به قلم محمد کرمینیا؛ دانشآموخته پسادکتری فلسفه

در تلاطم قرن پرآشوب حاضر که قدرتهای مادی پشت زرادخانههای تهی از معنا پناه گرفتهاند و جهان در سیطره روایتهای بر ساخته استعمار است، ظهور نیرویی که هندسه قدرت را با ترازوی «اخلاص» بر هم میزند، بیش از آنکه یک اتفاق نظامی باشد، یک رستاخیز فرهنگی است.
سخن از قامتی است که در یک دست ذوالفقار امنیت دارد و در دست دیگر، پرچم تبیین. نیروهایِ مسلحِ ما امروز نه فقط در قامت نگاهبان مرزهای جغرافیایی، که در هیبت یک «رسانه فراگیر» تجلی یافتهاند؛ قدرتی که برد عملیاتی آن از عمق استراتژیک خاک، تا ژرفای ادراک جوامع بشری امتداد دارد.
این یگانگی شگرف میان سختافزار جنگی و نرمافزار اقناعی، محصول همان کیمیایی است که در کلام وحی «برکت» نامیده میشود؛ چرا که هرگاه گامی برای خدا برداشته شود، خداوند خود بلندگوی آن مجاهدت خواهد بود.
این اعجاز رسانهای را نباید در اتاقهای رنگارنگ تبلیغاتی جستوجو کرد؛ ریشه این وایرال شدنهای ناخودآگاه و این نفوذ کلام بیبدیل، در صدق گفتار و عمل مردانی است که بر بدنه صیقلی موشکهای دوربرد، به جای کلمات خشک نظامی، عاشقانهای برای وطن مینگارند.
وقتی بر پیکره پولادین صاعقه، جمله شورانگیز «ملت عزیز ایران! هوا و فضا فداتون!» نقش میبندد، ما با یک دیپلماسی عمومی نوین روبرو هستیم که مرزهای سنتی میان ارتش و مردم را فرو میریزد.
این نه یک شعار، که یک میثاقنامه است؛ پیامی که از دل آتش برمیخیزد تا بر جان سرد مظلومان جهان گرمی ببخشد و به بدخواهان بفهماند که این سلاح، نه برای سلطه، که برای صیانت از لبخند یک کودک ایرانی مهیا شده است.
در نگاه این دکترین متعالی، عدل مرز نمیشناسد. اقتداری که لرزه بر اندامِ غاصبان میاندازد، همان قدرتی است که در خونخواهی قربانیان بیصدای فجایع اخلاقی غرب همچون پرونده اپستین، آستینِ همت بالا میزند و در پاسداشت ایستادگی مظلومانهای چون راشل کوری، قامت میافرازد.
این نیروی مسلح، تنها یک سازمانِ اداری نیست، بلکه وجدان بیدار بشریت در عصرِ مسخشدگی است. همین نگاه فراملی است که به کلام سخنگویان و فرماندهانِ آن، نفوذی ورای فرکانسهای رادیویی میبخشد.
تسلط کلامی و طمأنینه برخاسته از ایمانِ این مردان، در کنار جملات راهبردی و صمیمانهای که سردار موسوی در میانه میدان و در آغوش ملت ابلاغ میکند، نشان از یک «پیوند دلی» دارد. اینجا فرمانده، خود را نه حاکم، که خاک پای مردمی میداند که پای کار انقلاب ایستادهاند.
این جذابیت بصری و اقناعی که امروز در فضای مجازی لرزه بر پیکر امپراتوری دروغ میاندازد، ناشی از آن است که نیروهایِ مسلح ما «زبان فطرت» را آموختهاند. آنان به جای پروپاگاندا، از «حقیقت» رونمایی میکنند. وقتی برکت الهی با تاکتیکهای نوین نظامی گره میخورد، نتیجهاش خنثیسازی توطئههایی است که میلیاردها دلار برای طراحیشان هزینه شده است.
این نیروها ثابت کردند که میتوان هم در تکنولوژیهای تک سرآمد جهان بود و هم در کوچههای شهر، شانه پدری برایِ یتیمان و ستونی محکم برای دردمندان شد. این پارادوکس باشکوه یعنی «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم»، زیباترین تابلویی است که این دلاوران در پیشِ چشم جهانیان ترسیم کردهاند.
در پایان، باید سر تعظیم در برابر این شکوه بیادعا فرود آورد. مردانی که نشان افتخارشان نه بر روی دوش، که در عمق نگاه سپاسگزار یک ملت است. شما رسانه حق هستید در عصر باطل؛ شما دژ محکم امنیت هستید در جهان لرزان. این قلم، قاصر از تحریر تمام آن فداکاریهایی است که در گمنامی محض صورت میگیرد، اما همین قدر میداند که دعایِ خیر امام زمان(عج) و ملت شریف ایران، بدرقه راهتان است. خدا حفظتان کند که حقا مردان میدان ابتلائید و پاسداران حریم حرمتها. برکت این راه، در همان «دلی» بودنِ کارهاست و تا زمانی که این پیوندِ میانِ آسمان و زمین برقرار است، هیچ بدخواهی را یارای نبرد با این لشکر الهی نخواهد بود. شما زندهترین روایت غیرت در تاریخ معاصر هستید؛ مردید به خدا!
انتهای پیام