
با گذشت بیش از چهل روز از شهادت رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) جامعه قرآنی کشور وداعی دیگر با پرچمدار بینشان قرآن و عترت داشت. رهبری که نه تنها در صحنه سیاست، که در ژرفای فقاهت، قرائت، تفسیر قرآن و انسجامبخشی به معارف دینی، شخصیتی کمنظیر و جامعالاطراف بود. در این میان، سخن کسانی که سالها در محضر درس ایشان نشستهاند، میتواند گوشههایی از ابعاد مغفولمانده این شخصیت عظیم را برای نسل امروز و آیندگان روشن سازد.
ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین سیدحسین خادمیان نوشآبادی، پژوهشگر و مدرس علوم دینی که افتخار شاگردی مستقیم و بیش از شش سال درس خارج فقه معظمله را در حسینیه امام خمینی (ره) داشته، به تبیین سیره علمی، فقهی و قرآنی آن رهبر شهید انقلاب پرداخته است. وی معتقد است: برکات علمی و هدایتی رهبر شهید تا ظهور امام زمان (عج) ملموس و در دسترس است.
خادمیان نوشآبادی در این گفتوگو از سهضلعی بصیرت قرآنی، تمسک به عترت و نگاه معادمحور به عنوان محورهای فکری رهبر شهید یاد میکند. همچنین خادمیان با اشاره به نگاه بدیع ایشان به مقوله وحدت، نسبت آن را با «آزادگی» و «استقلال» تبیین میکند و هشدار میدهد که مهمترین آسیب امروز، وادادگی به تحلیلهای شیطانی رسانههای بیگانه و زندانی شدن در تلخیهاست. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
اولاً عرض تسلیت دارم به مناسبت شهادت آن بزرگ پرچمدار مکتب آزادگی و حقمداری، سیدالاساتید آیتالله العظمی امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه)، شخصیتی که در ادامه مسیر شهید اول، شهید ثانی، فقهای نامدار و همیشه حقمدار مکتب امامیه و در رأس آنها امام راحل (قدس سره) قیام و قعود داشت و بار دیگر ثابت کرد که علما و فقهای مکتب امامیه، مردان میدان فقاهت، سیاست، جهاد و مبارزه با باطل، انحراف، استکبار، استعمار و همه ابلیسیان زمان هستند.
من شاید حدود بیش از شش سال شاگرد مستقیم درس خارج فقه معظمله بودم. مباحث مهمی از مکاسب محرمه را توفیق داشتم در محضر ایشان، هفتهای سه جلسه در حسینیه امام خمینی (ره) تلمذ کنم. آنچه باید به عنوان رهاورد خودم از شناختی که از ایشان پیدا کردم، نه به واسطه مباحث پیرامونی مانند سخنرانیها یا تألیفات، بلکه به واسطه استظهار از مکتب فقهی و مبانی ایشان در درس خارج، بگویم این است که دغدغه معظمله در یک مثلث سهضلعی قابل تعریف، تبیین و تحلیل است:
اول: یک وصیت و بصیرت قرآنی که آن را تبیین خواهم کرد.
دوم: گرفتن نورانیت، فهم و بصیرت از آل الله و عترت (علیهم السلام).
سوم: نگرش، نگاه و دغدغه معاد و قیامت در متن زندگی.
آنچه میتوان گفت «مشق شب و روز» ایشان، تعلیم لحظهبهلحظه و دغدغه مستمر معظمله (رضوان الله علیه) این بود که جهان بشریت در حلقه جوامع توحیدی، جهان اسلام و خاصه جهان تشیع به این تکلیف و شعور برسند که بصیرت قرآنی، یعنی همان هدایتها و تعالیم قرآن، تنها مسیری است که اگر با تفسیر و هدایت آل الله تکمیل و تضمین شود و نگاه مادی و دنیاگرایانه از انسان دور گردد و انسان به ابدیت خود توجه کند، بشریت میتواند در این دنیا به سعادت، امنیت و آسایش و در آن دنیا به رستگاری نائل آید.
