چاووشخوانی بيش از هر چيز به طهارت باطنی و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به كسب تجربه و تمرين و ممارست نيازمند است. چاووشانِ پيشكسوت، پس از رسيدن به مرحله علمداری، درصدد برمیآمدند به تربيت شاگرد بپردازند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه اردبيل، چاووشیخوانی يك سنت ديرين و آوازی است كه با صدای زيبا و دلنشين خوانده میشود و خبر عزيمت يا بازگشت زائری را از اماكن مقدس اعلام مینمايد كه امروزه بهدست فراموشی سپرده شده است كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همكاری ادارهكل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبيل در تلاش است كه با برگزاری جشنواره كه امسال شاهد هشتمين دوره از اين جشنواره هستيم اين سنت ديرين را احيا نمايد.
با آغاز هشتمين دوره جشنواره مديحهسرايی و چاووشیخوانی در اردبيل، عطر امام رضا(ع) در دارالارشاد به مشام دوستداران غريبالغربا میرسيد تا بارديگر خاستگاه تشيع در كشور جامه معنويت به تن كرده و مردمان اين ديار كبوتران دل خود را بهسوی حرم رضوی پرواز دهند.
از ديرباز ارادت مردم مؤمن و لايی استان اردبيل به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بر كسی پوشيده نيست و از آنجايیکه این استان از جمله استانهايی است که دارای سابقه درخشانی در برگزاری سنت معنوی و زيبای چاووشیخوانی است امسال برای هشتمين سال است كه شاهد برگزاری جشنواره مديحهسرايی، چاووشیخوانی، ابتهال و تواشيح در استان اردبيل هستيم.
معنی چاووش در لغتنامه
«چاووش» واژهای تركی است، بهمعنای جارچی، پيك، پيشرو كاروان، كسیكه دعوت رفتن به زيارت عتبات عاليات و خانه خدا كند.
چاووش، كسی بوده كه در فصل مناسبِ زيارت، در دهات و روستاها، سواره يا پياده به راه میافتاده و روستاييان را بهوسيله جارزدن و خواندن اشعار نغز و دلكش در مدح و منقبت امامان معصوم(ع) برای رفتن به زيارت تهييج و تشويق میكرده است.
لغتنامه فرهنگ دهخدا، واژه «چاو» را به «بانگ و سر و صدای گنجشك، هنگامی كه از بيم دزديده شدن جوجهاش بانگ بر میآورد» معنا كردهاست. بعيد نيست اين معنی و مفهوم در واژه چاووش نيز درنظر گرفته شده باشد؛ گويی چاووش با صدای گرم و پرشور خود، ناله سرداده است تا درد فراق و دوری عاشقانه خود و زائران را بيان كند و میخواهد آنان را سرشوق آورد.
تبیین اهداف چاووشیخوانی
چاووشی آوازی است كه با صدای زيبا و دل نشين خوانده میشود و خبر عزيمت يا بازگشت زائری را از اماكن مقدس اعلام مینمايد. رسم بر اين بوده كه يك هفته قبل از عزيمت زائر، چاووشخوان بر پشت بام منزلی و يا مسجدی با اشعاری زيبا به اطلاع عموم میرساند، كه شخص قصد سفر به مكه معظمه يا كربلای معلی يا مشهد مقدس را دارد و به تناسب مقصد، اشعار تفاوت داشته است. از فوايد چاووشیخوانی اين بوده كه ديگران را برای عزيمت تحريض مینمود و چه بسا در طی همين هفته گروهی گرد میآمده و به زيارت نايل میشدهاند.
در روز مسافرت چاووشخوان بر فراز پشت بام اولين قصدكننده مستقر میشده و اهل محل و دوستان با شنيدن بانگ چاووش بر در خانه وی تجمع میكردند و با ديدهبوسی او را بدرقه كرده و التماس دعا میگفتند. اين عمل به تعداد زوّار تكرار میشده تا تمام آنها ميان روستا جمع میشدند و اهالی زائران را به اتفاق راهی میكردند.
