سطح معيشت و وضعيت اقتصادی افراد هر جامعه نمودی از رشد و توسعه جامعه در سطح كلان است و يكی از كارويژههای اصلی دولتها توجه به موضوع معيشت و فقر زدايی در جامعه است، اما در اين بين نبايد نقش خود افراد در مقابله با فقر را ناديده گرفت.
گروه اقتصاد: سطح معيشت و وضعيت اقتصادی افراد هر جامعه نمودی از رشد و توسعه جامعه در سطح كلان است و يكی از كارويژههای اصلی دولتها توجه به موضوع معيشت و فقر زدايی در جامعه است، اما در اين بين نبايد نقش خود افراد در مقابله با فقر را ناديده گرفت.
سطح معيشت و وضعيت اقتصادی افراد هر جامعه نمودی از رشد و توسعه جامعه در سطح كلان است. قدرت اقتصادی يكی از پارامترهای اقتدار در عرصه بينالملل و ستون پايهای ارزشمند برای ثبات سياسی و امنيتی در جامعه خواهد بود. به هرحال مشروعيت در داخل، منجر قدرت چانهزنی بالا در محيط بينالملل خواهد شد و اين امر علاوه بر نياز به برخورداری از استقلال سياسی و توان دفاعی، نيازمند يك اقتصاد باثبات و قوی به منظور جلب افكار و جلوگيری از نارضايتیهای عمومی و مدنی خواهدبود. از اين رو يكی از كارويژههای اصلی دولتها توجه به موضوع معيشت و فقرزدايی در جامعه است، اما در اين بين نبايد نقش خود افراد در مقابله با فقر را ناديده گرفت.
پديده شوم فقر از ناهنجارترين دردها در زندگی است كه در ابعاد مادی و معنوی زندگی فرد و جامعه آثار و عوارض زيانبار و ويرانگری دارد. فقر از دوران گذشته تاريخ تاكنون، در اجتماعات بشری بيداد كرده و انديشه و روان و جسم و جان آدميان را دستخوش تباهی قرار داده است. اگرچه اين معضل به انواع اقتصادی، فرهنگی، روحی و روانی تقسيم میشود، اما شقّ اقتصادی آن مهمترين و تاثيرگذارترين مدل فقر در جامعه است.
| فقر خودساخته يكی از انوع فقر است كه به دست خود شخص به واسطه بیدرايتی و سوء تدبير و كمكاری خود فرد بروز میدهد |
در تقسيمبندی فقر میتوان به دو مدل فقر مذموم و فقر غيرمذموم اشاره كرد. فقر غيرمذموم فقری است كه به مبارزه با تجملپرستی میپردازد و همراه با نوعی سادگی، آزادگی و بيداری است. اين همان مصداق حديث پيامبر اكرم(ص) است كه میفرمايند «الفقر فخری و به أفتخر علی سائر الانبياء» اين افتخار نه به معنای مطلوب بودن فقر كه به معنای دلبستگی نداشتن به دنيا و ماديات است.
فقر دوم كه فقر مذموم و نكوهيدهاست است و بايد برای رفع آن مبارزه كرد، شامل موضوعاتی نظير فقر اقتصادی، فقر روحی و معنوی، فقر فرهنگی علمی است و مقصود ما در اين نوشتار از واژه فقر همان فقر اقتصادی يا به تعبيری فقر واقعی است. از نظر قرآن اگر فقر برای فرد يا جمعی پيش آيد بايد حالتی اضطرای تلقی نمود، كه لازم است به زودی رفع گردد. و نبايد كسانی در جامعه اسلامی برای هميشه فقير باشند، بلكه بايد خود فرد فقير و افراد جامعه تلاش نموده تا فقر را بزودی برطرف و از عواقب بد آن مصون بمانند در همين رابطه قرآن مجيد به صراحت در آيه شريفه 273 سوره بقره مقابله بافقر را لازم و ضروری میداند.
« لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِی سَبِيلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ؛ (اين صدقات) براى آن (دسته از) نيازمندانى است كه در راه خدا فروماندهاند، و نمیتوانند (براى تأمين هزينه زندگى) در زمين سفر كنند. از شدّت خويشتندارى، فرد بیاطلاع، آنان را توانگر میپندارد. آنها را از سيمايشان میشناسى. با اصرار، (چيزى) از مردم نمیخواهند. و هر مالى (به آنان) انفاق كنيد، قطعاً خدا از آن آگاه است» (بقره/273).
از مسائل فكری و عقيدتی نادرستی كه زمينه درونی فقر و محروميت را میسازد و رويارويی با آن را غلط و ناممكن جلوه میدهد، نسبت دادن فقر به عوامل طبيعی نظير كمبود مواد، منابع، زمين و سلب مسئوليت از انسانها و سيستم و نظام اجتماعی است. حال اينكه پيدايش فقر در جامعه را میتوان به واسطه سه عامل اصلی دانست.
فقر خودساخته يكی از اين سه عامل است، فقر خود ساخته به دست خود شخص به واسطه بیدرايتی و سوء تدبير و كمكاری خود فرد بروز میدهد، دليل ديگر پيدايش فقر را میتوان در عواملی كه اشخاص ديگر در به وجود آمدن آنها نقش دارند، ملاحظه كرد و مدل سومی كه در استدلال بروز فقر میتوان مطرح كرد، عواملی هستند كه مجموع جامعه و نظام و حكومت در آنها نقش دارند.
| فقر غيرمذموم فقری است كه به مبارزه با تجملپرستی میپردازد و با نوعی سادگی، آزادگی و بيداری همراه است و مصداق حديث پيامبر اكرم(ص) است كه میفرمايند «الفقر فخری و به أفتخر علی سائر الانبياء»؛ اين افتخار به معنای دلبستگی نداشتن به دنيا و ماديات است |
نكته قابل توجه اينكه اين عوامل هيچ كدام علت تامه نيستند و كليت ندارند، در عين حال واقعيتهايی هستند كه اكثريت كسانی كه دچار فقر در جامعه هستند به وسيله يكی يا بيشتر از اين عوامل، دچار شدند. پس عوامل ديگری نيز می تواند در به وجود آمدن فقر دخيل باشد، اما اين عوامل از عمدهترين آنهاست.
اهميت دادن به تأمين زندگی مادی مردم به عنوان مقدمه ضروری زندگی معنوی و حيات تكاملی در رأس تعاليم انبياء بوده است پيامبران دعوت به خداپرستی را با دعوت به عدالتگستری توأم انجام میدادهاند و اين دو ركن حيات معنوی و مادی را از هم جدا نمیدانستهاند. در همين رابطه حضرت امام علی(ع) در حكمت 319 نهج البلاغه میفرمايند: فقر، مرگی بزرگ است.
همينطور در حكمتی ديگر میفرمايند: هر كس به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت گرفتار شود: ضعف تعيين، نقصان عقل، سستی دين و كم حيايی، پس بايد از فقر به خدا پناه برد.
بايد توجه داشت كه فقر طبعات اجتماعی ناپسندی خواهد داشت و از اين رو است كه آموزههای اسلامی تاكيد فراوانی بر ريشه كردن فقر در جامعه دارد. استفاده از ابزارهايی نظير خمس، زكات، قرضالحسنه، انفاق و صدقه بخشی از اين آموزههای هستند كه چنانچه به نحو احسن در جامعه از سوی امت اسلامی مورد استفاده واقع شود میتواند فقر و فاصله طبقاتی را تا حد زيادی ريشه كن كند.
رضا عدالتی پور