کد خبر: 4349117
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۱
ایکنا گزارش می‌دهد

روایت بانوی جهادگر از تبدیل تهدید به فرصت در میدان جنگ

با آغاز جنگ تحمیلی سوم، تجربه ارزشمند جنگ ۱۲ روزه به یک برنامه منسجم و عملیاتی تبدیل شد. خانم مطهری و گروه همراهش تصمیم گرفتند این بار به صورت سازمان‌یافته، جلوی اسراف محصولات کشاورزی را بگیرند و از این پتانسیل عظیم برای تقویت جبهه مقاومت و درگیر کردن آحاد مردم استفاده کنند.

تجلی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»» در میدان عمل!به گزارش ایکنا، در هیاهوی جنگ و بحران، جایی که بسیاری در جستجوی پناهگاهی امن به سر می‌برند، هستند کسانی که صدای انفجارها  هراسی در دلشان نمی‌اندازد و  آرزوهای خفته و رسالت‌های به تعویق افتاده را در وجودشان بیدار می‌کند. مطهری، مسئول گروه جهادی هیئت جنت‌الحسین، یکی از این افراد است. او و هم‌رزمانش در دل جنگ تحمیلی اخیر، هم به پشتیبانی از جبهه مقاومت پرداختند و هم از دل تهدید، فرصتی برای پایه‌گذاری یک الگوی ملی در زمینه اقتصاد مقاومتی، جلوگیری از اسراف و توانمندسازی مردمی خلق کردند. این بانوی جهادگر در گفت‌وگو با ایکنا، از شکل‌گیری این حرکت خودجوش و چشم‌اندازهای بزرگ آن سخن می‌گوید.

جرقه اولیه؛ طنین صدای آرزوهای دوران دفاع مقدس

«بسم‌الله الرحمن الرحیم. متولد سال ۱۳۵۸ هستم و همیشه به فیلم‌ها، سریال‌ها و کتاب‌های مربوط به دفاع مقدس علاقه شدیدی داشتم. وقتی اولین صدای انفجارها در جنگ ۱۲ روزه به گوشم رسید، تمام آن روایت‌ها برایم زنده شد. انگار چیزی از درونم مرا به سمتی صدا می‌کرد که سال‌ها آرزویش را داشتم».

مطهری این‌گونه داستان خود را آغاز می‌کند. او می‌گوید در آن لحظات، حس غریبی او را به حسینیه، محل فعالیت‌های گروه جهادی‌شان، کشاند. به همراه همکار و خواهر دلسوزش، خانم پرنده، که بیش از دو دهه در کنار هم فعالیت می‌کنند، یک تخته وایت‌برد بزرگ را مقابل خود گذاشتند و تمام کارهایی که از دستشان برمی‌آمد را روی آن نوشتند: «شستن لباس، آماده کردن غذا، پشتیبانی، دارو و درمان... همه را نوشتیم. یاد فیلم کیمیا افتاده بودم که در آن شرایط سخت خرمشهر، چه کارهایی که انجام نمی‌داد. با خودم گفتم آرزوهایی که من در آن دوران نبودم تا محققشان کنم، حالا فرصت تحققشان فراهم شده است».

این شوق وصف‌ناشدنی، که او آن را تحقق فانتزی‌های ذهنی خود می‌نامد، طولی نکشید که به یک مسئولیت واقعی تبدیل شد. کمتر از یک ساعت بعد، تماسی از طرف گروه‌هایی که در مناطق اطراف تهران وظیفه گشت و ایست بازرسی را بر عهده داشتند، دریافت کردند: «گفتند بچه‌های ما در مناطق گسترده‌ای مستقر هستند، اما هیچ تغذیه‌ای ندارند. دشمن تمام محل‌های استقرارشان را زده. جالب اینجا بود که حتی گفتند لباس‌های بچه‌ها خاکی است، اگر می‌توانید لباس‌هایشان را هم برای شست‌وشو بیاورید. اینجا بود که تمام آن دل‌نوشته‌ها و آرزوهای روی تخته، جامه عمل پوشید».

این لحظه، نقطه عطفی در نگاه این بانوی جهادگر بود. او به درک عمیقی از تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر «روایتگری دفاع مقدس» رسید: «آن موقع فهمیدم وقتی یک جامعه روی بحث ایثار و شهادت سرمایه‌گذاری می‌کند، فیلم می‌سازد و کتاب منتشر می‌کند، مخاطبی که از آن خوراک فرهنگی استفاده کرده، در بزنگاه مشابه، ناخودآگاه به دنبال ایفای همان نقش‌ها می‌گردد. این گنجی است که در وجود من و دوستان هم‌سن و سالم که تجربه پشتیبانی جبهه را نداشتیم، کاشته شده بود. همگی آرزو داشتیم گوشه‌ای از این جهاد مقدس را بگیریم و حالا فرصت آن فراهم شده بود».

