
یکی از اصلیترین اهداف گنجاندن محتوای درسی
قرآن در ساعت آموزشی مدارس در تمامی مقاطع تحصیلی، رسیدن دانشآموزان به سطحی است که حداقل پس از پایان تحصیلات دوره متوسطه، قادر به روخوانی و روانخوانی قرآن باشند و با تسلط نسبی نسبت به واژگان، سعی در صحیحخوانی آن داشته باشند؛ هر چند که قطعاً در میان جمعیت آماری دانشآموزان، درصدی از آنها نیز هستند که به اصطلاح از جمله نخبگان دانشآموزی در عرصههای گوناگون قرآنی محسوب شده و به سطوح بالای حرفهای در رشتههای گوناگون قرآنی نائل میشوند. ولی متأسفانه اغلب دانشآموزان به دلایلی پس از اتمام تحصیلات در مدارس فاقد قابلیت لازم در امر روخوانی و روانخوانی قرآن هستند و در بسیاری از موارد این نقیصه در مقاطع دانشگاهی و آموزش عالی نیز تعمیم پیدا میکند.
به جهت پرداختن به مهمترین دلایل ناکارآمدی امر آموزش قرآن در مدارس با داود خلوصی یکی از کارشناسان علوم قرآنی که سالهاست در عرصه آموزگاری، مدرسی دانشگاه و مربیگری جلسات قرآن، مبادرت به امر آموزش قرآن کرده است، گفتوگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید.
ایکنا ـ بزرگترین چالش در عرصه آموزش قرآن در همه ساحتها و فضاهای آموزشی چیست؟
عدم اقبال عمومی در حال حاضر از جمله بزرگترین چالشهای پیش روی آموزش قرآن است؛ ما با عدم جذب مخاطب که اشتیاق به آموزش قرآن از خود نشان دهد، مواجهیم به ویژه در دهه اخیر که نسبت به دهههای قبلی، این اقبال سیر نزولی داشته است. دلایل گوناگونی را میتوان برای آن متصور بود اما از جمله مهمترین دلایل آن باید به این نکته اشاره کرد که اغلب شاهدیم سمت و سوی همه تشویقها و موارد انگیزشی و برگزاری مسابقاتی که میتواند ابزاری برای ترغیب نسل نوجوان و جوان برای جذب به وادی قرآن تعریف شود به کارهای تخصصی، تقدیر از افراد نخبه گرایش پیدا کرده و بحث آموزش عمومی مغفول مانده است.
ایکنا ـ در مورد محیطهای رسمی آموزشی مانند مدارس، موضوع سازوکار تشویق فرق میکند، در چنین نظامی باید چگونه قرآنآموز را به آموزش قرآن تشویق کرد؟
سازوکار تشویقی در چنین فضایی مقدماتی دارد که بحث آن جدای از جلسات قرآنی است. مشکل اصلی مواد و طرحهای آموزشی است که معمولاً در دست طبقه خاصی از کارشناسان است و بالغ بر 25 سال است که همین دوستان کارشناس در زمینه تألیف محتوای آموزشی دخیل هستند. حتی اگر بعضاً شاهد بازنگری در فرم و محتوای آنها نیز باشیم اما سرچشمه اصلی چنین موادی از یک تفکر نشأت میگیرد که ناکارآمد است.
دوستان مسئولی که سکان آموزش عمومی قرآن را در دست دارند؛ نقدپذیر نبوده و ارائه ایده از سوی معلمانی که در میدان عمل شاهد بروز نواقص روند آموزش قرآن هستند، قادر به تغییر نقطهنظرات آنها نیست.
