کد خبر: 1922588
تاریخ انتشار : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۸

بررسی صفات منافق از ديدگاه قرآن

گروه فضای مجازی: در ابتدای سوره «بقره»، ضمن بيان صفات منافقان، چنين آمده است: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» در دل‌های آن‌ها يك نوع بيماری است و خداوند هم بر بيماری آن‌ها می‌افزايد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، خطرناك‌ترين افراد در يك جامعه منافقان هستند؛ چراكه تكليف انسان در برابر آن‌ها روشن نيست. نه واقعاً دوست هستند و نه ظاهراً دشمن؛ از امكانات مومنين استفاده می‌كنند و از مجازات كفار ظاهراً مصوناند؛ ولی اعمال‌شان از كفار بدتر است.
منافقان مى‌گويند: به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مى‌كنيم؛ ولى بعد از اين ادعا، گروهى از آنان رويگردان مى‌شوند. آن‌ها در حقيقت مومن نيستند. سوره نور﴿47﴾، آيا در دل‌هاى آنان بيمارى است يا شك و ترديد دارند يا مى‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه بلكه آنها خودشان ستمگرند. سوره نور﴿ 50﴾، آيا در دل‌های آن‌ها بيماری است؟ يا شك و ترديد دارند؟ يا می‌ترسند خدا و رسولش بر آنها ستم كند؟ اما خود اينها ستمگرند!
اين نخستين بار نيست كه در قرآن به تعبير «مرض» در مورد نفاق برخورد می‌كنيم. قبل از اين آيه شريفه در ابتدای سوره «بقره»، ضمن بيان صفات منافقان، چنين آمده است: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» در دل‌های آن‌ها يك نوع بيماری است و خداوند هم بر بيماری آن‌ها می‌افزايد.
نفاق در حقيقت بيماری انحراف است. انسان سالم، يك چهره بيشتر ندارد و روح و جسم او هماهنگ است. اگر مومن است، تمام وجودش فرياد ايمان می‌كشد و اگر منحرف است، ظاهر و باطنش بيانگر انحراف است؛ اما اينكه ظاهرش دم از ايمان بزند و باطنش بوی كفر دهد، اين يك نوع بيماری است.
هم‌چنين از آنجا كه اينگونه افراد بر اثر لجاجت و پافشاری در برنامه‌هايشان مستحق لطف و هدايت خدايی نيستند، خداوند آنان را به حال خود می‌گذارد تا اين بيماری‌شان افزوده شود. چنانكه می‌دانيم، چون اين ناهماهنگی ظاهر و باطن برای هميشه قابل ادامه نيست، سرانجام پرده‌ها كنار می‌رود و باطن آلوده آنان ظاهر می‌شود.
از مجموعه آيات سوره منافقان، نشانه‌های متعددی برای منافقان استفاده می‌شود كه در يك جمع‌بندی می‌توان آن را در ده نشان خلاصه كرد؛ دروغگويی صريح و آشكار (والله يشهد ان‌المنا‌فقين لكاذبون)، استفاده از سوگندهای دروغين برای گمراه ساختن مردم (اتخذوا ايمنهم جنه)، عدم درك واقعيات بر اثر رها كردن آيين حق، بعد از شناخت آن (لايفقهون)، داشتن ظاهری آراسته و زبانی چرب، علی رغم تهی بودن درون و باطن (و اذا رايتهم تعجبك اجسامهم)، بيهودگی در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون يك قطعه چوب خشك (كانهم خشب مسنده)، بدگمانی و ترس و وحشت از هر حادثه و هر چيز به خاطر خائن بودن (يحسبون كل صيحه عليهم)، حق را به باد مسخره و استهزا، گرفتن (لووا رئوسهم)، فسق و گناه (ان‌الله لايهدی‌القوم‌الفاسقين)، خود را مالك همه چيز دانستن و ديگران را محتاج خود پنداشتن (هم الذين يقولون لا تنفقوا علی من عند رسول‌الله حتی ينفضوا) و خود را عزيز و ديگران را ذليل تصور كردن (ليخرجن‌الاعز منها الاذل)
منافقان خطرناك‌ترين افراد هر اجتماعند؛ چرا كه اولاً در درون جامعه‌ زندگی می‌كنند و از تمام اسرار باخبرند. ثانياً شناختن آنها هميشه كار َآسانی نيست و خود را چنان در لباس دوست نشان می‌دهند كه انسان باور نمی‌كند. ثالثاً چون چهره اصلی آنها برای بسياری از مردم ناشناخته است، درگيری مستقيم و مبارزه صريح با آنها كار مشكلی است. رابعاً آنها پيوندهای مختلفی با مومنان دارند (پيوندهای سببی و نسبی و غير اينها) و وجود همين پيوندها مبارزه با آنها را پيچيده‌تر می‌سازد. خامساً آنها از پشت خنجرمی‌زنند و ضرباتشان غافلگيرانه است.
اين جهات و جهاتی ديگر سبب می‌شود كه آنها ضايعات جبران‌ناپذيری برای جوامع به بار آورند و به همين دليل برای دفع شر آنها بايد برنامه‌ريزی دقيق و وسيعی داشت.
در حديثی آمده است كه پيامبر(ص) فرمودند: «من بر امتم نه از مومنان بيمناكم، نه از مشركان؛ اما مومن، ايمانش مانع ضرر اوست؛ و اما مشرك، خداوند او را به خاطر شركش رسوا می‌كند؛ ولی من از «منافق» بر شما می‌ترسم كه از زبانش علم می‌ريزد (و در قلبش كفر و جهل است) سخنانی می‌گويد كه برای شما دلپذير است؛ اما اعمالی در خفا انجام می‌دهد كه زشت و بد است!» «سفية‌البحار» جلد 2 صفحه 606
منابع: جلد 14 تفسير نمونه، ص 571 و جلد 24 تفسير نمونه ص 164
captcha