گروه هنر: ابعاد واقعی كالا در آگهیهای بازرگانی صداوسيما بايد آنگونه كه هست بيان شود، نه كمتر و نه بيشتر؛ زيرا دروغگويی و بزرگنمايی باعث تضعيف اعتماد اجتماعی میشود و دين ما نيز اجازه بزرگنمايی و غلو برای فروش كالا را نمیدهد.
|
مجيد ابهری، رفتارشناس و آسيبشناس اجتماعی و عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره نحوه ارائه پيامهای بازرگانی در صداوسيما اظهار كرد: فلسفه و اساس فعاليتهای رسانهها برجستهسازی مسائل و اخبار برای جلب توجه مخاطبان است؛ در اين ميان شعبهای از فعاليتهای روزمره رسانهها اعم از تصويری، نوشتاری و فضای مجازی به تبليغ توليدات و كالاها اختصاص میيابد.
وی ادامه داد: در اين گفتوگو قصد ورود به كيفيت كالاهای توليدی نداريم؛ چرا كه نگاه ما از جنبه رفتاری به تبليغات بازرگانی و آثار آن بر زندگی مخاطبان است.
اين مدرس دانشگاه عنوان كرد: از آنجا كه در كشور ما مخاطبان رسانهها، به ويژه رسانههای تصويری و شنيداری، طبقهبندی مشاهدهای نمیشوند، بنابراين تمام اعضای يك خانواده تبليغات تلويزيون و راديو را دريافت میكنند. بسياری از كالاهای تبليغی در تلويزيون مورد مصرف كودكان و نوجوانان است، به همين لحاظ اين تبليغات برای كودكان و نوجوانان به الگوسازی مصرفی و رفتاری منجر میشود.
ابهری تاكيد كرد: با توجه به اينكه سبك زندگی افراد در يك جامعه تحت تاثير مستقيم رسانهها است، متاسفانه جامعه ما مورد هجوم دو گروه تبليغاتی است؛ اول تبليغات ماهوارهای كه 90 درصد آن كالاها و توليدات تبليغی، كاذب، تقلبی و بدون نتيجه است؛ هدف از تبليغ اينگونه اقلام تنها كسب درآمد است.
وی اضافه كرد: گروه دوم تبليغات رسانههای داخلی هستند كه توليدات داخل كشور را معرفی میكنند. از آنجا كه مردم به ويژه نسل جوان، صدا و سيما را وابسته به دولت و نهادهای دولتی میدانند بنابراين كالاهای تبليغ شده در صدا و سيما را قبول داشته و معتقدند اين كالاها بهترين توليدات كشور هستند.
اين آسيبشناس اجتماعی متذكر شد: آگهیهای تجاری در تلويزيون آثار روانی و رفتاری در پی داشته و تغيير الگوی مصرف و همذاتپنداری مخاطبان با افراد حاضر در تبليغات ايجاد میكند. هنگامی كه يك وسيله آرايشی بهداشتی تبليغ میشود و در مورد آثار استفاده از آن كلمات اغراقآميز بيان میشود و هيچ نهاد و سازمانی هم در پی اثبات يا رد آن مدعا نيست، مخاطبان باور میكنند كه آب دهان حلزون پوست را جوان و انسان را زيباتر میكند.
وی عنوان كرد: كودكان و نوجوانان كالای مورد تبليغ را در صدر مصارف خود قرار میدهند چرا كه بلافاصله بعد از تبليغ اين كودكان هوس مصرف كالا را در دل میپرورانند و از والدين خود تهيه و تدارك آن را طلب میكنند. امروز تنوع طلبی، رنگارنگ بودن اقلام مصرفی، ايجاد مصرف كاذب و غير ضروری نتايج مستقيم رفتاری تبليغات برای كودكان، نوجوانان و جوانان كشور ما است.
ابهری اظهار كرد: متاسفانه بسياری از مردم ما قربانی آگهیهای تجاری و تبليغاتی برخی رسانهها شدهاند و اتفاق افتاده است كه با چاپ يك آگهی در مجله و روزنامه، اموال و سرمايه خود را به شيادان و كلاهبرداران سپردهاند. از نگاه آسيبشناسی رفتاری برای پيشگيری از مصرف كاذب و افتادن در دام كلاهبرداران و فريبكاران پيشنهاد میشود يك كارگروه از سوی نهاد مرتبط بر كليه تبليغات رسانهای نظارت و ابعاد روانشناختی تبليغات تصويری را بررسی كند و پس از آن اجازه نمايش صادر شود. در حال حاضر چاقی مفرط و بیسابقه در بين كودكان و نوجوانان آثار مستقيم تبليغات رسانهای است كه با شدت در حال ادامه است.
اين مدرس دانشگاه بيان كرد: با توجه به توصيههای دين مبين اسلام و رهبران دينی ما در مورد صداقت با مصرفكننده، توليدكننده و يا مبلغ وی بايد ابعاد واقعی كالا را آنگونه كه هست بيان كند، نه كمتر و نه بيشتر؛ در غير اينصورت اينگونه سازمانها با دروغگويی و بزرگنمايی باعث تضعيف اعتماد اجتماعی میشوند.
وی خاطرنشان كرد: دين ما اجازه بزرگنمايی و غلو برای فروش كالا را نمیدهد. ممكن است عدهای انتقاد كنند و بگويند اگر قرار باشد واقعيتها گفته شود ديگر توليد متوقف شده و كالايی به فروش نمیرسد. در حالی كه دقيقا برعكس است، اگر با مردم با صداقت رفتار شود آنها از خريد كالا استقبال میكنند و نكته مهمتر آن كه توليدكنندگان درصدد بهبود كيفيت كالای خود برمیآيند، چرا كه صداقت باعث میشود آنها واقعيتها را با مخاطبان و مصرفكنندگان در ميان بگذارند بنابراين نمیتوانند كالای بیكيفيت را به جای كالای مناسب به جامعه عرضه كنند.
ابهری در جمعبندی بحث تاكيد كرد: در خاتمه بايد عنوان كنم هر چند هزاره سوم و زندگی حاضر ما در ميان تبليغات رنگارنگ محاصره شده است اما از نگاه رفتارشناسی بايد بگويم در آشفته بازار امروز بهتر است مردم بدون توجه به اينگونه تبليغات خود به دنبال تجربه و دريافت كيفی كالا باشند.