کد خبر: 4341459
تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۹
یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مطرح کرد

پیشران بازخیزش تمدن نوین اسلامی

حسین رمضانی در نشست هم‌اندیشی «جنگ رمضان» با کالبدشکافی مفهوم تمدن و تقابل میان شرق و غرب، انقلاب اسلامی را مهم‌ترین سرمایه برای بازخیزش تمدن اسلامی برشمرد و با تأکید بر اینکه معارضه امروز میان ایران و جبهه غرب یک تقابل «وجودی» و تمدنی است، به تشریح چگونگی به چالش کشیده شدن بنیادهای معرفتی غرب و تضعیف اهرم‌های قدرت آن در منطقه پرداخت.

ارسال/ جنگ با ایران جنگ وجودی استبه گزارش ایکنا، حسین رمضانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۲۶ اسفندماه در هم‌اندیشی «جنگ رمضان: واکاوی ابعاد مواجهه تمدنی ما و غرب» که از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد به تعریف تمدن اشاره کرد و گفت: تمدن‌ها عینیت برآمده از ارزش‌ها، هنجارها و نهادها در بستر یک امت و جامعه و تاریخ هستند و مشخصا شکل‌گیری تمدن روند انباشتی و تکاملی دارد که حاصل دستاوردهای معرفتی، ارزشی، اخلاقی و هنجاری است. بنابراین تمدن یک سیر کلی با یک نگاه جامع دارد و تمدن‌ها دستاوردهای انسانی بشری را در طول تاریخ به یکدیگر منتقل کرده‌اند. 
 
متن سخنان وی به شرح زیر است:
 
چیزی که تمایز بین تمدن‌ها ایجاد می‌کند بنیادهای معرفتی، ارزشی و هنجاری است که هویت یک تمدن را مشخص می‌کند. معمولا تمدن‌ها در بستر تکامل تاریخی در نقاط کانونی از همدیگر متمایز می‌شوند و نه روبنایی زیرا عناصر روبنایی مانند کالا از یک تمدن به تمدن دیگر منتقل می‌شود. 
 
معتقدم در هر دوره تاریخی یک تمدن می‌تواند سیطره ایجاد کند ولی این به آن معنا نیست که تمدن‌های دیگر محو شوند. تمدن‌ها می‌توان مخفی و در کمان باشند و در شرایطی ظهور بیابند تمدن اسلامی هم داریم که در برهه‌ای از تاریخ دچار خمود و رخوت شد گرچه عناصر زیربنایی معرفتی و اندیشه‌ای و ارزشی را دارد.
 
این تمدن در تکاپوی بودن و شدن و رشد یافتن است و به همین دلیل محققان معاصر در قطب‌بندی تمدنی از چند قطب نام می‌برند مثلا هانتینگتون از چهار حوزه تمدنی یعنی کنفسیوس، اسلامی، اصلاحی در شرق اروچا و مدرن اروپای غربی و آمریکایی نام برده است که تمدن با سیطره است. 

تمدن اسلامی در حال بازیابی خویش

تمدن اسلامی در عصر حاضر در وضعیت ایجاد برای بازخیزش است و مهمترین سرمایه خیزش بخش به تمدن اسلامی انقلاب اسلامی بود. فوکو تعبیر کرده است انقلاب اسلامی خیزش آگاهی و اراده جمعی یک ملت است که نمونه بدیلی ندارد. ملتی با همه تنوعات گویی و فرقه‌ای و مذهبی و ... گردهم آمده‌اند و این تحول اساسی در کل حیات جامعه ایرانی است. انقلاب اسلامی توانست با درک عمیق و روزآمد مبتنی بر منطق روشمند اجتهادی فقاهتی، جنبه روبنایی و زیربنایی تمدنی خود را شکوفا کند. نماد بارز آن هم این است که در مواجهه تمدنی، به گفته خود اروپائیان، انقلاب توانسته است مقاومت معرفتی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی و نظامی ایجاد کند که نماد مواجهه دو گونه انسانیت است. 
 
