کد خبر: 1233962
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۷
حجت‌الاسلام خوشنويس

كرسی‌های تفسير و فقه حضرت زینب(س) جزو محافل علمی بی‌نظير جامعه اسلام است

معاون مشاركت‌های مردمی ستاد احيای امر به معروف و نهی از منكر فارس اظهار کرد كرسی‌های تفسير و فقه حضرت زینب(س) جزو محافل علمی بی‌نظير جامعه اسلام است و بسياری از بزرگان به دليل همين كرسی‌ها، آن حضرت را مجتهده و جزو راسخين به علم می‌دانند.


گروه اجتماعی: معاون مشاركت‌های مردمی ستاد احيای امر به معروف و نهی از منكر فارس اظهار کرد: كرسی‌های تفسير و فقه حضرت زینب(س) جزو محافل علمی بی‌نظير جامعه اسلام است و بسياری از بزرگان به دليل همين كرسی‌ها، آن حضرت را مجتهده و جزو راسخين به علم می‌دانند.


حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالرضا خوشنويس، معاون مشاركت‌های مردمی ستاد احيای امر به معروف و نهی از منكر فارس در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه فارس، ضمن تسليت فرا رسيدن سالروز وفات حضرت زينب(س) گفت: حضرت زينب(س) در سال سوم يا چهارم هجرت متولد شدند و در سال 63 هجری از دنيا رفتند.


وی با تصريح انيكه زندگی زينب كبری(س) به سه بخش تقسيم می‌شود، افزود: بخش نخست زندگی آن حضرت در زمان پيامبر(ص) است؛ زينب كبری(س) از كسانی است كه زمان پيامبر(ص) را درك كردند و حتی خاطرات و رواياتی از حضرت زينب(س) نقل شده كه از زبان پيغمبر(ص) شنيده‌اند و در همين مدت با مادرشان نيز زندگی كردند و خاطرات و رواياتی از مادر خود نقل كرده‌اند.


حجت‌الاسلام خوشنويس تصريح كرد:‌ دومين فصل از زندگی ايشان مربوط به دوران معصوم دوم يعنی اميرالمؤمنين(ع) و از سال 11 تا نزديك 40 است كه حدود 39 سال با پدرشان بودند؛ در اين مدت نيز حضرت زينب(س) تجليات زيادی داشتند از جمله در دروس تفسير و فقه.


مدير اجرايی ستاد زكات استان فارس ادامه داد: كرسی‌های تفسير و فقه حضرت، جزو محافل علمی بی‌نظير جامعه اسلام است كه بسياری از بزرگان به دليل برپايی همين كرسی‌ها، حضرت زينب(س) را مجتهده و دارای توان تفسير قرآن و جزو راسخين به علم می‌دانند.


وی گفت: آيت‌الله محلاتی در كتاب خود بخش زيادی از اين مطالب را آورده و جعفر شهيدی و آيت‌الله شهيد دستغيب نيز مطالبی در اين رابطه نوشته‌اند و بنت‌‌الشاطی نويسنده مصری يك كتاب به نام «الزينب بطلت‌الكربلا» دارد يعنی زينب قهرمان كربلا كه در آن، اين زن سنی، يك نگاه بسيار زيبايی به حضرت زينب(س) دارد و لنگرودی آن ترجمه كرده‌ است.


حجت‌الاسلام خوشنويس اظهار كرد: فصل سوم زندگی حضرت زينب(س) نقطه طلايی زندگی آن حضرت است كه از سال 60 شروع می‌شود و تقريباً تا 64 و 65 ادامه می‌يابد.


اين پژوهشگر دينی افزود: اين فصل، درخشان‌ترين فصل زندگی ايشان است كه از هجرت آغاز می‌شود و با جهاد ادامه پيدا می‌كند و برای امام حسين(ع) سرنوشت شهادت و برای حضرت زينب(س) سرنوشت اسارت رقم می‌خورد.


وی تأكيد كرد:‌ همان اندازه كه شهادت امام حسين(ع) باعث عظمت اسلام شد، اسارت حضرت زينب(س) نيز باعث عظمت اسلام شد، يعنی شهادت حسين(ع) و اسارت زينب(س) به‌عنوان دو پديده مكمل توانستند اسلام را نجات دهند.


حجت‌الاسلام خوشنويس خاطرنشان كرد: از لحظه شهادت امام، مأموريت اصلی حضرت زينب(س) با مديريتی كه در مورد اسيران و عزيزان خود در كربلا كردند، آغاز شد.


اين مدرس حوزه و دانشگاه با يادآوری اينكه حضرت زينب (س)از زمان اسارت تا ورود به مدينه نزديك به 30 خطبه خواندند، گفت: حضرت زينب(س) در اين خطبه‌ها حدود 80 تا 90 آيه قرآن تفسير كردند و اين خطبه‌ها و اين تفسيرها باعث شد كه چهره واقعی بنی اميه نمايان‌تر شود و در بسياری از خطبه‌های زينب كبری(س) روی كفر بنی‌اميه تأكيد شد نه روی گنه‌كاری آنان؛ يعنی نتيجه خطبه‌های زينب(س) اثبات ارتداد بنی اميه است و خروج آن‌ها از دين.


وی بيان كرد: حضرت زينب كبری(س) توانست از تهديد اسارت به‌عنوان فرصتی برتر استفاده كند و اين زن بزرگ، اسارت را به منبر تبليغ تبديل كرد؛ آن هم منبر سيار در تمام منازل و در تمام شهرها و در واقع آن عزيز كه اسير بود در حقيقت امير شد.


حجت‌‌الاسلام خوشنويس اظهار كرد: يكی از فرصت‌هايی كه زينب كبری(س) در آن تجلی فراوانی پيدا كرد، مكالمه او با عبيدالله‌بن زياد است كه دو برخورد حماسی و كلامی با وی داشت.


معاون مشاركت‌های مردمی ستاد احيای امر به معروف و نهی از منكر فارس ادامه داد: برخورد كلامی آن حضرت، اين بود و زينب كبری(س) او را تخطئه كرد كه جنايات خود را منسوب به خدا نكند.


وی در پایان افزود: برخورد حماسی اين بود كه زينب كبری(س) روی سه نكته تأكيد كرد؛ نخست به عبيدالله‌بن‌زياد گفت فردای قيامت رسوايی از آن تو و دنيادارانی است كه دست خود را به خون بهترين بندگان آلوده كردند؛ دوم، به عبيدالله بن زياد خطاب نسبت پدری نكرد بلكه نسبت مادری به او داد و سوم، فرمود به خدا قسم ای پسر مرجانه من قدر و منزلت تو را بسيار كوچك می‌دانم، تو پيش چشم من بسيار حقير و ناچيزی؛ می‌گويند وقتی كه حضرت چنين گفت، عرق شرم بر پيشانی عبيدالله نشست؛ بنابراين مشخص است كه اين زن بر درون خود مسلط است و بنده‌ای است از بندگان شايسته خدا.

captcha