مقام معظم رهبری (رضوان الله علیه) که من از ایشان با تعبیر «رهبر شهید دامت برکاته» یاد میکنم، چون برکاتشان هنوز مستمر است و تا ظهور امام زمان بشریت از آن بهرهمند خواهد شد، بزرگعلمدار و پرچمدار ترویج قرآن و عترت بر همین مبنا بودند. شما میبینید متن زندگی ایشان مالامال از برکات است. از یک سو سیاستمداران برجسته دنیا، چه مخالف و چه موافق، چه دشمن و چه دوست جمهوری اسلامی ایران، مبهوت تسلط ایشان بودند. از سوی دیگر، بزرگقاریان جهان، مانند قاریان غرای مصر، مبهوت و واله و شیدای تسلط ایشان بر قوانین، قواعد و اصول قرائت و تفاوتهای لطیف قاریان بزرگ بودند.
ایشان هم در بعد نرمافزاری قرآن را وارد زندگی مردم کرد، هم در بعد سختافزاری و تشکیلاتی. آمار بگیرید: در زمان زعامت ایشان چه مقدار کتاب تفسیر تألیف شد، چه مقدار کلاسهای تفسیر ایجاد گشت که یکی از آنها مربوط به خود ایشان بود، در بعضی مراکز دانشگاهی و علمی درس تفسیر میگفتند. چه مقدار کتابهای علوم قرآنی تدوین شد. دایرةالمعارفها، کار عظیم آستان قدس رضوی درباره معجم القرآن الکریم که هنوز ادامه دارد، همه به برکت اشاره و دستور و رهنمود ایشان بود.
از طرف دیگر، در زمان زعامت ایشان بود که با یک تشکل منسجم مداحی مواجه میشویم. ایشان با رایزنیهای فراوان با مرحوم میرزا علی آقای آهی خانه مداحان را ایجاد کردند و به انسجامبخشی محتوایی شعر آیینی و مداحی پرداختند. پس ایشان هم در بعد قرآن و هم در بعد عترت، هم جنبه خُرد و نرمافزاری را تقویت و ترویج و منسجم کردند، هم زیرساختهای این مسئله را از بعد تخصصی، تعلیمی، تدریسی، تعریفی و ابعاد مختلف فکری و نظری تقویت نمودند.
رهبر شهید ما مسئله «تدبر در قرآن» را هم در بعد ساده مطرح میکرد که اگر میخواهید زبان نماز را بفهمید و لطافت آن را درک کنید، به معانی آیات قرآن در نماز و معانی سورهها تدبر کنید. ایشان اشاره میکرد که در حوزههای علمیه باید درس تخصصی قرآن به عنوان درس رسمی طلبهها قرار گیرد. در اکثر روزهای ماه رمضان، ایشان جلسه حضوری تلاوت قرآن داشتند؛ قاریان میآمدند، جزءخوانی میشد، قرائت فنی انجام میگرفت و ایشان نکات مهمی درباره آیات مطرح میکرد، به تدبر در آیات توجه میداد و به قاریان میفرمود که آیات را درک کنید و با توجه به معنا و مفهوم آیه، لحن قرائت پیدا کنید.
اینها همه در رویکرد متفاوت ایشان بود که یک تلاوت ظاهری و گنگ کنار برود و به تلاوتی با تدبر، تعقل و تعمق تبدیل شود؛ همان چیزی که امیرالمومنین (ع) فرمود: «القرآنُ ظاهِرُهُ أنیقٌ، و باطِنُهُ عَمیقٌ». مقام معظم رهبری ما را از توقف در ظاهر قرآن عبور داد و به باطن عمیق پرواز داد. ایشان به جامعه شیعه و اسلامی فهماند که هدف اصلی نزول قرآن، رسیدن به همان باطن عمیق است؛ این ظاهر زیبا در خدمت آن باطن عمیق است تا ما را جذب کند. رهبر شهید نه تنها به ظاهر قرآن و احترام ظاهری آن بسنده نکرد، بلکه به ما یاد داد که احترام حقیقی به قرآن وقتی است که باطن آن در زندگی شخصی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، عبادی و معاملاتی ما وارد شود.
