
حجتالاسلام عباس حیدریپور، کارشناس و پژوهشگر مذهبی استان ایلام در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) شعبه ایلام، با بیان اینکه یکی از عقاید شیعه ظهور دوازدهمین امام از نسل پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) بعد از غیبت طولانی او است، گفت: در فاصله این غیبت و ظهور، شیعه خود را منتظِر معرفی میکند و متقابلاً امام دوازدهمش را منتظَر(کسی که انتظارش را میکشند) مینامند.
وی در ادامه با تبیین معنای «انتظار»، اظهار کرد: آیا انتظار یک حالت روانی است؟ یا عمل یا اعمال خارجی؟ و یا حداقل حالتی روانی که دارای اثراتی خارجی است؟ و مهمتر آنکه «انتظار» چه ارتباطی و نسبتی با مجموعه عقاید اسلامی دارد؟ و آیا جدای از سایر اعتقادات اسلامی است؟ یا پیوسته بدانها است؟ ترسیم چگونگی این ارتباط هدف بحث است.
برترین عبادت، انتظار فرج و گشایش از جانب خدای متعال است
حجتالاسلام حیدریپور با اشاره به روایتی از پیامبر(ص) که میفرمایند: «أَفْضَلُ أعْمالِ اُمَّتِی اِنْتِظارُ الفَرَج من الله عزّ وجلّ؛ برترین کارهای امت من انتظار فرج از جانب خداوند عزّ و جل است» و همچنین روایتی از امام علی(ع) که میفرمایند: «أفضَلُ عِبادهَ المُؤمِنَ، إنتِظارُ و فَرَجَ اللهَ؛ برترین عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداوند است»، گفت: بر اساس این دو حدیث برترین عبادت، انتظار فرج و گشایش از جانب خدای متعال است؛ نکته مهم در این احادیث آن است که ترکیب «انتظار الفرج» را همراه با قید «من الله»(یعنی گشایشی که از جانب خدا باشد) همراه ساخته است نه آنکه انتظار گشایش را بدون قید و مطلق بیان نماید.
این کارشناس دینی با بیان اینکه این دو بیان میآموزند که گشایش از سوی خدا و به اراده او است، اظهار کرد: اگر قرار است ظهوری اتفاق بیفتد و عالم به وسیله امام دوازدهم پر از عدل و داد گردد بعد از آنکه پر از ظلم شده است، این ظهور و دادگری گسترده بیاذن و اراده خدای جهان و جهانیان ممکن نیست؛ در این میان میبینیم که مفهوم انتظار با وضوح تمام با یکی از بلندترین مراتب توحید مرتبط است.
تمام عقاید و احکام اسلامی را میتوان از دل توحید استخراج کرد
وی در ادامه، افزود: اساسیترین پایه اسلام توحید است تا آنجا که علماء متذکر شدهاند تمام عقاید و احکام اسلامی را میتوان از دل توحید استخراج کرد و نیز بدان بازگرداند از این رو بر هر مسلمانی لازم است بکوشد معرفت توحیدی خویش را که اساس دین و دینداری او است روز به روز بلکه لحظه به لحظه عمیقتر سازد.
حجتالاسلام حیدریپور با بیان اینکه گاهی افراد در معنی کردن توحید آن را به سادهترین وجهی بیان میکنند و میگویند توحید آن است که معتقد باشیم خدا فقط یکی است و شریکی ندارد، افزود: این معنی از توحید هر چند درست است اما تمام معنای توحید آنچنانکه آموزههای دینی اسلام بیان میکند نیست، معنای دیگر توحید علاوه بر نفی تعدد از خداوند تعالی، نفی ترکیب از ساحت الهی است یعنی خداوند فاقد جزء و غیر مرکب است، زیرا هر مرکبی نیازمند اجزاء خودش است ولی خداوند غنی مطلق است.
وی در ادامه، ابراز کرد: معنای دیگر توحید قائل شدن به عینیت صفاتی مانند علم، قدرت و حیات با ذات حق تعالی است یعنی این صفات نه مخلوق خداوند جدای از او است بلکه علم مطلق همان خدا است همچنان که قدرت مطلق هم او است و به همین ترتیب.
این کارشناس مذهبی با اشاره به سوره صافات، آیه96: «وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ؛ با اینکه خدا شما و آنچه را که مىسازید آفریده است»، گفت: معنای دیگر توحید که یکی از دقیقترین و ظریفترین معانی آن است و بجز افراد اهل دقت دیگران راهی بدان ندارند تحت عنوان توحید افعالی نامیده میشود و منظور آن است که هر پدیدهای در عالم منسوب به خدا و آفریده او است.
