به قلم اسماعیل حسنزاده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س)

جنگ پدیدهای چند وجهی است؛ وجه غالب، پدیده مذمومی میباشد که ویرانی و مرگ پیامد آن است. وجه دیگر جنگ ایجاد دگرگونی و تحول در ساختارهای جوامع؛ سوم وجه اخلاقی آن است. اخلاق مهمترین پدیده تمدنها و فرهنگهاست، چون ریشه عمیق در باورها و ساختارها دارد و به آسانی از پس و پشت تمدنها خود را نشان نمیدهد. در پدیدههای عمیقی چون جنگ میتوان باورمندی تمدنی را به اخلاق سنجید.
جنگ تحمیلی رمضان تفاوت بنیادی با تجاوز روسها و انگلیسیها در دو جنگ جهانی از منظر اخلاقی ندارد. ایران با توجه به صبغه تمدنی و فرهنگی درازنای خود نمیتواند پدیده استعمار را قبول کند. ایران پیش از روس، انگلیس و آمریکا بوده و خواهد بود. زیر ریشه در خاک و باور مردم دارد.
وقتی روسها در جنگ اول جهانی در روز عاشورا تعدادی از آزادیخواهان تبریز را دار زدند و پس از بدمستی حلقه رقص بر پیرامون کشته ها انجام شد. بدمستی آنان در اشک و ناله ملت تحلیل رفت. امروز از روس و انگلیس هیچ تصویر اخلاقی در جهان باقی نیست.
بدمستی و بازی سربازان آمریکایی با جان ملوانان ایرانی جوان که برای رزمایش صلح به هند رفته بودند، پردهای دیگر از تظاهر تمدن غربی ارائه داد. البته منظور من این نیست که چرا سربازان ایرانی در ناوشکن دنا شهید شدند. بویژه برای ملت ایران شهادت امر مهمی است. سرباز وظیفهاش جنگ و جانبازی است.
مسئله مهم نوع رویکرد رئیس جمهور و ارتش آمریکا به مسئله دروغین آزادی و حقوق بشر و احترام به انسان است. آنان ناوشکن دنا را غرق کردند نه به خاطر احساس خطر و در پاسخ به حمله آنان، دنا را غرق کردند چون از غرق آن بیشتر احساس شعف و بدمستی میکنند. جان انسان شرقی برای آنان اسباب شعف و بدمستی است. این لایهای از توحش تمدن غرب است که امروز توسط آمریکا رهبری میشود.
آیا چنین انسانهایی و چنین تفکر میتواند برای کشور دیگر آزادی و پیشرفت بیاورید؟ مگر آمریکا نمیخواهد برای مادران و پدران، خواهران و برادران این ملوانان دنا آزادی بیاورید؟ چگونه میتوان قبول کرد آدمی که برای تفریح انسانهایی را میکشد، میتواند برای انسانهای دیگر آزادی بیاورد. بدمستی روسها با دار زدن شهدای عاشورای تبریز و بدمستی آمریکاییان در غرق کردن سربازان ناوشکن دنا و قتل عام دخترکان مدرسه میناب از یک جنس است. چون جان انسان شرقی، انسان مسلمان و انسان ایرانی برای غربیان همسان است.
آنان انسان شرقی را در دایره انسانیت غربی نمیبینند. در نگاه غربیان، آنان عمالیق یا در بهترین تفسیر، موجودات شرور و بد ذاتی هستند که تنها با کشتنشان میتوان جهان عاری از مخالف تمدن غربی داشت.
البته ترامپ با همه تندی و استعمار جویی و جنگطلبی یک ویژگی مثبتی که دارد، خیلی خوب درون تمدن غربی را به جهانیان نشان داد. اگر رئیس جمهورهای دیگر آمریکا یا اروپا، مسئله تصاحب نفت را در لفافه حقوق بشر، دموکراسی و ... میپوشاندند، او لخت و عریان هدف واقعی را به زبان میآورد. این درس بزرگی برای ما انسانهای شرقی، مسلمان و ایرانی است که فریب فریاد ترامپ و نتانیاهو و دیگران را نخوریم.
ایران امروز هزینه ایستادگی را در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل که نماینده دنیای آزاد! هستند میپردازد. یقین دارم اگر ایرانیان کشته و ایران ویران و به اشغال دشمنان نیز در آید(انشالله چنین روزی فرا نخواهد رسید) در آینده فرزندان این مرز و بوم نخواهد پرسید چرا ملت ما مقاومت نکرد؟
اگر ایستادگی شود و شکست خوردیم تکلیف روشن است و پاسخی برای آینده داریم: (زورمان به دشمن نرسید) پرسشی که نسل ما میپرسد چرا رضاشاه با ارتش خود هنگام تجاوز روسها و انگلیسیها ایستادگی نکرد؟ چرا حتی دستور مقاومت نداد؟
جنگ درست است ویرانگری دارد درس آموز است. امید میرود ما ایرانیان آزادی را از دیگران مطالبه نکنیم و با سلاح آنان منتظر آزادی نباشیم.
آنچه امپریالیستها به ملتهای ضعیف با بمباران و موشک میدهد، آزادی نیست، تحقیر ملی است. ملت ایران تحقیر تاریخی شکست از روسها، از انگلیسیها و کودتای ۲۹ مراداد را فراموش نکرده است. خدای نکرده شکست امروز، کشور و ملت ما را برای صد سال آینده گرفتار تحقیر تاریخی خواهد کرد.
ایران چندپاره خواهد شد، منابع، فرهنگ و تمدن بزرگ ایرانی نابود خواهد شد.(انشالله آن روز نخواهد رسید) همانطوری که پیشرفت پدیده ای درون زاست، آزادی و دموکراسی نیز درون زاست. آزادی نتیجه فعالیت مدنی همه ملت است. ملت ما در طول تاریخ خود هیچگاه برای آزادی و پیشرفت چشم به خارجیها ندوخته بود امروز نیز چنین خواهد کرد.
انتهای پیام