قرآن کریم حقیقت هستی را معرفی میکند و هیچکس نمیتواند مثل خدا هستی را معرفی کند. یکی از آن آموزههای متین این است که «الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا». شیطان مکر، کلید، نقشه، اسلحه، اسباب، افراد، پیروان و مزدورانش همه ضعیف هستند. اما این ضعف در مقابل کیست؟ آیه ۷۶ سوره نساء میفرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا». خیلی جالب است که امام سجاد (ع) در دعای ۴۴ صحیفه سجادیه، ماه رمضان را «سبیل» معرفی میکند.
شما میبینید که در ماه رمضان، اتحاد یهود و نصارا و اتحاد شوم آمریکا و صهیونیست به ما حمله میکند. در ماه قیام، این آیه عجیب به ما میگوید: کسانی که ایمان واقعی دارند و قیام میکنند و در سبیل خدا حرکت میکنند، در مقابل کسانی میایستند که در سبیل طاغوت حرکت میکنند. پس با اولیای شیطان بجنگید، زیرا قطعاً کید شیطان ضعیف است. هر چیزی که منسوب و منتهی به شیطان شود، ضعیف، باطل و شکننده است.
اگر کسی در مقابل شیطان و شیاطین بایستد، حقیقتاً پیروز و موفق خواهد شد. این همان درس بزرگی است که رهبر شهید ما در تمام دوران زعامتش معلم و فریادگر آن بود: کسی که سلاح ایمان دارد، هیچ شیطانی بر او فائق نخواهد شد.

رهبر شهید یک نگاه و نگرش بدیع، جدید، عمیق و متین نسبت به مسئله وحدت - چه در درون مذهب، چه میان مذاهب و چه میان انسانها - داد. ایشان نیامد وحدت را به این معنا کند که هر مذهبی عقاید خود را کنار بگذارد و همرنگ شود. من مثال میزنم: ایشان سالها بانی روضه فاطمیه (س) بود؛ این به این معناست که از عقاید راستین خود سرسوزنی عقبنشینی نکرد. یک بار در درس خارج فکه فرمودند: «شما باید حقایق عقاید مکتب امامی و شیعه را مطرح کنید. وحدت به معنای عقبنشینی از عقاید مذهبی نیست، مگر به نقطه دقیق علمی و تحول علمی برسید که بحث آن جداست.»
پس تعریف ایشان از وحدت چه بود؟ میفرمودند: «ببینید دشمن قصدش از مقابله و ایجاد اختلاف چیست. روی قصد دشمن بصیرت پیدا کنید و برای ضربه زدن به همان قصد، متحد شوید.» دشمن دارد فلسطین را میزند؛ مگر فلسطین شیعه است؟ دشمن دارد ایران را میزند؛ مگر ایران سنی است؟ دشمن دارد انسانیت، آزادی و استقلال را میزند. وقتی استقلال سلب شد، دیگر شیعه، سنی، مسیحی و یهودی نمیشناسد. سالهاست آمریکا ژاپن و کره جنوبی را ذلیل کرده است.
وی با برداشتی دقیق از قرآن و سیره آل الله، آن حقیقت وحدت را معنا میکرد که قرآن میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا». آن حبل الهی را بشناسید. دشمن برای سنی یک چاه، برای شیعه یک چاه، برای مسیحی یک چاه و برای یهودی یک چاه میکند، اما قصدشان دفن انسانیت، استقلال، آزادی و عزت انسانی است. آن حبل چیست؟ اینکه قصد دشمن نابودی و گرفتن عزت و استقلال است و «الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا». ایشان به ما و جهان آموزش میداد که هرکس به خودش دعوت کند، میخواهد انسان را نابود کند. هیچ پیامبری به خودش دعوت نکرد. اگر قرار بود ایران به خودش دعوت کند، باید نسبت به فلسطین بیتفاوت میشد. اما چون «حبل» آن عزت الهی و کرامتی است که قرآن داده - «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» و آن حقیقت که امیرالمومنین (ع) فرمود: «خداوند شما را آزاد آفرید، برده دیگران نشوید» و امام حسین (ع) در روز عاشورا فریاد زد: «اگر دین ندارید و به معاد اعتقاد ندارید، اما آزاده باشید» - وقتی آزاده بودن معنا شد، همه ملتها و پیروان مذاهب برای آزاده بودن اراده میکنند و اتحاد حقیقی شکل میگیرد و شیاطین نابود میشوند.