حجتالاسلام حیدریپور با اشاره به آیه 29، سوره تکویر: «وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ و تا خدا پروردگار جهانها نخواهد [شما نیز] نخواهید خواست»، بیان کرد: بدیهی است بلافاصله در مقابل این تفسیر از توحید افعالی میتوان پرسید: همه چیز و حتی اراده انسان؟ پس چگونه میتوان آدمی را به خاطر افعال سؤش مؤاخذه کرد؟ و اساساً بهشت و جهنم بیمعنا میشود بدتر آنکه وقتی کارهای بد بندگان را به خدا نسبت دادیم دیگر چگونه میتوانیم خداوند را تسبیح گفته و منزه از ظلم و بیداد بدانیم؟ زیرا جریان ظلم میان بندگان امری نیست که قابل انکار باشد؛ در مقابل چنین پرسشهایی بود که در جهان اسلام دو گروه فکری اشاعره و معتزله پدید آمدند و هر یک سعی کردند به نحوی به این اشکالات جواب دهند.
این کارشناس دینی در ادامه، افزود: معتزله اساساً آیات فوق را مسکوت گذاشته و در عوض با تمسک و به رخ کشیدن آیه 39 سوره نجم: «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست» گفتند: انسان در حیطه اختیار خویش کاملاً به خود واگذاشته شده است و خداوند هیچ تأثیری در کردار و رفتار او ندارد و این خود اوست که بدی یا خوبی میکند و به همین جهت فقط خود او شایسته پاداش و مؤاخذه است به عبارت دیگر ایشان قائل به تفویض(به خود واگذاشته شدن انسان) شدند.
وی، ادامه داد: در مقابل اشاعره آیاتی مانند «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» را مسکوت گذاشته هرگونه تأثیر و تأثر واقعی بین پدیدههای جهان را نفی کرده و همه را وابسته به خدا ساختند و گفتند: خوبی و بدی چیزی نیست که انسان بتواند با عقل خود آنرا دریابد بلکه این وحی است که باید بگوید خوبی چیست؟ و خوب کدام است؟ و بالعکس بدی چیست؟ و کدام چیز بد است؟.
ملاک خوبی و بدی فعل و کار خدا است
حجتالاسلام حیدریپور با بیان اینکه اساساً ملاک خوبی و بدی فعل و کار خدا است، گفت: ولو اینکه خداوند، مؤمن اهل طاعت متقی را وارد جهنم سازد و فاجر فاسق کافر را وارد بهشت سازد هر دوی اینها عین عدل است پس ما نمیتوانیم هیچگاه خداوند را به بیعدالتی و ظلم متهم سازیم زیرا هر آنچه او انجام دهد عین عدل است نه آنکه آنچه او انجام میدهد مطابق عدل باشد، یعنی واقعیتی غیر از فعل خدا ندارد.
این کارشناس مذهبی بیان کرد: هر یک از این دو گروه به دیگری حمله میکرد و نقاط ضعف حریف را به رخ او میکشاند بدون اینکه بتواند در مقابل نقاط ضعف خود پاسخ مناسبی بیابد اما شیعه که با مفسران راستین قرآن بلکه قرآنهای ناطق یعنی ائمه هدی(ع) مرتبط بودند هر دو دسته از آیات را با هم جمع کردند و هم نفی ستم از ساحت مقدس خداوند و هم افعال بندگان را به وصف اختیار فعل ایشان و مستحق جزاء و پاداش دانستند و هم همه چیز را فعل خداوند دانستند.
ارتباط انتظار و توحید افعالی
وی در ادامه با بیان اینکه فهم درست توحید افعالی به گونهای که ناسازگاری با اختیار بندگان نداشته باشد امری دقیق و صعب است و جز با اتصال به آموزشهای ائمه(ع) قابل فهم نیست، اظهار کرد: ممکن است انسان با کوچکترین افراط و تفریطی در دامن شرک قرار بگیرد چنانکه معتزله با اعتقاد به تعویض، انسان را شریک خدا در خالقیت قرار دادند و اشاعره با اعتقاد به جبر با نفی عدل الهی حکمت خداوند در جزاء و پاداش آدمی را منتفی دانسته در نتیجه نسبت جهل و نقص و محدودیت به خدا داده، حضرت حق را همردیف مخلوقات ساختند و از دایره توحید خارج شدند.
حجتالاسلام حیدریپور با تبیین و تشریح ارتباط انتظار و توحید افعالی، تصریح کرد: از آنجا که هستی هر موجودی از خداوند است و اگر لحظهای فیض وجودی حق تعالی نسبت به موجودی قطع گردد آن موجود نیست و نابود میگردد، لاجرم فعل آن موجود به هستی بخشی خداوند به او است، یعنی اگر خداوند به آن موجود هستی نمیبخشید او هرگز نمیتوانست کاری انجام دهد زیرا انجام کار فرع بر وجود داشتن است؛ به این اعتبار فعل هر موجودی و از جمله انسان به خداوند برمیگردد، اما این به معنای نفی اختیار از آدمی نیست زیرا این خود خداوند است که به انسان اختیار و قدرت بر انجام و ترک افعال را بخشیده است و فقدان اختیار برای چنین موجودی محال است به علاوه اختیاری که ما انسانها در خود مییابیم کاملاً آشکار و واضح است و قابل تشکیک نیست از این رو هر فعل انسان به خود انسان استناد داده میشود زیرا او در انجامش مختار است و به علاوه استناد همین فعل به خداوند نیز صحیح است زیرا این هستیبخشی خداوند بوده است که امکان پدید آمدن فاعل و در مرتبه بعد فعل را فراهم آورده است، اصطلاحاً گفته میشود فاعلیت انسان در طول فاعلیت خداوند است و انسان به نیروی الهی، افعال را انجام میدهد.
اراده خداوند اصالتاً به جریان ایمان، تسلیم و عبودیت تعلق گرفته است
این کارشناس مسائل دینی با بیان اینکه از این بیان مشخص میگردد که هر قدرتی به اذن خداوند، در عالم دخل و تصرف میکند و هیچ فعلی از دایره احاطه ربوبی خداوند خارج نمیگردد، گفت: نکته بسیار مهم دیگری که باید به این توضیح بیفزائیم آن است که ربوبیت الهی نسبت به جریان خیر و شر یا ایمان و کفر یکسان نیست، یعنی چنان نیست که خداوند قدرت یکسانی را به مؤمنان و کافران و به واقع به جریان اطاعت و لجاجت نسبت به حضرتش بخشیده باشد زیرا حب خیر از کمالات است و چون خداوند کامل مطلق است لذا اصالتاً و بالذات دوستدار خیر و کمال است اما چون عالم ماده و جهانی که ما در آن زندگی میکنیم سرای تزاحم است یعنی مخلوقات توسط حدود وجودی یکدیگر و هر یک در مرتبهای خاص محدود شدهاند لاجرم باید خداوند، جهان را به گونهای بیافریند که بیشترین خیر و خوبی و کمال بر آن ترتیب گردد.
وی با بیان اینکه به علاوه در مورد انسان چون رسیدن به بالاترین کمالات برای آدمی تنها از طریق اختیار حاصل میآید لاجرم باید انسان هم مختار آفریده شود تا بیشترین خیر و کمال از آفرینش وی حاصل گردد، گفت: انسان هم مختار است راه زوال و نابودی را برای خود برگزیند و هم راه سعادت و خوشبختی، در آیه 8، سوره شمس آمده است، «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا؛ سپس پلیدکارى و پرهیزگارىاش را به آن الهام کرد»، ولی در عین حال در آیه30، سوره روم اشاره شده است، «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ؛ پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمىدانند»، یعنی هرچند انسان هم فجور و هم تقوا را میشناسد ولی آفرینش او به گونهای است که با تقوا و در واقع با خدا انس بیشتری دارد و اساس هستی او، گرایش به سوی خدا است.
حجتالاسلام حیدریپور با بیان اینکه گستره تاریخ از آغاز تا انجام به اذن و قدرت الهی این همه فراز و نشیب پیموده است، اظهار کرد: اگر در اغلب اوقات جریان ظلم و بیداد و کفر جریان حاکم بوده است، چیزی از تحت اراده باری تعالی و قدرت و علم او خارج نشده است و اگر در برخی اوقات جریان عدل و داد و ایمان حاکم بوده است باز هم تحقق و تجلی اراده الهی در صحنه تاریخ بوده است، اما چون اراده خداوند اصالتاً به جریان ایمان و تسلیم و عبودیت تعلق گرفته است لاجرم صحنه تاریخ هم تسلیم این اراده میگردد و به عبارت صحیحتر این اراده ربوبی اقتضاء دارد که تاریخ بشر هم در نهایت تجلیگر عبودیت و عدل و داد گردد.
این کارشناس مذهبی در پایان، خاطرنشان کرد: زمانی معنای انتظار فرج از خداوند را دریافتهایم که به یقین بدانیم اولاً هیچ چیز در تاریخ بشر از دایره ربوبیت الهی خارج نشده و نمیشود ثانیاً صحنه تاریخ با همه فراز و نشیبش صحنه تجلی اراده الهی است، ثالثاً جریان اراده الهی اقتضاء دارد که فرجام تاریخ، فرجامی نیک و توأم با بندگی و عدل باشد.