
به گزارش ایکنا به نقل از انتشارات امیرکبیر، کتابهای مجموعه داستانی «روزی روزگاری ایران» برای مخاطبان گروه سنی ۱۲ سال به بالا تهیه و تدوین شدهاند، در قالب مجموعه کتابهای شکوفه (واحد کودک و نوجوان) امیرکبیر منتشر میشوند و هرکدام داستان یکی از جنگهای تاریخی و افتخارآمیز ایرانیها را در مقاطع مختلف تاریخ روایت میکنند.
کتابهای این مجموعه به قلم مهدی میرکیایی نوشته شده و هر کدام توسط افراد مختلفی از تصویرگران حوزه کودک و نوجوان به تصویر کشیده شدهاند. به این ترتیب، میتوان نام زهرا جعفری، زهرا زرینپور، عاطفه فتوحی، مریم فاضلی و مریم محمودیمقدم را به عنوان تصویرگران این مجموعه مشاهده کرد.
اولین عنوان این مجموعه، «تو سرزمین ایران را نخواهی دید» نام دارد که درباره جنگ سورنا سردار اشکانی از ایران با کراسوس سردار رومی است. این جنگ ۵۳ سال پیش از میلاد مسیح در منطقه حران در شمال عراق رخ داد و سپاه کراسوس شکست سختی خورد و خودش نیز کشته شد. ۱۰ هزار نفر از سربازان رومی نیز به اسارت ایرانیها درآمدند.
«روزی که همه کلاهشان را آتش زدند» عنوان دومین کتاب «روزی روزگاری ایران» است که مربوط به قیام سربهداران در روستای باشتین از توابع سبزوار است. این اتفاق سال ۷۳۸ هجری قمری رخ داد و ایرانیها در آن با رهبری پهلوانی به نام عبدالرزاق علیه مغولهای اشغالگر قیام کردند. نیروهای مدافع ایران در این قیام، موفق شدند پس از ۱۲۰ سال استیلای مغول بر ایران، سبزوار، جوین، جاجرم و اسفراین را از چنگ مغولان بیرون آورده و در سال ۷۵۴ هجری قمری هم طغای تیمورخان قدرتمندترین حاکم مغول را کشته و مرکز حکومتش یعنی استرآباد (گرگان امروز) را آزاد کنند.
سومین کتاب مجموعه پیشرو، درباره جنگهای شاهعباس صفوی با ازبکان و امپراتوری عثمانی است که خودش در این جنگها کنار سربازانش میجنگید و موفق شد علاوه بر پیروزی بر ازبکان در شرق، در غرب کشور نیز مناطقی از نهاوند تا بغداد و از تبریز تا ایروان و شیروان را از چنگ نیروهای عثمانی خارج کند. این کتاب با عنوان «باید راز گنجینه را به من بگویی» چاپ شده است.
«با نام دیگری صدایم کن» عنوان چهارمین کتاب «روزی روزگاری ایران» است و میرکیایی در آن به یک نبرد دیگر شاه عباس برای آزادسازی یکی از مناطق مهم ایران پرداخته است. قصه این کتاب درباره زمانی است که جزیره هرمز ایران در اشغال نیروهای پرتغالی بود و آن را یکی از سه نقطه مهم برای تجارت جهانی میدانستند. پرتغالی ها در سال ۹۱۲ هجری قمری ابتدا جزیرههای هرمز و قشم و سپس بخشی از ساحل روبروی این دو جزیره یعنی جایی را که گمبرون مینامیدند، اشغال کردند. شاهاسماعیل و سه پادشاه بعدی صفوی به دلیل اتحاد با پرتغال در نبرد با عثمانی، اشغال این مناطق را تاب آوردند اما شاهعباس تصمیم گرفت گمبرون و جزیرههای دیگر ایران را آزاد و پرتغالیها را برای همیشه از خلیجفارس اشغال کند. سال ۱۰۲۲ بود که امام قلیخان سردار سپاه شاهعباس ساحل گمبرون را آزاد کرد و نامش را به خاطر شاهعباس، بندرعباس گذاشت. بعد هم دو جزیره قشم و هرمز را از چنگ بیگانه آزاد کرد.
