کد خبر: 4352391
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸
یادداشت

جنگ‌های فرسایشی و فروپاشی‌های تاریخی

کیومرث یزدان‌پناه، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

به قلم کیومرث یزدان‌پناه، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

این جنگ‌هایی که امروزه متداول شده‌اند و بشر و آینده بشریت را تهدید می‌کنند، در بسیاری از اهداف خود گمراه کننده و منحرف عمل می‌کنند. به عبارتی هیچکدام از اهداف با ماهیت و مأموریت‌های اعلامی آن همخوانی ندارند و به شدت فریبنده و گمراه کننده هستند.

این جنگ‌های پرخطر و به اصطلاح متفاوت، در کشتار انسان‌ها مشابه جنگ‌های قرن بیستم نیستند و در کارکرد و شدت و حدت و بسیاری از جهات دیگر، تفاوت‌های آشکاری با جنگ‌های کلاسیک و شبه کلاسیک دارند زیرا در روند این جنگ‌ها، برخلاف جنگ‌های گذشته که کورکورانه و فله‌ای قربانی می‌گرفتند، اهداف در این جنگ‌ها ابتدا تا حدود زیادی هوشمندانه هدف قرار می‌گیرند و به محض اینکه اهداف هوشمند تمام اما متجاوز به نتیجه نمی‌رسد، ابعاد آن تغییر و شریان‌های حیاتی بدون هیچ ملاحظه‌ای هدف قرار می‌گیرند.

اما نکته اساسی در  اینجاست که سوژه‌های مورد هدف هم برای بقا و فرار از تله متجاوز، در بسیاری از موارد دست به جابجایی‌های مکرر در پوسته‌های انسانی می‌زنند تا در امان بمانند، مگر اینکه غافلگیر شوند و مورد هدف قرار بگیرند. این پدیده ناشناخته جنگی از سال ۲۰۱۴ مورد توجه جدی قرار گرفته و هم اکنون به گسترده‌ترین شکل خود در آمده است.

اضافه بر این در روند غیر متعارف این جنگ‌ها، عناصر حیاتی در زیست غیر نظامیان بدون هیچ ملاحظه‌ای در بانک‌های اهداف قرار می‌گیرند و نابود می‌شوند و متاسفانه نتایج جنگ‌ها به واسطه سلطه رسانه‌ها با افراط بیش از حد در دستاوردها همراه می‌شود تا عواقب ناشی از خسارت‌ها، ضعف‌ها و اهداف قربانی شده بلافاصله برملا نشوند یا بطور کل نادیده گرفته شوند.

از سویی دیگر مدل جنگ‌های قرن بیست‌ویکم به گونه‌ای است که در بسیاری از نقاط درگیر، حتی منجر به کودتاهای خونین و یا جنگ‌های داخلی با نیت تفرقه افکنی و انشقاق ژئوپليتيكی و هویتی گسترده نیز می‌شوند.

اما نکته‌ای که در فرایند درگیری‌های خونین قرن بیست‌ویکم بسیار ظریف و مهم است اینکه جنگ‌های فعلی ممکن است بسترساز جنگ‌های قوی‌تر و بزرگ‌تر در آینده باشند و اگر اوضاع به این منوال پیش برود، شاید بشریت شاهد مرگ بیش از یکصد میلیون نفر انسان و ویرانی‌های غیرقابل جبران در قرن ۲۱ در اثر جنگ‌های بزرگ و کاربرد سلاح‌های مرگبار شوند.

خلاصه‌های جنگ‌های ۲۶ سال اخیر(۲۰۰۰تا۲۰۲۶) نیز همین خطرات احتمالی را به همه جهانیان، به ویژه مناطق ناموزون مسلمانان گوشزد می‌کند.

زیرا جهان مدام در این مدت با شوک‌های خیره کننده مواجه بوده است. اگر چهار چهره مخوف قرن بیستم یعنی هیتلر، لنین، استالین و مائو که هرکدام نماد عقیده و ایدئولوژی بودند، مسبب جنگ‌های ویرانگر و کشتارهای فجیع بودند، گستره نگرش‌های رادیکالی در قرن بیست‌ویکم به سبک و سیاق جنایتکاران گذشته‌های نه چندان دور، به اشکال خطرناک‌تری تکثیر شده و یا در حال تکثیرند که تنها برای بقای راهبرد و آرمان خود تلاش می‌کنند و کشتار انسان‌ها را در دو دسته «خیر و شر» توجیه می‌کنند.

لذا هیتلر اگر ۵ میلیون یهودی را قربانی عقاید خود کرد، امروزه ریشه برآمده از همان تفکر در پوشش ادیانی و مذهبی، تلاش می‌کند تعداد بیشتری را قربانی کند. به طور مثال القاعده و داعش و طالبان نماد مخوف‌تری هستند که در قرن بیست‌ویک تکثیر شده‌اند. 

جنگ روسیه و اوکراین نیز قوی‌تر از جنگ یوگسلاوی با اهدافی غیرمتعارف در این قرن در حال استمرار است. در نتیجه باید گفت که در این ۲۶ سال از قرن ۲۱ علاوه بر دستاویزهای افراطی ایدئولوژیک، از بین بردن مخالفان سیاسی و اجتماعی توسط مدعیان قدرت حتی در جوامع مدعی کثرت‌گرایی، هم به عاملی مرگبار در جوامع بشری و جهانی تبدیل شده است.

نکته دردناک اینجاست که  بشریت و جهان متحول یافته امروزی، چیزی را به ارث می‌برد که اصلا انتظارش را در این قرن با آن همه نمادهای توسعه، و رفاه و زیست شبکه‌ای مسالمت آمیز نداشت و شگفتانه‌های متعارض ضد واقع‌گرایی آن، هر روز به شکلی در حال نمایان شدن است. باید گفت قرن بیست و یکم قرن تعارضات خطرناک است و لقبی بهتر از آن نمی‌توان برای آن پیدا کرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
captcha