
بر اساس گزارشهای رسانهای از جزئیات پاسخ اخیر ایران به آمریکا، ایران همچنان بر مواضع هستهای خود اصرار دارد و خواسته واشنگتن مبنی بر کاهش چشمگیر ذخایر اورانیوم غنیشده را برآورده نمیکند و نخواهد کرد. این واکنش که متضمن نوعی انعطاف نسبی در قبال رفع تحریمهاست اما در عمل از پذیرش شرط اصلی آمریکا سر باز میزند.
ایران در این پیشنهاد اعلام کرده است که همگام با لغو تحریمهای آمریکا، به تدریج از تنشها کاسته و تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد. همچنین تهران آمادگی دارد بخشی از اورانیوم غنیشده خود را رقیق کرده و بقیه را به کشوری غیر از آمریکا منتقل کند. این پاسخ اما به جای کاهش تنش، خشم ترامپ را برانگیخت و او با تکرار ادعاهای تند خود گفت «ایران به مدت ۴۷ سال با ایالات متحده و بقیه جهان بازی کرده است» و یا «آتشبس با ایران به دستگاه تنفس مصنوعی وصل است.»
بیشتر بخوانید:
در این راستا عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل و استاد دانشگاه در گفتوگو با ایکنا در پاسخ به این سؤال که آیا توییتهای تهدیدآمیز اخیر ترامپ مانند آنچه درباره «فریب ۴۷ ساله ایرانیان» یا اظهارات درباره «آتشبس بسیار ضعیف و با تنفس مصنوعی» منتشر شده، نشانه آغاز دوباره جنگ است یا صرفاً ادامه همان تهدیدهای پیشین، گفت: به نظر من این توئیتها قویترین نشانه در این مقطع زمانی، با توجه به تحولات دیگری که در آمریکا مشاهده میشود، از یک آشفتگی راهبردی در آمریکا است. مقامات کاخ سفید با این نوع رفتارها، یا اظهارنظرهایی که برخی از مقاماتشان دارند، یا حتی برخی اظهارنظرها در کنگره، در حقیقت یک آشفتگی راهبردی را بازنمایی میکنند.
وی در ادامه با ارائه تشبیهی از وضعیت کنونی آمریکا، بیان کرد: این آشفتگی راهبردی ناشی از یک موضوع است؛ هنگامی که یک هژمون رو به افول میرود، هنوز درک درستی از تواناییهای خودش ندارد. یعنی هنوز فکر میکند که توانمندی، سلطه و نفوذش مثل دوره خودش است و نوع رفتارش را بر اساس همان دوره اقتدار و دوره کنش هژمونیک خود تنظیم میکند در صورتی که نه ابزارهایش را در اختیار دارد و نه توان اینکه دوباره مثل دوره قبل رفتار کند.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: بنابراین وقتی با موانع و چالشهایی روبرو میشود، با فرافکنی و تهدیدهای بزرگ، سعی میکند ژست یک هژمون را کماکان حفظ کند تا بتواند ضعفهای خود را پوشش بدهد.
اکبری با ذکر مثالی ملموس به آسیبزایی این رفتار برای آمریکا اشاره کرد و گفت: اکنون آمریکا مانند انسانی است که از دوره جوانی و میانسالی گذشته، ولی هنوز فکر میکند آن توانمندی بدنی سابق را دارد و با انجام حرکاتی فقط به خودش آسیب میزند. رفتارها و توئیتهای ترامپ در روزهای اخیر ناشی از همین سردرگمی راهبردی و عدم درک درست از توانمندیهای امروز آمریکاست.
کارشناس مسائل بینالملل به ارزیابی «پاسخ ایران به آمریکا» و جزئیات منتشرشده در رسانههای مختلف پرداخت و تصریح کرد: قطعاً بخشی از این توییتهای ترامپ، به جوابی که ایران طی روزهای گذشته برای آمریکا ارسال کرده برمیگردد. به صورت کلی، امید به مذاکره قبل از جنگ، همان پاسخی است که در حقیقت سالهای گذشته به آمریکاییها میدادیم.