اتفاقات این روزها دلایل بارزی هستند که این مدعا را ثابت می‌کند که تمدنی ولو در کمان نسبی در حال بازیابی و شکوفایی است. سایر قطب‌بندی‌های تمدنی عملا در بعد کانونی هویت خودشان در مواجهه با غرب دچار شکست است. انقلاب توانسته است درک جدیدی از حیات و سبک زندگی انسانی ایجاد کند و توانسته است از ظرفیت‌های روبنایی معاصر برای ساختن جهان غایی خود استفاده کند و پیش روی انسان معاصر بگذارد. این اتفاق در اقطاب تمدنی دیگر رخ نداده است.
 
تمدن اصلاحی شرق آسیا که خود را در قالب تمدن سوسیالیستی بسط داده است در قرائت لنینی دچار فروپاشی شد و بعد از اتحاد جماهیر شوروی عملا کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و ... نتوانستند همگرایی زیربنایی خود را حفظ کند، لذا روسیه دوره یلتسین متأثر از غرب شد و البته بعد از آن این مسئله کمرنگ شد. در چین هم فضای بالنده فلسفی و شکوفا در برابر تمدن غرب نیست و حتی در روبنای اقتصادی هم از سیاست‌های مائوئی عبور کرد و به سمت الگوهای اقتباسی لیبرال سرمایه‌داری رفت که چالش‌های اساسی زیادی دارد. 
 
به نظر می‌رسد قطب تمدنی دارای امکان ظهور، قطب تمدنی اسلام و انقلاب اسلامی است که مبتنی بر تجربه انقلابی امام راحل و قائد شهیدمان است. توانایی بازیابی را می‌توان در یک سری نمادها نشان دهیم؛ اولا با وجود تمام هجمه‌ها علیه انقلاب، انقلاب خود را حفظ کرده است؛ علاوه بر این توانسته است پیام تمدنی خودش را نشر و بسط دهد و میدان معرفتی و ارزشی جدیدی را حتی در بلوک معرفتی غرب پیدا کند. 

به چالش کشیدن تمدن غربی

مظهر دیگر ایجاد همگرایی در باورها و ارزش‌ها است؛ کسانی در شمال و جنوب جهان و در کشورهای مختلف هستند که با باورهای انقلاب اسلامی همگرا شده‌اند. ما توانسته‌ایم بنیاد تمدن غربی را به چالش بکشیم و اهرم‌های قدرت تمدن غرب را تضعیف کنیم. 
 
مسئله دیگر هم مواجهه با رژیم نامشروع اسرائیل است. اینکه آیا غرب تابع اسرائیل است یا اسرائیل تابع آمریکا جای بحث دارد ولی به هر حال بین آمریکا و اسرائیل اتحاد زیادی ایجاد شده است و اسرائیل نماد تمدن غرب در این منطقه است و باز جریان مقاومت در ایران توانسته است این هویت بارز غربی را در منطقه به چالش بکشد.  
 
بسط تفکر انقلاب اسلامی توانسته است جبهه متحدی را علیه جبهه کفر جهانی ایجاد کند؛ کافی بود ایران از این اصل اساسی دست بکشد که کاری به کار دیگران و مستضعفان نداشته باشد وارد این جنگ‌ها هم نمی‌شد ولی عدول از آن به معنای فروپاشی بود، رهبران ما بر این اصل پافشاری کردند.
 

تشکیل جبهه حق علیه اسرائیل

تشکیل جبهه واحد امت اسلامی در مواجهه با اسرائیل از دیگر کارهایی که صورت گرفته است؛ در امت اسلامی دولت‌های دست نشانده ابزار نظامی و اقتصادی غرب و آمریکا هستند ولی توده مسلمین مدافع انقلاب اسلامی و جهت‌گیری‌های انقلاب هستند. 
 
موضوع دیگر تقویت جریانات نافی ظلم با تمرکز بر موضوع فلسطین است و نکته دیگر هم آن است که خیلی از افراد در دنیا به این نتیجه رسیدند که یا باید انقلاب اسلامی از بین برود یا غرب حیوان صفت باید از بین برود و اروپا و آمریکا به فلسفه مسیحی معنوی اشراقی خود برگردد که نشانه‌هایی از بازگشت به این هویت را شاهدیم. 
 
