گروه ادب: نويسنده و پژهشگر دفتر انقلاب اسلامی حوزه هنری در رابطه با تاريخنگاری قيام 15 خرداد تصريح كرد: تاريخنگاری قيام 15 خرداد سال 1342 نيازمند تحقيقات و پژوهشهای دانشگاهی است.
|
| جواد كاموربخشايش، نويسنده و پژوهشگر |
جواد كاموربخشايش، نويسنده و پژوهشگر در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره قيام 15 خرداد سال 1342 گفت: 15 خرداد 1342 كه سرمنشاء پيروزی انقلاب در بهمن 57 میشود تا خود پيروزی انقلاب اسلامی در هالهای از ابهام باقی ماند و نگاه رژيم گذشته نگاهی شورشگونه بود و سعی میكرد آن را شورش، آشوب و بلوا معرفیكند و از همان چيزی كه در مورد تاريخنگاری قيام 15 خرداد صحبت میشود و ما آن را قيام معرفی میكنيم، مربوط به پس از پيروزی انقلاب اسلامی است.
وی با اشاره به جايگاه تاريخ و تاريخنگاری قيام 15 خرداد و دغدغه مقام معظم رهبری در رابطه با تاريخنگاری افزود: در ديداری كه با مقام معظم رهبری داشتيم، من حس كردم كه معظمله از روند تاريخنگاری انقلاب اسلامی به ويژه تاريخنگاری شفاهی رضايت دارند، اما خاطرهنگاری و تاريخنگاری انقلاب برای اينكه برای آيندگان بماند و برای آنها الگو و اسوه باشد، حتماً بايد ثبت و ضبط شود.
كاموربخشايش ادامه داد: برای اينكه روايت درستی از تاريخ انقلاب اسلامی به نگارش درآيد، بايد تاريخنگاران متعهد و ارزشگذار به اين انقلاب و كسانی كه پايبند به انقلاب هستند به تاريخنگاری بپردازند؛ همانطور كه امام خمينی(ره) فرمودند؛ «نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد و نگذاريد تاريخ انقلاب را كسانی بنويسند كه نامأنوس با انقلاب هستند.»
وی در ادامه گفت: يكی از وظايف كسانی كه در حوزه تاريخنگاری فعاليت میكنند، ثبت درست تاريخ انقلاب اسلامی است و از اين منظر دفتر ادبيات و مجموعه نويسندگان در تلاش هستند تا تاريخ درستی را روايت كنند.
كاموربخشايش، آثار موجود در حوزه تاريخنگاری انقلاب اسلامی را مثبت ارزيابی و تصريح كرد: در دو دهه اخير تاريخ شفاهی و خاطرهنگاری يكی از شيوههايی است كه از ثبت تاريخ رسمی پيشی گرفته و آثار خوبی كه میشود از آن به عنوان تاريخ ياد كرد، در جامعه ارائه شده است و تلاشهای مقام معظم رهبری و مطالعاتی كه داشتند نشان میدهد كه درست است كه تا رسيدن به قله راه زيادی داريم، اما همين راهی هم كه پيش رفتيم رضايتبخش است.
وی با اشاره به خلاء تاريخنگاری انقلاب اسلامی و قيام 15 خرداد بيان كرد: اين آثار را میتوان به سه دسته تقسيم كرد؛ يك دسته آثاری كه در حوزه اسناد منتشر میشوند و يافتههای مربوط به اسناد و اسناد به جای مانده از رژيم پهلوی و ساواك و برخی با تحليل و برخی بدون تحليل و خام منتشر میشوند. دسته دوم منابع مكتوبی است كه به تجزيه و تحليل قيام تاريخی 15 خرداد پرداخته است و دسته سوم هم آثاری كه در حوزه خاطرهنگاری منتشر شده و اين آثار در رابطه با قيام 15 خرداد در حال رشد و توسعه هستند.
وی با تأكيد بر نگاه جامعهشناسانه نسبت به موضوع قيام 15 خرداد اظهار كرد: با توجه به گذشت بيش از 30 سال از پيروزی انقلاب اسلامی و 50 سال از قيام 15 خرداد جای دارد كه ما به صورت جامعهشناسانه به تحليل اين حادثه و رويداد بپردازيم. شايد بتوان گفت، زمان واقعه و وقايعنگاری در 15 خرداد سرآمده است و بايد امروز روند اين حادثه، مؤلفه و شاخصههای آن را تحليل و بررسی كنيم.
| كاموربخشايش: |
| نبود تحقيقات و پژوهشهای علمی باعث میشود كه ما از وقايع و حوادث اصلی تاريخ كمی دور بمانيم و يا ناآگاهانه به تحريف آن به نفع ديگران و كسانی كه دوست دارند تاريخ انقلاب را تحريف كنند عمل كرده باشيم، اگر ما در هر موضوعی و پژوهشی تحقيق علمی مربوط را پشتوانه كار توليدی خود قرار دهيم به يقين در توليد يك اثر موفق كه به گونه واقعی يا نزديك به واقعيت تاريخ را روايت میكند موفق خواهيم بود |
به گفته بخشايشی، بايد نگاه جامعهشناسانه نسبت به اين موضوع داشته باشيم؛ اگر چه در كنار آن بايد تحقيق و پژوهش عميق خود را پی بگيريم، چرا كه هنوز ما شهدای 15 خرداد را نتوانستهايم به صورت عميق و دقيق شناسايی و معرفی كنيم كه اين بخش نيازمند تحقيقات و پژوهشهای علمی و تاريخی دقيق است.
اين نويسنده در ادامه گفت: بعد از تحقيق و پژوهشهای علمی بايد وارد تحليل و بررسی آثار شويم كه تاكنون آثاری كه درباره قيام 15 خرداد منتشر شده به اين موضوع نپرداخته است.
كاموربخشايش با اشاره به مهمترين تهديد و آسيب در زمينه تاريخنگاری انقلاب اسلامی، افزود: نبود تحقيقات و پژوهشهای علمی باعث میشود كه ما از وقايع و حوادث اصلی تاريخ كمی دور بمانيم و يا ناآگاهانه به تحريف آن به نفع ديگران و كسانی كه دوست دارند تاريخ انقلاب را تحريف كنند، عمل كرده باشيم.
وی افزود: اگر ما در هر موضوع و پژوهشی، تحقيق علمی مربوط را پشتوانه كار توليدی خود قرار دهيم، به يقين در توليد يك اثر موفق كه به گونه واقعی يا نزديك به واقعيت تاريخ را روايت میكند، موفق خواهيم بود و يكی از آسيبهای جدی هم اين است كه ما بدون تكيه بر تحقيق و پشتوانه پژوهشی خود، فقط با تكيه بر تحقيق و پژوهش، بر روی آثار موجودی كه پيش از اين نوشته شده است، بخواهيم تاريخ را روايت كنيم.
نويسنده كتاب «ياس در قفس» در ادامه بيان كرد: اگر قيام 15 خرداد به عنوان يك مبنای تاريخی در تاريخ انقلاب مطرح شود، دانشگاهها بايد به كمك بيايد و اين قيام به تحقيق و پژوهش آكادميك نيازمند است و آن موضوع به اين برمیگردد كه دانشگاهها با دانشجويان به ويژه دانشجويان تاريخ انقلاب اسلامی تعامل داشته باشند كه بتوانند در قالب پاياننامه و رسالههای مختلف، اين قيام را مورد بررسی قرار دهند و آن وقت است كه میتوانيم يافتههای علمی جديدتری در مورد اين قيام به دست آوريم.