل به آن‌ها توجه کردیم. اما حالا دوباره به عقب برگشته‌ایم. اگر قرار بود صرفاً با صحبت‌کردن و سخنرانی مخاطب تحت تأثیر قرار بگیرد، این اتفاق تا حالا افتاده بود. مدیران اگر این واقعیت را درک نکنند، وضعیت تولیدات نمایشی مناسبتی بهتر نخواهد شد.

ایکنا ـ با توجه به تجربه شما در تولید آثار نمایشی و همچنین رصد وضعیت مخاطب امروز، به نظر می‌رسد فاصله‌ای میان زیست واقعی مردم در ماه مبارک رمضان و آنچه در سریال‌ها و فیلم‌های رمضانی می‌بینیم وجود دارد؛ این شکاف از کجا شکل گرفته و چگونه می‌توان روایت نمایشی را به تجربه واقعی مخاطب نزدیک‌تر کرد؟

این فاصله از جایی شروع می‌شود که ما مخاطب را به‌درستی نمی‌شناسیم یا نمی‌خواهیم بشناسیم. زیست واقعی مردم در ماه رمضان ترکیبی از فشارهای اقتصادی، روابط خانوادگی، دغدغه‌های اجتماعی و در عین حال تلاش برای حفظ معنویت است. اما در آثار نمایشی، اغلب یک تصویر کلیشه‌ای و ساده‌شده از این ماه ارائه می‌شود که نسبتی با واقعیت پیچیده زندگی امروز ندارد. وقتی مخاطب خودش را در قصه نمی‌بیند، طبیعی است که ارتباط عاطفی هم برقرار نمی‌کند.

نزدیک‌شدن به زیست واقعی مخاطب نیازمند پژوهش است؛ پژوهشی که متأسفانه در اغلب تولیدات ما یا وجود ندارد یا بسیار سطحی است. نویسنده و کارگردان باید بدانند مردم امروز با چه مسائلی روزه می‌گیرند، چه چیزهایی برایشان سخت‌تر شده و چه چیزهایی همچنان برایشان معنا دارد. ماه رمضان امروز، با ۳۰ سال پیش تفاوت کرده و روایت نمایشی هم باید این تغییر را منعکس کند، نه اینکه در یک نوستالژی منجمد باقی بماند.

اگر این شناخت شکل گیرد، روایت نمایشی می‌تواند بسیار صادقانه‌تر و تأثیرگذارتر باشد. آن‌وقت رمضان در قصه نه یک عنصر تزئینی، بلکه یک بستر واقعی برای تشدید تعارض‌ها و شکل‌گیری تحول شخصیت‌ها می‌شود. چنین روایتی حتی اگر تلخ هم باشد، برای مخاطب باورپذیر است و دقیقاً همین باورپذیری است که اثر را ماندگار می‌کند.

ایکنا ـ برخی معتقدند تلویزیون در سال‌های اخیر جسارت پرداختن به موضوعات عمیق دینی در قالب درام را از دست داده و ترجیح می‌دهد به سراغ روایت‌های خنثی یا کم‌خطر برود؛ شما این محافظه‌کاری را چگونه ارزیابی می‌کنید و پیامد آن را برای تولیدات رمضانی چه می‌دانید؟

با این نگاه موافقم و فکر می‌کنم محافظه‌کاری بیش از حد یکی از آفت‌های جدی تولیدات نمایشی ما شده است. ترس از حاشیه، نقد و سوءتفاهم باعث شده مدیران و سازندگان به سمت روایت‌هایی بروند که کمترین ریسک را دارد. نتیجه این می‌شود که آثار دینی ما نه عمیق‌اند، نه چالش‌برانگیز و نه حتی در بسیاری موارد صادقانه. در حالی که درام ذاتاً به تعارض و پرسش نیاز دارد.

وقتی از طرح پرسش‌های جدی دینی در قالب درام می‌ترسیم، عملاً میدان را خالی می‌کنیم. مخاطب امروز اهل پرسش است و اگر رسانه رسمی به این پرسش‌ها پاسخ ندهد، او پاسخ را در جای دیگری جست‌وجو می‌کند. اثر رمضانی می‌تواند محل طرح تردیدها، بحران‌ها و حتی شکست‌های معنوی باشد، به شرطی که در نهایت به یک افق فکری روشن برسد، نه اینکه همه‌چیز را سانسورشده و بی‌خطر نشان دهد.

این محافظه‌کاری در بلندمدت به بی‌اعتمادی مخاطب منجر می‌شود. مخاطب حس می‌کند با او صادقانه حرف زده نمی‌شود. در حالی که اگر اثر نمایشی با شجاعت و دقت ساخته شود، حتی پرداختن به مسائل حساس هم می‌تواند به تقویت ایمان و فهم دینی کمک کند. رمضان بهترین فرصت برای این جسارت است، فرصتی که متأسفانه کمتر از آن استفاده می‌شود.

ایکنا ـ با توجه به کاهش تولید آثار نمایشی و غلبه برنامه‌های گفت‌وگومحور در تلویزیون، فکر می‌کنید اگر این روند ادامه پیدا کند، چه تأثیری بر رابطه نسل جدید با مفاهیم دینی و مناسبت‌هایی مانند ماه مبارک رمضان خواهد گذاشت؟

اگر این روند ادامه پیدا کند، به نظر من شکاف میان نسل جدید و مفاهیم دینی عمیق‌تر خواهد شد. نسل جدید ارتباط چندانی با قالب‌های خطابه‌ای و گفت‌وگومحور ندارد، حتی اگر محتوای آن‌ها درست و دقیق باشد. این نسل با روایت، تصویر، شخصیت و داستان ارتباط برقرار می‌کند. وقتی این ابزار از او گرفته می‌شود، طبیعی است که مفاهیم دینی هم برایش دورتر و انتزاعی‌تر شود.

آثار نمایشی این قابلیت را دارند که مفاهیم پیچیده دینی را در قالب تجربه انسانی و ملموس ارائه دهند. وقتی این امکان از رسانه گرفته می‌شود، مفاهیم دینی به سطح توصیه و توصیه‌نامه تقلیل پیدا می‌کند. این نوع مواجهه نه‌تنها جذاب نیست، بلکه در بسیاری موارد نتیجه معکوس می‌دهد و باعث گریز مخاطب می‌شود، به‌ویژه در ایامی مانند ماه رمضان که مخاطب انتظار تجربه متفاوتی دارد.

اگر بخواهیم ارتباط نسل جدید با رمضان حفظ و حتی تقویت شود، چاره‌ای جز بازگشت جدی به تولید آثار نمایشی نداریم. آثاری که نه شعاری باشند و نه سطحی، بلکه با زبان امروز و دغدغه‌های واقعی نسل جدید حرف بزنند. در غیر این صورت، ماه رمضان در رسانه به یک مناسبت تقویمی کم‌اثر تبدیل می‌شود، نه یک تجربه فرهنگی و معنوی زنده.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha