کد خبر: 1283329
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۶
بررسی تاثير احسن‌القصص بر انديشه و اعتقادات كودكان/29

تأثيرگذاری بر باورهای كودكان با بيان داستان صبر حضرت ايوب(ع)

سختی‌ها و مصائب، پله‌های عروج مؤمنين هستند؛ از اين زندگی انبيای الهی و ائمه اطهار(ع) كه سراسر سختی و مشقت بود، می‌تواند برای همگان درس‌آموز باشد؛ با استفاده از اين داستان قرآنی می‌توان زمينه صبر و استقامت در برابر مشكلات را در كودكان افزايش داد.









سازندگان اصلی هر جامعه، بزرگان و سردمداران آن جامعه هستند؛ از اين رو يكی از شيوه‌های ايجاد محيط تربيتی مناسب، ايجاد و معرفی الگوهای شايسته در آن محيط است. وجود الگوهای محبوب در جامعه به خودی خود، افراد آن جامعه را به سوی آنها سوق می‌دهد و افراد را ترغيب می‌كند تا از مكارم اخلاقی آنها الگو بگيرند.


سرمشق‌گيری و تقليد از رفتار يك اسوه و الگو يكی از انواع يادگيری است. چرا كه الگوهای زمان حال می‌تواند برای جامعه سودمند باشد و از سوی ديگر اسوه‌های اخلاقی و انسانی گذشته هم می‌تواند سبب ايجاد حياتی جديد برای آنها باشد و نقش مهمی در سازندگی افراد ايجاد كند. ترسيم چهره‌های انبيا و اوليای گذشته يكی از اين موارد است كه برای همگان دوست‌داشتنی است و ما در اين نوشتار گذری بر زندگی حضرت ايوب(ع) و نكات تربيتی مهمی كه در زندگی وی وجود داشته و در قرآن كريم آمده است داريم.


سرگذشت حضرت ايوب(ع)، اين پيامبر شكيبا تنها در آيات 41 ـ 44 سوره شريفه «ص» آمده است، اما همين مقدار اندك هم می‌تواند نكات تربيتی فراوانی داشته باشد. آزمون الهى همواره برای همه انسان‌ها قرار داده می‌شود و انبيای الهی نيز از اين آزمون مستثنا نبودند و حتی مورد سخت‌ترين آزمايش‌ها قرار می‌گرفتند؛ چرا كه طبيعت زندگى اين جهان، بر اين اساس بنا نهاده شده است و بدون درك سختی‌ها، استعدادهای نهفته انسان شكوفا نمی‌شود و به بالندگی و رشد نمی‌رسد.


فرج بعد از شدت، نكته‌ای است كه در اين ماجرا نهفته است، هنگامى كه امواج حوادث و بلا از هر سو، انسان را در فشار قرار مى‌دهد، نه تنها نبايد مأيوس و نوميد شد، بلكه بايد آن را نشانه و مقدمه‌اى بر گشوده شدن درهاى رحمت الهى دانست؛ چنان كه اميرمؤمنان على(ع) مى‌فرمايد: «عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ یَكُونُ الرَّخَاءُ؛ هنگامى كه سختى‌ها به اوج خود مى‌رسد فرج نزديك است، و هنگامى كه حلقه‌هاى بلا تنگ‌تر مى‌شود، راحتى و آسودگى فرا مى‌رسد».


از اين ماجرا بعضى از فلسفه‌هاى بلاها و حوادث سخت زندگى را می‌توان دريافت و به آنها كه وجود آفات و بلاها را ماده نقضى بر ضد برهان نظم در بحث توحيد مى‌شمرند، پاسخ داد، كه وجود اين حوادث سخت، گاه در زندگى انسان‌ها از پيامبران بزرگ خدا گرفته تا افراد عادى، يك ضرورت است؛ ضرورتی برای تكامل وجود انسان.


در بعضى از روايات اسلامى از امام صادق(ع) آمده است؛ «بيش از همه مردم، پيامبران الهى گرفتار حوادث سخت مى‌شوند، سپس، كسانى كه پشت سر آنها قرار دارند، به تناسب شخصيت و مقامشان» و نيز از همان امام بزرگوار(ع) نقل شده كه فرمود: «در بهشت مقامى هست كه هيچ كس به آن نمى‌رسد، مگر در پرتو ابتلائات و گرفتارى‌هایى كه پيدا مى‌كند».


