اربعین حسینی تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه جریانی پویاست که طی قرنها، مفاهیم عمیق عدالتخواهی و ایثار را در تار و پود جوامع اسلامی تنیده است.
اربعین حسینی، تنها یک مناسبت در تقویم شیعیان یا یک گردهمایی بزرگ مذهبی نیست؛ اربعین، تجلی راهی است که از عاشورا آغاز شد و در طول قرنها، پیام عدالتخواهی، آزادگی، ایستادگی در برابر ظلم و وفاداری به حقیقت را زنده نگه داشت.
پیادهروی اربعین نیز در همین منظومه معنا پیدا میکند؛ حرکتی جمعی، مردمی و عمیقاً معنوی که میلیونها انسان را با زبانها، ملیتها، فرهنگها و طبقات اجتماعی گوناگون، در مسیری واحد گرد هم میآورد؛ مسیری که مقصد ظاهری آن کربلاست، اما مقصد حقیقیاش میتواند بازسازی انسان، جامعه و نسبت ما با ارزشهای حسینی باشد.
اربعین، چهلمین روز شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران وفادار ایشان در واقعه عاشوراست؛ اما راز ماندگاری این روز را باید فراتر از یک عدد و یک مناسبت تاریخی جستوجو کرد.
اربعین، فرصت بازخوانی پیام عاشوراست؛ پیامی که در آن، کرامت انسانی بر مصلحتسنجیهای زودگذر، حقطلبی بر سکوت در برابر باطل و مسئولیتپذیری بر بیتفاوتی ترجیح داده میشود. در حقیقت، زائر اربعین تنها برای حضور در یک مراسم عزاداری یا انجام یک سفر زیارتی قدم برنمیدارد؛ او، آگاهانه یا ناآگاهانه، در مسیر یک یادآوری بزرگ قرار میگیرد: یادآوری اینکه حسین بن علی(ع) تنها متعلق به یک زمان و جغرافیا نیست، بلکه پرچمدار همه انسانهایی است که در هر عصر و مکانی، آرزوی آزادی، عدالت و عزت دارند.
پیادهروی اربعین در سالهای اخیر به یکی از روشنترین جلوههای همبستگی دینی و انسانی در جهان تبدیل شده است. در این مسیر، ثروتمند و کمبرخوردار، پیر و جوان، کودک و بزرگسال، زن و مرد، دانشجو و کارگر، استاد و کشاورز، ایرانی و عراقی و زائرانی از دهها کشور جهان، در کنار یکدیگر حرکت میکنند. بسیاری از تفاوتهای معمول اجتماعی در این راه کمرنگ میشود و آنچه برجستگی مییابد، هویت مشترکِ «زائر بودن» است.
این همنشینی و همقدمی، تصویری متفاوت از مناسبات انسانی ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، برتری نه به دارایی و موقعیت، بلکه به میزان خدمت، اخلاص و محبت سنجیده میشود.
یکی از مهمترین جلوههای پیادهروی اربعین، فرهنگ میزبانی و خدمت است. موکبها در این رویداد، صرفاً ایستگاههایی برای تأمین غذا، آب یا محل استراحت نیستند؛ هر موکب، روایتگر نوعی از ایثار و بخشندگی است. خانوادههایی که با امکانات محدود، خانه و دارایی خود را در اختیار زائران قرار میدهند؛ جوانانی که روزها و شبها برای خدمترسانی تلاش میکنند؛ پزشکان، پرستاران، مترجمان، نیروهای امدادی و خادمانی که بینام و نشان، آرامش و سلامت زائران را دنبال میکنند، همه و همه بخشی از یک سرمایه اجتماعی عظیم را به نمایش میگذارند.
در فرهنگ اربعین، «خدمت» یک شعار نیست؛ عملی است که در کوچکترین رفتارها جلوه میکند. گاهی در دادن لیوانی آب به زائری خسته، گاهی در شستن پای رهگذری که تاول زده است، گاهی در راهنمایی مسافری که زبان نمیداند و گاهی در کنار گذاشتن راحتی شخصی برای آسایش دیگری.
این فرهنگ، میتواند برای جامعه امروز ما نیز الهامبخش باشد؛ جامعهای که بیش از هر زمان دیگری به تقویت همدلی، مسئولیت اجتماعی، اعتماد عمومی و روحیه همکاری نیاز دارد.
البته پیادهروی اربعین را نباید تنها در بُعد عاطفی و آیینی آن خلاصه کرد. این حرکت، ظرفیت بزرگی برای معرفتافزایی دارد. اگر زائر بداند که برای چه کسی و با چه هدفی قدم برمیدارد، هر گام او میتواند به تأملی عمیقتر در زندگی فردی و اجتماعیاش تبدیل شود.
