حجتالاسلام فعالی در دوازدهمين نشست سبك زندگی ايمانی با تحليل آيات ابتدايی سوره بقره بر اساس موضوع سبك زندگی، غشاوه را پرده و حجاب خودساخته انسانهای منافق برای نديدن و نشنيدن حقايق عنوان كرد.
گروه اجتماعی: حجتالاسلام فعالی در دوازدهمين نشست سبك زندگی ايمانی با تحليل آيات ابتدايی سوره بقره بر اساس موضوع سبك زندگی، غشاوه را پرده و حجاب خودساخته انسانهای منافق برای نديدن و نشنيدن حقايق عنوان كرد.
|
| حجتالاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه |
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، دوازدهمين نشست از سلسله نشستهای «سبك زندگی ايمانی» با حضور حجتالاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه به همت خبرگزاری بينالمللی قرآن برگزار شد.
حجتالاسلام فعالی در سخن روز اين نشست با اشاره به اينكه هرگز نمیتوان به آغاز بازگشت، اما هر لحظه میتوان آغاز كرد، گفت: تمام انسانها در گذشته خود خطاهايی دارند، آنها نمیتوانند به گذشته بازگردند و از اول شروع كنند، زيرا زمانی كه گذشت، گذشته و قابل بازگشت نيست. اما انسان در هر لحظهای میتواند به يك آغاز جديد تصميم بگيرد و از همان لحظه بر اساس اصل تغيير متحول شود و به آينده و انجامی خوب و خوش، الهی و آسمانی برسد.
وی ادامه داد: جهان در حال گذر بوده و متحرك و موقتی بودن لازمه و خصيصه ذاتی آن است انسان نيز تابعی از اين قانون تغيير جهانی و كيهانی است كه هر لحظهاش گذشت امكان بازگشت به آن نيست ولی خداوند اين امكان را برای همه قرار داده است كه از هر لحظه كه بخواهند و در هر شرايطی كه باشند، دوباره شروع كنند و اين شروع يعنی بازگشت به سوی خدا؛ يعنی توبه.
حجتالاسلام فعالی در تشريح مفهوم توبه، گفت: توبه به معنای رجوع است و رجوع يعنی بازگشت به سمت حق؛ شعار اصلی قرآن اين است كه فرمود: «انالله و انا اليه راجعون» و تعبير راجعون دقيقاً معنی تائبون را میدهد، به نحوی كه میتوان به جای «انا اليه راجعون» گفت «انا اليه تائبون».
| حجتالاسلام دكتر محمدتقی فعالی: |
| ما را آوردهاند كه در همين زندگی دنيوی، نه دنيوی بلكه الهی و آسمانی زندگی كنيم. به بيانی انسانها در دنيا میتوانند دو گونه حيات و زيستن داشته باشند، زندگی دنيوی در دنيا و زندگی اسمانی و الهی در دنيا |
وی اولين اقدام آدم و هوا بعد از هبوت به زمين را توبه عنوان و اظهار كرد: اين توبه از طريق القای كلماتی از جانب خدا كه پنج تن آلعبا بود، صورت گرفت و آدم كه پيامبر خدا بود به كمك اوليای حق توانست به سوی خدا بازگردد، پس اگر اولين اقدام آدم(ع) بعد از هبوت به زمين توبه بود، اين وظيفه تمامی ما آدميان نيز هست.
اين استاد دانشگاه با تأكيد بر اينكه خداوند جهان را آفريد و انسان را روی اين خاك قرار داد تا به سمت خدا بازگردد و رجوع كند، تصريح كرد: پس انسان را نه برای ماندن و استقرار بلكه برای رفتن آوردهاند، هدف از خلقت انسان ماندن بر روی زمين نيست بلكه رفتن به سمت آسمان و تعالی است؛ ما را آوردهاند كه در همين زندگی دنيوی، نه دنيوی بلكه الهی و آسمانی زندگی كنيم. به بيانی انسانها در دنيا میتوانند دو گونه حيات و زيستن داشته باشند، زندگی دنيوی در دنيا و زندگی آسمانی و الهی در دنيا؛ بياييد نوع دوم زيستن را برگزينيم.
وی با مطرح كردن اين سؤال كه همه ما كه در دنيا زندگی میكنيم چه هدفی داريم؟ ادامه داد: آيا به خاك چسبيدهايم و در حال زندگی دنيوی هستيم يا در حال رفتن به سمت خدا؟ اگر زندگی دوم را انتخاب كردهايم، اين هدف خلقت نيست، اما قريب به اتفاق انسانها از اول آفرينش تاكنون اينگونه بودهاند. اما بياييد همانند مولا علی(ع)، در دنيا باشيم اما دنيوی زندگی نكنيم. پس میتوان در دنيا بود اما حيات دنيوی نداشت و حيات آسمانی و توام با حقيقت داشت دنيا ناپايدار است و آنچه میماند ابديت است و تنها يك موجود در جهان ابدی است و آن هم خداوند است و انسان تنها با اتصال با موجود ابدی میتواند ابدی باشد.
حجتالاسلام فعالی با بيان اينكه «مومن قبل از آنكه در دنيا بميرد دنيا در درون او مرده است»، تصريح كرد: و اين سرآغاری برای نيل به حقيقت آسمان و رضايت حق است.
وی پس از بيان گفتار روز اين نشست، به بيان خلاصهای از مباحث نشستهای قبل كه شامل سبك زندگی و نظريههای مربوط به آن در غرب و سبك زندگی ايمانی با تحليل و بررسی آيات قرآن با تمركز به آيات اول سروه بقره بود پرداخت و گفت: خداوند انسانها را به سه دسته: مومنان، كفار (انسانهای بد خوب) و منافقان (انسانهای بد بد) تقسيم كرده است. كه ويژگیهای دسته اول را میتوان به طور اجمال به ارتباط داشتن با خدا و انفاق تقسيم كرد و كفار نيز دارای دو خصيصه اصلی هستند كه در آيات شش و هفت سوره بقره بيان و عنوان شده است كه انسانهای كافر نسبت به حق درونی نفوذناپذير و قلبی قصير دارند.
خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ
حجتالاسلام فعالی در ادامه به تشريح خصيصه دوم انسانهای كافر(بدان خوب) پرداخت و با اشاره به آيه هفت سوره بقره كه میفرمايد: «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ؛ خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است» گفت: اين آيه سه جمله مستقل را در برگرفته است و «واو» بين جملات واو عطف نيست.
وی در ادامه سخنان خود منطقی تحت عنوان «منطق صوری» قرآن را مطرح كرد و گفت: قرآن يك محتوا دارد و يك صورتبندی و چنانكه محتوای آن دارای مضمون است صورت آن نيز دارای ساختار و فرازهای اطلاعاتی است. به عبارتی قرآن دارای منطق صوری است يعنی به جز محتوا از صورت آيات هم میتوان مطالب شگرفی دريافت كرد اما تاكنون در باب منطق صوری آيات كار جدی صورت نگرفته است و بحثی كه اكنون مطرح میشود دقيقاً بيان نوعی منطق صوری اين فراز (آيه هفت سوره بقره) است.
فعالی با توجه دادن مخاطبان به بخش ميانی آيه يعنی «وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» گفت: در اين آيه مطرح شده است كه بر سمع و بصر اين افراد غشاوه است. يعنی خداوند داشتن سمع و بصر و نيز داشتن غشاوه را به اين افراد نسبت میدهد. غشاوه نوعی حجاب و مانع است. اگر كسی پردهای زخيم جلوی چشمانش داشته باشد چشم دارد اما نمیبيند. پس آنها چشم و گوش دارند اما چون پرده نيز دارند نمیبينند و نمیشوند؛ به بيان ديگر آنها دارای سمع و بصر هستند اما سميع و بصير نيستند.
وی اينگونه نتيجهگيری كرد كه بر همين اساس به دست میآيد كه سمع و بصر دوگونه هستند يكی ظاهری و ديگری باطنی و قلبی. كفار از نوع اول يعنی ظاهری برخوردارند اما از نوع دوم بیبهرهاند و سمع و بصر بالقوه در آنها به فعل و شكوفايی نرسيده و عينيت نيافته است و اگر سميع و بصير با هم جمع شود میشود «عليم» و وقتی قرآن میفرمايد آنها به دليل درونی و باطنی سميع و بصير نيستند، يعنی عليم نيستند و يكی از خصيصههای ايمان اين است كه مومن بايد سميع و بصير و در نتيجه عليم باشد.