عنصر دیگر اینکه مسیر تلاش فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ... برای عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای مختلف کاملا به چالش کشیده شد و این از برکت خون شهدای ایرانی و غزه و لبنان و یمن و ... است و این مسیر در اثر این جنگ هر روز بسط پیدا می‌کند و چالش اساسی در عادی‌‌سازی وجودی اسرائیل ایجاد کرده است. 

نزاع درونی در اسرائیل

هویت جعلی ملی صهیونیست‌ها که در بیش از 70 سال تلاش داشتند بین گونه‌های مختلف قومی و نژادی افرادی که از کشورهای مختلف جذب کرده‌اند وحدت ایجاد کنند بهم خورده است و اکنون خود جامعه صهیونیست‌ها دچار نزاع درونی هستند.
 
مسئله دیگر اینکه انقلاب نماینده تمدن غرب یعنی اسرائیل را به چالش کشیده است این است که اسرائیل نمی‌تواند تداوم توسعه و انباشت سرمایه ایجاد کند؛ اسرائیل با حمایت غرب توانسته است شهرهای بزرگ ایجاد و در برخی حوزه‌ها توسعه وارداتی داشته باشد ولی چون از اساس نامشروع و با غصب ایجاد شده است اساسا امکان انباشت سرمایه در آن نیست، لذا تداوم توسعه بومی درون‌زا هم نخواهد داشت. سرمایه‌گذاری در اسرائیل و تبدیل آن به قطب سرمایه‌گذاری در منطقه هم به خاطر وضع موجود و تنش‌های امنیتی با چالش جدی مواجه است. 
 
نخبگان فناوری در اسرائیل امکان حضور و بقای مؤثر ندارند و خبرهایی وجود دارد که خیلی از نخبگان علمی که با تشویق و طمع و تطمیع از کشورهای دیگر آمده بودند قصد مهاجرت دارند. 

پنبه هولوکاست زده شده است

موضوع دیگر اینکه هولوکاست که بر اثر آن مظلوم‌نمایی می‌کردند و مردم را فریب می‌دادند با جنایات اسرائیل در غزه و ... ناکارآمد شده است لذا امروز خود اروپایی‌ها هم متوجه شده‌اند که هیچ بنیاد فرهنگی و ارزشی برای بقا و استیلای اسرائیل وجود ندارد مگر استیلا از طریق قدرت نظامی. امروز خیلی از محققان تعلق سرزمینی یهودیان در این منطقه را هم زیر سؤال برده‌اند.
 
اسرائیل تلاش کرد تا با گردشگری و برخی فناوری‌ها بتواند بقای خود را تضمین کند و هاب منطقه‌ای بشود ولی امروز همه این پروژه‌ها از بین رفته است و چشم‌انداز تاریکی دارد و به این دلایل هم این جنگ را علیه انقلاب اسلامی ایجاد کرد، زیرا اگر بتوانند انقلاب اسلامی را بزنند ظرفیت خیزش تمدن اسلامی را از بین برده‌اند لذا ما در فضای معارضه تمدنی بین تمدن دارای سیطره رو به افول غرب و تمدنی که خود را در آستانه خیزش می‌بیند قرار داریم. 
 
اگر جنگ آنان با ما طبق تحلیل خودشان جنگ وجودی است نه راهبردی و هویتی لذا معارضه ما با آنان هم وجودی است و مقاومت باید بتواند سیطره خودش را نشان دهد و جهانی که گوشی برای شنیدن حق دارد جذب کند و خیزش تمدنی خود را حفظ و استمرار بخشد.
 
در این فضا با رفتارهای تاکتیکی نمی‌توان به جایی رسید و جبهه دشمن هم نگاه معارضه تمدنی دارد و نه تاکتیکی و نتیجه این معارضه، حذف یکی از طرفین است و ما باید با ظرفیت ایمانی و جهادی و انقلابی خود بر جبهه کفر و الحاد غلبه کنیم و این مسیری است که قائد شهیدمان(قدس الله نفسه الزکیه) پیش روی ما گذاشتند و ظرفیت‌های عظیمی را در طول 37 سال زعامت تدبیر و مدیریت کرد و معتقدم افق‌های پیش روی جامعه ما بسیار روشن است که آیت‌الله العظمی خامنه‌ای معمار پیشرفت این افق و جامعه اسلامی بودند.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha