
عقیل جماعتی، فیلمساز مستند در گفتوگو با ایکنا پیرامون مستند تازه خود درباره جنگ رمضان و ضرورت ثبت تصویری این مقطع تاریخی اظهار کرد: پروژهای که این روزها مشغول تصویربرداری آن هستیم، فعلاً با نام موقت «مأموریت غیر ممکن» پیش میرود و تأکید میکنم که این عنوان، نام نهایی اثر نیست. این مستند از یک موقعیت کاملاً شخصی و خانوادگی آغاز شد، اما به تدریج به روایتی اجتماعی از جنگ و زندگی مردم در دل بحران تبدیل شد. خانواده همسرم اهل جزیره خارک هستند و بعد از اتفاقاتی که در جریان جنگ رخ داد، بسیاری از اعضای خانواده ناچار شدند جزیره را ترک کنند، اما یکی از داییهای همسرم اصرار داشت در جزیره بماند و زندگیاش را همان جا ادامه دهد. ماموریت اولیه من این بود که به خارک بروم و او را راضی کنم از جزیره خارج شود، اما همین سفر ساده و خانوادگی، به نقطه شروع یک مستند بلند تبدیل شد.
وی ادامه داد: وقتی تصمیم گرفتم به جزیره بروم، با خودم گفتم دوربین را هم همراه ببرم، چون احساس میکردم با یک موقعیت انسانی و قابل ثبت روبه رو هستم. ابتدا تصورم این نبود که وارد فرایند تولید یک مستند بلند شوم، اما مسیر سفر و اتفاقاتی که افتاد، همه چیز را تغییر داد. برای آوردن آن فرد از جزیره حرکت کردم، اما خودم در همان موقعیت گرفتار شدم و چند روزی امکان خروج از خارک را نداشتم. از یک طرف شرایط جنگی و ناامنی وجود داشت و از طرف دیگر حمله به کشتی مسافربری و محدودیت تردد باعث شد در جزیره بمانیم. همین ماندن اجباری، فرصتی ایجاد کرد تا با دقت بیشتری به زندگی مردم در شرایط جنگ نگاه کنم و از دل یک ماموریت شخصی، به یک روایت مستند برسم.
این کارگردان مستند درباره نگاه خود به جنگ رمضان گفت: نگاه این فیلم، صرفاً نظامی یا گزارشی به جنگ نیست. برای من مهم نبود فقط نشان دهم جنگ چگونه پیش میرود، حملهها از کجا انجام میشود یا چه اتفاقات عملیاتی در حال رخ دادن است. آنچه برایم اهمیت داشت، واکنش انسانها به جنگ بود؛ اینکه آدمها در دل خطر، چگونه زندگی روزمره خود را حفظ میکنند، چگونه تصمیم میگیرند بمانند یا بروند و چگونه با ترس، عادت، امید و مسئولیت کنار میآیند. جزیره خارک در چنین شرایطی موقعیت ویژهای داشت، چون هم از نظر راهبردی حساس بود و هم مردم آن تجربه تاریخی طولانی از جنگ و مقاومت در برابر شرایط سخت داشتند. این مستند تلاش میکند از دل زندگی واقعی مردم، چهره انسانی جنگ رمضان را ثبت کند.
جماعتی با اشاره به شخصیت محوری فیلم بیان کرد: دایی همسرم در جزیره یک سوپرمارکت داشت و در همان روزهایی که فضای جنگی بر جزیره سایه انداخته بود، مشغول بازسازی مغازهاش بود. برای من خیلی عجیب و در عین حال قابل تأمل بود که کسی زیر باران موشک و در شرایط ناامن، با آرامش دیوار مغازهاش را رنگ بزند و درباره کارهای روزمره صحبت کند. او می گفت این وضعیت برایش چندان غریبه نیست، چون سالها قبل هم در همین جزیره و در دوران جنگ زندگی کرده است. این نگاه برای من بسیار مهم بود؛ اینکه جنگ برای یک نسل، فقط خبر و حادثه نیست، بلکه تجربهای زیسته است. او با ماندنش در جزیره، فقط مقاومت نمیکرد، بلکه نوعی تداوم زندگی را نشان میداد؛ تداومی که شاید در ظاهر ساده باشد، اما از نظر مستندسازی بسیار پرمعناست.
این مستندساز در پاسخ به این پرسش که پرداختن به جنگ رمضان تا چه اندازه وظیفه و رسالت فیلمساز مستند است، اظهار کرد: وقتی یک اتفاق تاریخی در حال وقوع است، نخستین مسئولیت مستندساز ثبت آن است. شاید در همان لحظه نتوان نگاه کامل، دراماتیک و پختهای به جنگ داشت، چون همه چیز در حال رخ دادن است و هنوز فاصله لازم برای تحلیل شکل نگرفته، اما اگر تصویر ثبت نشود، تاریخ بخشی از حافظه خود را از دست میدهد. جنگ رمضان باید برای ثبت در تاریخ و آگاهسازی نسلهای بعدی جدی گرفته شود. نمیتوانیم اجازه دهیم چنین رخدادی فقط در قالب خاطرههای پراکنده، روایتهای شفاهی یا خبرهای کوتاه باقی بماند. دوربین مستندساز در چنین موقعیتی یک ابزار ثبت تاریخی است و اگر امروز از آن استفاده نکنیم، فردا بسیاری از جزئیات انسانی و اجتماعی این جنگ از دست خواهد رفت.
وی افزود: در شرایط جنگی، ممکن است بسیاری از فیلمهایی که همان زمان ساخته میشوند، آثار کامل و ماندگاری نباشند، اما همین تصاویر میتوانند در آینده به مواد خام ارزشمند برای سینما و تاریخ تبدیل شوند. بسیاری از آثار مهمی که امروز درباره جنگها و بحرانهای گذشته میبینیم، بر پایه آرشیوهایی ساخته شدهاند که در همان روزهای سخت ثبت شدهاند. شاید کسی در زمان تصویربرداری نمیدانسته آن تصویر چه اهمیتی پیدا خواهد کرد، اما سالها بعد همان تصویر به سندی تاریخی تبدیل شده است. درباره جنگ رمضان هم همین مسئله وجود دارد. ما باید تصویربرداری کنیم، صداها را نگه داریم، چهرهها را ثبت کنیم و اجازه ندهیم تجربه مردمی که در دل جنگ زندگی کردند، فراموش شود. این کار فقط تولید فیلم نیست، بلکه نوعی مسئولیت در برابر حافظه جمعی جامعه است.
جماعتی درباره دشواریهای تولید مستند در جزیره خارک گفت: کار کردن با دوربین در چنین فضایی بسیار پیچیده است. فقط بحث خطر جانی مطرح نیست، هرچند آن هم جدی است، اما مسئله مهمتر حساسیتهای امنیتی، محدودیتهای تصویربرداری و دشواری دریافت مجوز است. خارک جزیرهای معمولی نیست و در شرایط جنگی، نگاهها به آن بسیار حساستر میشود. در دورههای گذشته شاید دوربین بیشتر به عنوان ابزار ثبت و روایت دیده میشد، اما امروز به دلیل مسائل امنیتی و سایبری، گاهی دوربین را شبیه یک تهدید تلقی میکنند. همین موضوع کار مستندساز را سخت میکند، چون او باید هم واقعیت را ثبت کند و هم مراقب باشد وارد محدودههایی نشود که برای امنیت کشور یا مردم مشکل ایجاد کند. مستندسازی در چنین شرایطی نیازمند دقت، مسئولیت پذیری و صبوری است.
وی با بیان اینکه مستند «مأموریت غیر ممکن» هنوز به پایان نرسیده است، توضیح داد: این فیلم یک مستند بلند خواهد بود، اما هنوز زمان نهایی آن مشخص نیست، چون داستان همچنان ادامه دارد. ما از روزهای ابتدایی جنگ تصویربرداری را شروع کردیم و تا امروز هم کار را ادامه دادهایم. پایان فیلم وابسته به پایان موقعیتی است که شخصیت های ما در آن زندگی می کنند. وقتی سوژه هنوز در جزیره است، وقتی جنگ هنوز اثر خود را بر زندگی او و اطرافیانش میگذارد و وقتی وضعیت به یک جمع بندی طبیعی نرسیده، نمیتوانم به صورت قطعی بگویم فیلم کجا تمام میشود. مستند برخلاف فیلم داستانی در اختیار کامل کارگردان نیست. ما با واقعیت زنده سروکار داریم و باید اجازه بدهیم روایت، مسیر طبیعی خود را پیدا کند. به همین دلیل فعلا ته داستان باز است و تصویربرداری ادامه دارد.
این فیلمساز مستند درباره وضعیت آثار ساخته شده پیرامون جنگ رمضان گفت: در ماههای اخیر آثاری تولید شده، اما به نظر من بسیاری از آنها بیشتر به گزارش تصویری نزدیک هستند تا مستند سینمایی. ثبت خیابانها، واکنشهای فوری مردم یا تصاویر پراکنده از حادثهها ارزش خود را دارد، اما مستند برای ماندگار شدن به روایت، شخصیت، درام و نگاه نیاز دارد. اگر فیلم فقط مجموعهای از تصاویر کنار هم باشد، ممکن است در همان لحظه خبری تأثیرگذار باشد، اما الزاماً به اثری ماندگار تبدیل نمیشود. فکر میکنم هنوز جای یک مستند شاخص، عمیق و انسانی درباره جنگ رمضان خالی است؛ اثری که بتواند هم سند باشد، هم روایت داشته باشد و هم مخاطب را درگیر کند. امیدوارم تصاویر و آرشیوهایی که امروز ثبت می شوند، در آینده امکان ساخت آثار جدی تر و کاملتری را فراهم کنند.
جماعتی در پایان تأکید کرد: مستند خوب باید بتواند واقعیت را طوری روایت کند که مخاطب با آن همذات پنداری داشته باشد. اگر مردم احساس کنند آنچه روی پرده میبینند با تجربه زیسته آنها فاصله دارد، به فیلم اعتماد نمیکنند. جنگ رمضان برای بسیاری از مردم فقط یک تیتر خبری نبود، بلکه بخشی از زندگی، نگرانی، مهاجرت، ماندن، کار کردن و ادامه دادن بود. وظیفه ما این است که این لایههای انسانی را ببینیم و ثبت کنیم. «مأموریت غیر ممکن» اگرچه از یک داستان خانوادگی شروع شد، اما امروز برای من تبدیل به تلاشی برای ثبت یک بخش از تاریخ شده است؛ تاریخی که باید برای نسلهای بعد باقی بماند تا بدانند در آن روزها مردم چگونه زندگی کردند، چگونه ترسیدند، چگونه ایستادند و چگونه با وجود جنگ، زندگی را متوقف نکردند.
انتهای پیام