کد خبر: 4349789
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸
میراث فکری رهبر شهید/ ۱۸

معلمان، افسران سپاه پیشرفت کشورند

«در نظام آموزش و پرورش، هیچ عنصری به قدر معلم تأثیر ندارد؛ معلم تعیین‌کننده است. در واقع در این لشکر عظیم فرهنگی که شما هستید… این چندین میلیون، افسرانی که عده‌ها را و مجموعه‌ها را اداره می‌کنند همین معلمینند… در حقیقت معلمین، افسران سپاه پیشرفت کشورند؛ چون آموزش و پرورش وسیله پیشرفت کشور است. معلمین عزیز ما در حقیقت -به معنای واقعی کلمه، نه به عنوان تعارف- افسران سپاه پیشرفت این کشور هستند».

در حقیقت معلمین، افسران سپاه پیشرفت کشورند

به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.

اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «معلم» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند

در میان تمامی ارکان و نهادهایی که شاکله یک جامعه را می‌سازند، هیچ عنصری به اندازه «آموزش و پرورش» و در قلب آن، هیچ فردی به اندازه «معلم» دارای ضریب نفوذ و قدرت تاریخ‌سازی نیست. در منظومه فکری رهبر شهید، نگاه به مقوله تعلیم و تربیت، نگاهی مکانیکی، اداری یا صرفاً انتقال داده‌های علمی از یک ذهن به ذهن دیگر نبود. ایشان معلم را محور تحولات بنیادین یک ملت می‌دانستند. در دورانی که نظامات مادی، ارزش انسان‌ها را با سنجه‌های اقتصادی و تولید ثروت‌های زودبازده می‌سنجند، رهبر شهید با طرح کلان‌ روایت «معلم به مثابه پایه‌ریز تمدن نوین»، خط بطلانی بر نگاه‌های تقلیل‌گرایانه کشیدند.

معلمی شغل انبیاست

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که در افکار عمومی غالباً به یک تعارف و شعار تقلیل یافته بود، اصطلاح «معلمی شغل انبیاست» بود؛ اما رهبر شهید با نگاهی تبیینی، ریشه‌های قرآنی و هستی‌شناختی این گزاره را موشکافی کرده و به جامعه یادآور شدند که این یک استعاره ادبی نیست و یک حقیقت ناب است.

ایشان در تبیین این حقیقت می‌فرمایند: «این سخن امام خمینی که معلمی را شغل انبیا دانستند، یک شعار تبلیغاتی نبود، سخن قرآن بود که فرموده است: و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحمکة تزکیه و تعلیم و کتاب و حکمت الهی چهار واژه کلیدی در دعوت اسلام و همه پیامبران است. واژه کلیدی دیگر قیام به قسط است. در مدرسه نبوت‌ها، نسل‌های بشر با کتاب و حکمت، آموزش و پرورش میابند و آن‌گاه زندگی عدالت‌محور بنا می‌کنند و جوامع بشری بدین ترتیب به هدف‌های آفرینش انسان نزدیک می‌شوند».

در این چارچوب فکری، کلاس درس مقیاس کوچکی از جامعه آرمانی است و نظام آموزشی موظف است هماهنگ با اهداف کلان نظام حرکت کند. ایشان تاکید می‌کنند: «نظام اسلامی با همین هدف یعنی شکل‌گیری یک جامعه دینی عادلانه و آرمان‌خواه پدید آمد و طبیعی است که نظام آموزشی کشور نیز نمی‌تواند هدفی جز هدف کلی نظام داشته باشد. کودک و نوجوان و جوان در کشور اسلامی می‌آموزد که استعداد و توان بالقوه خود را برای ارزش‌های متعالی ملی یعنی ارزش‌های اسلامی و انقلابی شکوفا کند و به کار گیرد. این آموزش حیاتی و سازوکار تحقق آن، همان کار بزرگ و جهاد مبارکی است که معلمان عهده‌دار آن شده‌اند».

