
به گزارش ایکنا به نقل از المیادین، براساس دادههای منتشر شده توسط «پروژه دادههای مکان و رویدادهای درگیری مسلحانه» (ACLED) که از سوی خبرگزاری انگلیسی «رویترز» نیز بازتاب یافته، تنها در فاصله ۲۸ فوریه تا ۶ مارس ۲۰۲۶ (روزهای ابتدایی جنگ) بیش از ۹۹۰ تجمع اعتراضی در نقاط مختلف جهان در واکنش به جنگ ایران ثبت شده است. این سطح از بسیج اعتراضی در بازهای کمتر از یک هفته، از منظر تحلیلهای آماری، در زمره سریعترین واکنشهای اجتماعی به یک بحران ژئوپلیتیکی در سالهای اخیر قرار میگیرد. به اذعان رویترز، در مقایسه با بسیاری از درگیریهای پیشین، که شکلگیری اعتراضات جهانی در آنها هفتهها یا حتی ماهها به طول انجامیده، سرعت گسترش این موج نشاندهنده حساسیت بالای افکار عمومی نسبت به این جنگ و پیامدهای آن است.
گزارشهای تکمیلی رویترز و دادههای میدانی حاکی از آن است که این اعتراضات بهصورت همزمان در چندین قاره شکل گرفته و از آمریکای شمالی تا اروپا و خاورمیانه را دربرگرفته است. برآوردهای مبتنی بر دادههای تجمعات شهری نشان میدهد که در بسیاری از این رویدادها، صدها تا هزاران نفر حضور داشتهاند؛ بهگونهای که طبق گزارش رویترز، مجموع مشارکتکنندگان در سطح جهانی، حتی با برآوردی محافظهکارانه، به صدها هزار نفر میرسد. این سطح از مشارکت، بهویژه در بازه زمانی کوتاه، نشاندهنده شکلگیری یک «شوک اعتراضی جهانی» است که فراتر از الگوهای معمول واکنشهای سیاسی عمل میکند.
در آمریکا، بهعنوان یکی از کانونهای اصلی این تحولات، اعتراضات ضد جنگ در بیش از ۵۰ شهر برگزار شده است.
گزارش رسانههایی مانند «ای بی سی ۷»، «نیوزنیشن» و «WHYY» نشان میدهد که در شهرهایی چون لسآنجلس، فیلادلفیا و دیگر مراکز شهری، صدها تا هزاران نفر در مخالفت با حملات نظامی صورت گرفته علیه ایران و احتمال گسترش این درگیری به خیابانها آمدهاند.
در تجمع مقابل ساختمان شهرداری فیلادلفیا، معترضان با سردادن شعارهایی خواستار توقف فوری اقدامات نظامی شدهاند.
این الگو در اروپا نیز تکرار شده است. گزارش خبرگزاری رویترز از تجمعات اعتراضی در آتن نشان میدهد که معترضان با حرکت به سمت سفارتخانههای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مخالفت خود را با ادامه جنگ بهصورت مستقیم ابراز کردهاند.
چنین صحنههایی در دیگر پایتختهای اروپایی نیز مشاهده شده و بیانگر آن است که مخالفت با این جنگ، نه یک واکنش پراکنده، بلکه یک روند ساختاری در افکار عمومی غرب است. در برخی کشورهای منطقه و جهان جنوب نیز، این اعتراضات با شدت و حساسیت بیشتری همراه بوده و در مواردی حتی به تنشهای امنیتی انجامیده است — موضوعی که نشاندهنده درک عمیقتر پیامدهای این جنگ در این مناطق است.
بر اساس نظرسنجی مشترک «ایپسوس» و «رویترز» که در فاصله ۲۰ تا ۲۳ مارس ۲۰۲۶ انجام شده، ۶۱ درصد از آمریکاییها با حملات نظامی علیه ایران مخالف هستند، در حالی که تنها ۳۵ درصد از این اقدامات حمایت کردهاند. این دادهها که در گزارشهای ایپسوس و «ای بی سی نیوز» نیز بازتاب یافته، نشاندهنده آن است که مخالفت با جنگ، بهویژه در میان دموکراتها و مستقلها، به سطحی قابل توجه رسیده است.