زيارت مزار خاندان نبوی برای هر عاشق چهارده معصوم، سعادت معنوی بزرگی است كه شايد در طول عمر به دفعات معدودی نصيب آنان شود و يا بسياری از افراد با اين آرزو دار فانی را ترك نمايند. پيشينيان ما به اين موضوع بسيار اهميت میدادند و به همين خاطر رفتن و بازگشتن زائران را با مراسم ويژهای همراه میكردند. در سالهای نهچندان دور رفتن به زيارت عتبات عاليات و مشهد مقدس دارای آداب و مراسمهای ويژهای بود كه هر يك به نوبه خود علاوه بر اهميت و جذابيت، تأثيرات و كاركردهای بسيار مفيدی برای خانوادهها و جامعه داشت.
چاووشی بهعنوان يك حرفه مستلزم لباس خاصی نبود. چاووش اگر سيد بود شال سبزی بر گردن میانداخت و اگر نه شال سياه رنگ حمايل سينه خود میكرد. چاووشی تجربه میخواست و چاووش از نوچگی به تمرين و ممارست میپرداخت تا علمدار شود و بيرق چاووشی بر دوش گيرد. هر چند او در مناره به مؤذنی میپرداخت و يا در مجالس تعزيت مرثيه میگفت و حتی در مراسم عروسی(مدح علی) نيز میخواند. اشعار جاری گشته بر زبان چاووشان، وصقی بود و رثايی و همراه با بشارت و آرزو و برآورده شدن حاجات اشعار غالباً فیالبداهه ازسينه جاری میشد.
ویژگیهای چاووشی خوانان
چاووشان، مردان پاك و خداشناسی كه وجودشان سرشار از عشق و محبت به خدا و اوصيای او بوده است، همواره بين مردم به نيكنامی و صلاح مشهور بودهاند. آنها خصلتهای ويژهای داشتهاند كه عبارت بود از:
خلوص نيت؛ كه اين بشيران و قاصدان زيارت كوی دوست، انگيزهای جز نزديك شدن به خدا و عشق به او و اوليای حق در سر نداشتهاند و...
صدای خوش و نفسی گرم؛ كه در نتيجه، صحنههايی ايجاد میشد كه بیاختيار اشك چشمها را روان میكرد و دل شنوندهها را میربود و بیمقدمه راهی سفر و زيارت میكرد.
راهنمايی اهل كاروان(در صورت همراه شدن در طول سفر با ساير زوار)؛ آنها در انجام واجبات، مستحبات، دعاها، خواندن زيارت نامهها و همچنين معرفی مكانهای مورد بازديد زائران , راهنمای آنها بودند چاووشان در هر مكان، زائران را با وقايع و مصايبی كه بر خاندان رسول خدا(ص) گذشته، آشنا میكردند.
مراقبت و حمايت از زائران(در صورت همراه شدن در طول سفر با ساير زوار)؛ چاووشان از بدو حركت كاروان تا هنگام برگشت، در تمام مراحل، حامی زائران بودهاند. گاه افراد جوانتر از بردن افراد سالخورده بهدليل سختی و مشكلات راه امتناع میكردند، در اين موقع آن پير دل باخته، ملتمسانه دست به دامن چاووش میشد و چاووش از خانواده او میخواست كه مانع او نشود و خود حمايت و مراقبت از او را بهعهده میگرفت. همچنين چاووشان در گرفتن تذكره، مهيا كردن آذوقه راه و تهیّه منزل، همواره حامی و پشتيبان زائران بودهاند.
هنگامیكه كسی از مكه يا عتبات عاليات می آمد جمعی از اهالی يك كيلومتر يا بيشتر به استقبال او می رفتند و هنگامیكه حاجی يا كربلايی به محل استقبال می رسيد، از طرف خانواده، اقوام و دوستان نزديك يكی دو گاو و گوسفند زير پای او قربانی می كردند. پس از روبوسی؛ حاجی يا كربلايی را با سلام و صلوات و در حالی كه يك نفر چاوشی می خواند و در مسير راه او اسفند و كُندُر دود می شد به محله می آوردند.
چاووشخوانی از حيث ادبی، از نمونههای ادبيات عاميانه و از نوع غنايی آن بهشمار میرود كه محتوای آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگی، بيان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشكلات راه و مصائبی است كه بر خاندان پيامبر(ص) گذشته است.
