«زبان»، بیگمان عظیمترین و ژرفترین بستر انتقال «فرهنگ» و «تمدن» هر جامعهای است که میوههای اندیشه را از درختان ناپیدای ذهن به صحنه وجود میآورد و تاریکیهای ناخودآگاه جمعی را به روشناییِ کلمات مبدل میسازد.
این میراث ناملموس، نه تنها پلی برای ارتباط روزمره، که ظرفی زرین برای ذخیره و انتقال تجربههای تاریخی، باورهای دینی، آیینها و هنرهای یک ملت است.
امروز نیز با وجود گردش روزگار و دگرگونیهای بسیار، این زبان دیرینهپا، در گستره «ایران فرهنگی» - از کرانههای رودِ سِند تا دامنههای قفقاز و از فرات تا جیحون - همچنان گویشورانی مشتاق دارد و طنین دلنشین آن در خانههای عاشقان شعر و ادب، پیوسته نوای جانافزایی میسراید.
در میان این همه ستایش از زبان، چه شورانگیزتر و چه ارزشمندتر، آنکه «امام و آقای شهید» انقلاب اسلامی، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، با نگاه عمیق «زبان فارسی» را آینه تمامنمای هویت ایرانی - اسلامی و رشته اتصال دین و فرهنگ این مرز و بوم دانستند. ایشان، که خود در وادی شعر، تخلص «امین» را برگزیدند، چنانکه بساطتِ عبارت و عمقِ معنا در سرودههایشان هویداست، در حقیقت «امین زبان و ادب فارسی» بودند؛ امانتداری که گنجینههای کهن این زبان را پاس میداشت و هر آینه و دمادم، آیندگان را به حراست از این ودیعه الهی فرا خواند.
رهبر فرزانه؛ بارها بر این نکته انگشت نهادند که «پاسداشت زبان فارسی» نه یک امر فرعی و حاشیهای، بلکه فریضهای دینی، انقلابی و ملی است؛ چراکه این زبان، راوی حماسههای ملی، مفسر معارف آسمانی و ناقل تجربههای زیسته صدها نسل از ایرانیان بوده است. پژوهشگران و ادیبان، ایشان را «امین زبان و ادب فارسی» لقب دادهاند و این عنوان، گویای آن است که تمامی دغدغههای ایشان در این عرصه، از سرِ دلسوزی و تعهدی عارفانه به این گنجینه جاودانه بود.
بیشتر بخوانید:
زبان فارسی؛ رکن هویت ملی و بنیان مقاومت فرهنگی
زبان فارسی؛ حلقه پیوند ایرانیت و اسلامیت در اندیشه رهبر شهید
«شعر؛ کتاب ؛ سیاستگذاری»؛ اهتمام سهگانه «رهبر شهید» به زبان فارسی
«زبان فارسی» میراث کهن و پیونددهنده هویت ملی در اندیشه «امام خامنهای»
تأکید «رهبر شهید» بر گسترش تولید محتوا به زبان فارسی
اینک که ملت سوگوار ایران، با دیدهای اشکبار و دلی پُردرد، پیکر مطهر «آقای شهید» خود را بدرقه میکنند، سخن از زبان فارسی و تأکیدات ایشان، معنایی دگر مییابد؛ گویی که در این وداع جانسوز، خودِ زبان فارسی نیز ماتمی دیگر را سوگوار است.
از همین روی و برای تأمل بیشتر بر منظر و جایگاهِ «زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید ایران»، محمدجعفر محمدزاده؛ مدرس دانشگاه و رئیس پیشین شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی، سلسله یادداشتهایی را به نقش و جایگاه «رهبر شهید» و توجه ویژه ایشان به زبان فارسی اختصاص داده است. این یادداشتها که در ایکنا منتشر میشود، کوششی است برای بازخوانی اندیشههای زبانی آن بزرگمرد تاریخ و ترسیم راهی که ایشان برای آیندگان در این عرصه ترسیم کردند. یادداشتهایی که شاید بتوانند قطرهای از دریای بیکران نگاهِ «امینِ زبان و ادب فارسی» را به ما بنمایانند.
محمدزاده در پنج یادداشت پیشین، «زبان» را یکی از مهمترین مؤلفههای فرهنگ ملی دانست و درباره جایگاه آن سخن گفت و نیز به تأکید «امام شهید» ایران بر «ایرانیت» و «اسلامیت» زبان فارسی در هویتبخشی به ایران و ایرانیان سخن گفت. در ادامه بخش ششم و پایانی را از خاطر میگذرانیم.