امام حسین(ع) در کربلا، درس انتخاب آگاهانه داد؛ درس اینکه انسان در لحظات حساس نمیتواند نسبت به حقیقت و سرنوشت جامعهاش بیتفاوت باشد. از این منظر، پیادهروی اربعین باید فرصتی باشد تا از خود بپرسیم: نسبت ما با عدالت چیست؟ در برابر آسیبهای اجتماعی، فقر، تبعیض، دروغ و نادیده گرفتن حقوق دیگران چه مسئولیتی داریم؟ آیا پس از بازگشت از این سفر، نشانهای از اخلاق حسینی در رفتار خانوادگی، اجتماعی و حرفهای ما دیده خواهد شد؟
اربعین هنگامی به یک تجربه ماندگار تبدیل میشود که از ظاهر به باطن راه پیدا کند. راه رفتن در مسیر نجف تا کربلا، اگر با تمرین صبر، مدارا، نظم، رعایت حقالناس و توجه به دیگران همراه نباشد، ممکن است به یک سفر پرشور اما کوتاهاثر محدود شود. اما اگر زائر در این مسیر یاد بگیرد که برای دیگران جا باز کند، خشم خود را کنترل کند، زحمت دیگران را ببیند، نسبت به پاکیزگی محیط حساس باشد، در مصرف آب و غذا اسراف نکند و حرمت انسانها را پاس بدارد، آنگاه اربعین از یک مراسم به یک «مدرسه تربیتی» تبدیل خواهد شد.
در این میان، نقش رسانهها، نهادهای فرهنگی، هیئتهای مذهبی و فعالان قرآنی و دینی بسیار مهم است. رسانه نباید تنها به شمارش جمعیت، گزارش مسیرها و بازتاب تصاویر احساسی بسنده کند؛ هرچند اینها نیز بخشی از روایت اربعیناند. رسالت اصلی، روایت عمیقترِ این حرکت است: روایت انسانهایی که برای خدمت از خود میگذرند، روایت خانوادههایی که در سایه محبت اهلبیت(ع) با یکدیگر پیوند میخورند، روایت جوانانی که پاسخ پرسشهای خود را در مکتب عاشورا جستوجو میکنند و روایت ظرفیتهایی که اربعین برای گفتوگو، همگرایی و گسترش فرهنگ نیکوکاری فراهم میآورد.
پیادهروی اربعین همچنین میتواند الگویی برای بازتعریف دیپلماسی مردمی در جهان اسلام باشد. در روزگاری که بسیاری میکوشند میان ملتها دیوار بیاعتمادی، اختلاف و دشمنی ایجاد کنند، اربعین نشان میدهد که محبت اهلبیت(ع) قادر است مرزهای رسمی را درنوردد و دلها را به هم نزدیک کند. حضور زائرانی از ملتهای مختلف در کنار مردم عراق، جلوهای از امت واحده را به نمایش میگذارد؛ امتی که اگر بر محور ارزشهای الهی و انسانی همدل شود، توان ایستادگی در برابر بحرانها و ساختن آیندهای روشنتر را خواهد داشت.
با این همه، پاسداشت اربعین نیازمند توجه به الزامات آن نیز هست؛ از رعایت قوانین و توصیههای بهداشتی و امنیتی گرفته تا حفظ نظم، احترام به مردم میزبان، پرهیز از اسراف و مراقبت از محیط زیست. زائر حسینی باید بداند که اخلاق او در طول مسیر، بخشی از پیام اربعین است. احترام به فرهنگ و امکانات کشور میزبان، رعایت حقوق دیگر زائران و مشارکت در حفظ پاکیزگی مسیر، نشانههایی از همان معرفتی است که سفر اربعین را ارزشمندتر میکند.
اربعین در نهایت، دعوتی است به بازگشت به خویشتن؛ بازگشت به فطرتی که عدالت را دوست دارد، در برابر رنج انسانها بیقرار میشود و کرامت را بر منفعت ترجیح میدهد. کربلا به ما میآموزد که حق، هرچند در ظاهر تنها بماند، شکستناپذیر است و اربعین یادآور میشود که پیام حق، اگر با صداقت و فداکاری همراه باشد، در دل تاریخ و جان انسانها زنده خواهد ماند.
راه اربعین شاید با قدمها پیموده شود، اما حقیقت آن با دلها ساخته میشود. مهم آن است که هر زائر پس از رسیدن به کربلا و بازگشت به شهر و خانه خود، بخشی از نور این راه را با خویش بیاورد؛ نوری از محبت، خدمت، مسئولیتپذیری، آزادگی و وفاداری به آرمانهای سیدالشهدا(ع). در این صورت، اربعین تنها پایان یک سفر نخواهد بود؛ آغاز راهی تازه برای حسینیتر زیستن خواهد شد.
انتهای پیام