ایشان در جای دیگری با استناد مجدد به قرآن کریم می‌افزایند: «امام (رضوان‌الله‌علیه) فرمودند «معلمی شغل انبیا است»؛ این فقط یک شعار دل‌خوش‌کن نیست؛ این یک حقیقت قرآنی است: وَ یُعَـلمُهُمُ الکتابَ وَ الحکمَة؛ از جمله خصوصیات پیامبران، تعلیم است. یعنی شما [معلمان] دارید راهی را حرکت می‌کنید که برترین انسان‌های تاریخ بشریت، آن راه را رفته‌اند و برای آن مقصود و برای آن پیمایش، مبعوث شده‌اند؛ یعنی پیغمبران».

این قرائت از نقش معلم، بار سنگینی از جنس امانت‌داری را بر دوش این قشر می‌گذارد. امانتی که ارزشمندترین دارایی یک ملت است. رهبر شهید با لحنی هشداردهنده و در عین حال شوق‌آفرین می‌فرمایند: «معلم احساس کند امانت‌دار است؛ آن امانتی هم که به او سپرده شده که باید از زیر دست او سالم و با ارزش افزوده‌ای خارج بشود، عزیزترین امانت‌ها است یعنی این نوجوانی که زیر دست شما است ــ خب، ‌دُردانه کشور نوجوان‌ها و جوان‌های کشورند دیگر ــ این امانت بسیار باارزشی است، این امانت دست شما است. گفت: من که ‌لوح ساده‌ام هر نقش را آماده‌ام‌.‌‌ این لوح ساده و نانوشته، آماده همه نقش‌ها است؛ شما هستید که این نقش را ایجاد می‌کنید. باید با ‌ارزش افزوده‌ای که زیر دست شما پیدا می‌کند خارج بشود».

معلم پرورنده هویت دانش‌آموز است

در ادبیات مدرن آموزشی، معلم تکنسینی است که موظف است سیلابی از اطلاعات را به ذهن دانش‌آموز منتقل کند. اما در نگاه رهبر شهید، معلم یک معدن‌کاو و یک هویت‌ساز است. فرآیند آموزش از دید ایشان، فرآیند فعلیت بخشیدن به استعدادهای بالقوه است.

ایشان این وظیفه را چنین توصیف می‌کنند: «معلم فقط آموزنده علم نیست بلکه پرورنده هویت دانش‌آموز است؛ به این توجه کنید. توجه کنید که شما دارید شخصیت این جوان و ‌نوجوان را می‌سازید. اگر عمیق کار کنید، اگر دانشگاه رفت، فرض کنیم در دانشگاه یک مشکلی هم وجود داشت، این مشکل دامن او را ‌نخواهد گرفت؛ هویت او ساخته می‌شود. شما در واقع دارید توانایی‌ها و استعدادهای باطنی این جوان و نوجوانی را که سر کلاس شما ‌نشسته، استخراج می‌کنید. او قدرت بالقوه نوشتن دارد اما نمی‌تواند بنویسد؛ شما این قوه را به فعلیت درمی‌آورید شما این‌ها را به او یاد ‌می‌دهید؛ یعنی این استعداد را در واقع شما استخراج می‌کنید؛ مثل معدن طلا و نقره که در آن طلا و نقره هست و استخراج می‌شود. ‌شماها دارید استخراج می‌کنید؛ بنابراین شما هویت‌ساز هستید. باید به او، هم علم بیاموزید هم اعتماد به‌ ‌نفس بدهید، هم همت و انگیزه بدهید، هم شوق به کار و به درس بدهید».

