علیرضا تقوینیا، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایکنا، درباره اظهارات اخیر دونالد ترامپ پیرامون مذاکرات هستهای با ایران اظهار کرد: در تحلیل تحولات مربوط به روابط ایران و آمریکا و همچنین پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهمترین نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد، تفکیک میان مواضع رسانهای و اقدامات عملی طرفهاست. در بسیاری از مواقع، مقامات سیاسی بهویژه در آمریکا، اظهاراتی را مطرح میکنند که بیش از آنکه در راستای تشریح واقعیتهای موجود باشد، با اهداف تبلیغاتی، روانی و رسانهای بیان میشود. از همین رو، قضاوت درباره روند مذاکرات یا آینده روابط دو کشور صرفاً بر اساس برخی اظهارات رسانهای نمیتواند مبنای دقیقی برای تحلیل باشد.
وی افزود: در ماههای اخیر بارها شاهد بودهایم که دونالد ترامپ درباره ایران، برنامه هستهای جمهوری اسلامی و شرایط رسیدن به توافق احتمالی مواضع مختلفی را مطرح کرده است. برخی از این مواضع در داخل کشور نیز بازتاب گستردهای پیدا کرده و موجب شکلگیری برداشتهای متفاوت شده است. با این حال باید توجه داشت که آنچه اهمیت دارد، اقدامات عملی دولت آمریکا و روند واقعی تحولات است، نه صرفاً اظهاراتی که در سخنرانیها، مصاحبهها یا شبکههای اجتماعی مطرح میشود.
تقوینیا ادامه داد: گاهی مشاهده میشود که با انتشار یک جمله یا یک موضعگیری از سوی رئیسجمهور آمریکا، برخی افراد به سرعت نتیجهگیری میکنند که توافقی در راه است یا برعکس، مذاکرات به بنبست رسیده است. در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده است میان مواضع اعلامی واشنگتن و آنچه در عرصه عمل رخ میدهد، فاصله قابل توجهی وجود دارد. به همین دلیل تحلیلگران باید به جای تمرکز بر جنگ روانی و رسانهای، روندهای واقعی و اقدامات قابل سنجش را مورد توجه قرار دهند.
وی تصریح کرد: یکی از ویژگیهای سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران طی سالهای گذشته، استفاده گسترده از ابزارهای رسانهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بوده است. در چنین شرایطی، اگر تحلیلها صرفاً بر اساس اظهارات رسانهای شکل بگیرد، امکان خطا در ارزیابی شرایط افزایش پیدا میکند. از این رو ضروری است که هرگونه موضعگیری در چارچوب واقعیتهای میدانی و تحولات عینی مورد بررسی قرار گیرد.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به برخی اظهارات اخیر ترامپ درباره برنامه هستهای ایران گفت: یکی از نکات قابل توجه، تغییر ادبیات مقامات آمریکایی در برخی موضوعات مرتبط با پرونده هستهای است. در گذشته بارها از سوی ترامپ و دیگر مسئولان آمریکایی مطرح میشد که هرگونه توافق با ایران منوط به خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور یا واگذاری آن به طرفهای خارجی است. این موضوع در مقاطع مختلف به عنوان یکی از شروط اصلی آمریکا مطرح میشد.
وی افزود: با این حال در اظهارات اخیر، شاهد هستیم که از ادبیات متفاوتی استفاده میشود. اکنون صحبت از همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نظارت این نهاد بر برخی فعالیتها مطرح شده و دیگر تأکید گذشته بر انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور دیده نمیشود. این تغییر در ادبیات سیاسی آمریکا میتواند نشانهای از تعدیل برخی مطالبات پیشین باشد.
تقوینیا اظهار کرد: البته این مسئله به معنای آن نیست که ایران چنین خواستههایی را پذیرفته یا قرار است در این زمینه توافقی صورت گیرد. هنوز هیچیک از جزئیات مربوط به مذاکرات احتمالی مشخص نیست و مشخص نیست که اساساً چنین موضوعاتی در چه سطحی و با چه سازوکاری مورد بحث قرار خواهد گرفت. آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، این است که برخی از مواضع پیشین آمریکا با تغییراتی همراه شده و این موضوع نشان میدهد فضای سیاسی نسبت به گذشته دچار تحولاتی شده است.