تجلی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»» در میدان عمل!

برکتی که دور ریخته می‌شد

فعالیت‌های گروه جهادی هیئت جنت‌الحسین با پخت غذا و پشتیبانی از رزمندگان آغاز شد، اما یک مشاهده هوشمندانه در دل همان جنگ ۱۲ روزه، مسیر فعالیت‌های آن‌ها را به سمت یک ابتکار راهبردی سوق داد. مطهری متوجه شد که به دلیل خالی شدن ناگهانی شهر و اختلال در بازار، حجم عظیمی از محصولات کشاورزی در میدان اصلی تره‌بار تهران در حال از بین رفتن است.

«کشاورز براساس یک روال عادی برنامه‌ریزی کرده بود که گوجه، پیاز و خیارش به فروش برود، اما یک حادثه غیرمترقبه مثل جنگ، نوسانی در بازار ایجاد می‌کند که منجر به از بین رفتن این برکت الهی می‌شود. این صحنه برایم بسیار دردناک بود. در ام‌القرای جهان اسلام، در پایتخت، وسط بحرانی که عده‌ای از هموطنانم را درگیر کرده، عده‌ای دیگر به خاطر از بین رفتن محصولاتشان به خاک سیاه می‌نشینند».

این دغدغه، آن‌ها را به دل میدان تره‌بار کشاند. محصولات مازادی که در آستانه فساد بودند را با قیمت‌های بسیار پایین و منصفانه از کشاورزان خریداری کردند تا آن‌ها نیز آسیب نبینند. بخشی از این محصولات مستقیماً به مردم عرضه شد و بخش مهم‌تری، فرآوری و به جیره غذایی رزمندگان اضافه گشت. «آن زمان فصل گوجه سبز و آلوچه بود، لواشک درست کردیم. پیازها را خشک کردیم و در اختیار گروه‌های دیگری که آشپزخانه داشتند قرار دادیم. این تجربه در ذهن من ماندگار شد».

جنگ تحمیلی سوم و ایجاد «شبکه مویرگی» پشتیبانی

با آغاز جنگ تحمیلی سوم، تجربه ارزشمند جنگ ۱۲ روزه به یک برنامه منسجم و عملیاتی تبدیل شد. مطهری و گروهش تصمیم گرفتند این بار به صورت سازمان‌یافته، جلوی اسراف محصولات کشاورزی را بگیرند و از این پتانسیل عظیم برای تقویت جبهه مقاومت و درگیر کردن آحاد مردم استفاده کنند.

«می‌دانستم همان حسی که روز اول جنگ ۱۲ روزه داشتم، یعنی شوق خدمت و ایفای نقش، در دل هزاران هموطن دیگر هم وجود دارد. همان‌هایی که آرزو داشتند مانند مادرانمان در دوران دفاع مقدس قند خرد کنند، کلاه ببافند یا لباس رزمندگان را وصله کنند. طرحم را با افراد مطمئن در میان گذاشتم و با استقبال بی‌نظیری مواجه شدم».

سیل ثبت‌نام‌ها از روستاها گرفته تا شبکه‌های خانگی در دل شهرها آغاز شد. خانواده‌هایی که تمام اقوام در یک آشپزخانه ۱۵-۱۶ نفره جمع می‌شدند و آشپزخانه‌هایی که سالی یک بار برای هیئت محرم فعال می‌شد، همگی پای کار آمدند. اینجا بود که مدل «آشپزخانه‌های مویرگی» متولد شد.

مطهری فرآیند را این‌گونه توضیح می‌دهد: «محصولات را به صورت تناژی از تره‌بار می‌آوردیم و در حسینیه یا پارکینگ منزل همکارم تخلیه می‌کردیم. این گروه‌های مردمی شناخته‌شده و سازمان‌دهی‌شده، مواد اولیه را تحویل می‌گرفتند، به شبکه‌های مویرگی خود در خانه‌ها و محلات می‌بردند و فرآوری می‌کردند. سپس محصول آماده‌شده را دوباره به ما تحویل می‌دادند».

این محصولات فرآوری‌شده، مواد اولیه آماده برای آشپزخانه‌های بزرگ جبهه مقاومت بود. «پیاز داغ آماده، سبزی قرمه سرخ‌شده، سبزی کوکو، کرفس و بادمجان سرخ‌شده تحویل می‌دادیم. تمام این‌ها از محصولاتی تهیه می‌شد که در آستانه نابودی بود. به این ترتیب، آشپز اصلی دیگر درگیر کارهای زمان‌بر اولیه نبود و می‌توانست با سرعت و حجم بسیار بیشتری غذا طبخ کند».