در این نگاه، کلاس درس کارگاهی است که در آن شاکله شخصیتی نسل آینده قالب‌ریزی می‌شود. اهمیت این دوران طلایی به حدی است که هیچ نهاد دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود. ایشان با تاکید بر این انحصار اثربخشی می‌گویند: «شما [معلمان] دارید یک نسل را تولید می‌کنید؛ چگونه آن را تولید خواهید کرد؟ این خیلی اهمیت دارد. آینده کشور، آینده دنیای ما به تلاش امروز آموزش و پرورش وابسته است؛ این کم‌چیزی نیست بله، در دانشگاه هم درس می‌خوانند، در حوزه علمیه هم درس می‌خوانند، در محیط‌های اجتماعی هم تربیت می‌شوند اما نقش تأثیرگذار معلم بی‌بدیل است؛ نقشی که معلم می‌تواند در اثرگذاری فکری و روحی این مخاطبی که کودک امروز ما و مرد و زن آینده ما است، داشته باشد ــ در دوران کودکی، در دوران نوجوانی تا تمام این دوره دوازده سال ــ نظیر ندارد، بی‌بدیل است؛ نه پدر، نه مادر، نه محیط، هیچ‌کدام این نقش را ندارند. معلم یک چنین چیزی است».

معلمان، افسران سپاه پیشرفت کشورند

این نفوذ کلام و اثرگذاری، ریشه در ویژگی‌های روان‌شناختی دوران کودکی و نوجوانی دارد که رهبر شهید با هوشمندی به آن اشاره می‌کنند: «مخاطبین شما [معلمان] در بهترین سن تأثیرپذیری و تربیت‌پذیری هستند؛ مخاطبین شما کسانی هستند که آنچه را شما یادشان می‌دهید تا آخر عمر فراموش نمی‌کنند؛ این خیلی مهم است. ما مرتباً معلومات یاد می‌گیریم اما آنچه را در کودکی یاد گرفته‌ایم، فراموش نمی‌کنیم؛ معمولاً تا آخر عمر فراموش نمی‌کنیم. مَثَل معروف عربی است که «اَلعلم فی الصغَر کَالنقش فی الحَجَر» یا «کَالنقر فی الحَجَر»؛ مثل این است که شما روی سنگ یک چیزی را نقش کنید این محو‌شدنی نیست و همیشه هست؛ مخاطب شما این [جور] است».

فراتر از آموزش متون، این فرصت طلایی باید صرف کشف استعدادهایی شود که حتی خانواده‌ها از آن غافلند: «شما [معلمان] بیش از همه با این جوان و نوجوان ارتباط دارید؛ پدر و مادر این اندازه ارتباط ندارند، بخصوص با گرفتاری‌هایی که در این ‌دوره‌های اخیر، در این مثلاً دوره‌های ماشینی و امثال این‌ها وجود دارد. شما می‌توانید استعدادهای او را کشف کنید. معلم اگر دقت کند ‌در مورد دانش‌آموزان، این استعدادها را می‌تواند کشف کند؛ و این را، یا شکوفا کنید یا به پدر و مادرش بگویید یا به مراکز لازم ارجاع ‌بدهید که این استعداد شکوفا بشود».

شما به این دانش‌آموزتان نگاه ملی بدهید

یکی از کارکردهای پنهان اما به شدت استراتژیک معلم در نگاه رهبر شهید، القای حس تعلق به یک کل بزرگ‌تر در ذهن دانش‌آموز است. فردگرایی مفرطی که سوغات نظام‌های لیبرال است، دانش‌آموز را موجودی منزوی می‌سازد که صرفاً برای بقا یا پیشرفت فردی خود تلاش می‌کند. اما رسالت معلم تراز، اتصال این قطعه کوچک به نقشه عظیم پیشرفت ملی است.

ایشان در عباراتی دقیق می‌فرمایند: «شما [معلمان] به این دانش‌آموزتان نگاه ملی بدهید؛ یعنی چه؟ یعنی ما یک نقشه گسترده‌ای داریم برای اداره کشور، برای پیشرفت ‌کشور؛ یک جدول است. اگر خانه‌های این جدول درست پُر شد، نتیجه [اش] می‌شود پیشرفت کشور. کلاس شما یکی از خانه‌های این ‌جدول است. این دانش‌آموز خودش را جزئی از یک مجموعه، از یک کل احساس کند؛ بداند این‌که دارد حالا درس می‌خواند، این جزئی از ک حرکت جمعی و عمومی است، قطعه‌ای از مجموعه پیشرفت کشور است این را به دانش‌آموز باید القاء کرد؛ البته خود معلم قبل از ‌دانش‌آموز باید این را در خودش احساس کند».

