در صدر اسلام مفهومی خاص با عنوان «اقتصاد مقاومتی» وجود نداشته است، اما كل دوره ده ساله اول بعثت پيامبر (ص) و به ويژه زمان محاصره اقتصادی مسلمانان و سكونتشان در شعب ابیطالب، دوره مقاومت بوده و اين مقاومت عرصههای مختلف از جمله عرصه اقتصادی را شامل میشده است.
گروه اقتصاد: در صدر اسلام مفهومی خاص با عنوان «اقتصاد مقاومتی» وجود نداشته است، اما كل دوره ده ساله اول بعثت پيامبر (ص) و به ويژه زمان محاصره اقتصادی مسلمانان و سكونتشان در شعب ابیطالب، دوره مقاومت بوده و اين مقاومت عرصههای مختلف از جمله عرصه اقتصادی را شامل میشده است.
مرتضی عزتی، مدرس اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، در رابطه با اقتصاد مقاومتی در صدر اسلام علیالخصوص در زمان محاصره اقتصادی در شعب ابیطالب گفت: در صدر اسلام مفهومی خاص با عنوان «اقتصاد مقاومتی» وجود نداشته است، اما كل دوره ده ساله اول بعثت پيامبر (ص) و به ويژه زمان محاصره اقتصادی مسلمانان و سكونتشان در شعب ابیطالب، دوره مقاومت بوده و اين مقاومت عرصههای مختلف از جمله عرصه اقتصادی را شامل میشده است. در اين برهه از تاريخ اسلام اقداماتی به منظور مقابله و كمتأثير يا بیتأثير كردن تحريمهای اقتصادی كفار مكه و به خصوص سران قريش، صورت میگرفته است.
وی افزود: نبی اكرم (ص) و اصحاب ايشان با وجود سختیهايی مثل عدم تحصيل درآمد، تحريم همهجانبه مالی و منع معامله با مسلمانان در مقابل اين فشارهای اقتصادی مقاومت میكردند و چون تا آن زمان در اسلام ساختار شكلگرفته و منسجمی با عنوان اقتصاد وجود نداشته پس نمیتوانيم بگوييم صرفا اقتصاد محور مقاومت مسلمانان در برابر فشار و تهديدهای كفار مكه بوده است، بلكه بعدی از ابعاد اين ايستادگی مربوط به مسائل مالی و معيشتی بوده است.
عزتی با اشاره به اينكه هجرت پيامبر (ص) و ياران به مدينه در وضعيت معيشتی و اقتصادی مسلمانان نيز نقطه عطفی ايجاد كرد، تصريح كرد:حتی بعد از هجرت رسول الله (ص) و اصحاب و ياران به مدينه نيز بين آنها و كفار مكه نزاع و درگيری در همه زمينهها از جمله در روابط مالی و تجاری وجود داشت اما به دليل اقتصاد و بازرگانی پررونق مدينه كه با كشورها و مناطق مختلف دنيا در ارتباط بود و استقلال قابل توجه آن از مكه، سختی زيادی به مسلمانان وارد نمیشد.
وی در پاسخ به اين سؤال كه بارزترين شاخصهای اين مقاومت اقتصادی چه بوده است، گفت: در صدر اسلام همه چيز فدای دين بود و به عبارتی مهم و اصل حفظ دين در هر شرايطی بود، بنابراين میتوان حفظ دين با وجود فشارهای اقتصادی را بارزترين شاخصه اين مقاومت دانست. مسلمين به خاطر دين و آرمانها سختیهای اين شرايط را تحمل میكردند، چون پيامبر (ص) اين ايستادگی را رهبری میكرد و نكته ديگر قابل ذكر اين است كه مسلمانان هم در آن برهه از زمان هم سلاحی جز دين و ايمان به خدا نداشتند.
اين كارشناس اقتصاد اسلامی در ادامه بيان داشت: مسئله ديگری كه لازم میدانم در اينجا اضافه كنم اين است كه حضرت محمد (ص) معرف دين اسلام بود و تا قبل از فتح مكه توسط مسلمانان، اگر كسی در كنار ايشان میايستاد صرفا به خاطر اصل و نفس دين اسلام بود نه به خاطر پول و جاه و غيره. شايد بعد از فتح مكه بعضی منافع شخصی، دليل ورود يا اسلامآوردن برخی شد اما در زمان مورد بحث چيزی جز دين وارزش و آموزههای آن نبود كه مسلمانان را به تحمل آن شرايط دشوار ترغيب كند.
عزتی همچنين ضمن تأكيد بر درك درست رسول الله (ص) از شرايط، افزود: البته نبايد اين واقعيت را ناديده گرفت كه قبل از هجرت رسول اكرم (ص) و ياران به مدينه و در سالهای آخر سكونت آنها در مكه به دليل بعضی از مردم به دليل همين تحريم و فشارهای اقتصادی، از گرويدن به اسلام خودداری میكردند و سير ازدياد مسلمانان تنزل يافته و رو به كاهش بود. حتی برخی از كسانی كه ايمان آورده بودند نيز از اطراف ايشان پراكنده شدند و بر روی عقيده خود پا گذاشتند، از اين رو معلوم نبود اگر حضرت محمد (ص) اصرار و پافشاری به ماندن در مكه و ادامه مقاومت با آن سبك و سياق میكردند چه بر سر اسلام و مسلمين میآمد.
نويسنده كتاب «ايمان، عقلانيت و رضايت خاطر» گفت: بايد بدانيم كه در جزيرة العرب آن روز آنقدرمسائل فكری و فرهنگی دغدغه نبود كه بخواهند با آرمانگرايی و برای دين و آخرت از دنيای خود بگذرند، لذا اين تحريمها تأثير داشت و اكثريت مردم حاضر نبودند اين سختیها را تحمل كنند. در چنين شرايطی پيامبر (ص) تصميم به هجرت با اصحاب از مكه به مدينه گرفتند و به عقيده بنده ايشان با انتخاب يك استراتژی درست اين پيام را ابلاغ كردند كه به خاطر حفظ يكتاپرستی، از مركز وحی و يكتاپرستی كه مكه بود مهاجرت میكنيم.
وی افزود: با در نظرگرفتن سير اين اتفاقات میتوان نتيجه گرفت كه اين تحريمها تا حد زيادی موفق بود. البته اين مهاجرت بر خلاف ميل كفار مكه بود، زيرا میدانستند چنين اتفاقی باعث تقويت اسلام میشود. بنابراين با در نظرگرفتن اراده و مشيت الهی بر حفظ اسلام وگسترش آن و پيروزی مسلمانان بر كفار، بصيرت و تدبير نبی اكرم(ص) در تصميم برای هجرت به مدينه و همچنين اهميت داشتن آسايش و رفاه مسلمانان در نظر ايشان، راهگشای ترويج اسلام و ازدياد پيروان و نيز پايانی بر آن وضعيت دشوار بود.
عزتی تصريح كرد: بزرگترين درسی كه اين سير اتفاقات و رفتار رسول الله (ص) در مقابل آنها به ما میدهد اين است كه به غير از دستورات خداوند و اصول دين، برای مسائل ديگر نبايد اينطور باشد كه به هر قيمت و بهايی ايستادگی كنيم و به هيچ عنوان انعطاف نشان ندهيم. بايد با سياستگزاری درست و توأم با واقعبينی در شرايط مختلف بهترين گزينه را كه به صلاح و نفع كشور، نظام اسلامی و مردم است انتخاب كنيم. پيشرفت كشورمان ايران يعنی پيشرفت نظامی كه دين میخواهد، يعنی پيشرفت اسلام و مردمی كه مسلمان هستند.
وی در ادمه با انتقاد از رواج برخی افراط گرايیها، گفت: اگر میخواهيم عقيده و انديشهای را ضمن تقويت، بسط و گسترش دهيم بايد زنده باشيم و اين زندگی نياز به لوازمی از جمله اقتصاد دارد. صرف اينكه صحبت از مقاومت میشود نبايد همه چيز و حتی آرمانهای اصلی و حياتی را فدا كنيم، به عبارت ديگر مقاومت كوركورانه به جايی نمیرسد. به عنوان مثال در شرايطی كه اوضاع اقتصادی كشور خوب نيست و در بعضی هزينههای جاری مشكل داريم و اين مسئله بر كسی پوشيده نيست، چه نيازی به كمك كردن به كشورهای ديگر وجود دارد؟
اين استاد دانشگاه در پايان اظهار داشت: متأسفانه تا كنون در بحث اقتصاد مقاومتی آنطور كه بايد و شايسته است موفق نبودهايم. اين مقوله نياز به برنامهريزی و تدبير بسيار سنجيده و دقيق توسط كارشناسان و صاحبنظران اقتصادی دارد و بايد مشخص شود چه مرجعی مسئول پيگيری اجرای اين برنامههاست، نه اينكه به كلام و تعبير اقتصاد مقاومتی بسنده كنيم. بايد ببينيم كدام گزينه و برنامه در عين خدشهدار نكردن اصول و آرمانها كمترين هزينه را به اقتصاد كشور و مردم وارد میكند يا به عبارتی چه چيز را از دست میدهيم و در قبالش چه به دست میآوريم. نبايد اصول را به خاطر فروع زير پا گذاشت، اين درسی است كه رفتار پيامبر (ص) به ما میآموزد.