کتاب بعدی «اینجا همه درباره تو حرف میزنند» است و موضوعش مبارزات میرمهنا با هلندیها و اخراجشان از جزیره خارک و خلیج فارس است. هلندیها از دوران صفویه به ایران رفت و آمد داشتند و به تجارت ابریشم مشغول بودند. اما در دوران زندیه و سال ۱۱۶۷ جزیره خارک را اشغال کردند و قلعهای هم در آن ساختند. هدف از این تجاوز و اشغالگری، تامین امنیت تجارتشان و تسلط بر خلیجفارس بود اما نه مردم خارک و نه مردم بندر ریگ که ساحل روبروی خارک بود، از این وضعیت راضی نبودند. به این ترتیب میرمهنا رهبری مبارزه مردم را به عهده گرفت و همگی در سال ۱۱۸۰ هلندیها را برای همیشه از خلیج فارس اخراج کردند.
ششمین کتاب «روزی روزگاری ایران»، با عنوان «این دالان به کدام خانه میرسد؟» چاپ شده و بازه زمانی جنگ آن، مربوط به حملات روسیه تزاری به خاک ایران است. روسیه حدود ۲۰۰ سال پیش به ایران حمله کرد که اولین جنگ تحمیلیاش ۱۰ سال و دومین جنگ ۲ سال طول کشید. روسیه ارتش نیرومندی داشت که همان زمان ناپلئون امپراتور فرانسه را شکست داده بود. چنین ارتشی برای ۱۰ سال درگیر جنگ با ایران بود و توانایی شکست ایرانیان را نداشت.
اما یک دیپلمات انگلیسی به نام جیمز موریه اطلاعات زیادی از ارتش ایران را به روسها داد و آنها هم ضمن غافلگیری رزمندگان ایرانی، بخشهای زیادی از خاک ایران را جدا کردند. پیش از این اتفاق تلخ، ایرانیها بارها به حملات روسها پاسخ داده و شهرهایی چون گنجه را از اشغال آنها خارج کردند. این شهر ۵ بار بین ارتش ایران و روسیه دست به دست شد.
در هفتمین کتاب «روزی روزگاری ایران»، قصه حمله انگلستان در ۱۲۷۳ هجری قمری به جنوب ایران روایت میشود. این حمله به این دلیل انجام شد تا ایران از شهر هرات در افغانستان امروز چشمپوشی کند. انگلیسیها در ری شهر نزدیک بوشهر، با مقاومت سرسختانه تفنگچیهای باقرخان تنگستانی روبهرو و متوقف شدند. اما نیروهای دولتی را بین بوشهر و برازجان شکست دادند و حکومت وقت ایران را به پذیرش خواسته خود مجبور کردند. زیبایی ماجرای مقاومت ایرانیها، آنجا بود که مقاومت سنگین و جانانه تنگستانیها باعث شد ژنرال استاکر فرمانده انگلیسیها تحقیر شده و با شلیک یک گلوله خودکشی کند. این ماجراها در کتاب «اینجا لانه فاختهها میشود» روایت شده است.
«آنها از کبوترها میترسند» عنوان هشتمین کتاب مجموعه است و داستانش مربوط به سالهای مشروطه است. سال ۱۲۸۵ خورشیدی مردم ایران با راهاندازی نهضت مشروطه، برای اولین بار مجلس شورای ملی را تاسیس کردند. روسیه تزاری با چنین مجلسی مخالف بود و یک سال پس از تاسیس مجلس، همراه با انگلستان، ایران را به ۲ بخش تقسیم کرد. شمال ایران به روسها رسید و جنوبش به انگلیسیها. پس از امضای پیمان روس و انگلیس در تقسیم ایران، سربازان روس در ۱۲۹۱ به حرم امام رضا (ع) حمله کرده و بسیاری از زائران را به شهادت رساندند. آنجا هم جنگی در گرفت و مردم ایران جنگیدند.
نهمین جلد از مجموعه پیشرو درباره جنگی است که ۴۷ سال پیش رخ داد و به دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی مشهور است. این جلد با عنوان «هنوز یک نفر باقی مانده» درباره عملیات مروارید است که به طور مشترک توسط نیروی دریایی و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شد و سکوی نفتی البکر و الامیه عراق در آن هدف قرار گرفتند. این عملیات باعث شد نیروی دریایی عراق از بین برود و تا پایان دفاع مقدس ۸ ساله فعال نشود.
عناوین «روزی روزگاری ایران» با صفحات مصور رنگی و شمارگان هزار نسخه عرضه میشوند.
مجموعه داستانی «روزی روزگاری ایران» نوشته مهدی میرکیایی به تازگی و در روزهای اخیر، توسط انتشارات امیرکبیر برای نوجوانان ایرانی منتشر و راهی بازار نشر شده است.
انتهای پیام