نظرسنجی «AP-NORC» نیز که نتایج آن توسط خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» و نشریه آمریکایی «هیل« منتشر شده، نشان میدهد ۵۹ درصد از بزرگسالان آمریکایی معتقدند اقدامات نظامی علیه ایران «بیش از حد» بوده است. همزمان، ۶۷ درصد از پاسخدهندگان در این نظرسنجی نسبت به تأثیر جنگ بر افزایش قیمت انرژی ابراز نگرانی کردهاند. مخالفت گسترده شهروندان آمریکایی با جنگ غیرقانونی جاری علیه ایران درحالی است که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا و اعضای کابینه او که همواره به افرادی «بله قربانگو» تشبیه شدهاند، ادعا کردهاند که جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران از حمایت داخلی برخوردار است.
از طرفی، نگرانی فزاینده شهروندان آمریکایی از تأثیرات جنگ روی قیمت حاملهای انرژی همچنین در مقابل ادعاهای ترامپ مبنی بر کنترل او روی بازار انرژی قرار گرفته است، عاملی که نشان میدهد پیوند میان سیاست خارجی و فشارهای اقتصادی داخلی، نقش مهمی در شکلگیری افکار عمومی ایفا میکند.
در نظرسنجی مؤسسه «ماریست» (Marist) که با همکاری شبکه «ان پی آر» (NPR) و «پی بی اس» (PBS) انجام شده است نیز ۵۶ درصد از آمریکاییها مخالفت خود را با اقدامات نظامی اعلام کردهاند و تنها اقلیتی از نحوه مدیریت این بحران حمایت کردهاند. نتایج نظرسنجی دانشگاه «کوینیپیاک» (Quinnipiac) نیز همین روند را تأیید میکند و نشان میدهد ۵۳ درصد از رأیدهندگان آمریکایی با جنگ مخالف هستند.
اما شاید مهمترین شاخص در این میان، دادههای مربوط به سناریوی جنگ زمینی باشد؛ جایی که طبق دادههای تازهترین نظرسنجی ایپسوس که ۲۶ مارس منتشر شده است، تنها ۷ درصد از آمریکاییها از اعزام نیروی زمینی به ایران حمایت میکنند. این رقم، در تحلیلهای افکار عمومی، بهعنوان نشانهای از یک «خط قرمز اجتماعی» تلقی میشود، بهطوری که حتی در میان حامیان نسبی اقدامات نظامی، تمایل به ورود به یک جنگ گسترده و پرهزینه زمینی عملاً وجود ندارد.
این شکاف میان سیاست رسمی و افکار عمومی، در چارچوبی گستردهتر قابل تحلیل است. تجربه جنگهای عراق و افغانستان، که با هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین همراه بودند، بهطور قابل توجهی بر نگرش جامعه آمریکا نسبت به «مداخلات نظامی» تأثیر گذاشته است. در چنین بستری، هرگونه اقدام نظامی جدید، بهویژه در مقیاس گسترده، با تردید و مخالفت بیشتری مواجه میشود.
طبق دادههای تازهترین نظرسنجی ایپسوس که ۲۶ مارس منتشر شده است، تنها ۷ درصد از آمریکاییها از اعزام نیروی زمینی به ایران حمایت میکنند. این رقم، در تحلیلهای افکار عمومی، بهعنوان نشانهای از یک «خط قرمز اجتماعی» تلقی میشود.مقایسه دادههای کنونی با نمونههای تاریخی نیز این موضوع را تأیید میکند. براساس تحلیلهای منتشرشده در رسانههایی مانند نیویورکتایمز، سطح حمایت اولیه از جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران حدود ۴۱ درصد برآورد شده است؛ رقمی که در مقایسه با حمایت ۷۶ درصدی از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و ۹۲ درصدی از جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱، بهمراتب پایینتر است. این اختلاف قابل توجه، نشان میدهد که جنگ جاری نهتنها با استقبال گسترده مواجه نشده، بلکه از همان ابتدا با سطحی از تردید و مخالفت همراه بوده که در جنگهای پیشین کمتر دیده میشد.
در کنار این عوامل، نقش شبکههای اجتماعی و جریان آزاد اطلاعات نیز در تسریع گسترش اعتراضات قابل توجه است. برخلاف دهههای گذشته، که شکلگیری جنبشهای اعتراضی نیازمند زمان و سازماندهی طولانیمدت بود، در شرایط کنونی انتشار سریع تصاویر، ویدئوها و گزارشها از مناطق درگیری، به بسیج سریعتر افکار عمومی کمک کرده است. این عامل، در کنار نگرانیهای اقتصادی و ترس از گسترش جنگ به یک درگیری منطقهای، به ویژه جنگ علیه ایران که تبعات افزایش انرژی به سرعت به پایتختها و شهرهای کوچک و بزرگ دنیا نفوذ کرده است، به شکلگیری یک فضای عمومی حساس و واکنشپذیر انجامیده است.
انتهای پیام