شاخصه برجسته رهبر شهید این بود که نخبگان و فرهیختگان به این شعور برسند که جامعه را در مسیر امید و مهدویت سوق دهند و از مواجهه با تلخیها نهراسند. تلخیها لازمه زندگی انسان است، اما در تلخیها ماندن و ذهن را زندانی تلخیها کردن، خودکشی و خودزنی است. جامعهای موفق است که خود را گرفتار زندان تلخیها نکند. خدایی هست که وعده داده اگر بندگی کنید و در سبیل او قیام کنید، یاریتان میکند. قطعاً بعد از این تلخیها، شیرینیهای ماندگار است. تلخی شهادت ۱۵ خرداد رفت، اما شیرینی پیروزی ۲۲ بهمن تا ابد در تاریخ ثبت است. تلخی هشت سال دفاع مقدس زودگذر بود، اما شیرینی حفظ وطن تا ابد هست.
مهمترین آسیبی که وحدت جامعه را تهدید میکند، ذوقمحوری، سلیقهمداری، برداشتهای عقیم و نارس از معارف دین، توهم دانایی و فریب رسانههای بیگانه مانند اینترنشنال، بیبیسی، صدای آمریکا و ... است. چرا این رسانهها خبرهای ناامیدکننده را زود و پررنگ مخابره میکنند؟ مثلاً خبر شهادت سردار سلیمانی، رئیسجمهور رئیسی و رهبر معظم انقلاب را سریع میگویند، اما خبر پیروزیها و حماسههای وطندوستانه را نه. چرا؟ اولاً دستشان در یک کاسه با قاتلان است. ثانیاً میخواهند عزت ما را بگیرند. اگر یک ورزشکار ما پناهنده شود، پررنگ میکنند؛ اما دهها ورزشکار غیور که حماسه وطندوستی میآفرینند، نمیگویند. همین اینترنشنال میگوید «رهبر ایران کشته شد»، اما خبر شهادت ۱68 دختر و پسر معصوم دبستانی را با عبارت «طبق ادعای منابع خبری جمهوری اسلامی، هنوز تایید نشده» القا میکند که خود نظام این کار را کرده!
ما اگر گوش به اینها بدهیم، هر کاری کنیم تخریب میشویم. اگر رهبر به پناهگاه برود میگویند فرار کرد؛ اگر در معرض باشد میگویند ناتوان است. معاویه هم جنایت میکرد و میگفت علی خودش این کارها را کرده تا مظلوم جلوه دهد. عمروعاص وقتی عمار یاسر کشته شد، گفت علی او را به میدان کشتن فرستاد و علی قاتل عمار است! اینها عقبه فکری شیطان است. پس بزرگترین آسیب این است که واداده تحلیل شیاطین زمان شویم. باید تحلیل را از شخصیتهای متخصص و متعهد بگیریم.
امیدوارم دستنوشتهها و یادداشتهای ایشان در آن انفجار از بین نرفته باشد و دستکم تصویری از آنها در رایانه شخصی ایشان باقی مانده باشد. باید یک منظومه فقهی، سیاسی و فرهنگی از ایشان مکتوب و درسنامه شود. درست مثل کاری که متفکر شهید مطهری (ره) انجام داد - هم «داستان راستان» نوشت، هم «اصول فلسفه»، هم «خدمات متقابل اسلام و ایران» - باید ابعاد و اضلاع خدمات فکری و علمی رهبر شهید «دامت برکاته» چارتبندی شود. نوشتهها، بیانات، رهنمودهای ایشان باید از دوره اول ابتدایی تا پایان سطوح عالی حوزوی و دکتری دانشگاهی، به عنوان درسنامه معرفتی ارائه تا برنامهای ماندگار شود. رهبر شهید یک شخصیت چندبعدی است و باید این ابعاد مختلف، دقیق ثبت، مهندسی، معماری و کاربردی شود.
انتهای پیام