
امیرحسین اوسیوند، مستندساز در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه تازهترین اثرش را با عنوان «یار مهربان» آماده پخش کرده است، اظهار کرد: آخرین کار من مستند کوتاهی با نام «یار مهربان» است که برای نخستین بار قرار است در جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآید و در صورت فراهم شدن شرایط، در دیگر رویدادهای سینمایی نیز حضور پیدا کند. این مستند روایت زندگی و فعالیت یک مربی سیار روستایی وابسته به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که سالها در روستاهای دورافتاده استان چهارمحال و بختیاری برای کودکان کتاب و فیلم میبرد و با امکاناتی ساده، فضایی فرهنگی و امیدبخش برای آنان فراهم میکرد.
وی افزود: شخصیت اصلی مستند یکی از مربیان کانون است که با یک خودروی سیار و همراه داشتن کتابها و دستگاه آپارات، به روستاهای کمبرخوردار میرفت و برای کودکان فیلم پخش میکرد و کتاب به امانت میداد. بخشی از داستان این مستند به روستای محل زندگی خودم و دوران کودکیام بازمیگردد. بیش از ۲۰ سال پیش، در منطقهای زندگی میکردیم که حتی دسترسی به تلویزیون نیز محدود بود. حضور این مربی در روستا برای ما اتفاقی بزرگ و متفاوت محسوب میشد. وی ماهی یکبار میآمد، کتابهای خواندهشده را تحویل میگرفت و کتابهای تازه میآورد و گاهی نیز با دستگاه آپارات برایمان فیلم نمایش میداد. این حضور، فارغ از اینکه کودکی علاقهمند به کتاب باشد یا نه، به دلیل شخصیت گرم و رفتار صمیمانه او، برای همه جذاب بود.
اوسیوند ادامه داد: سالها بعد تصمیم گرفتم این فرد را پیدا کنم. پس از جستوجو توانستم دوباره با او ارتباط برقرار کنم و در واپسین سالهای فعالیت حرفهایاش، دوربین را همراهش کنم و روایت زندگی و کارش را ثبت کنم. فیلمبرداری در حدود ۲۰ روستا در استان چهارمحال و بختیاری و مناطق اطراف شهرکرد انجام شد. البته همه این لوکیشنها در نسخه نهایی مورد استفاده قرار نگرفت، اما برای رسیدن به روایت مطلوب، ناچار بودیم مسیرهای مختلف او را همراهی کنیم و تجربه زیستهاش را بهصورت کامل درک کنیم.
وی درباره ساختار اثر توضیح داد: «یار مهربان» صرفاً یک مستند مشاهدهگر کلاسیک نیست، بلکه در بخشهایی از آن بازسازی نیز وجود دارد. تلاش کردهام ضمن حفظ اصالت مستند، در برخی لحظات با بهرهگیری از عناصر روایی و داستانی، به اثر حال و هوایی متفاوت ببخشم. این انتخاب آگاهانه بود تا مخاطب، بهویژه مخاطب کودک و نوجوان، ارتباط عاطفی عمیقتری با اثر برقرار کند. مدت زمان فیلم حدود ۳۰ دقیقه است. در ابتدا قصد داشتیم مستندی نیمهبلند تولید کنیم، اما در مرحله تدوین به این نتیجه رسیدیم که با تمرکز بر خط اصلی قصه و حذف بخشهایی از تصاویر، میتوانیم اثری منسجمتر و تأثیرگذارتر در قالب مستند کوتاه ارائه دهیم. هرچند کنار گذاشتن بخشی از راشها دشوار بود، اما به انسجام روایت کمک کرد.
این مستندساز با تأکید بر فضای کودک و نوجوان در فیلم گفت: بخشی از مخاطبان هدف ما کودکان و نوجوانان هستند. نمیخواستیم اثری تولید شود که ریتم آن برای این گروه سنی خستهکننده باشد. از سوی دیگر، این مستند تنها درباره یک شغل یا یک مأموریت اداری نیست، بلکه درباره نوعی نگاه انسانی به مسئولیت است. شخصیت اصلی فیلم، گرچه در چارچوب وظایف سازمانی خود عمل میکرد و حقوق دریافت میکرد، اما آنچه او انجام میداد فراتر از شرح وظایف اداری بود. زمانی که صرف میکرد، توجهی که به کودکان نشان میداد و مهربانی و دلسوزیاش، سبب میشد تأثیری ماندگار در ذهن و جان آنان باقی بماند.
اوسیوند بیان کرد: امروز اگر به روستاهای مختلف چهارمحال و بختیاری بروید و نام این مربی را مطرح کنید، بسیاری از افرادی که اکنون ۳۰ یا ۳۵ ساله هستند، او را به یاد دارند. حتی ممکن است برخی معلمان مدرسه خود را به خاطر نیاورند، اما خاطره حضور او و فیلمهایی که نمایش میداد و کتابهایی که در اختیارشان میگذاشت، همچنان در ذهنشان زنده است. این موضوع نشان میدهد که کار فرهنگی اگر با عشق و اخلاص همراه باشد، میتواند اثری عمیق و پایدار برجای بگذارد.
وی در پاسخ به این پرسش که مضامین اخلاقی و انسانی اثر تا چه اندازه پررنگ است، گفت: در پس این روایت ساده، مجموعهای از ارزشهای انسانی و دینی نهفته است؛ از جمله مسئولیتپذیری، ایثار، خدمت به دیگران، توجه به مناطق محروم و تلاش برای گسترش دانایی. در فرهنگ دینی ما، علمآموزی و تعلیم و تربیت جایگاهی رفیع دارد و خدمت به کودکان و فراهم کردن زمینه رشد فکری آنان، عملی ارزشمند و ماندگار تلقی میشود. شخصیت این مستند، نمونهای از انسانی است که بیهیاهو و بدون انتظار شهرت، سالها در مسیر ارتقای فرهنگی نسل آینده گام برداشته است.
این کارگردان افزود: پیام اصلی من در این اثر، بهویژه برای نوجوانان، مسئله امید و استمرار است. علاقه من به سینما و ورودم به عرصه مستندسازی، ریشه در همان تجربههای کودکی دارد؛ زمانی که برای نخستین بار دستگاه آپارات را دیدم و شیفته دنیای تصویر شدم. اگر آن جرقهها نبود، شاید مسیر زندگیام شکل دیگری پیدا میکرد. بنابراین، این فیلم از یک سو ادای دِینی شخصی است و از سوی دیگر تأکیدی بر این نکته که یک رفتار کوچک و صادقانه میتواند مسیر زندگی فردی را تغییر دهد.
اوسیوند تصریح کرد: در کشور ما کم نیستند افرادی که در سکوت و بیادعا، کارهای بزرگی انجام میدهند. مسئله این است که باید این سوژهها را یافت و روایت کرد. سینمای مستند ظرفیت آن را دارد که این الگوهای انسانی را به جامعه معرفی کند و نشان دهد ارزشهایی همچون مهربانی، پشتکار و خدمت صادقانه همچنان زنده و اثرگذار است. «یار مهربان» تلاشی است برای بازتاب چنین الگویی؛ الگویی که جهان کودکان یک منطقه را رنگیتر کرد و نشان داد حتی در دورافتادهترین نقاط نیز میتوان با امید و تلاش، چراغ دانایی را روشن نگه داشت.
انتهای پیام