موتور محرک این حرکت عظیم جمعی، مؤلفه‌ای به نام «امید» است. در جنگ شناختی دوران معاصر، هدف‌گیری اصلی دشمن، نابودی امید در دل نسل جوان است و معلم در این خط مقدم، نقش پدافندی و آفندی حیاتی دارد. رهبر شهید با تاکید موکد بر این امر می‌گویند: «بنده مکرر روی مسئله امید برای جوان‌ها تکیه می‌کنم. علت این است که امید در واقع تضمین‌کننده آینده کشور است. اگر کسی ‌امید را در جوان امروز و نوجوان امروز تولید کند، به وجود بیاورد، تزریق بکند، در واقع به ساخت آینده کشور کمک کرده است. ‌این‌هایی که سعی می‌کنند از لج نظام یا از لج یک کسی یا از لج یک دولتی جوان‌ها را ناامید کنند، در واقع دارند به آینده کشور لطمه ‌می‌زنند. امیدآفرینی این است که پیشرفت‌ها را برایشان توضیح بدهید ممکن است خود شما [معلمان] یک نقطه‌ضعفی را در کشور، در نظام، در کار دولت در ذهنتان داشته باشید، لزومی ندارد منتقل ‌کنید و این کار را موجب ناامیدی کنید و جوان را ناامید کنید. شما سعی کنید او را به آینده امیدوار کنید. این امید است که او را به ‌حرکت در خواهد آورد و در راه درست پیش خواهد برد. القای امید، خدمت به آینده کشور است».

در حقیقت معلمین، افسران سپاه پیشرفت کشورند

تعابیر نظامی و استراتژیکی که رهبر شهید برای معلمان به کار می‌برند، نشان‌دهنده آرایش جنگی در عرصه فرهنگ و تمدن است. در این نبرد نرم، معلمان پیاده‌نظام نیستند و فرماندهان میدانی و افسران عالی‌رتبه‌اند.

ایشان در توصیف این جایگاه رفیع می‌فرمایند: «پایه‌ریز تمدن نوین، شما [معلمان] هستید؛ چون نیروی انسانی شایسته اگر نباشد، تمدنی به وجود نخواهد آمد. شما جهادگرانی در میدان کارزار با جهل و بی‌سوادی هستید. ببینید! یک جوان را، یک کودک را، یک نوجوان را شما از وادی بی‌سوادی و ظلمات می‌آورید به وادی نور و علم، با جهاد؛ کار سختی هم هست. شما در واقع هویت‌سازی فرهنگی می‌کنید. هویت‌سازی خیلی مهم است هویت انسان به فرهنگ او است، به دانسته‌های او است، به سبک زندگی او است. تمدن، متکی به فرهنگ است؛ اگر فرهنگ قوی و غنی وجود نداشته باشد، تمدن به معنای مصطلح و رایج خودش به وجود نمی‌آید».

در این لشکرکشی فرهنگی، جایگاه محوری از آن کیست؟ رهبر شهید پاسخ می‌دهند: «در این دستگاه بزرگ [آموزش و پرورش]، آن نقطه محوری، آن میان‌دار، آن عَلَم‌داری که در واقع او دارد میدان را اداره می‌کند و همه بایستی تدارکات او را فراهم کنند، کیست؟ معلم. میدان‌دار اصلی معلم است. دستگاه‌های گوناگون، سازمان‌های گوناگون، سندهای مختلف، کتاب درسی، بقیه و بقیه، همه پشتیبان‌های این میان‌دار اصلی‌اند اگر ما معلم خوب داشته باشیم، حتی در یک نظامی مثل نظام مکتب‌خانه، خواهد توانست مردان بزرگ تربیت بکند معلم خوب می‌تواند مردان بزرگ، انسان‌های بزرگ، شخصیت‌های برجسته را خلق کند، به‌وجود بیاورد، ولو در یک دستگاهی که آن دستگاه خیلی سازگار نیست؛ پس اصل، معلم است».