اين استاد حوزه و دانشگاه در خصوص واژه «علی» كه در اين آيه به كار رفته است، اظهار كرد: علی در عربی به معنی تسلط است هر گاه چيزی بر چيز ديگر مسلط باشد از واژه علی استفاده میشود. در اين فراز غشاوه بر سمع و بصر مسلط شد است. پس در اين انسانها پردهای عميق و زخيم وجود دارد كه بر سمع و بصر آنها احاطه دارد و بصيريت آنها را پوشانده است، البته به مدد آيات ديگر به دست میآيد كه غشاوه به دليل معاصی و گناهان انسان است. لغرشها و خطاهای انسانها غشاوه است و غشاوه يعنی زنگار دل.
| استاد حوزه و دانشگاه كشورمان: |
| خدا خواست كه انسانها بخواهند يعنی انتخاب كنند، به هر قيمتی ولو اينكه بد انتخاب كنند. اما نخواست انسانها همه خوب باشند به هر قيمتی ولو به جبر. خدا خواسته انسانها ازادانه انتخاب كنند |
وی به جمعبندی مباحث ذكر شده پرداخت و گفت: اگر نكات مطرح شده را جمع كنيم حاصلش اين میشود كه انسانهای گناهكار به واسطه گناهان خود دارای غشاوه میشود و غشاوه آنها سمع و بصر درونی آنها را احاطه میكند به نحوی كه آنها نمیتوانند حقايق را ببينند و بشنوند؛ البته با چشم و گوش سر حقايق را میشنوند و میبينند اما نسبت به آنها بصير نيستند يعنی اهل كشف حقايق ناب نيستند. حال اگر فراز ميانی آيه يعنی «وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» را با فراز اول آيه يعنی بخش «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ» بسنجيم مشخص میشود كه فراز دوم علت است و فراز اول معلول. يعنی خداوند ختمی كه بر دلهای آنها نهاده است ابتدايی نيست بلكه جزائی است؛ چون آنها با دست خويش زنگار برای قلب خود برگزيدند خداوند بر دلهای آنها مهر نهاد. خداوند انسان نيافريده كه بر قلبش مهر نهد و آن را محدود كند، مگر اينكه خود انسانها بخواهند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با تأكيد بر حياتی بودن اين مفهوم در آفرينش گفت: انسان هر چه بخواهد خداوند به وی همان را خواهد داد. خوبی را بخواهد مقدماتش فراهم میشود، بدی را هم بخواهد شرايطش ايجاد میشود. اين نص قرآن است كه فرمود: «كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء؛ هر دو [دسته] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مىبخشيم»(آيه 20 سوره اسراء) ما همه را امداد میكنيم چه خوبان چه بدها. خوبان را در خوبیهايشان و بدان را در بدیهايشان. يعنی دست خوبان را میگيرد و دست انسانهای بد را رها میكند تا آنها به سمت آمال و آرزوهای كثيف خويش پيش بروند. چون خود خدا خواسته است اين جهان جهان آزادی باشد و هر كس آزاد است هر گونه میخواهد رفتار كند ولی عواقبش بر دوش خودش است.
وی تصريح كرد: در حقيقت چون آنها برای خويش غشاوه برگزيدهاند خداوند آنها را به حال خود رها خواهد كرد و اين رها ساختن به حال خود با عنوان «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ» تعبير شده است. خدا كاری با آنها نمیكند؛ از خدا جز هدايت صادر نمیشود اما هدايت او يا شامل حال كسی میشود، يا نمیشود و ملاكش هم اين است كه خود فرد بخواهد يا نخواهد. خداوند به جبر كسی را به سمت خوبیها هدايت نمیكند.
حجتالاسلام فعالی با تأكيد بر اهميت جملهای كه میخواهد بيان كند، از مخاطبان خواست به اين جمله فكر كنند و گفت: خدا خواست كه انسانها بخواهند يعنی انتخاب كنند، به هر قيمتی ولو اينكه بد انتخاب كنند. اما نخواست انسانها همه خوب باشند به هر قيمتی ولو به جبر. خدا خواسته انسانها آزادانه انتخاب كنند.
وی ادامه داد: اگر شخصی بخواهد سميع و بصير باشد راه آن كاستن از غشاوه و لغزشهاست. هر آنچه تاكنون اشتباه كردهايد مهم نيست مهم اين است كه خطای گذشته خويش را تكرار نكنيم و نسبت به گناهان گذشته خود شرمسار باشيم يعنی عدم تكرار و شرمسار بودن كه دقيقاً معنای عميق توبه است. همه خطا میكنند خطا كردن چندان مهم نيست مهم اين است كه در خطاها و اشتباهات گذشته خويش نمانيد، به آنها سری بزنيد اما از آنها عبور كنيد، به اين معنی كه آنها را تكرار نكنيم و نسبت به آنها نادم و پشيمان باشيم و اين همان رجوع است.
ادامه دارد...