طی مرور یادداشتهای پیشین دریافتیم که ایشان نگاهی عمیق به «زبان فارسی» دارند و میان زبان فارسی و ملیت، تباینی نمیبینند. فرهنگ اصیل را محصول زبان اصیل و زبان فاخر میدانند و در حوزههای نظری، عملی و حاکمیتی نیز تلاش کردهاند تا «زبان فارسی» در جایگاه شایسته خود قرار بگیرد. افزون بر این، نگاهی آرمانی و جهانی نیز به موضوع زبان فارسی داشتهاند.
برای فهم عمیقتر جایگاه «زبان فارسی» در اندیشه «رهبر شهید»، میتوان این دیدگاه را در نسبت با برخی نظریههای شاخص در حوزه زبان و هویت، بهویژه هویت ملی، مقایسه کرد. که در این یادداشت ششم و آخرین بر این محور با شما سخن ساز میکنم.
ما نظریهای با عنوان «نظریه نسبیت زبانی» داریم که در آن، زبان بهعنوان عاملی تعیینکننده در شکلگیری اندیشه و ادراک واقعیت مطرح میشود. در چارچوب این نظریه، هر زبان، جهانی خاص را برای گویشوران خود میآفریند.
دیدگاه «آیتالله شهید خامنهای»، گرچه بهصورت مستقیم در قالب این نظریه بیان نشده است، اما آنجا که میفرمایند تجسم «هویت فرهنگی» در «زبان ملی» است، میتوان دریافت که این دیدگاه، همپوشانی قابلتوجهی با نظریه نسبیت زبانی دارد.
در برخی نظریهها نیز زبان مشترک، یا همان «زبان ملی»، یکی از ارکان شکلگیری ملت معرفی شده است. صاحبان این دیدگاهها معتقدند ملتها از طریق زبان و رسانههای نوشتاری، خود را بهعنوان یک «مای جمعی» تصور میکنند.
در اندیشه «آقای شهید ایران» حضرت آیتالله العظمی خامنهای نیز «زبان فارسی» رشته پیوند و عامل انسجام ملی تلقی میشود؛ با این تفاوت که این نگاه، بر ریشههای تاریخی و تمدنی نیز تأکید دارد.
در میان متفکران ایرانی نیز میتوان به شهید دکتر «علی شریعتی» اشاره کرد که در کتاب «بازگشت به خویشتن»، نگاهی همسو با این دیدگاه دارد و معتقد است «زبان» و «فرهنگ»، از عناصر بنیادین «بیداری هویتی» هستند. زندهنام دکتر شریعتی نیز به پیوند میان «دین» و «فرهنگ بومی» توجه داشت؛ هرچند بیان او بیشتر در قالب جامعهشناختی و نقد اجتماعی مطرح میشد.
این در حالی است که دیدگاه «آیتالله شهید خامنهای»، افزون بر تحلیل نظری، واجد جهتگیری سیاستگذارانه و عملی نیز است. طبیعی است که میان اندیشه کسی که رهبری یک جامعه را بر عهده دارد، نزدیک به نیمقرن در مناصب مهم نظام حضور داشته و در حوزههای نظری، عملی و حاکمیتی برای تحقق دیدگاههای خود تلاش کرده است، با اندیشه فردی که تنها در جایگاه نظریهپرداز قرار دارد، تفاوتهایی وجود داشته باشد.
در همین زمینه، میتوان به علامه «اقبال لاهوری» نیز اشاره کرد. «آیتالله شهید خامنهای» از علاقهمندان جدی «علامه اقبال» بود و درباره او سخنرانیهای مفصلی ایراد فرمودهاندد؛ بهگونهای که میتوان گفت ایشان به حقیقت «اقبالشناس» بودند.
«رهبر شهید» میفرمودند که «علامه اقبال لاهوری» سالهای متمادی در اروپا زندگی کرده بود و میتوانست زبان انگلیسی را که در شبهقاره نیز رواج داشت و برای او زبانی آشنا محسوب میشد، برای نگارش آثار خود انتخاب کند؛ اما چنین نکرد و زبان فارسی را برگزید. خود «اقبال لاهوری» نیز در بیان علت این انتخاب میگوید: «من دیدم که آن افکار، جز در ظرف زبان فارسی ریخته نمیشود.»
