به قلم محمدرضا مسیبزاده، مشاور وزیر و دبیر کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن کشور به مناسبت هفته گرامیداشت مقام معلم
یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (۱۱) (سوره مجادله)؛ خدا مؤمنان از شما را به درجهای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش]بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
معلم، پیش از آنکه دانشآموز را با کتاب، علم و دانش و تخته سیاه آشنا کند، با جان و رفتار خود به او درس زندگی میدهد. نقش الگویی معلم، شاید مهمترین و ماندگارترین نقش اوست. شاگردان، بیش از آنکه گفتار معلم را به خاطر بسپارند، کردار او را در ذهن حک میکنند. در تاریخ این سرزمین، معلمانی بودهاند که خود، پیشتر از شاگردانشان به میدان جهاد و شهادت رفتند. یاد و خاطره شهید مرتضی مطهری(ره)، معلمی که قلمش در راه حقیقت بود و سرانجام با خون خود بر تعلیماتش امضا زد، هیچگاه از حافظه تاریخی این ملت پاک نخواهد شد. او و هزاران معلم شهید دیگر، ثابت کردند که معلم واقعی، کسی است که اول خود به آنچه میگوید، عمل کرده و در مسیر جهاد گام بردارد و خود اگر شد، شهادت را به جان بخرد. این همان روحیهای است که از مکتب پیامبر(ص) آغاز شد، توسط معلمانی، چون مطهری(ره) تداوم یافت و امروز در خون معلمان شهید جنگ تحمیلی سوم، چون مدرسه شجره طیبه میناب، جاری است.
إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ﴿۳۸﴾ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ﴿۳۹﴾ (سوره حج)؛ مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند، قطعاً خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد. (۳۸) به آنها که جنگ بر آنان تحمیل شده اجازه جهاد داده شده است، چراکه مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا قادر بر نصرت آنها است. (۳۹)
خداوند در این آیات، وعدههایی روشن و تکاندهنده داده است؛ دفاع از مؤمنان در برابر هر خائِن ناسپاسی، اجازه جهاد به کسانی که مورد ظلم واقع شدهاند. اما این وعدههای الهی، انتزاعی و نظری باقی نمیمانند. آنها در دل تاریخ، توسط انسانهایی تحقق مییابند که روحیه جهاد و شهادت را نه در شعار، که در عمل ترویج میکنند. معلمان، بیتردید یکی از برجستهترین مصادیق این انسانها هستند.
جنگ رمضان، تازهترین و تلخترین آزمون این حقیقت بود. در این جنگ نابرابر، دشمنی که قرآن او را «خَوَّانٍ کَفُور» (خیانتپیشه و ناسپاس) میخواند، نه پادگانهای نظامی که مدارس، خانهها و اماکن غیرنظامی را هدف قرار داد. حاصل این جنایت، آماری است که هر صفحه آن، روایت یک فاجعه و یک حماسه است؛
ردهبندی سنی شهدای جنگ تحمیلی سوم
کودکان زیر ۱ سال: ۷ شهید/ نوزادانی که هنوز سخن گفتن نیاموخته بودند، اما در آغوش مادران خود به شهادت رسیدند.
۱ تا ۱۲ سال: ۲۵۵ شهید /کودکانی که داشتند، تازه زندگیکردن را میآموختند.
۱۳ تا ۱۸ سال: ۱۲۱ شهید / نوجوانانی در آستانه جوانی، با آرزوهایی که ناتمام ماند.
۱۹ تا ۳۰ سال: ۹۶۹ شهید / جوانانی که قرار بود سازنده فردای ایران باشند.
۳۱ تا ۴۰ سال: ۷۹۲ شهید / مردان و زنانی در اوج توان و مسئولیت بودند.
۴۱ تا ۵۰ سال: ۶۳۹ شهید / کسانی که تجربه و صبوری را با هم داشتند.
۵۱ تا ۶۰ سال: ۲۶۷ شهید / پدران و مادرانی که در فکر امید فردایی بهتر برای فرزندانشان بودند.
۶۱ تا ۷۰ سال: ۱۶۳ شهید / پیرانی که عشق به وطن و ایمان را تا آخرین نفس حفظ کردند.
۷۱ سال به بالا: ۶۰ شهید / بزرگانی که درس ایستادگی به ما آموختند.
