در روزهایی که دشمنان ایران گمان میکردند میتوانند ظرف دو سه روز سرنوشت این سرزمین را تغییر دهند، طرحی گسترده برای حمله و فروپاشی ایران تدارک دیده شد؛ طرحی که به تصور طراحانش قرار بود تمدن ایرانی شیعی را به زانو درآورد و کشور را به ورطهای از آشوب بکشاند.
آمریکا با همراهی رژیم منحوس صهیونیستی و برخی دولتهای عربی در این میدان حاضر بود و همزمان شبکهای از رسانهها و گروههای همسو تلاش میکردند فضای روانی لازم را فراهم کنند. در آن سوی ماجرا نیز، جریانهایی که به زعم نویسنده وابسته یا همسو با این پروژه بودند، در انتظار فرصتی برای ایجاد ناآرامی و بیثباتی در داخل کشور قرار داشتند. رسانههایی چون منوتو، اینترنشنال و بیبیسی نیز با برنامهها و تحلیلهایی که آیندهای متفاوت از ایرانِ پس از این تقابل ترسیم میکردند، میکوشیدند تصویر پیروزی این ائتلاف را برای مخاطبان خود عادی جلوه دهند.
در میدان نظامی نیز حملات سنگینی صورت گرفت. هواپیماهای پیشرفته و ناوگانهای نظامی از نقاط مختلف منطقه به ایران حمله کردند و خسارتهایی به زیرساختها و شهرها وارد شد. همزمان در مرزهای برخی کشورهای همسایه نیز نیروهایی آماده بودند تا در صورت فراهم شدن شرایط، وارد خاک ایران شوند و موجی تازه از خشونت و ناامنی ایجاد کنند.
اما آنچه رخ داد، مطابق انتظار طراحان این سناریو پیش نرفت و اراده مردم و توان دفاعی ایران ورق را برگرداند. مردم در کنار نیروهای نظامی ایستادند و گروههایی که امید داشتند با آغاز درگیریها دست به شورش بزنند، عقب نشستند. در عرصه بینالمللی نیز برخی کشورها به تدریج فاصله خود را از این تقابل بیشتر کردند.
در ادامه، ایران با اقداماتی متقابل از جمله فشار بر مسیرهای راهبردی منطقهای تلاش کرد، موازنه را تغییر دهد. همین وضعیت، موجب سردرگمی در میان رهبران آمریکا شد؛ تا جایی که ترامپ با تعجب از مقاومت ایران سخن گفت و پرسید چرا ایرانیان تسلیم نمیشوند؟
در واکنش، حملات بیشتری علیه اهداف غیرنظامی صورت گرفت؛ از زیرساختها و مراکز آموزشی گرفته تا مراکز درمانی و اقتصادی. هدف آن بود که با افزایش فشار، ایران ناچار به عقبنشینی شود.
اما در همین روند، چند تحول مهم رخ داد: مسیرهایی که برای نفوذ هواپیماهای پنهانکار استفاده میشد شناسایی و بخشی از روشها و توان عملیاتی مهاجمان آشکار شد و در نهایت تعدادی از تجهیزات و نیروهای مهاجم نیز نابود شدند.
این رخدادها مصداق «لطف پنهان خدا» است؛ وضعیتی که در آن غرور و اشتباهات دشمن، به فرصتی برای شناخت بهتر و تقویت توان دفاعی ایران تبدیل شد و تاریخ بارها نشان داده است که تاریکترین شبها نیز سرانجام به سپیده میرسند.
محمدرضا صرفی، عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنرکرمان
انتهای پیام