کد خبر: 1210497
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱

حجت‌الاسلام حسينی در «آئينه شكسته علی» از فاطمه زهرا(س) می‌گويد

«آئينه شكسته علی» عنوان شعری از سروده‌های حجت‌الاسلام و المسلمين سيدعبدالله حسينی، شاعر و فعال قرآنی در آفريقا است كه آن را برای انتشار در اختيار خبرگزاری ايكنا قرار داده.


گروه ادب: «آئينه شكسته علی» عنوان شعری از سروده‌های حجت‌الاسلام و المسلمين سيدعبدالله حسينی، شاعر و فعال قرآنی در آفريقا است كه آن را برای انتشار در اختيار خبرگزاری ايكنا قرار داده.








به گزارش خبرگزاری بين‌اللمللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدعبدالله حسينی، شاعر و فعال قرآنی در آفريقا است كه شعری درباره شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) با عنوان «آئينه شكسته علی» سروده كه به شرح زير است:


«من امشب، تازه خواهم كرد، تا صبح


غم و داغ هزاران ساله‌ام را


من امشب، غسل خواهم داد، با اشك


گلم را، غنچه‌ام را، لاله را


***


الا ای ابرها، با من بگرييد


من امشب، در زمين تنهاترينم


شكست آيينه‌ام، ديگر كسی نيست


كه من با او به درد دل نشينم


***


ازين پس، اين منم ، تنها و خسته


به داغ جانگداز تو، گرفتار


ازين پس، تاقيامت، هر شب و روز


گذارم از غريبی، سر به ديوار


***


درين صحرای غربت‌خيز، ازين پس


انيس و مونس من، عمق چاه است


من و اين نخل‌های مو پريشان


ازين پس كارما، اشك است و آه است


***


نخواهم برد، من از خاطر خويش


وصال و قصه دلبستگی را


چرا خاموشی ای فانوس خانه


نمی‌گيری ز جانم خستگی را


***


چرا با من نمی‌گويی كه از كين


كدامين دست، بر رويت نشسته


عزيز من، زبان بگشای و برگو


چه كس، پهلوی پاكت را شكسته


***


مگر تو مونس دردم نبودی


چرا با من، سر ماندن نداری


الا ای مونس تنهايی من


علی را، ازچه تنها می‌گذاری


***


خداوندا، چه می‌بينم، من امشب


چرا بر چهره تو جای سيلی است


مرا زهرای مظلومم، ببخشای


علی شرمنده، ازاين روی نيلی است


***


درين فصل جدائی از بر من


كنون كه می‌روی سوی پيمبر


برايش ماجرا را داستان كن


رسان او را، سلام، از من به محضر


***


اگر حال مرا پرسيد، با او


بگو كه شعله، در پيراهنش بود


اگر پرسيد، از چه پس نيامد


بگو كه ريسمان در گردنش بود


***


در آنجا با پيمبر، درددل كن


كه محسن را به خاك و خون نشاندند


بگوديدم، به چشم خود كه آنها


علی را سوی مسجد می‌كشاندند


***


علی با خاك، آن شب درددل كرد


كه از آزار زهرا(س) دست بردار


درين دنيا غم بسيار ديده است


عزيزم را تو بيش از اين ميازار


***


حسين آن شب، حسن را تسليت گفت


ولی زينب ز فرط ناله، غش كرد


علی تا صبح صادق گريه می‌كرد


زمين از گريه‌اش رفع عطش كرد


***


حسين آهسته با شيرين‌زبانی


به آه و ناله مادر را صدا كرد


همه ديدند زهرا را كه آن دم


برای كودكش آغوش وا كرد


***


اگر چه بغض ناپيدايی او


گلوی عاشقان را، منفجركرد


ولی تاريخ می‌بيند چگونه


خدا در خاك او را منتشر كرد»

captcha