تجلی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»» در میدان عمل!

این شبکه صرفاً به سبزیجات محدود نشد. آن‌ها با ارتباط مستقیم با روستاییان، مقدار زیادی گوشت تهیه کرده و در اختیار آشپزخانه‌ها قرار دادند. با کمک‌های مالی ایرانیان خارج از کشور، این گوشت به صورت رایگان یا با قیمت بسیار پایین به دست شبکه‌های خانگی می‌رسید و به صورت چرخ‌کرده، خورشتی و آبگوشتی، کاملاً آماده و تفکیک‌شده، به آشپزخانه‌های مرکزی تحویل داده می‌شد.

«یک تیم دیگر کار پاک کردن و خرد کردن مرغ را انجام می‌داد. یعنی ظرفیت‌هایمان را شبکه‌سازی کردیم. همان‌طور که حاج قاسم سلیمانی فرمودند، در دل بحران‌ها بهترین زمان برای یافتن فرصت‌هاست. حسینیه کوچک ۱۰۰ متری ما توانست در تأمین میلیون‌ها وعده غذایی مؤثر باشد؛ پیاز داغش را داد، سبزی قورمه‌اش را تأمین کرد و گوشتش را فراهم نمود. همه این‌ها در کنار فعالیت‌های روتین قبلی‌مان بود».

لذت خدمت همگانی

یکی از زیباترین دستاوردهای این طرح، تزریق امید و حس مشارکت در میان مردم بود. مطهری می‌گوید: «مردم به جای اینکه منتظر باشند صدای انفجار بعدی کی می‌آید، منتظر بودند که سهمیه بعدی پیاز و سبزی کی می‌رسد تا در این عرصه خدمت کنند و بندگی خود را به خدا نشان دهند. این حس برای من و تمام کسانی که در این شبکه فعال بودند، بسیار جذاب بود».

تصاویری که از این آشپزخانه‌های خانگی به دست مطهری می‌رسید، خود روایتی از نور و همدلی بود. «از آن‌ها می‌خواستم عکس بفرستند تا ببینم کارشان چطور پیش می‌رود. در تصاویر، می‌دیدم که همه، از پیر و جوان، دور هم جمع شده‌اند و با عشق برای ایران عزیز محصول فرآوری می‌کنند. این یعنی پیوندها افزایش پیدا کرده و همه آن‌هایی که مثل من آرزوی خدمت در جبهه را داشتند، فرصت آن را پیدا کرده‌اند».

الگوی اقتصادی برآمده از بحران

با گسترش فعالیت‌ها، نیاز به تأمین مالی برای خرید مواد اولیه نیز بیشتر شد. مطهری با هوشمندی، مدلی پایدار را طراحی کرد: «در چند مرحله نزدیک به ۲۰۰-۳۰۰ میلیون تومان محصول از تره‌بار توزیع کرده بودم، در حالی که بودجه خاصی نداشتیم. به آشپزخانه‌های بزرگ مقاومت گفتم شما پول مواد اولیه را بدهید، خدمات فرآوری‌اش با ما. یعنی هزینه خرید خدمات که بسیار گران است، هدیه جبهه مردمی باشد، اما شما هزینه ماده خام را بپردازید تا چرخه متوقف نشود».

این پیشنهاد با استقبال مواجه شد و پایداری طرح را تضمین کرد. نتیجه شگفت‌انگیز بود: «شما تصور کنید حجم عظیمی از محصولات درجه یک صادراتی که به دلیل جنگ در کشور مانده بود، با خدمات رایگان و عاشقانه هموطنان، که حتی روغن مصرفی را هم خودشان تأمین می‌کردند، به آشپزخانه‌ها می‌رسید. پیازی که ما کیلویی ۵ یا ۱۰ هزار تومان خریده بودیم، به پیاز داغی تبدیل می‌شد که قیمت بازاری آن شاید بیش از چند صد تومان برای هر کیلو باشد. چرا؟ چون هزینه اصلی یعنی نیروی انسانی و خدمات، با عشق و نیت جهادی تأمین شده بود».

تجلی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»» در میدان عمل!

فراخوانی ملی؛ فراتر از مرزهای جنگ

این بانوی جهادگر معتقد است رسالت اصلی او و رسانه‌ها، تبدیل این تجربه موفق به یک الگوی ملی و دائمی است. او تأکید می‌کند که مسئله اسراف محصولات کشاورزی، محدود به زمان جنگ نیست. «در حالت عادی، روزانه حدود ۴۰ تن یا بیشتر محصول کشاورزی در میدان تره‌بار اصلی تهران از بین می‌رود و این آماری است که معمولاً اعلام نمی‌شود. از یک سو، با این حجم از اسراف مواجهیم و از سوی دیگر، با زنان سرپرست خانوار، جوانان جویای کار و مردمی که دوست دارند به جبهه مقاومت یا نیازمندان کمک کنند اما توان مالی ندارند، روبرو هستیم».