ایشان با صراحت جایگاه حاکمیتی معلم را این‌گونه تصویر می‌کنند: «در نظام آموزش و پرورش، هیچ عنصری به قدر معلم تأثیر ندارد؛ معلم تعیین‌کننده است. در واقع در این لشکر عظیم فرهنگی که شما هستید این چندین میلیون، افسرانی که عده‌ها را و مجموعه‌ها را اداره می‌کنند همین معلمینند در حقیقت معلمین، افسران سپاه پیشرفت کشورند؛ چون آموزش و پرورش وسیله پیشرفت کشور است. معلمین عزیز ما در حقیقت -به معنای واقعی کلمه، نه به عنوان تعارف- افسران سپاه پیشرفت این کشور هستند».

احساس هویت ایرانی و اسلامی و شخصیت ملی را زنده کنید

مدرسه، پادگان ایزوله از جامعه نیست و دانش‌آموز نباید در خلأ تربیت شود. یکی از تأکیدات مستمر رهبر شهید، هدایت نیروی عظیم دانش‌آموزی به سمت مسئولیت‌پذیری اجتماعی بود. ایشان از معلمان می‌خواستند که حلقه وصل مدرسه و متن جامعه باشند: «[شما معلمان] دانش‌آموز را تشویق کنید به فعالیت‌های اجتماعی. ما کارهای اجتماعی زیادی الان داریم: همین فعالیت‌هایی که در مساجد ‌هست، همین کمک‌های مؤمنانه، همین جشن‌های خیابانی فعالیت‌های اجتماعی مربوط به ‌سازندگی، راهیان نور، راهیان پیشرفت، یا همین جوانانی که می‌روند روستاهای دوردست فعالیت می‌کنند؛ جوان را تشویق کنید به ‌این‌جور فعالیت‌ها؛ این او را کارآزموده می‌کند. به‌علاوه گره‌های زیادی را هم در کشور باز می‌کند از این نیرو ‌حداکثر استفاده را باید بکنید تا کشور را پیش ببرید و کار را جلو ببرید».

اما پیش‌نیاز این حضور مؤثر اجتماعی، داشتن یک هویت مستحکم ملی و اسلامی است. در عصری که رسانه‌های بیگانه در حال ساخت تاریخ‌های جعلی و هویت‌زدایی از ملت‌ها هستند، وظیفه معلم سنگین‌تر است: «یکی از چیزهایی که از معلمین عزیز و محترم انتظار می‌رود این است که احساس هویت ایرانی و اسلامی و شخصیت ملی را در کودکان ‌این کشور باید زنده کنید. مسئله زبان مهم است، مسئله ملیت مهم است، مسئله پرچم مهم است بایستی این شناخت را، این هویت‌شناسی ملی و شخصی را در دانش‌آموز زنده کنید البته افتخار هم دارد. فقط هم با این‌که [بگوییم] افتخار کنید، با توصیه، درست ‌نمی‌شود مفاخر ملی، سابقه فرهنگی، عزت تاریخی، وقتی که به نوجوان و جوان نشان داده بشود، در او احساس عزت به وجود می‌آید. ‌دیگران تاریخی ندارند، برای خودشان تاریخ درست می‌کنند، فیلمش را هم می‌فرستند این‌جا در تلویزیون ما پخش می‌شود ما این‌همه گذشته تاریخی پُر از ‌حماسه و پُر از شجاعت و پُر از صفات عالیه بشری و انسانی و اجتماعی داریم، این‌ها مسکوت می‌ماند».

در کنار هویت ملی، تکوین اخلاق و معنویت رسالت تمام معلمان است، نه صرفاً معلمان پرورشی یا دینی. رهبر شهید به ظرافت این انتقال نرم اخلاق اشاره کرده و می‌فرمایند: «هر معلم یک پرورنده -یعنی معلم اخلاق- هم هست؛ معلم ریاضیات، معلم فیزیک، معلم طبیعی، در عین حال معلم اخلاق هم هست. گاهی یک معلم سر کلاس در زمینه مسائل معنوی یا در زمینه خداشناسی یک کلمه بر زبانش جاری می‌شود که گاهی آن یک کلمه، بیش از یک کتاب در ذهن دانش‌آموز اثر می‌گذارد و باقی می‌ماند؛ با اخلاق خود، با منش خود؛ معلم دارای اخلاق، پرورنده اخلاق در دانش‌آموز است. معلم منیع‌الطبع، معلم صبور، معلم متدین، معلم متین، این خصوصیات و خصلت‌ها را با رفتار خود به دانش‌آموز خود منتقل می‌کند ولو یک کلمه هم در این زمینه‌ها حرف نزند؛ این نقش معلم است».

همه جامعه تحصیل‌کرده‌ کشور مدیون قشر معلمند

درک این حجم از اثرگذاری و نقش‌آفرینی، لاجرم وظایف سنگینی را متوجه جامعه و حاکمیت در قبال معلمان می‌کند. رهبر شهید، قدردانی از معلم را یک فریضه عقلانی و شرعی برمی‌شمرند: «تکریم معلم کار لازمی است. اولاً این‌که مَن لَم یَشکُر المَخلوقَ لَم یَشکُر الخالق؛ همه باید از معلمین شکرگزار ‌باشند. شما هستید که فرزندان ما را تربیت می‌کنید، تعلیم می‌دهید و آن‌ها را برای زندگی دوران عمرشان آماده می‌کنید؛ این کار ‌بزرگی است. همه ملت، یکایک مردم در سراسر کشور، در هر رتبه‌ای، در هر شغلی، باید از معلمین تشکر کنند. ثانیاً ‌‌تشکر از معلم که بنده این‌جا عرض می‌کنم تشکر را، برای توجه دادن افکار عمومی کشور به اهمیت تعلیم و تربیت و ‌اهمیت معلم است».

ایشان در تبیین دین بزرگ جامعه به این قشر یادآور می‌شوند: «در مورد معلم، اهمیت او این‌جا است که همه جامعه تحصیل‌کرده‌ کشور مدیون قشر معلمند؛ این چیز خیلی‌ مهمی است. شما هر انسان فرزانه، آگاه، عالم، تحصیل‌کرده و باسواد را که پیدا کنید، مدیون معلم است قدرت و قوت و اعتبار و آبروی یک کشور، بیش از همه‌چیز به نیروی انسانی آن کشور است خب نیروی انسانی را چه‌کسی درست می‌کند؟ نیروی انسانی را چه‌کسی نقد می‌کند؟ چه‌کسی فعلیت می‌بخشد؟ معلم. ببینید، این‌ها ارزش‌ها و نشانه‌های واقعی ارزش معلم است».

 

معلمان، افسران سپاه پیشرفت کشورند

اما این تکریم تنها به بُعد فرهنگی محدود نمی‌شود. حاکمیت مسئولیت‌های ساختاری و معیشتی سنگینی در قبال معلمان دارد که باید بدون خدشه‌دار کردن عزت نفس آنان انجام پذیرد. ایشان با نگاهی همه‌جانبه به این موضوع می‌پردازند: «ما از معلم توقع داریم احساس مسئولیت کند اما در مقابل، در قبال معلم هم باید احساس مسئولیت ‌بشود. باید انصاف را رعایت کرد این ‌احساس مسئولیت [هم] در همه ابعاد است؛ فقط مسئله معیشت نیست. البته مسئله معیشت خیلی مهم است مسئله تجربه‌آموزی است، مسئله مهارت‌آموزی است این‌ها جزو وظایف است».

ایشان در جای دیگری با لحنی صریح‌تر درباره معیشت و عزت نفس معلمان می‌فرمایند: «معلم محترم، شریف و آبرودار است؛ باید عزت نفْس معلم محفوظ بماند. نوع رفتار با مسئله درآمدهای مالی معلمین باید جوری باشد که عزت نفْس معلم مورد تعرض قرار نگیرد. افرادی که در مسائل گوناگون جناحی، سیاسی، گاهی [همراه با] دست‌های احیاناً بیگانه حرکت می‌کنند و فکر می‌کنند، درصددند از این نقطه ضعف استفاده کنند برای مقاصد خودشان؛ آن یک مسئله است، اما قطع نظر از آن هم که حساب بکنیم، باید جوری عمل کنید که عزت نفْس معلم محفوظ بماند».

رهبر شهید همواره نسبت به نگاه‌های ابزاری و سیاست‌زده به جامعه معلمان هشدار داده و آن را ظلمی نابخشودنی می‌دانستند: «بنده همیشه از سال‌ها پیش اعتراض داشتم به کسانی‌که جامعه معلمین را در زمینه‌های سیاسی مثل یک ابزار می‌خواهند به کار ببرند؛ این جفا است شأن معلم این‌ها است؛ نمی‌شود این الماس قیمتی را وسیله یک‌قُل‌دوقُل قرار داد و با آن بازی کرد. معلم شأنی دارد، جایگاهی دارد».

یکی از ریشه‌های این بی‌مهری‌ها، نگاه مصرف‌گرایانه دولت‌ها به بودجه آموزش و پرورش است. رهبر شهید این گزاره غلط اقتصادی را این‌گونه باطل می‌کنند: «بنده بارها گفته‌ام، آموزش‌و‌پرورش و هزینه کردن برای معلم، سرمایه‌گذاری است! برای معلم هزینه کنند. این یکی از وظایف ما -وظایف مسئولین کشور و وظایف دولت- است».

امروز مهم‌ترین نیاز آموزش و پرورش کشور، معلم است

معلمی یک فن، یک هنر و یک دانش تخصصی است و نمی‌توان با نگاهی باری‌به‌هرجهت افراد را وارد این عرصه کرد. رهبر شهید با درک حساسیت این گلوگاه، همواره بر تقویت دانشگاه‌های تربیت معلم و مسدود کردن راه‌های غیرمتعارف ورود به بدنه آموزش و پرورش تاکید داشتند.

ایشان با طرح یک پرسش راهبردی می‌فرمایند: «از کجا معلم پیدا کنیم؟ چه جوری معلم تربیت کنیم؟ به نظر من این دو دانشگاهی که شما دارید [دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی]، بسیار چیزهای خوبی است باید این جور باشد که حتی یک معلم از غیر این مسیر وارد آموزش پرورش نشود. ما دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی را جوری ظرفیت‌سازی کنیم و جوری سازماندهی کنیم که همه معلمین به قدر کفایت بیایند از این‌جا عبور کنند و وارد آموزش و پرورش [بشوند]».

ایشان با هشداری جدی به نهاد قانون‌گذاری مبنی بر جلوگیری از استخدام‌های بی‌ضابطه تصریح می‌کنند: «حالا من این‌جا به عزیزان مجلس هم سفارش کنم این طور نباشد که یک جوری تصویب کنند که مثلاً یک جمعی، یک وقت بی‌حساب به شکل برف‌انباری، همین جوری وارد آموزش پرورش بشوند؛ این جوری مصلحت نیست. هر کاری انجام می‌گیرد، ورودی معلمین [باید] از طریق این دو دانشگاه باشد».

این هشدارها ریشه در شناخت ایشان از آینده‌نگاری جمعیتی و بحران‌های پیش‌روی سیستم آموزشی داشت: «امروز مهم‌ترین نیاز آموزش و پرورش کشور، معلم است؛ مهم‌ترین نیاز، معلم است بنده هم اطلاع دارم که تا چهار سال دیگر، تعداد انبوهی از معلمین -تعداد کثیری- وارد بازنشستگی می‌شوند و آن کسانی که از این دانشگاه‌ها تحویل داده می‌شوند به آموزش و پرورش، بسیار بسیار کمتر از آن مقداری هستند که از آموزش و پرورش خارج می‌شوند؛ این یک بحران است برای آموزش و پرورش؛ نباید چنین اتفاقی بیفتد. البته گفته می‌شود که از بیرون کسانی را می‌گیرند، [ولی] آن یک عمل اضطراری است و در صورت ناچاری و اضطرار البته اشکال ندارد؛ علی‌الاصول هم یک کار درستی نیست؛ معلمی یک حرفه فنی است، یک کار هنری است؛ یادگرفتن لازم دارد؛ این‌جا شما معلمی را یاد می‌گیرید؛ آن که در فلان دانشگاه دیگر درس خوانده، او این معلومات شما را که در این‌جا یاد گرفته‌اید ندارد؛ چطور می‌خواهد معلمی کند؟».

برای تحقق این خودباوری و الگوپذیری در درون صنف بزرگ معلمان، رهبر شهید ایده الگو‌سازی از معلمان فداکار را مطرح می‌کنند. در زمانه‌ای که سلبریتی‌های تهی‌مغز به عنوان الگوی جوانان پمپاژ می‌شوند، معرفی قهرمانان واقعی سنگر تعلیم و تربیت یک ضرورت رسانه‌ای و فرهنگی است: «شما مجموعه جامعه معلمین در سراسر کشور، الگوهای معلمینتان چه کسانی هستند؟ ما در رشته‌های دیگر الگو داریم؛ مثلاً در ‌ورزش، قهرمان‌ها الگویند؛ در هنر در عالم تعلیم دینی و روحانیت در جامعه معلمین، الگوها چه کسانی هستند؟ باید معرفی ‌بشوند معلمینی را که از لحاظ شاخص‌های معلمی یک برجستگی‌ای دارند، در سراسر کشور پیدا کنند. ‌مثلاً فرض بفرمایید معلمی هست که خوب تدریس می‌کند معلمی هست که زمان طولانی‌ای از عمر خودش را ‌در تعلیم صرف کرده پنجاه سال معلمی کرده بودند، شصت سال ‌معلمی کرده بودند! خیلی مهم است؛ این یک الگو است. معلمی که در مناطق دشوار معلمی می‌کند؛ دوچرخه را سوار می‌شود می‌رود مثلاً ‌فرض کنید که فلان منطقه دور، برای پنج شاگرد یا 10 شاگرد درس می‌دهد و برمی‌گردد‌.‌‌ معلمی که با انواع و اقسام ناراحتی‌های درونی و داخلی و جسمی و روحی کار تعلیم و تربیت را رها نمی‌کند این‌ها قهرمانند؛ این افراد را در سراسر کشور پیدا کنند، به عنوان قهرمان معرفی کنند این کار هم یکی از کارهای ‌لازم است؛ خب این کاری که عرض کردم برای معلمین شوق‌آفرین است؛ ما به این شوق‌آفرینی نیاز داریم‌».

معمار بیدارگر فردا

بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید نشان می‌دهد که در گفتمان انقلاب اسلامی، «معلم» یک کارمند ساده دیوانی نیست، بلکه امین‌ترین امانت‌دار سرمایه‌های انسانی کشور، استخراج‌گر معادن نبوغ، معمار هویت‌های ملی و اسلامی، و فرمانده بیدارگر لشکر پیشرفت جامعه است. اگر جامعه‌ای می‌خواهد از گردنه‌های سخت تاریخی عبور کند و تمدنی درخشان در آینده بنا نهد، چاره‌ای ندارد جز آن‌که شأن، منزلت، معیشت و ابزارهای رشد این «الماس‌های قیمتی» را در بالاترین سطح ممکن تامین کرده و حفظ کرامت آنان را یک باور عمیق و فرهنگ عمومی در سطح جامعه و حاکمیت بداند. پیشرفت کشور، تابعی قطعی از همت، حکمت و امیدواری معلمانی است که امروز در کلاس‌های درس، فردای ایران را نقاشی می‌کنند. 

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha