محمدرضا شرفالدین، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه فرهنگ و تمدن ایران دارای سابقهای بسیار عمیق، شگرف و سترگ است، اظهار کرد: پیشینه این فرهنگ و تمدن به سه هزار سال قبل از میلاد بازمیگردد و آغازی بر یک تمدن بسیار بزرگ بشری بوده که بیتردید بر بسیاری از شئونات انسانی بر روی کره زمین تأثیر گذاشته است. این تمدن سترگ با ظهور و حضور اسلام در ایران به یک شگفتانه بزرگ تبدیل شد و در پی آن، افراد و انسانهای فرهیخته و صاحبفکری در زمینههای فلسفه، علم و معرفت ظهور کردند. آثار فرهنگی این اندیشمندان به صورت میراث بشری درآمده است که از جمله آنها میتوان به گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ و مثنوی معنوی مولانا جلالالدین بلخی اشاره کرد که همگی به عنوان میراث فرهنگی بشریت شناخته میشوند.
وی در ادامه با اشاره به پدیده انقلاب اسلامی افزود: اگر به پدیده انقلاب اسلامی ورود کنیم، میبینیم که در همین راستا یک ابزار فرهنگی بسیار مهم در دست انقلابیون بود به نام سینما. سینما از نظر ساختاری و شکل اجرایی متعلق به ما نیست، اما چون یک ابزار فرهنگی قدرتمند بود، وقتی در خدمت آن فرهنگ سترگ قرار گرفت، توانست و میتواند باز هم به یک میراث بشری تبدیل شود. در این مسیر نهتنها کوتاهی نکردیم، بلکه شاهد تجلیات بزرگ فرهنگی، انسانی و سیاسی بودیم. وجود شریف حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری شهید که سکان این فرهنگ و سیاست کشور را در دست گرفتند، توانستند ایران را به یک پدیده بینظیر قرن تبدیل کنند. امروز درست است که ابزارهای تبلیغاتی در دست دشمن قرار دارد، اما خود آنها هم اعتراف میکنند که ایران امروز یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین فرهنگهای بشری را دارد و حتی در کشورهای معاند ما، افراد بسیاری گرایش به این دانش و فرهنگ پیدا کردهاند. در این میان، سینما یک وظیفه مضاعف پیدا میکند و سینماگران ما وظیفه ذاتی بسیار سنگینی دارند و تکلیفی بر دوش آنها گذاشته شده است که قطعا در پیشگاه الهی باید پاسخگوی آن باشند.
شرفالدین با تأکید بر دستاوردهای دوران رهبری تصریح کرد: در طول دوران زعامت مقام معظم رهبری شهید، شاهد جهشهای علمی، نظامی، صنعتی، فرهنگی و سیاسی بزرگی بودیم که همگی میتوانند در راستای همان فرهنگ سترگ، به عنوان سرمایه بشری و پدیده مورد نیاز بشریت امروز مطرح شوند. سینما مهمترین ابزاری است که میتواند این دستاوردها را به گوش جهانیان برساند. البته ما در زمینه سینما کوتاهیهای زیادی داشتهایم؛ هرچند در زمینههای دیگر مانند حوزههای نظامی، سیاسی، صنعتی و علمی پیشرفتهای بسیار خوبی کسب کردیم، اما از آنجا که سینما ابزار بسیار مؤثری بود، دشمنان همیشه به آن چشم داشتند. متأسفانه آنها حتی افرادی را از داخل کشور و از ملیت خودمان شکار میکردند تا برای فرهنگ آنها کار کنند که نتیجه آن، شکلگیری پدیده سیاه نمایی بود؛ پدیده شومی که تصویری نادرست و تاریک از انقلاب و ایران ارائه میداد.
در طول دوران زعامت مقام معظم رهبری شهید، شاهد جهشهای علمی، نظامی، صنعتی، فرهنگی و سیاسی بزرگی بودیم که همگی میتوانند در راستای همان فرهنگ سترگ، به عنوان سرمایه بشری و پدیده مورد نیاز بشریت امروز مطرح شوند
این تهیهکننده سینما با اشاره به تحولات اخیر منطقه بیان کرد: به نظر میرسد در پی دو جنگ اخیر، یعنی جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، این نگاه و تصویرسازی دروغین به طور کامل فرو ریخت. در گذشته تصورات عجیبی داشتند؛ همانطور که یکی از افراد در کشوری دیگر، فکر میکنم در خود آمریکا، نقل میکرد وقتی گفته شد مدرسه دخترانه میناب مورد حمله آمریکا قرار گرفت، عدهای گفته بودند مگر در ایران دخترها هم به مدرسه میروند؟ ببینید، باید اتفاقاتی رخ دهد تا حقیقت کشور ما برای بعضیها تا حدودی روشن شود و سینما وظیفه دارد این مسائل و موضوعاتی را که جنبه تمدنی و تأثیرگذار دارند، به گوش جهانیان برساند. باید فیلمهایی داشته باشیم که دوران زعامت رهبر شهیدمان را بازشناسی و به دنیا معرفی کند. حتی در کنار ژانرها یا گونههای سینمایی مانند دفاع مقدس، مدافعان حرم یا مدافعان وطن، باید دوران زعامت و تصمیمات مؤثر رهبر شهید نیز به عنوان یک گونه مشخص در سینمای کشور مطرح شود. البته این یک ایده خام است که روی آن فکر زیادی نکردهام، ولی در کنار دیگر گونههای سینمای ملی و انقلابی، این موضوع باید به عنوان یک گونه در زیرمجموعه سینمای مقاومت قرار گیرد.