بر همین اساس، در آثار «اقبال لاهوری» میبینیم که زبان فارسی بهعنوان حامل «حکمت» و «معنویت» اسلامی در شبهقاره هند مطرح شده است. «اقبال لاهوری»، زبان فارسی را زبان اندیشه و تخیل فلسفی خود برگزیده بود و از این زبان برای احیای هویت اسلامی خویش بهره گرفت.

وی (اقبال لاهوری) دو مجموعه شعر خود را که در آغاز منتشر شدند، یعنی «کلیم» و «بال جبرئیل»، و سپس مجموعه «ارمغان حجاز» را با همین رویکرد پدید آورد و کوشید افکار متعالی و انسانساز خود را با زبان سرزمینی بیان کند که به فرهنگ و مردم آن عشق میورزید.
اقبال با صراحت میگوید:
گرچه هندی در عذوبت شکّر است
طرز گفتار دری شیرینتر است
فکر من از جلوهاش مسحور گشت
خامه من شاخ نخل طور گشت
زمانی که به علامه «اقبال لاهوری» ایراد گرفتند که چرا با وجود دانستن چند زبان - از جمله انگلیسی، آلمانی، اردو و عربی که حتی آن را تدریس میکرد - اندیشههای خود را به زبان انگلیسی نمینویسد تا مخاطبان بیشتری در جهان پیدا کند، پاسخ داد که به «زبان فارسی» روی آورده است؛ زیرا دیگر زبانها نمیتوانند بار مفاهیمی را که در ذهن او وجود دارد، بر دوش بکشند.
از همین روی، علامه «اقبال لاهوری» در پاسخ مخالفان غربگرای خود میگوید:
پارسی از رفعت اندیشهام
در خورَد با فطرت اندیشهام
خرده بر مینا مگیر ای هوشمند
دل به ذوقِ خردهٔ مینا ببند
این رویکرد، با نگاه «آیتالله شهید؛ امام خامنهای» در پیوند دادن «زبان فارسی» با «معارف اسلامی»، قابل مقایسه است؛ آنجا که میفرمایندک «زبان فارسی، زبان اسلام راستین و زبانی اسلامی است که میتواند ملتها را بیدار کند.»
پس به این مهم توجه بفرمایید که ایشان نگاهی جهانی و دینی به «زبان فارسی» دارند. در اینجا، بار دیگر به همان نکتهای بازمیگردیم که پیشتر عرض کردم؛ اینکه از منظر «آیتالله شهید خامنهای»، هیچگونه اختلاف، مُباینت و فاصلهای میان «زبان فارسی»، ملیت ایران و اسلامیتِ ایران وجود ندارد و این سه، بهواسطه زبان فارسی، در پیوندی عمیق و ناگسستنی قرار میگیرند.
در مجموع، میتوان گفت که دیدگاه «آقای شهید ما، آیتالله خامنهای»، در عین همسویی با برخی مبانی نظری معاصر، واجد ویژگی متمایزی نیز هست و آن، تلفیق سه ساحت «هویت ملی»، «معرفت دینی» و «فرهنگ ملی» در یک چارچوب منسجم است.
بر پایه آنچه گفته شد، میتوان چنین نتیجه گرفت که «زبان فارسی»، بهعنوان مؤلفهای مهم از «هویت ملی»، در منظومه فکری «آیتالله خامنهای» جایگاهی فراتر از یک ابزار ارتباطی دارد و بهمثابه بنیانی برای «تداوم فرهنگی»، «انسجام اجتماعی» و «استقلال هویتی» تلقی میشود.
این نگاه، با بهرهگیری ضمنی از مبانی نظری زبان و هویت و در عین حال، با تأکید بر الزامات عملی، الگویی جامع برای مواجهه با چالشهای زبانی در جهان معاصر ارائه میدهد.
ایرانِ ما، بیتردید، نیازمند چنین نگاهی به مسئله و موضوع مهم «زبان ملی» است؛ نگاهی که بتواند زمینه غلبه بر چالشها و آسیبهایی را فراهم آورد که «هویت ملی» را تهدید میکنند و در مؤلفههای آن شکاف ایجاد میکنند. در پرتو چنین نگرشی، میتوان از «زبان فارسی» بهعنوان مهمترین رشته پیوند «هویت»، «فرهنگ»، «تاریخ و تمدن ایران» پاسداری کرد و آن را به سرمایهای ماندگار برای آینده کشور و جهان اسلام تبدیل ساخت.
انتهای پیام