وی تأکید کرد: در هر حال جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که درباره مسائل هستهای صرفاً در چارچوب منافع ملی و حقوق قانونی خود تصمیمگیری خواهد کرد و هیچ اقدامی خارج از این چارچوب صورت نخواهد گرفت.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ادامه با اشاره به الزامات هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا اظهار کرد: یکی از نکات مهم این است که حتی در صورت فراهم شدن زمینه برای گفتوگو یا مذاکره، موضوعات متعددی باید مورد بررسی قرار گیرد. مذاکرات صرفاً به معنای پذیرش خواستههای یک طرف نیست، بلکه فرآیندی است که در آن هر دو طرف تلاش میکنند منافع و مطالبات خود را تأمین کنند.
وی افزود: در موضوع هستهای نیز اگر روزی مذاکراتی در سطح جدی انجام شود، مسائل مختلفی از جمله نحوه اجرای تعهدات، زمانبندی اقدامات، سازوکارهای نظارتی، تضمینهای لازم و امتیازاتی که طرفین دریافت میکنند، مورد بحث قرار خواهد گرفت. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس یک اظهارنظر رسانهای درباره نتیجه نهایی چنین مذاکراتی قضاوت کرد.
تقوینیا ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته تجربههای مختلفی را در حوزه توافقات بینالمللی پشت سر گذاشته است. به همین دلیل طبیعی است که در هرگونه مذاکره یا توافق احتمالی، موضوع تضمین اجرای تعهدات و حفظ منافع ملی از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. مسئولان کشور نیز بارها بر این موضوع تأکید کردهاند که هیچ توافقی بدون تأمین حقوق ملت ایران و دریافت تضمینهای لازم پذیرفته نخواهد شد.
وی تصریح کرد: برنامه هستهای ایران بخشی از توانمندیهای راهبردی کشور محسوب میشود و هرگونه تصمیمگیری درباره آن باید با در نظر گرفتن تمامی ابعاد فنی، سیاسی، امنیتی و حقوقی انجام شود. از این رو، طرح برخی مطالبات از سوی آمریکا به معنای تحقق یا پذیرش آن نخواهد بود.
تقوینیا در بخش پایانی سخنان خود اظهار کرد: تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد، فضای رسانهای با واقعیتهای سیاسی تفاوت دارد. به همین دلیل بهترین معیار برای ارزیابی ادعاهای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی، گذر زمان و مشاهده نتایج عملی اقدامات آنهاست.
وی افزود: در شرایط کنونی نمیتوان صرفاً بر اساس برخی اظهارات درباره موفقیت یا شکست مذاکرات قضاوت کرد. آنچه اهمیت دارد این است که در عمل چه تحولاتی رخ میدهد، چه تصمیماتی اتخاذ میشود و طرفهای مختلف تا چه اندازه به تعهدات خود پایبند میمانند.
این کارشناس مسائل بینالملل اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که آماده تعامل و گفتوگو در چارچوب احترام متقابل و تأمین منافع ملی است، اما در عین حال از حقوق قانونی خود نیز کوتاه نخواهد آمد. بنابراین هرگونه ارزیابی درباره آینده مذاکرات باید بر اساس واقعیتهای موجود و نه فضاسازیهای رسانهای صورت گیرد.
وی در پایان گفت: آنچه در نهایت اهمیت دارد، حفظ امنیت، منافع و اقتدار ملی جمهوری اسلامی ایران است. به همین دلیل لازم است افکار عمومی و تحلیلگران سیاسی بیش از آنکه به جنگ روانی و مواضع رسانهای توجه کنند، روندهای واقعی و اقدامات عملی طرفها را مورد بررسی قرار دهند. گذر زمان نشان خواهد داد که کدام یک از ادعاها با واقعیت منطبق بوده و کدام مواضع صرفاً در چارچوب رقابتهای سیاسی و رسانهای مطرح شده است. در چنین شرایطی، قضاوت دقیق و واقعبینانه مستلزم توجه به مجموعه تحولات و پرهیز از واکنشهای شتابزده نسبت به اظهارات مقطعی و رسانهای خواهد بود.
انتهای پیام