گروه ادب: يكی از موارد مطرح طی سالهای اخير، بحث رسمالمصحف است كه كل رسمالخط قرآن نيست و فقط به كتابت حروف رسمالمصحف گفته میشود. آنچه لزوم حفظ رسمالخط را بيشتر مسجل میكند، اينكه رسمالمصحف فقط در مورد قرآن به كار میرود يا فقط در مورد برخی از كتابهای مرجع علوم قرآن؟
مسئلهای كه مدتی است در ميان صاحبان فكر و انديشه و صاحبنظران حوزه قرآن به عنوان محل اختلاف مطرح شده، موضوع چاپ قرآن با حفظ رسمالخط يا رسمالاملاء است.
در ابتدای اين بحث، معنا و تفاوت اين دو بايد روشن شود تا درك آن برای مخاطبان نيز آسان باشد. رسمالمصحف يك اسم جزئی است و اسم عام آن رسمالخط قرآن است؛ يعنی رسمالخط اعم از رسمالمصحف يا ضبطالمصحف است. رسمالمصحف يعنی كتابت حروف و كلمات قرآن. رسمالمصحف جزئی از كل رسمالخط قرآن است. در مقابل رسمالمصحف، رسمالاملاء وجود دارد؛ يعنی شيوه كتابت عربی. هر زبانی رسمالخط و رسمالاملاء خود را دارد.
رسمالخط زبان عربی، رسمالاملاء ناميده میشود. آنچه در زبان عربی و ادعيه و ... میبينيد، نشاندهنده اين است كه شيوه كتابت زبان عربی، دارای استانداردی است كه مستند به كتابت صدر اسلام است و به شيوههای مختلف ثبت، ضبط و نقل شده و در كتب علوم قرآنی و علوم قرائت آمده است.
در اين راستا سيدمهدی سيف، كارشناس مركز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی معتقد است كه رسمالخط، ضبط و علامتگذاری قرآن است. رسمالمصحف مربوط به حروف و كلمات قرآن است و ضبطالمصحف مربوط به علائم و اعراب خط قرآن كه كل اين دو موضوع رسمالخط قرآن ناميده میشود. معنای رسمالمصحف كل رسمالخط قرآن نيست، فقط به كتابت حروف رسمالمصحف میگويند؛ آن هم كتابت كهن و مستندی كه در صدر اسلام ثبت، ضبط و تدوين شده است و امروز تعريف خاص خود را دارد.
آنچه در اين ميان لزوم حفظ رسمالخط را برای ما بيشتر مسجل میكند، آن است كه آنچه به عنوان رسمالمصحف مشهور است، فقط در مورد قرآن به كار میرود يا فقط در مورد برخی از كتابهای مرجع علوم قرآن. البته به نظر نمیرسد كه همان رسم معمول و رسمالاملاء دوران كتابت قرآن مورد نظر بوده كه امروزه با تغييرات اندكی حفظ شده است؛ املاء چيزی نيست كه مربوط به وحی شده باشد.
مسلمانها املاء موجود قرآن را به خاطر جلوگيری از تحريف قرآن حفظ كردند، اما در مورد كتابهای ديگر اين رويكرد حفظ نشده است. چون در ميان كشورهای عربی رسم و آئين نگارش مشتركی نداريم؛ بنابراين، اگر بنا باشد كه املای جديدی از قرآن داشته باشيم، اولين سؤال اين است كه به املای كدام يك از كشورهای عربی قرآن بنويسيم و اين خود سبب ايجاد اختلافات و مشكلات جديد در اين راه است.
بزرگترين مشكل مردم در قرائت قرآن، علامتگذاری است. اكنون علمای جهان اسلام بر التزام به رسمالمصحف اجماع دارند، نه تقدس آن. در كشور ما هم علمايی در اين مورد تخصص دارند؛ مانند آيتالله العظمی جوادیآملی و علامه حسنزاده آملی التزام به رسمالمصحف دارند، اما از بابت علامتگذاری ظرفيت بالقوه زيادی برای كار وجود دارد، اما در مقابل توجه به اين نكته كه در زمان پيامبر(ص) هم قرآن به همين شكل كتابت میشد و به عنوان مثال اگر در رسمالخط جاری و معروف «مالك» را به شكل «ملك» و با الف كوتاه روی حروف مینويسند، بايد توجه داشت كه اين دست كلمات دو دسته هستند.
اين قبيل كلمات دو دسته هستند؛ میدانيم آنچه در قرآن تغيير نداشته و دليل بر عدم تحريف است نحوه كتابت است، نه شيوه قرائت؛ در همين زمينه دسته اول مثل همين كلمه «مالك» است كه در قرائت به هر دو شكل «مَلِك» و «مالك» تلفظ میشود. دسته دوم نيز مثل كلمه «صالحات» كه در رسمالخط مرسوم به شكل «صلحت» كتابت میشود. هر چند كتابت آن به شكلی كه تلفظ میشود يادگيری آن را آسانتر میكند، اما توجه به اين نكته كه تغيير در نحوه كتابتی كه بيش از هزار و چهار صد سال ثابت بوده است، میتواند در نظر بسياری از مسلمانان نوعی تحريف محسوب شود.
هر چند در كتابت مصحف شريف التزام شرعی مثل وجوب وجود ندارد. تغيير در رسمالخط نه تنها تحريف نيست، بلكه شيوهای برای تسهيل آموزش قرآن كريم است. در شرايط امروز جهان اسلام كه موضوعاتی اساسی در مسير حركت جهان اسلام قرار دارد، نبايد انرژی و توان امت اسلام را كه بايد در مسير بيداری اسلامی متحد و متمركز شود، در مسير اثبات عدم التزام شرعی به رسمالخط مصرف كرد.