طهارت باطنی و صفا و اخلاص؛ از صفات بارز چاووشخوانان
چاووشخوانی بيش از هر چيز به طهارت باطنی و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به كسب تجربه و تمرين و ممارست نيازمند است. چاووشانِ پيشكسوت، پس از رسيدن به مرحله علمداری، درصدد برمیآمدند به تربيت شاگرد بپردازند؛ بنابراين به آموزش مراحلی به نوآموزان چون نوچگی، روخوانی از چاووشنامهها، از بركردن، همآوايی و همراهی با چاووش ماهر، میپرداختند.
چاووشخوانی با توجه به ظرايف هنری آن، گاه به صورت تكخوانی و گاه بهصورت همآوايی اجرا میشده كه در شكل دوم، حال و هوای خاصی داشته است. در اين نوع از چاووشخوانی، زوّار و مردم بدرقهكننده با چاووشان همنوا میشدهاند. در چنين فضای معنوی، هيجان و شور همه جا را فرامیگرفت و لحظاتی زائر و غيرزائر با خداوند متعال و اوليايش به زمزمه مشغول میشدند. همين حال روحانی باعث میگرديد كه اگر افراد احياناً كينه و كدورتی در دل نسبت به هم داشتند، آن را فراموش كرده و محبت و همدلی بر آنها حكم فرما شده، از هم حلاليت بطلبند. زيارت دارای سنتها و آدابی است كه زيبايی معنوی در آن موج زده و آثار فراوانی هم دارد. از جمله اين سنتها كه نشان از شعائر و تقوای قلوب مؤمنان دارد، چاووشیخوانی است. چاووشی خود حرفهای است از حرف معنوی، صدای خوش میخواست و نفس گرم ... چاووش بشير سفر بود و قدرت چاووش بر بديههگويی و خوشلحنی و بر شناسايی موقعيتها و شخصيتها و توصيف زائران و عاشقان زيارت استوار.
چاووشخوانان با برپايی مراسمی ياد و نام اولياءالهی عشق و معرفت به آنان رادر جان و روان پير و جوان، زن و مرد به جريان میانداختند و چنان شور و هيجانی ايجاد میكردند كه جذبه آن اختيار را از كفها میربود و شيعيان دلباخته را بیمقدمه راهی زيارت میكرد. دريغ و افسوس كه در زمان ما بر اين سنت اسلامی همچون ديگر سنت حسنه گرد فراموشی نشسته و كم رنگتر شده است. ديگر كوچهها، روستاها و شهرها آن فضاهای سرشار از معنويت و صفای سفر به عتبات را كمتر در خود میبيند.
به شاه قبر بر طلا حضرت رضا صلوات، به شاه خراسان حضرت رضا صلوات / به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات/ دوازده پسران علی بن ابيطالب/ به طاق ابروی هر يك جدا جدا صلوات/ هم نجف، هم كربلا هم مشهد شاه رضا شكراله شد نصيبم مشهد شاه رضا يافتم بوی بهشت از مرقد شاه رضا/
ما به نزد حضرت شاه خراسان میرويم /با سرو جان در بر سلطان ايمان میرويم/ قبله هشتم، امام هشتمين باشد رضاما/ به نزد آن شهنشاه غريبان میرويم/ هر كه دارد آرزو بر گو بيا/ با كاروان ما به نزد آن امام انس وهم جان می رويم/ آن امامی كه مراد عالمی سازد روا / در حضور او به اميد فراوان می رويم/ خاك ايوان طلا را سورمه چشمان كنيم/ سر ز پا نشناخته در نزد جانان میرويم/ هر كه را عشق امام در اين بود بر گو بيا گو بيا با ما كه با عهد و پيمان میرويم/ ز تربت شهدا بوی سيب میآيد/ ز طوس بوی رضای غريب میآيد/ برو به مشهد و شاه رضا زيارت كن ببين كه بوی غربت از غريب میآيد...
يادآور میشود، هشتمين جشنواره مديحهسرايی، چاووشیخوانی، ابتهال و تواشيح رضوی 19 شهريورماه در استان اردبيل برگزار میشود.