تهیهکننده «فرزند صبح» در ادامه با تبیین ماهیت سینمای ملی گفت: سینمای ملی ما و سینمای متعلق به ملت ایران و فرهنگ ملی ما، همان سینمای مقاومت است. سینمای دفاع مقدس و سینمای مدافعان از انقلاب و اندیشه انقلابی در منطقه و جهان، باید به عنوان سینمای اصلی ما مطرح باشد. این نوع سینما میتواند گونههای مختلفی از جمله سینمای کودک و نوجوان، پلیسی، اجتماعی و سیاسی را در زیرمجموعه تفکر خود جای دهد. از جمله این موارد، پرداختن به چگونگی مدیریت و تحلیل بحرانها در دوران زعامت مقام معظم رهبری شهید است که باید به تصویر کشیده شود. شخصیت امام شهید ما یک شخصیت چندوجهی بود و یک شخصیت تکبعدی یا تکواحدی نبود. شخصیت ایشان ابعاد گوناگونی دارد که پرداختن به هر یک از این ابعاد، لازمه کار ماست و میتوانیم گونههای مختلفی را در بررسی و ارائه شخصیت ایشان لحاظ کنیم.
وی ادامه داد: مهمترین اتفاق در دوران زعامت ایشان، تبدیل کشوری خسته از یک جنگ فرسایشی هشت ساله، به یک ابرقدرت بود که این اصلاً موضوع شوخیبرداری نیست. چندی پیش خبرنگاری خارجی از سخنگوی وزارت امور خارجه پرسید چرا ایران با یک ابرقدرت درافتاده است؟ پاسخ بسیار صریحی داده شد مبنی بر اینکه ایران خود یک ابرقدرت است و ما توانستهایم در چنین جایگاهی در دنیا مطرح باشیم. این تازه آغاز کار است و ما حرکت در نردبان ابرقدرتی را شروع کردهایم و در پلههای بالای آن قرار داریم و انشاءالله روزی به اوج خواهیم رسید و قدرتهای پوشالی را پشت سر خواهیم گذاشت؛ زیرا قدرت لایزال الهی در پشت ایده ابرقدرتی ایران حضور دارد. عبارت و نصر الله العزیز الحکیم در همه زمینهها صدق میکند و این کار بزرگی بود که حضرت آقا انجام دادند و ایران را به یکی از قدرتهای بزرگ جهانی تبدیل کردند که این بزرگترین نقش امام شهید ما بود.
مهمترین اتفاق در دوران زعامت ایشان، تبدیل کشوری خسته از یک جنگ فرسایشی هشت ساله، به یک ابرقدرت بود که این اصلا موضوع شوخیبرداری نیست
شرفالدین در خصوص مواردی که باید در تصویرگری شخصیت رهبری از آنها پرهیز کرد، اظهار کرد: این موضوع در پیام رهبر جدیدمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای نیز مورد تأکید قرار گرفته است که مهمترین آن، پرهیز از تفرقه است. باید به شدت از تفرقه دوری کرد و مواظب بود که دشمن با مکر و حیلههای خود، جامعه ما را دچار تشتت و مدیریت جزیرهای نکند. همه باید پشت سر رهبری حضور داشته باشند و تمام ارکان نظام همجهت و همسو در راستای اقتدار ملی حرکت کنند و مردم نیز در کنار آنها بوده و حمایتشان کنند. بزرگترین چیزی که باید از آن پرهیز کنیم، اختلافات عمیق است؛ البته منظور اختلاف سلیقه نیست، چراکه اگر اختلاف سلیقه نباشد، جامعه به یک جامعه راکد تبدیل میشود. اختلاف نظر و بحث علمی و فکری باید باشد، اما این اختلافات نباید به تفرقه، موضعگیری، ایستادن در مقابل یکدیگر و متلاطم کردن کشور منجر شود. این مهمترین نکتهای است که باید مراقب آن بود و بدانیم که دشمن برای ایجاد تفرقه، سرمایهگذاریهای عظیمی به ویژه در فضای مجازی و از طریق رسانههای تصویری انجام میدهد. دشمن از فضای مجازی، شبکههای اجتماعی معاند و همه ابزارها استفاده میکند تا به اختلافات دامن بزند. کشور ما با توجه به تنوع قومیتی از جمله کرد، لر، بلوچ و ترکمن، ممکن است بستر برخی اختلافات باشد، اما مردم ایران تا امروز به توطئههای دشمن نه گفتهاند و با کنار گذاشتن دعوتهای تفرقهافکنانه، در محور وحدت حرکت کردهاند.
وی اضافه کرد: اوج این همدلی را در انتخاب مقام معظم رهبری جدید تجربه کردیم که هیچ قومیت، فرد یا گروه سیاسی موثری با آن مخالفت نکرد، بلکه به شدت حمایت کردند. امروز این وحدت و انسجام حول محور ولایت، حاصل هوشیاری مردم با قومیتهای مختلف است. مسئولین باید این حقیقت را ببینند و تمام تلاش خود را به کار بندند تا رفاه به جامعه بازگردد، قیمتها کاهش یابد و مردم در شرایط معیشتی بهتری زندگی کنند. اساس همه اینها، همان وحدت کلمه است که از آغاز انقلاب مورد تأکید امام راحل بود، مقام معظم رهبری شهید آن را ادامه دادند و امروز نیز در بیانات مقام معظم رهبری جدید بر این وحدت و یکپارچگی تأکید میشود.
تهیهکننده فیلم «چوب خط» در ادامه تصریح کرد: در ادامه این مسیر، هنرمندان باید خود را به عنوان سربازان خط مقدم این جنگ نرم بدانند. سینماگر امروز نباید صرفاً یک کاسب در عرصه فرهنگ باشد، بلکه باید دغدغهمند و انقلابی عمل کند. وقتی ما از تمدن صحبت میکنیم، یعنی داریم از یک جریان زنده حرف میزنیم که نباید در موزه بماند. هنرمندان باید از ابزارهای تکنولوژیک جدید، از هوش مصنوعی تا پلتفرمهای بینالمللی، بهره ببرند تا صدای این فرهنگ را به گوش کسانی برسانند که سالهاست تحت بمباران تبلیغاتی رسانههای معاند هستند. مسئولیت هنرمند در این برهه زمانی، سنگینتر از هر زمان دیگری است؛ چرا که دشمن دقیقاً نقطه اتکای هویتی ما را هدف قرار داده است.
شرفالدین به تربیت نسل جدید سینماگران نیز اشاره کرد و گفت: نیازمند کادرسازی هستیم؛ نمیتوانیم با همان ساختارهای کهنه و تفکرات دهههای گذشته، توقع داشته باشیم که مخاطب جهانی را مجذوب کنیم. باید از جوانانی که با زبان هنر مدرن آشنا هستند و در عین حال به آرمانهای این انقلاب و مکتب حضرت امام ره و رهبری شهید وفادارند، حمایت کنیم. این جوانان باید بتوانند قصههایی را روایت کنند که هم جذابیت جهانی داشته باشد و هم در لایههای زیرین خود، حامل پیامهای تمدنی و اخلاقی نظام ما باشد. مدرسه هنر باید تبدیل به کارخانهای برای تولید اندیشه شود که خروجیاش آثاری باشد که در سطح جهان دیده و شنیده شود.
این تهیهکننده سینما با بیان اهمیت دیپلماسی فرهنگی اظهار کرد: از سوی دیگر، سینما بهترین ابزار برای دیپلماسی عمومی است. نباید فقط در داخل کشور فیلم بسازیم. تعاملات فرهنگی با کشورهای منطقه، با همسایگان و حتی با ملتهایی که تشنه معنویت هستند، باید در دستور کار قرار بگیرد. وقتی فیلمی درباره سیره عدالتخواهانه رهبر شهید میسازیم، مخاطب در اقصی نقاط دنیا، تصویر واقعی یک مدیر تراز انقلاب را میبیند که با تمام وجود برای مردمش میجنگد. این تصویرسازی میتواند بسیاری از دروغهایی را که علیه ما ساخته شده است، خنثی کند. حقیقت همیشه بر دروغ پیروز است، اما به شرطی که این حقیقت به درستی بستهبندی شده و روایت شود.
وی در پایان بیان کرد: در پایان باید بگویم که مسیر پیش رو، مسیری روشن اما پر از سنگلاخ است. نباید انتظار داشته باشیم که یکشبه تمام قلهها را فتح کنیم. صبر استراتژیک، همدلی درونی و اعتماد به نفس ملی، کلیدهای عبور از این دوران هستند. در سایه رهبری جدیدمان، این وحدت باید بیش از پیش تقویت شود. سینماگران ما، مدیران فرهنگی ما و همه اقشار مردم، باید در یک جبهه واحد حرکت کنند. سینما باید آینه تمامنمای این وحدت و اقتدار باشد. اگر دست در دست هم دهیم و براساس همان اصولی که از امام راحل به ارث بردهایم پیش برویم، قطعا آینده درخشانی برای فرهنگ و هنر این سرزمین رقم خواهد خورد که در تاریخ جهان ماندگار خواهد شد.
انتهای پیام