
به قلم سیدمحسن ملاباشی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
سالها نظریههای غربی، معنایی تحریفشده از آزادی به خورد جهان دادند و از خود، الگویی تاموتمام از آزادی ساختند و رسانههایشان، بهویژه هالیوود، تصویری آرمانشهری از غرب، بهخصوص آمریکا ترسیم کردند تا همه کشورهای جهان، سودای ساختن چنین جامعهای یا رفتن به آن را در سر بپرورانند و به همین دلیل، سیر مهاجرت نخبگان از سراسر جهان به این کشورها و فشار افکار عمومی بر دولتها و حکومتها برای پیروی از الگوی سیاسیاجتماعی غربی اوج بگیرد.
این معنا از آزادی، بیش از هر چیز، آزادی فردی را برجسته میسازد که در آن، حکمرانی امیال، میداندار است، در این روایت از آزادی، باور و کنشهای دینی، دشمن اصلی و آشکار آزادی انسان به حساب میآید؛ بنابراین، میکوشد دین را بهکلی از زیست انسانی بزداید.
برایناساس، تعریف سکولاریسم بهعنوان محدودکردن دین به عرصه فردی هم فریبی بیش نیست؛ زیرا این روایت فردمحور از آزادی که دال مرکزیاش امیال فردی است، با دین سر ستیز دارد و دین را به خلاف ادعای سکولاریسم، حتی در عرصه فردی هم برنمیتابد.
اگر از ابعاد دروغین این آزادی فردی چشم بپوشیم که باید در یادداشت دیگری بیشتر به آنها بپردازیم، این روایت از آزادی، بهکلی آزادی در واحد ملتها را نادیده میگیرد؛ یعنی آزادی خلاصه میشود در فقدان مانعی در برابر تحقق امیال فرد؛ اما هیچ سخنی از آزادی در واحد تحلیل جامعه به چشم نمیخورد و نمیتوان این خلأ بنیادین و سرنوشتساز را به خطایی علمی نسبت داد؛ زیرا نظریههای آزادی فردی در کشورهایی تئوریزه شده است که مهمترین موانع آزادی ملتها در جهان هستند.
آمریکا بهعنوان مهد خودخوانده آزادی در جهان، بزرگترین دشمن آزادی ملتهای جهان است. آمریکا به هیچ کشور و ملتی اجازه نمیدهد آزادانه سرنوشتش را برگزیند و همه کشورهای جهان را مجبور میکند فقط در راستای اهداف و ارزشهای او گام بردارند و هر کشوری خارج از اهداف و ارزشهای مهد بهاصطلاح آزادی گام بردارد، آمریکا با تحریم و حمله نظامی بهروز آزادی و دموکراسی برای او به ارمغان میآورد.
به همین دلیل، هیچ کشوری در جهان نمیتواند از آمریکا پیروی نکند و راه پیشرفت و توسعه را در پیش گیرد؛ زیرا آمریکا با همه توان فکری، سیاسی، علمی، رسانهای، نظامی، ایدئولوژیک و دیپلماسیاش به جنگ با آن کشور میرود و تا او را از پا درنیاورد، از پا نمینشیند.
این ادعا را میتوان با واکاوی موشکافانه وضعیت کشورهای جهان بررسی کرد و به این پرسش پاسخ داد که چند کشور در جهان میتوان یافت که از نظر نظامی یا اقتصادی یا سیاسی تحت سیطره آمریکا نیستند و توانستهاند راه پیشرفت درونزایشان را در پیش گیرند؟!
در این بین، مردم ایران تصمیم گرفتهاند بهپیروی از آمریکا گام برندارند و راه پیشرفت خود را بسازند و در پیش گیرند و آمریکا، بهعنوان منادی خودخوانده آزادی و دموکراسی در جهان، حق آزادی ملتها در تعیین سرنوشتشان را برنمیتابد و ملت ایران را با انتخاب بین دو گزینه مواجه ساخته است: یا آزادی یا آمریکا!
بنابراین، هرکس بگوید میتوان با آمریکا رابطهای دوستانه برقرار کرد و تحت سیطره او قرار نگرفت و راه پیشرفت درونزا را هم در پیش گرفت، یا بیخرد است یا نادان یا دروغگو!
انتهای پیام