ماجرای زندگی حضرت ايوب(ع) درس شكيبایى را به همه مؤمنان راستين در تمام طول زندگى مى‌دهد؛ همان صبر و شكيبایى كه سرانجامش پيروزى در تمام زمينه‌هاست و نتيجه‌اش داشتن مقام محمود و منزلت والا در پيشگاه پروردگار. آزمونى كه براى يك انسان پيش مى‌آيد، در عين حال آزمونى است براى دوستان و اطرافيان، تا ميزان صداقت و دوستى آنها، محك زده شود كه تا چه حد وفادار هستند.


سخن از ايوب است، او كه الگوی صبر و استقامت است، تا به مسلمانان آن روز و امروز و فردا درس مقاومت در برابر مشكلات و ناراحتی‌های زندگی دهد و به پايمردی دعوت كند و عاقبت محمود اين صبر را روشن كند. ايوب پيامبری است كه پيامبر بزرگ ما، سرگذشت او را برای مسلمانان بازگو كرد تا از مشكلات طاقت‌فرسا نهراسند و از لطف و رحمت خدا هرگز مأيوس نشوند.


قرآن در اين زمينه در سوره «ص» آيه 41 می‌گويد: «بنده ما ايوب را به ياد آور هنگامی كه پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.» از اين كلام الهی، در وهله نخست، مقام والای ايوب در پيشگاه خدا به عنوان «بنده ما» به خوبی استفاده می‌شود و در مرحله بعد، اشاره سربسته‌ای است به گرفتاری‌های شديد و طاقت‌فرسا و درد و رنج فراوان ايوب.


اين پيامبر صبور، هنگامى كه اموال، ثروت و سلامت خود را از دست داد، دوستانش نيز خسته و پراكنده شدند، و دوستان و دشمنان زبان به شماتت و ملامت گشودند و بهتر از هر زمان، خود را نشان دادند و ديديم كه رنج ايوب(ع) از زبان آنها بيش از هر رنج ديگر بود؛ چرا كه براساس مثل معروف، «زخم‌هاى نيزه و شمشير التيام مى‌يابد، اما زخمى كه زبان بر دل مى‌زند التيام‌پذير نيست».


دوستان خدا كسانى نيستند كه تنها به هنگام روى آوردن نعمت، به ياد او باشند، دوستان واقعى كسانى هستند كه در بلا و نعمت، در بيمارى و عافيت و در فقر و غنا، به ياد او باشند و دگرگونى‌هاى زندگى مادى، ايمان و افكار آنها را دگرگون نكند. امير مؤمنان على(ع) در آن خطبه پرشورى كه در اوصاف پرهيزگاران براى دوست باصفايش «همّام» بيان كرد و بيش از يكصد صفت را براى متقين برشمرد، يكى از اوصاف مهم اين افراد را اين ويژگی مى‌شمرد: «روح آنها به هنگام بلا همانند حالت آسايش و آرامش است».


از اين ماجرا اين حقيقت را می‌توان دريافت كه نه از دست رفتن امكانات مادى و روى آوردن مصائب و مشكلات و فقر، دليل بر بى‌لطفى خداوند نسبت به انسان است و نه داشتن امكانات مادى دليل بر دورى از ساحت قرب پروردگار، بلكه انسان مى‌تواند با داشتن همه اين امكانات بنده خاص او باشد، مشروط بر اينكه: اسير مال و مقام و فرزند نشود و با از دست دادن آن، زمام صبر از دست ندهد. همانطور كه شاعر می‌گويد: هر كه در اين بزم مقرب‌تر است/جام بلا بيشترش می‌دهند.


با توجه به اين داستان كه خداوند در قرآن كريم به آن اشاره فرموده است، می‌توان برای كودكان مثل زد و از انسان‌های بزرگی ياد كرد كه در هنگام سختی‌ها، توكل خود را به خداوند كريم از دست نمی‌دهند.


از آنجا كه داستان از هر ابزار ديگری برای آموزش به كودكان كارآمدتر است، بايد از اين وسيله استفاده كرد تا به كودكان ياد داد كه در برابر سختی‌هايی كه در زندگی متحمل می‌شوند، صبر پيشه كند و بياموزند كه افرادی كه دچار بلا و مصيبت می‌شوند، اگر از راه حق منحرف نشده باشند، در اين حالت بيش از حالت آسايش در لطف و رحمت خداوند متعال واقع شده‌اند.


با توجه به اينكه اغلب كودكان در دوران كودكی با سختی‌ها آشنايی ندارند و اين موارد را در سن نوجوانی و جوانی تجربه می‌كنند، بايد از كودكی، اين موارد به آنان گوشزد و آموخته شود تا در اعتقادات و باورهای آنان رسوخ پيدا كند و در بزرگسالی بتوانند با پيشينه قوی كه در كودكی آموخته‌اند، در برابر مشكلات صبر و استقامت داشته باشند.

captcha