ایکنا ـ اولیای امور و مسئولان نظام تعلیم و تربیت در امر آموزش قرآن با طراحی و اجرای برخی طرحها، سعی در رفع موانع دارند که نمونه شاخص آن رواج قرآنهای کمعلامت در محتوای آموزشی مدارس و طرحی موسوم به «اتقان» در جهت توانمندسازی و ارتقای دانش قرآنی آموزگاران است. چنین رویکردی را تا چه حد مؤثر و مثبت میدانید؟
تحقیقات اخیر نشان از آن دارد که درصد کمی از دانشآموزان قادر به روخوانی و صحیحخوانی قرآنهای درسی هستند؛ اتفاقاً یکی از دلایل اصلی این نابسامانی در وضعیت کنونی آموزش قرآن همین رسمالخط کمعلامتی است که رواج پیدا کرده و با وجود تشتت آرایی که در میان کارشناسان در این زمینه وجود دارد اما در طول این بیش از دو دههای که در محتوای درسی شاهد قرآنهای کمعلامت هستیم، یک بار حتی در قالب جلسات استانی، این کارشناسان یکجا جمع نشدهاند تا پیرامون نقاط قوت و ضعف این قرآنها بحث و تبادل نظر کنند که مثلاً نبود علامت کافی اتفاقاً موجب میشود که دانشآموزان در هجی درست کلمات دچار گمراهی و سردرگمی شوند.
مشکل دوم عدم دارا بودن نیروی انسانی مجرب است که البته انصاف نیست، بگوییم نداریم، بلکه کم داریم و مشکل سوم هم عدم روشمندی آموزش قرآن است؛ این سه موضوع اضلاع مثلت ناکارآمدی آموزش قرآن در مدارس را تشکیل میدهند؛ مشکل رسمالخط که به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی مربوط میشود و به طور مثال هیچ وقت در مورد ایرادات 18گانهای که به رسمالخط وارد است، پاسخ روشنی داده نشده است و دو مشکل دیگر هم به دوستان مسئول در آموزش و پرورش و کمیسیون تخصصی آموزش عمومی قرآن.
در مورد طرح «اتقان» هم باید بگویم هیچ وقت کیفیت اجرای این طرح که چند سال است در حال پیادهسازی است، مورد پایش و رصد دقیق قرار نگرفته؛ اینکه از سوی معلمان و مربیان قرآن در استانها چه بازخوردی داشته است و آیا توانسته متناسب با امکانات که به طور یکسان در سراسر کشور از آن برخوردار نیستند، به اجرا درآید. اجرای این طرح در عین ایدهپردازی و ظرفیت مناسبی که برخوردار است، اما بیشتر تبلیغ کمی است. در یک کلام تا فکری برای رفع مشکل مثلث ناکارآمدی آموزش قرآن نشود، شاهد رشد کیفی در این عرصه نخواهیم بود.
ایکنا ـ چند سالی است که در راستای پرداختن به مقولات فناوری آموزشی و به تبع آن ظهور هوش مصنوعی چنین به نظر میرسد که باید امید به توفیق هر چه بیشتر مقوله آموزش قرآن در محیطهای آموزشی داشت. شما چقدر این امر را درست میدانید؟
ما اگر قرآنآموزی را به دو قسمت روخوانی و صحیحخوانی و همچنین درک مفاهیم و معانی قرآن تقسیم کنیم؛ هوش مصنوعی در هر دوی آنها عاملی مهم و پیشران است. هر چند که ما تا پیش از این و قبل از پیدایش هوش مصنوعی در بحث تکنولوژی در عرصه آموزش قرآن طبق تحقیقی که سالها پیش به عمل آمد و ایران را با چند کشور اسلامی همچون مالزی و پاکستان مقایسه کرده بود؛ در ردههای پایین و نزدیک به آخر قرار داشتیم. با این فرض برای مجهز شدن به ابزار فناورانه و مشخصاً هوش مصنوعی در امر آموزش قرآن همچنان راه طولانی را پیش رو داریم و تا فاصله زیادی با سایر کشورهای اسلامی پیدا نکردیم، باید هر چه زودتر دست به کار شده و اقدام کنیم.
داود خلوصی دارای مدرک دکترای علوم قرآن و حدیث از دانشگاه فردوسی مشهد است و سالهاست که به عنوان مدرس تفسیر قرآن در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، مشغول به تدریس است. به معلمی قرآن در مدارس مشهد نیز اهتمام دارد و در جلسات سنتی آموزش قرآن در مساجد مشهد به آموزش از سطح مبتدی تا پیشرفته مبادرت میورزد.
انتهای پیام