به قلم حجتالاسلام محمدباقر پورامینی؛ عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه

در دنیایی که معادلات آن اغلب با منطق محض قدرت و محاسبات مادی رقم میخورد، «امید» در اندیشه آیتالله العظمی خامنهای نه یک خوشبینی زودگذر روانشناختی و نه یک تاکتیک تبلیغاتی برای مدیریت بحران، بلکه به مثابه یک «جهانبینی الهیاتی» بازتعریف میشود. این جهانبینی ریشه در ژرفترین باورهای دینی و سنتهای تغییرناپذیر تاریخ دارد؛ امیدی که هرگز جدای از «عمل»، «مقاومت» و «ایمان به آیندهای روشن» معنا نمییابد.
در این نگاه، خداوند خود را ملتزم به سنت «نصرت» (یاری) کسانی کرده که در مسیر حق گام برمیدارند و این وعده الهی، به مثابه قانونی قطعی، تضمینکننده آیندهای است که محاسبات ظاهری قدرتهای سلطهگر از درک آن عاجزند. در ادامه، مهمترین افقهایی را که این اندیشه پیش روی ایران میگشاید، بررسی میکنیم.
۱. تحقق سنت نصرت الهی در عرصه جهانی
آیتالله العظمی خامنهای بارها بر این نکته تأکید کردهاند که ایمان به وعدههای الهی، بنمایه اصلی امید به آینده است. ایشان در تبیین این اصل میفرمایند: «خداوند وعده داده است که هر کس او را یاری کند، یاریاش خواهد کرد. وعده داده است که از مؤمنان دفاع کند و آنان را در گامهایی که برمیدارند، استوار و پایدار گرداند».
این باور، افق روشنی را پیش روی ایران ترسیم میکند: آیندهای که در آن «سنت نصرت» و «غلبه نهایی حق بر باطل» به مثابه قوانین تغییرناپذیر تاریخ، سرنوشت مناسبات بینالملل را رقم میزنند. در این افق، محاسبات مادی و ظواهر قدرتهای سلطهگر، هرچند در نگاه اول چشمگیر به نظر میرسند، اما در برابر ایمان و مقاومت مردمی که به وعده الهی ایمان دارند، تاب نمیآورند.
۲. بازتعریف معادلات قدرت در منطقه
حوادث اخیر و پیروزیهای ایران در رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونی تجلی عینی این الهیات امید در عرصه عمل و به ثمر نشستن ایدههای بنیادین آن بوده است. قبل از جنگ تحمیلی رمضان و در هنگامه افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، رهبر شهید در بیانی شورآفرین با صراحت از توانایی ایران برای مقابله با قدرتمندترین تجهیزات نظامی آمریکا سخن گفتند.
ایشان با اشاره به حضور ناوگانهای آمریکایی در منطقه، هشدار دادند: «قویترین ارتش جهان ممکن است سیلی دریافت کند که از آن نتواند بهبود یابد». این سخنان که در فضایی از تهدیدات فزاینده آمریکا بیان شد، از منظر الهیات امید معنایی عمیق داشت: آیندهای را ترسیم میکرد که با محاسبات مادی و ظواهر قدرتهای سلطهگر قابل پیشبینی نبود.
آنچه پس از این سخنان و در اوج حملات آمریکا و شکستهای پس از آن رخ داد، تأییدی بر این نگاه بود. این رویدادها افق تازهای را پیش روی ایران گشود: افقی که در آن بازدارندگی فعال، مبتنی بر باور به وعدههای الهی و اتکا به توانمندیهای بومی، جایگزین نظم سلطهگرانه موجود میشود.
۳. گذار از انفعال به کنشگری راهبردی
آیتالله العظمی خامنهای در تحلیل این پیروزیها میفرمایند: «در طول چند دهه اخیر، همه نهادهای سرسخت و متکبر برای تضعیف ایمان و امید مردم هر کاری کردند و در چند مورد پیشرفت کردند، اما در بیشتر موارد، به فضل الهی، توسط ملت ایران شکست خوردند و مغلوب شدند».
این نگاه، افق دیگری را پیش روی ایران میگشاید: گذار از انفعال راهبردی به کنشگری فعال. در این افق، ایران نه از موضع ضعف و انفعال، بلکه با قدرت و اعتماد به نفس ناشی از ایمان به وعدههای الهی، وارد میدان مذاکرات و تعاملات بینالمللی میشود.
آنچه در ماههای اخیر در عرصه رویارویی ایران و آمریکا رخ داد، آزمونی برای الهیات امید بود. این آزمون نشان داد که امید مبتنی بر وخعدههای الهی و سنتهای قطعی تاریخ، نیرویی واقعی و کارآمد در عرصه عمل است.
۴. تداوم مسیر و الگوسازی برای جهان اسلام
در نگاه رهبر شهید «امید، عنصر دائمی و نیروی محرکه حرکت امام خمینی(ره) بود. همانطور که خود امام فرمودند، او هرگز امید خود را از دست نداد. او معتقد بود وقتی ملتی چیزی را بخواهد، حتماً به آن خواهد رسید». این پیوند تاریخی، این افق را ترسیم میکند: تداوم مسیر انقلاب اسلامی و الگوسازی برای ملتهای مسلمان و آزادیخواه جهان.
۵. چشمانداز آینده؛ امیدی ماندگار
این الهیات، امید را همچون «عنصری دائمی» در کالبد انقلاب اسلامی جاری میسازد؛ امیدی که نه از سر ناآگاهی از دشواریها، بلکه از سر ایمان به سنتهای الهی و قدرت تاریخی ملت ایران سرچشمه میگیرد.
در این چشمانداز، آینده ایران اسلامی نه در گرو خوشبینی به مذاکرهای، بلکه در گرو پایبندی به آن دسته از باورها و اقداماتی است که تاکنون نیز کشور را از بحرانهای بزرگ عبور داده است. این همان افق ماندگاری است که الهیات امید، در برابر چشمان نسلی ترسیم میکند که تشنه «آیندهای گشوده» و «نقشآفرینی تاریخی» است.
انتهای پیام