وی افزود: ترامپ در توییت خود گفته «من از پاسخ ایران شگفتزده شدم». با توجه به مباحثی که جمهوری اسلامی دنبال میکند، اصلاً نمیتواند حرف منطقی و درستی باشد. چون ما تقریباً در طی ۲۰ سال گذشته که مذاکرات هستهای را دنبال میکردیم، روی چیزی که رهبر شهید تاکید داشتند، پافشاری داشتیم و داریم و خواهیم داشت؛ تا وقتی که جمهوری اسلامی وجود دارد، این اصل باقی است: ما از حقوق خودمان، هیچوقت دست نخواهیم کشید و توانمندی هستهای هم بخشی از این حقوق است.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه با اشاره به فضاسازی رسانهای و انتظارات غیرواقعی طرف آمریکایی تصریح کرد: این انتظار، ناشی از همان توهمی است که طرف آمریکایی نسبت به توانمندیهای خود از یکسو و توانمندیهای جمهوری اسلامی از سوی دیگر دارد.
اکبری درباره پیشنهاد ایران مبنی بر «بازگشایی تدریجی تنگه هرمز در مقابل رفع تحریمها» و اهمیت مدیریت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه به عنوان خط قرمز ایران گفت: فارغ از اینکه این تنگه چقدر قابلیت بهرهبرداری اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران دارد یا ندارد، ما به خدمات یا امنیتی که در منطقه ایجاد میکنیم و توانمندی که در منطقه به لحاظ امنیتی داریم و خدماتی که به سایر کشورها میدهیم باید از یک سری منافع برخوردار شویم.
اکبری با مقایسه رفتار آمریکا و ایران در قبال کشورهای منطقه و تنگه هرمز تأکید کرد: چطور آمریکا به واسطه حضور ناوهایش در منطقه و ایجاد یک امنیت کاغذی و کذایی در طول این سالها، کشورهای منطقه را تحت فشار قرار داده بود و از آنها اخاذی مالی میکرد و این با حقوق بینالملل هیچ مغایرتی نداشت اما اکنون که جمهوری اسلامی ایران ادعا میکند که به دلیل خدماتی که ارائه میدهد باید از یک سری حقوق مادی برخوردار شودم، این مغایر حقوق بینالملل میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان این تناقض را حل کرد، تصریح کرد: این چیزی است که ایران باید برای آن تلاش کند و بجنگد و تحت تأثیر فضاسازی رسانهای برخی کشورهای منطقه و آمریکاییها قرار نگیرد. آمریکاییها در طول این سالها با تزویر و فشاری که به کشورهای منطقه آورده بودند، هزینه لشکرکشیهای بیفایده خودن و حضور ناوهایشان را در منطقه از کشورهای منطقه پیشپیش نقد کردند و گرفتند.
اکبری بر ضرورت مطالبهگری ایران بر اساس حقوق بینالملل تأکید کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران درباره تنگه هرمز، نه به واسطه اینکه صرفاً در این منطقه قرار دارد بلکه به واسطه خدماتی که برای امنیت، محیط زیست و خیلی از مسائل دیگر ارائه میدهد، باید از یک سری حقوق مادی هم برخوردار شود.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره حضور مستمر مردم پس از گذشت بیش از 70 شب در خیابانها به عنوان یک مؤلفه کلیدی در تابآوری در «جنگ تحمیلی سوم» گفت: برنده و بازنده این نبرد چه در میدان مذاکره و چه در میدان جنگ، نه در میدان و نه در مذاکره، تعیین میشود.
وی افزود: در حقیقت مردم حاضر در خیابانها و میادین، برنده و بازنده این نبرد را تعیین میکنند. تا وقتی با این همدلی کار پیش برود و همبستگی و انسجام ملی حفظ شود، حضور در خیابان باعث میشود که میزان تابآوری در کشور بالا برود و ایران همچنان بتواند مقاومت کند.
اکبری با اشاره به یک سند تحلیلی از سوی یک اندیشکده اسرائیلی گفت: در روزهای ابتدایی بعد از جنگ ۱۲ روزه، یکی از مؤسسات پژوهشی اسرائیلی یک گزارش منتشر و در آن توصیه کرد که به هر نحوی باید تابآوری مردم ایران را با چالش مواجه کرد.
کارشناس مسائل بینالملل در پایان ضمن تأکید بر نقش تعیینکننده حضور مردم در معادلات قدرت و جنگهای ناهمتراز، بیان کرد: الان حضور مردم در حقیقت یک پاسخ روشن و شفاف برای تقویت همدلی است. تا هر زمانی که این حضور به همدلی بیشتر منجر شود، قطعاً میتواند ما را از چالشها دور کرده و به پیروزی نزدیکتر کند.
انتهای پیام