او این معادله را یک فرصت بزرگ ملی می‌داند: «چرا نباید این برکت الهی که بیخ گوش ما در حال تبدیل شدن به زباله است را به فرصتی برای اشتغال، کمک مؤمنانه و تحقق اقتصاد مقاومتی تبدیل کنیم؟ مردمی که شب‌ها در میادین برای حمایت از مقاومت پرچم تکان می‌دهند، می‌توانند روزها با دستان پرتوان خود، این نعمت‌های الهی را از نابودی نجات دهند. سبزی که در مغازه کیلویی ۸۰ یا ۱۰۰ هزار تومان است، در میدان تره‌بار پس از چند ساعت، با کیفیتی عالی به کیلویی ۱۵ هزار تومان می‌رسد. ما چند روز پیش ۶۰۰ کیلو کرفس برای قورمه سبزی با قیمت کیلویی ۷ هزار تومان تهیه و در روستاها فرآوری کردیم».

مطهری یک فراخوان عمومی را مطرح می‌کند: «به همه گروه‌ها و جریانات می‌گویم، اگر می‌خواهید به نیت غزه یا هر نیت خیری کمک کنید ولی پول کافی ندارید، می‌توانید این محصولات را با قیمت بسیار پایین تهیه کنید، با کمک دوستان و اقوام به بهترین شکل فرآوری و بسته‌بندی کنید و با فروش آن، درآمد حاصله را صرف امور خیر کنید. این یک چرخه مقدس است که هم جلوی اسراف را می‌گیرد، هم برای عده‌ای اشتغال ایجاد می‌کند و هم به جبهه مقاومت و نیازمندان کمک می‌کند».

این نگاه، فراتر از پشتیبانی صرف است؛ این یک استراتژی برای افزودن ارزش به محصولات داخلی و جلوگیری از خام‌فروشی است، همان دغدغه‌ای که رئیس‌جمهور شهید همواره بر آن تأکید داشتند. «وقتی می‌بینیم محصولات درجه یک کشاورزی در خاک دفن می‌شوند چون برداشتشان صرفه اقتصادی ندارد، قلبمان به درد می‌آید. این مدل نشان می‌دهد که می‌توان با قدرت مردم، هزینه فرآوری را به صفر نزدیک کرد و این محصولات را به چرخه اقتصاد بازگرداند».

تجلی «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»» در میدان عمل!

تقویت بنیان‌های فرهنگی و معنوی در کنار کار جهادی

در کنار این حجم از فعالیت اقتصادی و پشتیبانی، گروه جهادی هیئت جنت‌الحسین از بعد فرهنگی و معنوی غافل نمانده است. مطهری به نقش استاد اخلاق، خانم تقوی، در این مجموعه اشاره می‌کند: «ایشان با برگزاری کارگاه‌های اخلاق کاربردی و خلاقانه، به ما کمک می‌کنند تا در میانه این هیجانات و فعالیت‌ها، دچار تفرقه یا روزمرگی نشویم. شاگردان ایشان که عمدتاً از قشر تحصیل‌کرده هستند، سفیران فرهنگی ما در رده‌های سنی مختلف شده‌اند و بسته‌های فرهنگی مناسبی را برای همین تجمعات مردمی آماده می‌کنند تا این حرکت، در کنار شور و هیجان، از عمق معرفتی و بصیرتی نیز برخوردار باشد».

این نگاه جامع‌نگر نشان می‌دهد که این گروه جهادی، انسان را محور توسعه می‌داند و معتقد است که برای پایداری یک حرکت، باید به رشد معنوی و خودسازی افراد نیز توجه داشت تا این قدرت و همبستگی که در دل بحران‌ها متولد شده، در دوران پس از آن نیز حفظ و تقویت شود.

حرکت خودجوش هیئت جنت‌الحسین، نمونه‌ای درخشان از تحقق آیه «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» است. آن‌ها نه تنها از دل یک تهدید امنیتی، فرصتی برای پشتیبانی از جبهه ساختند، بلکه یک الگوی کارآمد، مردمی و پایدار در حوزه اقتصاد مقاومتی، مدیریت منابع و توانمندسازی اجتماعی ارائه کردند؛ الگویی که نشان می‌دهد با توکل به خدا، همت جهادی و نگاه هوشمندانه، می‌توان از پیازهای مانده در میدان تره‌بار، حماسه‌ای از جنس مقاومت، برکت و همدلی آفرید. 

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha