امسال در بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللی قرآن باز هم شاهد حضور مؤسسات قرآنی هستيم كه به دنبال معرفی برنامهها و طرحهای خود هستند، اما مؤسسه بيتالاحزان با اجرای طرح دلنوشتهای برای مادر، خطوطی را به نمايش گذارده كه هر كدام قطرهای از راز دلهای عاشقی است كه برای مادر شعری از دلتنگی بقيع میسرايند.
گروه مؤسسات قرآنی مردمنهاد: امسال در بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللی قرآن باز هم شاهد حضور مؤسسات قرآنی هستيم كه به دنبال معرفی برنامهها و طرحهای خود هستند، اما مؤسسه بيتالاحزان با اجرای طرح دلنوشتهای برای مادر، خطوطی را به نمايش گذارده كه هر كدام قطرهای از راز دلهای عاشقی است كه برای مادر شعری از دلتنگی بقيع میسرايند.
|
عنوان اين مؤسسه قرآنی بر سر در آن بيش از هر چيزی ذهنم را با خود به نام حضرت زهرا(س) پيوند میدهد، مؤسسهای كه يكی از بزرگترين مؤسسات تخصصی حفظ قرآن در سطح كشور است و بيش از 126 شعبه نيز توسط اين مؤسسه در 9 استان كشور تأسيس شده است؛ مؤسسه بيتالاحزان حضرت زهرا(س) كه توسط حجتالاسلام والمسلمين شاهسونی راهاندازی و تأسيس شد.
بيتالاحزان را كه با خودم هجی میكنم، يادی از كوچههای مدينه در ذهنم نقش میبندد؛ يادم آمد از خانهای كه آتشی بر جانش افكندند و از گلبرگهای فاطمی كه در ميان شعلههای خشم دشمنان اهالی آن خانه سوخته بود؛ يادم آمد از خانهای كه اميد مردم بود و هنوز يادش اميد چشمان منتظری است كه آمدن فرزند فاطمه(س) را میطلبند.
آری بيتالاحزان حضرت زهرا(س)، نامی است كه بر روی مؤسسهای قرآنی میدرخشد؛ مؤسسهای كه مفتخر به تربيت و پرورش بيش از 700 حافظ كل قرآن است و هنوز نيز با استعانت از نام بانوی بزرگ اسلام، حضرت زهرا(س)، به فعاليتهای وسيع خود در عرصه قرآنآموزی در شهرستان استهبان و 8 استان ديگر ادامه میدهد.
اين مؤسسه قرآنی امسال برای دومين سال متوالی پس از حضور در بزرگترين نمايشگاه قرآنی كشور ـ بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللی قرآن ـ اقدام به اجرای طرحی مرتبط با نام خود كرده است.
طرح «دلنوشتهای به حضرت زهرا(س)» امسال برای دومين بار در غرفه اين مؤسسه قرآنی در نمايشگاه به مرحله اجرا در آمده است، طرحی كه شايد در نگاه اول برای مخاطب، كليشهای تعريف شود كه مبنای آن شركت در طرحی باشد، اما وقتی كنار غرفه حاضر میشوم و نگاهی بر دلنوشتهها میاندازم، ابر سنگينی از دلتنگی بر چشمانم مینشيند.
دلنوشتهها همه بر روی صفحه بزرگ و سفيد رنگی با امضاء و نام نويسندگان و گاهی هم بی نام و نشان به ثبت رسيده است؛ نوشتههايی از هر جنس، جنس مرغوب دلتنگیشان گاهی در لابهلای كلمات بيداد میكند. جنس برخی ديگر آنقدر ناياب است كه بیاختيار بر روی كلمات دست میكشم و دلم پر میكشد برای بقيع...
دلنوشتههايی كه برخی انگار سالهاست در قفس دلی حبس شده بود و اينجا مجالی يافته برای رهايی، برای رستن از قفس و پرواز در آسمان استجابت، دلنوشتههايی كه برخی نيز حكايت از قلمی مبتدی دارد، قلمی كه گويا نوشتن را نيز به تازگی فرا گرفته و خطوطی كه در لابهلای بالا و پايينرفتنهايش، هزاران حكايت ناگفته پنهان كرده است.
كمی دورتر از غرفه كه میايستم تا شاهد قدمهايی باشم كه اينجا برای لحظاتی كوتاه میايستند و در اين ايستگاه دلنوشتهها، اندكی تأمل میكنند؛ كودكی كه تازه سواد خواندن و نوشتن فرا گرفته، در كنار پدر میايستد و پدر كه غرق خواندن بنرهای معرفی مؤسسه است گويا لحظهای از قلب كوچك اما دريای فرزند خود غافل میشود.
كودك ماژيكی كه برای دستش كمی بزرگ است را در دست میگيرد و جملهای مینويسند و با عجله قلم را دوباره سر جايش میگذارد. قدمهای پدر و فرزند كمی دورتر كه میشود، جلو میروم، لابهلای نوشتهها، دنبال خط كودك میگردم ....
يعنی اين پسرك 8 يا 9 ساله چه دلنوشتهای برای بانو دارد؟ و اين سوال در ذهنم رژه میرود، از نگاه كنجكاوم لحظهای شرمگين میشوم، آری، اين نوشته از آن بانويی است كه او خود تنها میتواند بر نويسندگانش نظری افكند و راز دل بخواند و بداند؛ من كيستم كه به دنبال راز دل كودك میگردم...
در لابهلای نوشتهها حرفها و حاجات فراوان است، عدهای مادر را قسم میدهند به جان حسين(ع) و حاجت میطلبند، عدهای تنها عرض ارادتی میكنند و میروند، عدهای شايد با خواندن جملات و رازنوشتههای دلتنگ خود، اشكی بر پهنای آسمان چشممینشانند، اما تنها دلم بر روی نوشتهای مینشيند كه كلامش ساده اما دلنشين است.
چشمم بر روی خطوط مینشيند، «مادر جان دعا كن تا فرزندت بيايد و جهان را از ظلم پاك سازد» و زير نوشته عنوان شده است: يك مادر...
مهسا صبوری