
به گزارش ایکنا، به نقل از مؤسسه موعود، در طول همه هزارهها و قرون گذشته، ابلیس و یار دیرینش بنی اسرائیل مترصد انتقام از خدا و مؤمنان ادیان بوده و ممانعت از تحقق وعده خداوند برای تاسیس دولت کریمه و نجات مستضعفان از ظلم و ستم.
پنج یا شش روز پیش برای رفع گیروگوری که در کارم افتاده بود، به یکی از سازمانهای فرهنگی رسمی مراجعه کردم. از معاون محترم آقای رئیس، وقت گرفتم.
پوشیده نیست که شرق اسلامی را گردبادی هولناک در می نوردد. شرایط وحشتناکی که تنها در هجمه مغول و صلیبیهای فرنگی به این منطقه، در چند قرن قبل از این، مشابه آن را تجربه شده بود. چه میتوان گفت وقتی در ائتلافی ناجوانمردانه، مستکبران عزم خود را برای قتل عام مستضعفان ساکن شرق اسلامی جزم کرده اند.
با حیلهگری و سیاست چنان میان اقوام و ملل و به ویژه سران دولتهای این منطقه خونین جدایی افکندهاند که امید شکلگیری کوچکترین ائتلاف برای فریاد کشیدن بر سر متکبران و مستکبران وجود ندارد تا چه رسد به اقدامی باز دارنده؛ چیزی شبیه آخرین سده از حضور دولتهای اسلامی در «اسپانیا» و «اندلس».
در آن عصر هم مسلمانان ساکن «شبه جزیره ایبری»، پس از سال ها تجربه شکوه و عظمت حوزه فرهنگی و تمدنی خود و برخورداری از تنومندی سیاسی، در اثر اختلاف و تفرق امراء و حکام بلاد اسلامی، چنان ضعف و فتوری را تجربه کردند که با هجوم قشون مسیحی متّحد از هم پاشیدند و یکی پس از دیگری سقوط کردند.
در آن عصر هم برخی حکام مسلمان برای ماندن، دستِ دوستی و وحدت به سوی فرمانروایان دراز کردند و تبدیل به آلت فعل فرنگیان شدند و شد آنچه که شد. مصیبت پشت مصیبت وارد آمد تا آنکه جملة اسپانیا و اندلس، پس از چند قرن شکوفایی از مسلمانان باز پس گرفته شد. صدای اذان مأذنه ها به خاموشی گرایید و زنگ ناقوس ها همة فضای شبه جزیره ایبری را از خود آکنده ساخت و سرانجام مسلملنان را از شبه جزیره ایبری راندند و تتمه را هم وادار به پذیرش مسیحیت کردند.
تاریخ نه یک بار، بلکه صد بار تکرار می شود. این قواعد و سنتهای الهیاند که چه بخواهی و چه نخواهی، خود را از میان اعمال و اقوال فردی و جمعی، بر می کشند و نمود پیدا می کنند. گویا شرق اسلامی نمی خواهد گوش جان به ندا و دعوت تاریخ دهد.
از همین روست که به جای عبرت گرفتن از تاریخ ، خود عبرت تاریخ می شود، آن هم نه یک بار، بلکه صد بار. از همین روست که امروزه، شرق اسلامی، به رغم داشتن ثروت و مکنت فراوان در استضعاف به سر می برد.به رغم دارا بودن جمعیّت بزرگ در انفعال غلتیده و به رغم سلطه بر مهم ترین نقاط استراتژیک آبی و خاکی جهان، زمین گیر شده است. به زبان دیگر، در وضعیّت اسفباری فرو رفته که برتری جمعیت، برتری ثروت، برتری انگیزه و آرمان و برتری سلطه بر نقاط مهمّ سوق الجیشی، ژئوپلتیک و استراتژیک، گرهی از مشکل او را نمی گشاید. این همه در حالیست که آنها تنها و تنها از طریق بهره گیری از ذخایر زیرزمینی انرژی و کانال های انتقال انرژی در دریاها می توانستند خود را از شرایط انفعالی برهانند.
اشاره به غرب مسیحی، ناظر بر اعلام وجود نوعی سوگیری پنهان دشمن غربی در مقابل مسلمانان است؛ چنان که در بیان نمادین ائتلاف «صلیب و صهیون» نیز این بار معنایی حفظ شده است. می خواهم اشاره کنم که به رغم گمان و تصوّر جعل شده، برای ساکنان شرق و غرب عالم، درگیری های امروز و همه آنچه بر سر شرق اسلامی آوار شده، بیش و پیش از آنکه، حاصل مجادلات آشکار و موضع گیری های سیاسی و اقتصادی باشد، ناظر بر وجود نوعی سوگیری مذهبی است.
غرب، به رغم تجربه جهان مدرن، بسط سکولاریسم و ماتریالیسم ملحدانه در جهان، دیگر بار با رویکردی «صلیبی و صهیونی» هجمه خود را آغاز کرده است.
در یادداشتهای قبلیام بارها از «آخرالزّمان جعلی» و بر ساخته این ائتلاف غیر رحمانی صلیب و صهیون یاد کردهام و با ذکر قراینی هم پیش بینی کرده بودم آنها دیر یا زود، برای معلوم کردن تکلیف نهایی خودشان با شرق اسلامی و نابودی مسلمانان راستین، دست به یک دسیسه بزرگ خواهند زد و با طراحی یک «جدال آخرالزّمانی مجعول» زمینه را برای فریفتن احساس و عقل مردم جهان و کشاندن آنها در یک درگیری بزرگ فراهم خواهند آورد.
انتهای پیام