در میان این اعداد، مدرسه «شجره طیبه» میناب، نماد شاخص این جنایت و همزمان نماد افتخارآمیز ایستادگی شد. در این مدرسه، ۱۶۸ دانشآموز به همراه معلمان خود، در یک لحظه، در دقایق ابتدایی جنگ به شهادت رسیدند. کودکانی بین ۷ تا ۱۲ سال در کلاس درس و معلمانی که برای تربیت نسلی آینده، از جان خود گذشتند. در کل کشور، آمار شهدای دانشآموز جنگ تحمیلی سوم به ۲۴۵ نفر رسید و ۵۸ معلم فرهنگی نیز در این مسیر، جای پای خود را با خون امضا کردند.
این معلمان ثابت کردند که «دفاع الهی» بیمقدمهچینی آنان ممکن نیست. آنها مروج واقعی روحیه جهاد و شهادت بودند؛ نه در کلاس درس که در سنگر مدرسه، نه با سخن که با خون و این پایان مقدمه ما نیست؛ این آغاز روایتی است که قرآن آن را چنین به پایان میبرد؛ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ﴿۱۶۹﴾ (سوره آل عمران)؛ و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. (۱۶۹)
آری، آن ۱۶۸ شهید مدرسه شجره طیبه، آن ۲۴۵ دانشآموز شهید، آن ۵۸ معلم شهید و هزاران شهید دیگر از شیرخوار تا پیر، نمردهاند. آنان زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میخورند و معلم، همان کسی است که این حقیقت را به نسلهای بعد یاد میدهد: که شهادت پایان راه نیست؛ آغاز حیاتی جاودان است.
معلمی که مروج روحیه جهاد و شهادت است، پیش از آنکه معلم یک درس باشد، معلم یک مکتب است. مکتبی که در آن، جهاد فقط رفتن به میدان نبرد نیست؛ جهاد، ایستادن بر سر حقیقت است وقتی همه نشستهاند. جهاد، حرف حق را زدن است وقتی بهای آن جان است و شهادت، پایان غمانگیز یک زندگی نیست؛ شهادت، آغاز افتخارآمیز یک حیات جاودان است. معلمان، این مفاهیم را نه در متن کتاب که در متن زندگی به شاگردان خود نشان میدهند. او با گفتار خود، مرز بین ترس و شجاعت را برمیدارد. او با رفتار خود، ثابت میکند که میتوان در اوج خطر، آرام بود. میتوان در آستانه مرگ، به فکر دیگران بود. اینها درسهایی است که از هیچ کتاب درسی به تنهایی نمیتوان آموخت.
معلم، مروج روحیه جهاد و شهادت است، چون نسل آینده را میسازد. نسلی که بداند عزت این سرزمین به خاطر استقلال و آزادی آن، به خون کسانی رقم خورده که پای آرمانهای خود ایستادهاند. نسلی که شهادت را پیروزی بداند. نسلی که در سختترین لحظات تاریخ، از میدان فرار نکند، بلکه به میدان بیاید و این همان چیزی است که دشمن از آن میترسد. دشمن از کلاسهای درس میترسد. از معلمانی میترسد که شاگردانش را با روحیه جهاد و شهادت تربیت میکنند. شاید به همین دلیل بود که در جنگ رمضان، مدارس و مراکز علمی آموزشی مورد حمله دشمن قرار گرفتند.
پس معلمی، تنها یک شغل نیست. معلمی، یک رسالت است. رسالتی که در آن، جهاد و شهادت نه دو مفهوم انتزاعی، که دو واژه عینی و روزمرهاند. معلم هر روز جهاد میکند. با ناآگاهی، با جهل، با فقر فرهنگی، با شبهات دشمن و چه بسا که در این مسیر، به شهادت برسد.
در پایان این روایت، به یاد میآوریم که پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلّم)، رسالت خود را معلمی معرفی کرد و فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّمًا»
معلم امروز، با اتکا به آموزههای اسلامی، میدانند که ترویج روحیه جهاد و شهادت، یک شعار نیست؛ یک سبک زندگی است. سبکی که در آن، شهادت، آغاز زندگی است.
هفته گرامیداشت مقام معلم، بر تمامی معلمین فرهیخته و تلاشگر عرصه دانایی مبارک باد. به ویژه معلمان شهید عزیزی که شهادت، اوج هنر و دانایی آنان بود.
انتهای پیام