کد خبر: 4337266
تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۹

دیوار بی‌اعتمادی به مذاکره با آمریکا و ضرورت همبستگی ملی

مهدی رضا، کارشناس ارشد ارتباطات و روابط فرهنگی

به قلم مهدی رضا، کارشناس ارشد ارتباطات و روابط فرهنگی

تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با ایالات متحده آمریکا، به‌روشنی نشان داده است که «مذاکره» در نگاه حاکمان واشنگتن نه ابزاری برای حل مسئله، بلکه تاکتیکی برای مدیریت فشار، خرید زمان و تکمیل پروژه‌های فشار حداکثری است. از این منظر، بی‌اعتمادی عمیق و ساختاری ملت ایران به رفتار و وعده‌های آمریکا، نه حاصل هیجان یا نگاه احساسی، بلکه نتیجه انباشت تجربه‌های عینی، بدعهدی‌های مکرر و نقض آشکار تعهدات بین‌المللی است.

آمریکا در سال‌های اخیر، هم‌زمان با طرح ادعا‌های دیپلماتیک و ارسال پیام‌های مذاکره، شدیدترین تحریم‌های اقتصادی، تهدیدات امنیتی و عملیات روانی را علیه ملت ایران دنبال کرده است. این دوگانگی رفتاری، دیوار بلندی از بی‌اعتمادی میان افکار عمومی ایران و هرگونه پروژه مذاکره با آمریکا ایجاد کرده است؛ دیواری که نه با پیام‌های رسانه‌ای، بلکه تنها با تغییر واقعی رفتار قابل ترمیم است؛ تغییری که تاکنون نشانه‌ای از آن مشاهده نشده است.

در این میان، رژیم صهیونیستی به‌عنوان بازیگر مکمل و محرک اصلی سیاست‌های خصمانه آمریکا، تلاش می‌کند از هر روزنه‌ای برای تشدید فشار‌ها و ایجاد بی‌ثباتی در داخل ایران بهره‌برداری کند. راهبرد مشترک واشنگتن و تل‌آویو، بیش از آنکه متکی بر تقابل مستقیم باشد، بر «جنگ ترکیبی» استوار است؛ جنگی که هدف اصلی آن تضعیف همبستگی اجتماعی، ایجاد شکاف‌های داخلی، القای ناامیدی و بی‌اعتمادسازی میان مردم و حاکمیت است.

در چنین شرایطی، برجسته‌سازی دوگانه‌های کاذب مانند «مذاکره یا جنگ» و «سازش یا فروپاشی»، دقیقاً در راستای همان سناریویی عمل می‌کند که طراحان فشار خارجی دنبال می‌کنند. تجربه نشان داده است که آمریکا حتی در اوج مذاکرات نیز از ابزار تحریم، تهدید و فشار روانی دست نکشیده و همواره مذاکره را به‌عنوان بخشی از پازل فشار چندلایه خود تعریف کرده است.

پاسخ هوشمندانه به این وضعیت، نه در ساده‌سازی تهدیدات و نه در دامن‌زدن به اختلافات داخلی، بلکه در تقویت همبستگی و وحدت ملی نهفته است. وحدت ملی به معنای نادیده‌گرفتن نقد‌ها و مطالبات نیست، بلکه به معنای مدیریت اختلاف‌ها در چارچوب منافع کلان کشور و جلوگیری از تبدیل آنها به ابزار عملیات روانی دشمن است. جامعه‌ای که اختلافات خود را از مسیر گفت‌وگوی عقلانی و قانونی حل‌وفصل می‌کند، کمتر در معرض سوءاستفاده آمریکا و صهیونیست‌ها قرار می‌گیرد.

رسانه‌ها در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند. بازتولید ناخواسته روایت‌های دشمن، القای بن‌بست، بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی و ایجاد دوگانه‌های فرسایشی، به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. در مقابل، تقویت گفتمان عقلانیت، امید واقع‌بینانه، تبیین تجربه‌های تاریخی و برجسته‌سازی نقاط اشتراک ملی، می‌تواند دیوار مقاومی در برابر جنگ ترکیبی دشمنان ایجاد کند.

واقعیت آن است که ملت ایران بار‌ها نشان داده است هرگاه متحد و همدل بوده، تهدیدات خارجی کارایی خود را از دست داده‌اند. امروز نیز در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی هم‌زمان از ابزار مذاکره، تحریم، تهدید و عملیات روانی استفاده می‌کنند، وحدت ملی و هوشیاری اجتماعی، مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین پاسخ راهبردی است.

بی‌اعتمادی به مذاکره با آمریکا، نه نشانه انزواطلبی، بلکه بخشی از عقلانیت راهبردی ملت ایران است؛ عقلانیتی که تنها در سایه همبستگی ملی، تقویت اعتماد عمومی و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی می‌تواند به یک سرمایه پایدار تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که نقشه‌های واشنگتن و تل‌آویو را با شکست مواجه خواهد کرد.

انتهای پیام
captcha