کد خبر: 1265562
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۳

بنی صدر؛ سياست‌مداری كه به بی‌تقوايی خود باخت

هفتم مرداد سالروز فرار بنی‌صدر است، مهم‌تر از فرار او چگونگی سقوط و انحطاط اولين رئيس‌جمهور ايران است؛ رئيس‌جمهوری كه بدون خودسازی گام در وادی سياست نهاد و به سرعت در شطرنج سياسی كشور كيش و مات شد.


گروه سياسی: هفتم مرداد سالروز فرار بنی‌صدر است، مهم‌تر از فرار او چگونگی سقوط و انحطاط اولين رئيس‌جمهور ايران است؛ رئيس‌جمهوری كه بدون خودسازی گام در وادی سياست نهاد و به سرعت در شطرنج سياسی كشور كيش و مات شد.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، روز هفتم مرداد سال 1360 بنی‌صدر و رجوی دو نفر از خائنين به ملت از كشور گريخته و به فرانسه رفتند.


در اين ميان يكی از اين افراد يعنی بنی‌صدر مهم‌ترين پست اجرايی كشور را چند صباحی بر عهده داشت و در طی اين مدت با همه اركان انقلابی كشور و مسئولان انقلاب، روحانيت، بسيج، سپاه بنای ناسازگاری گذاشت.


امام خمينی (ره) مطابق قانون اساسی حكم رياست جمهوری وی را تنفيذ كردند و برای ايجاد هماهنگی و داشتن قدرت اجرايی بيشتر او را به رياست شورای انقلاب و به سمت فرماندهی كل قوا نيز منصوب كردند، اما در شش ماهه دوم سال 1359 بنی صدر روش خود را دگرگون كرد.


امام در بهمن سال 58 در بيمارستان قلب تهران در بياناتی فرمودند: «من يك كلمه به آقاى بنى‌صدر تذكر مى‏دهم، كه آن يك كلمه تذكر براى همه است: «حبّ الدنيا رأس كلّ خطيئة»، هر مقامى كه براى بشر حاصل مى‏شود، چه مقام‌هاى معنوى و چه مقام‌هاى مادى روزى گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است. توجه داشته باشند همه كسانى كه براى بشر خدمت مى‏كنند، كسانى كه داراى مقامى هستند، داراى پستى هستند، كه مقامْ آنها را مغرور نكند. مقام رفتنى است و انسان در حضور خداى تبارك و تعالى ماندنى است. من از آقاى بنى‌صدر مى‏خواهم كه مابين قبل از رياست جمهور و بعد از رياست جمهور در اخلاق روحى‏شان تفاوتى نباشد. تفاوت بودن، دليل بر ضعف نفس است و من از همه كسانى كه در مقامى هستند، چه مقام‌هاى كشورى و چه مقام‌هاى لشكرى مى‏خواهم كه به مقامات خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلاى اسلام و اعتلاى ملت مسلمان و اعتلاى كشور ايران كوشا باشند و اينطور نباشد كه به واسطه تقدم و تأخر يك نفر يا چند نفر موقتاً اسباب اين بشود كه كناره‌گيرى كنند و يا خداى نخواسته، مخالفت و كارشكنى. از خداوند تعالى مسئلت مى‏كنم كه همه ما را به راه خدا، به راه راست هدايت كند و از گرايش به شرق و غرب حفظ كند و از خوف از ابرقدرت‌ها حفظ كند».


اما بنی‌صدر به جای توجه به اين سخنان نورانی، پس از رسيدن به قدرت روز به روز از امام و مردم انقلابی كه وی با تظاهر به وفاداری به آنها خود را به رياست جمهوری رسانده بود، فاصله می‌گرفت و در مقابل به گروهك‌هايی كه قبلاً خود را دشمن سرسخت آنها معرفی كرده بود، نزديك می‌شد.


بنی‌صدر فرصت رياست جمهوری را نه برای خدمت، بلكه برای تضعيف نيروهای انقلاب می‌دانست و در سوی ديگر گروهك‌های ضد‌انقلاب، ليبرال‌ها در رياست جمهوری جولان می‌كردند و از انواع امتيازات بهره‌مند می‌شدند.


شايد بتوان گفت، اولين نشانه‌های فتنه در جمهوری اسلامی از سوی بنی‌صدر كليد خورد و وی با عملكرد خود مسير انحراف را در كشور ايجاد كرد، بنی‌صدر به شدت به دنبال دو قطبی كردن فضا بود، يعنی اينكه عده‌ای را طرفدار خود كند و اين عده با امام و مسئولان نظام درگير شوند و عده ديگری را در مقابل خود نشان دهد.


يكی از خصلت‌هايی كه موجب سقوط بنی‌صدر شد، غرور او بود، وی ادعای تخصص در انواع زمينه‌ها را داشت و هيچ‌گونه نقد و دلسوزی رابرنمی‌تافت و به شدت با كسانی كه به نقد او می‌پرداختند مقابله می‌كرد، اين غرور كار را به‌جايی رسانده بود كه خود را مستهظر به رای مردم می‌دانست و می‌پنداشت اين رای می‌تواند سپری باشد تا او هر كاری كه می‌خواهد انجام دهد.


او برای تضعيف امام(ره) نامه‌ای به ايشان نوشت و خواستار آن شد كه امام با نخست‌وزيری حاج احمد خمينی موافقت كند، اما امام با هوشياری پاسخ دادند: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدى اين امور شود. احمد، خدمتگزار ملت است و در اين مرحله با آزادى بهتر مى‏تواند خدمت كند.»


امام به عنوان رهبری الهی و معنوی در برابر اين حركت‌های بنی‌صدر در ابتدا او را بارها نصيحت كردند، اما به تدريج كه بنی‌صدر از نظام فاصله می گرفت و مشكلاتی برای كشور پديد می آورد، امام در نهايت پس از رای عدم كفايت مجلس فرمودند«پس از رأى اكثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى مبنى بر اينكه آقاى ابوالحسن بنى صدر براى رياست جمهورى اسلامى ايران كفايت سياسى ندارد، ايشان را از رياست جمهورى اسلامى ايران عزل نمودم.»


بنی‌صدر كه می‌توانست به بركت نظام اسلامی، همه موجب خدمت به مردم شود و هم در دل امام و مردم جای گيرد، در نهايت چند روزی پس از عزل مخفی شد و با آرايش زنانه همراه با بعضی از سران گروهك منافقين از جمله مسعود رجوی از كشور خارج شد و به پاريس گريخت.


امروز نيز در فرانسه بنی‌‌صدر گوشه انزوا گرفته است و هرازگاهی سخنانی می‌گويد كه ادامه همان بی‌تقوايی و غرور اوست، سرنوشت او عبرتی برای سياست‌مداران در هر نقطه‌ای از جهان است تا مشاهده كنند كه غرور و خودخواهی چگونه انسان را از اوج به حضيض ذلت می‌كشاند.

captcha